نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه
چه خبر از ایران ؟؟
ادامه استفاده از ماده سرطانزا در الیاف ایران با وجود ممنوعیت ۱۰ ساله
خبرگزاری مهر، روز شنبه نوشته که با گذشت ۱۰ سال از تصویب قانون ممنوعیت استفاده از ماده خطرناک آزبست در ایران و به رغم سپری شدن مهلت ۷ ساله، کارخانجات تولیدکننده محصولات آزبستی همچنان از این ماده سرطانزا استفاده میکنند.
آزبست از مواد نسور خطرناک است که استفاده از آن در کشورهای پیشرفته از مدتها پیش ممنوع شده است.
این خبر از قول مسئولان مینویسد که تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد میزان آزبست در میدان تجریش و در هوای مناطق مرکزی شهر به خصوص در خیابان و میدان انقلاب، خیابان فتحی شقاقی، کارگر شمالی و خیابان سهروردی بسیار بالا است که این موضوع سلامتی شهروندان را با خطر جدی مواجه میکند
به گزارش روز سهشنبه ایسنا، وحید نوروزی، مشاور معاون شهردار تهران در امور محیط زیست، گفت که «میزان الیاف آزبست در هوای تهران حدود ۵۰ برابر شهرهای اروپایی و آمریکاست و سرطانزا بودن آلاینده آزبست محرز شدهاست.»
وی افزود: « ۴۲۰ هزار واحد صنعتی در کشور وجود دارد که حداقل ۸۰ هزار واحد آن از نظر زیست محیطی نیاز به کنترل جدی آلایندگی دارند و دهها کارخانه تولیدی در سراسر کشور وجود دارد که از آزبست در تولیدات خود استفاده میکنند.»
شماری از کارکنان متروی تهران میگویند که به دلیل آلودگی هوای داخل مترو دچار بیماریهای پوستی، و به خاطر استفاده از مواد صنعتی آزبــِستدار در قطارهای مترو دچار مشکلات ریوی شدهاند.
مرگ ششمین ورزشکار ایران در ۱۰ روز
منابع خبری ایران و از جمله «کلمه»، روز یکشنبه نوشتند که مرگ نابهنگام محمودرضا صادقنیا، کاراتهکای اهل استان لرستان، ششمین سانحه منجر به فوت برای ورزشکاران ملیپوش ایرانی در ۱۰ روز اخیر است.
وی به علت ایست قلبی در حین برگزاری مسابقه جان خود را از دست داد.
در جمعبندی «کلمه»، در روزهای اخیر روحالله داداشی، قهرمان مسابقات زورآزمایی در ایران، در پی نزاع نیمهشب در کرج، با ضربات چاقو از پا درآمد.
رضا کریمپور، تیرانداز ملیپوش ایران در اثر سقوط از ارتفاعات منطقه گرمسار درگذشت. زهرا فرجی، قایقران تیم ملی روئینگ زنان ایران هم در حادثهای در سد شهرچای ارومیه جان خود را از دست داد.
افزون بر این، لیلا اسفندیاری بانوی کوهنورد ایرانی هنگام بازگشت از قله گاشربروم ۲ در نپال دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد.
صادق شیخزاده قهرمان خوزستانی پرس سینه ایران، پیش از انجام مسابقات قهرمانی کشور دچار خونریزی از بینی شده و فوت کرد.
چهل و چهار در صد قتلها در ایران با قمه، شمشیر و ساطور انجام میشود
مهر، شنبه: محمد مصطفایی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور با اشاره به وقوع ۴۴ درصد از قتلهای کشور در سال گذشته با استفاده از سلاح سرد گفت: «این میزان از قتلها با استفاده از چاقو، قمه، دشنه، شمشیر و ساطور انجام شدهاست. متاسفانه وقوع قتل با استفاده از سلاح سرد بیش از ۳ درصد افزایش داشتهاست.»
وی افزود که «سلاح سرد که امروزه به عنوان نخستین آلت قتل در کشور مورد استفاده قرار میگیرد به راحتی در دسترس شهروندان قرار دارد.»
محمد مصطفایی اظهار داشت: «سال گذشته پلیس تهران برای نخستین بار اقدام به اجرای طرح جمعآوری و برخورد با حاملان سلاح سرد کرد. طرحی که تنها در مرحله اول آن هزار نفر دستگیر و هزاران چاقو، قمه، خنجر و تبر از افراد کشف و ضبط شد. با اجرای این طرح بسیاری از افراد در ابتدا با آن مخالفت کردند.»
ایجاد ۴۰ مرکز ترک اعتیاد در گیلان
خبرگزاری فارس، دوشنبه: سعید سادات منصوری، معاون پیشگیری از آسیبها و معلولیتهای بهزیستی گیلان گفت: ۴۰ مرکز ترک اعتیاد و درمان معتادان با عنوان «کمپ» در حال گرفتن مجوز راهاندازی از بهزیستی گیلان هستند.
وی افزود: «سن مصرف مواد مخدر در جامعه بسیار پایین آمده است و حتی شاهد مسمومیت تریاک در وجود بچهها هستیم.»
سادات منصوری مصرف ماده مخدر کراک و شیشه را بیشترین مواد مورد استفاده جوانان در گیلان عنوان کرد و اظهار داشت: «فرد با حتی یک بار مصرف این مواد معتاد میشود و راه درمانی نیز برای افراد کراکی و شیشهای وجود ندارد.»
کشف ۹ هزار امامزاده طی ۳۰ سال در ایران
سایت محافظهکار «سیاستنامه!» در گزارشی اعلام کرد در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ امامزاده در سال به امامزادههای کشور افزوده شده و تعداد امامزادههای ایران ۷برابر شدهاست!!؟.
این سایت روز شنبه با ابراز نگرانی از افزایش «امامزادههای دروغین» در ایران نوشته است که «تعداد امامزادهها در اوایل انقلاب هزار و پانصد تن بوده که متأسفانه به ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن» افزایش یافتهاست!؟.
به نوشته این سایت، «بیش از پنج هزار تن از امامزادگان مدفون در ایران را به نام امام موسی کاظم نسبت میدهند.»
به گزارش سایت «سیاستنامه»، استان اصفهان به دلیل شرایط آب و هوایی و تعدد مناطق روستایی یکی از پر امامزادهترین استانهای کشور پس از استانهای شمالی محسوب میشود
به نوشته این سایت، «تنها در یکی از شهرستانهای استان اصفهان به نام خوانسار حدود پنج امامزاده وجود دارند که دو تن از آنها دو سال پیش یعنی در سال ۸۸ طی اتفاقی نادر کشف شدند!!؟.»
این سایت مینویسد که ایجاد این امامزادهها با «قصهها، رؤیاپردازیها و خوابهای دیده و ندیده برخی اهالی» آغاز میشود و «کمتر کسی(ازاهالی سادگی!) به نسبشناسی مقبره مذکور شک میکند!!؟.»
خبرگزاری مهر، دوم اردیبهشتماه از شناسایی مقابر ۳۲ امامزاده جدید طی سال گذشته در استان مازندران خبر داد و نوشت که «سال گذشته با ۲۰ میلیارد ریال اعتبار از محل بودجههای ملی، استنی و نذورات، احداث مقابر ۱۳۲امامزاده مازندران آغاز شده که بخشی از مراحل ساخت و تجهیز آنها در سال جاری ادامه دارد.»
اعزام ۸ هزار مبلغ به سراسر ایران
خبرگزاری فارس، جمعه: غلامعباس موسوی، مدیرکل امور مبلغان دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، از اعزام ۸ هزار مبلغ در ماه رمضان به سراسر کشور خبر داد.
وی در مورد مأموریتهای این مبلغان به «تبلیغ چهره به چهره، قرائت دعاهای ماه رمضان، برگزاری حلقههای معرفت!، و اقامه نماز جماعت» اشاره کرد.
آبنماهای ۳۵ میلیونی چینیها در تهران
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، روز یکشنبه نوشت: «پای مجسمههای چینی به خیابانهای تهران باز شدهاست. این خبر شاید تآسفبرانگیزترین خبری باشد که طی ماههای اخیر در حوزه هنرهای تجسمی میتوان شنید ولو آنکه بهگفتهٔ مدیران شهرداری؛ واردکننده آنها توبیخ شدهباشد.»
به نوشته ایلنا، این مجسمههای چینی در بلوار میرداماد، بلوار آیت الله کاشانی، میدان دکتر قندی «با توجیه آبنما بودن» کار گذاشته شدهاست.
این گزارش، از سنخیت نداشتن کارگذاری مجسمههایی مانند مجسمه دلفین در تهران و دعوت نکردن از هنرمندان مجسمهساز ایرانی برای این پروژهها انتقاد کرده و مینویسد: «این پروژهها هر کدام بیش از ۳۵ میلیون تومان هزینه دربرداشتهاند و البته قرار است در نقاط دیگری از شهر ازجمله میدان خراسان نیز نمونههایی از چنین آبنماهایی نصب شود. به نظر میرسد سرازیر شدن بودجههای شهرداری به سوی شرکتهای چینی همچنان ادامه دارد.»
«قرارداد ۲۰ ساله شهرداری با شرکت خارجی جای سؤال دارد»
ایسنا، سهشنبه: یکی ازاعضای کمیسیون برنامه و بودجه شورای اسلامی شهر تهران نسبت به قرارداد منطقه پنج شهرداری تهران با «هایپرمارکتهای پارس» در خصوص اجاره زمینی با نرخ اجاره ثابت به مدت ۲۰ سال با یک شرکت خارجی اعتراض کرد و خواستار بررسی و چرایی این موضوع شد.
به گفته وی منطقه پنج با هایپرمارکتهای پارس در سال ۸۵ قراردادی بستهاست که بر اساس آن ۲۶ قطعه زمین به مساحت دو هزار و۵۰۰ متر مربع برای مدت بیست سال به هایپرمارکتهای پارس اجاره داده شود.
هایپرمارکت گونهای از فروشگاههای عظیم است که سوپرمارکتها و فروشگاههای زنجیرهای خردهفروش و عمدهفروش را در یکجا ادغام میکند.
شش چاپخانه باسابقه در تهران ورشکسته شدند
مهر، چهارشنبه: شش چاپخانه در تهران به دلیل زیاندهی و عدم برگشت سرمایه، سهامشان را واگذار و این حرفه را رها کردند.
چاپخانههای «آشنا»، «شاهین»، «مرکز»، «نیک»، «سپیده» و «دقتپور» که همگی در تهران فعال بودند، به دلیل زیاندهی سهامشان را واگذار و مانند برخی دیگر از واحدهای چاپیِ گرفتار مشکلات مالی، این حرفه را رها کردند.
این گزارش میافزاید: «بسیاری از چاپخانههای کشور در ماههای اخیر به دلیل اجرایی نشدن وعده دولت مبنی بر ارائه بستههای حمایتی صنعت چاپ در قالب عرضه تسهیلات بانکی به واحدهای چاپی، دچار مشکلات مالی شدهاند و برخی از آنها حتی در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند.»
نود درصد ارگ بهارستان تخریب شده است
خبرگزاری مهر، روز جمعه نوشت: ارگ بهارستان بیرجند میراث به جا مانده از دوره افشاریه در حالی غزل خداحافظی را سر میدهد که گزارشهای رسانهها در دو سال گذشته هم نتوانست آن را نجات دهد.
ارگ بهارستان بیرجند در معرض تخریب
بنا به این گزارش «تجاوز نهادهای مختلف به حریم این بنای تاریخی عامل تخریب بنا بودهاست» و مسئولان میراث فرهنگی متهم اصلی در پرونده تخریب ارگ بهارستان را بنیاد مستضعفان میدانند، اما بنیاد مستضعفان این اتهام را رد میکند.
این ارگ تاریخی که پناهگاه لطفعلی خان زند و دیگر همراهان وی نیز بودهاست در سالهای ۱۲۰۵ و ۱۲۰۶ هجری قمری ساخته شده و یکی از بزرگترین و باشکوهترین باغهای ایرانی بودهاست.
گزارش مهر مینویسد: «متأسفانه سالها قبل از شناسایی و ثبت آن در فهرست آثار ملی بخش گستردهای از آن توسط نهادهای مختلف دولتی و نیمهدولتی مجزا شده و آنچه از این باغ باشکوه باقی مانده کوشکی نیمهویران و فضاهای مخروبه است که هنوز توجه مسئولین امر را به خود جلب نکرده تا از ویرانی نجات یابد.»
احتمال بیابان شدن جنگلهای زاگرس تا ۱۰ سال دیگر
ایسنا، سهشنبه: تقی ایروانی، فرمانده یگان حفاظت جنگلها، مراتع و آبخیزداری اعلام کرد: «اگر مراقبت از جنگلهای زاگرس را با همین روش ادامه دهیم با وجود گردوغبارها شاید کمتر از ۱۰ سال دیگر زاگرس به بیابان تبدیل شود.»
ایروانی خاطرنشان کرد: «از سال ۸۵ تاکنون ۴۶ درصد از کل پروندههای تخریب، تصرف و... در منطقهٔ زاگرس (۱۱ استان) بودهاست که کاهش این آمار نیازمند مدیریت قوی و منسجم است.»
وی افزود: «از سال ۸۵ تا سال ۸۹، ۶۰ درصد آتشسوزیها مربوط به منطقه زاگرس بوده که ۷۶ درصد سطح سوختهشده در این مناطق داشتهایم.»
دویست و پنجاه سایت دانلود فیلمهای غیرمجاز فیلتر شد
خبرگزاری فارس، دوشنبه: با همکاری ستاد مبارزه با محصولات غیرمجاز سمعی و بصری و کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، بیش از ۲۵۰ سایت اینترنتی متخلف فیلتر شدند.
به نوشته فارس، این سایتها «امکان دانلود فیلم و موسیقی اعم از ایرانی و خارجی به صورت کپی، مبتذل و مستهجن را فراهم میکردند» و قرار است تا با صاحبان این سایتها برخورد شود!!؟
۱۳۹۰ مرداد ۴, سهشنبه
تجاوز گروهی» دیگر به یک زن در کرج

پس از انتشار خبرهایی درمورد وقوع تجاوز گروهی در چند شهر ایران، روزنامه جام جم از «تجاوز گروهی» دیگری در ملارد کرج خبر داده است
این روزنامه نوشته است که پس از این اتفاق، شش عضو یک باند «شرارت» که تحت تعقیب پلیس آگاهی ملارد بودند!!، دستگیر شدند.
به نوشته روزنامه جامجم، اعضای این باند همگی ۲۰ تا ۲۵ سال دارند و در حال حاضر با قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس مسلمی، رئیس شعبه اول دادسرای ملارد روانه زندان شدهاند.
در گزارش روزنامه جامجم آمده است که این زن جوان هنگام بازگشت به خانه ربوده شده و پس از «تجاوز گروهی» بیهوش در کنار جوی آب پیدا شده است.
براساس اعتراف یکی از متهمان، او و دوستانش یکبار در بیایانهای شهر به این خانم تجاوز کرده و سپس پول، طلا و گوشی تلفن همراه او را سرقت میکنند و او را در اختیار دوستان دیگرشان در یک کانکس مقابل باغی متروکه قرار میدهند!!؟
۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه
نگین میگوید: ماعادت کرده ایم که در نحوه پوشش خود خلاق باشیم

نگین همچنین درباره روحانیون ایرانی(!؟) میگوید: «آنها در دنیایی دیگر زندگی میکنند.» او، مانند بسیاری دیگر از زنان شهرنشین ایرانی، توضیح میدهد که اگر روسری بر سر دارد نه به دلیل مذهبی بودن، که به دلیل اجباری بودن آن است.
نگین که موهای بلند مشکیرنگش از زیر روسری قرمز او بیرون است و زیر مانتوی بالای زانویش شلوار جین پاره بر تن دارد، ادامه میدهد: «در خانه، و نزد دوستان، روسری بر سر نمیکنم.» او میافزاید: «بیرون از خانه هم تلاش میکنم بدون این که بازداشتم کنند زیبا به نظر برسم.»
۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه
۱۳۹۰ تیر ۲۸, سهشنبه
گزارش تکان دهنده مجله " پاری ماچ " از وضعیت زندان ها و رفتارمامورین با زندانی

گزارش تکان دهنده پاری مچ
ایران زیر شکنجه و ضربات پوتین
رعب و وحشت ایجاد شده ازسوی حکومت اسلامی باعث فروپاشی خانواده ها می شود و هرچه اعتراضات بالا می رود، سرکوب ها نیز افزایش می یابد. اظهارات فردی که از ایران گریخته را می خوانید
مهین، دختر ۲۴ ساله ایرانی، اشک هایش را پاک می کند. این دختر زیبا در اواخر سال ۲۰۱۰ پس از کودتای انتخاباتی ای که منجر به دستیابی مجدد احمدی نژاد به ریاست جمهوری گردید، در اسکاندیناوی پناهنده شد. او در ژوئیه ۲۰۰۹ دستگیر و به مدت ۴ ماه به زندان افتاد و پس از آن قدرت تکلم اش تا حدی کاهش پیدا کرده. مهین از زمانی که به اروپا آمده تحت مداوای شدید پزشکی قرار دارد. امروز او برای اولین بار از مصیبت هایی که طی این مدت متحمل شده می گوید.
او با صورتی رنگ پریده زمزمه کنان می گوید: "من به همراه والدینم در شهرستان زندگی می کردم. هیچ گاه با حکومت مبارزه نکرده ام و در هیچ اعتراض یا تجمعی هم حضور نداشتم. حتی به موسوی هم رأی نداده ام، چون می دانستم که هیچ چیز عوض نمی شود. من به شدت درگیر تحصیل بودم: کسب مدرک پزشکی عمومی و سفر به خارج برای ادامه تحصیل و گرفتن تخصص در رشته عصب روانپزشکی کودکان معلول. سرنوشت مضحکی است، چون امروز خودم معلول شده ام
او دومین لیوان آب را می نوشد و سیگاری روشن می کند. او در ادامه می گوید: "من پس از خروج از منزل جلوی چشمان مادرم دستگیر شدم، بهتر بگویم بوسیله لباس شخصی ها [و نه پلیس] ربوده شدم. آنها هیچ توضیحی ندادند و برخلاف مورد برادرم هیچ حکمی هم نداشتند. برادرم بوسیله پلیس هایی که یونیفرم برتن داشتند مقابل دانشگاهش [امیر کبیر] دستگیر شد."
او در ادامه می افزاید: "چهار نفر که سر خود را پوشانده بودند مرا به داخل یک اتومبیل شیشه دودی هل دادند. سپس یک پارچه روی سرم کشیدند و در قسمت دهان و گردن آن را چسب زدند. نوار چسب خیلی سفت بود و گلویم را به شدت درد می آورد. آن پارچه بوی ادرار می داد و داشتم خفه می شدم. نمی دانم مرا کجا بردند. چند ساعت بعد دیدم که مرا با زنجیر به یک صندلی بسته اند. نمی توانستم تکان بخورم. مثانه ام پر بود و به شدت رنج می بردم." مهین سرش را پایین می اندازد و اشکهایش جاری می شود.
او همچنین می گوید: "ناگهان احساس کردم دستان یک مرد درحال لخت کردن و تفتیش بدنم است. به من فحش می دادند و می گفتند بخاطر برادر ک....م لایق شدیدترین مجازات ها هستم." او متهم به مبارزه طلبی بود و او را نیز زندانی کرده بودند. من هیچ چیز از فعالیت های احتمالی او نمی دانستم. مرا به عنوان طعمه گرفته بودند تا برادرم را در تنگنا بگذارند. مرا روی زمین می کشیدند و به کلیه ها و سینه هایم لگد می زدند. سپس مرا همان طور که سرم پوشیده و دست و پاهایم بسته بود در اتاق بدبو و نمناکی در میان زندانی های دیگر انداختند. استشمام بوی خون، شنیدن شکوه و گلایه، خرخر و سرفه های خشک دیگران تنها ارتباط من با زندگی بود. سپس مرا به سالن بازجویی بردند. شخصی که به نظرم رییس بود به من ناسزا می گفت. فحش های زشتی که فقط لات ها می گویند. و باز لگد. لگدهایی که مدام شدت اش بیشتر می شد. حالت فلج به من دست داده بود به طوری که دیگر نمی توانستم گریه کنم. دستهای شخصی زنجیر مرا گشود و لختم کرد. صدای آیه های قرآن می شنیدم و وحشت از همان جا آغاز شد. دو نفر مرا گرفتند و نفر سوم به من تجاوز کرد. به نوبت این کار را انجام دادند. آنها در حین انجام این کار "یا زهرا" می گفتند تا بلکه عمل شان مورد پذیرش خداوند قرار گیرد. بعد از آن، روی من ادرار کردند و مرا تنها گذاشتند. نمی توانم برایتان توصیف کنم که در آن لحظه انسان چه احساسی دارد: ناباوری، وحشت، خشم، و به ویژه تنفر از مردان، از مقدسات، از خداوند. آنها در تمام مدت زندانی ام مرا شکنجه دادند. در مدت تجاوز جنسی صدای التماس های برادرم را می شنیدم. تصور اینکه او دارد تجاوز من توسط زندانبان ها را می بیند، برایم غیرقابل باور بود.
سپس تصمیم گرفتم با کوبیدن سرم به دیوار خودکشی کنم. بعدها فهمیدم که صدای برادرم روی نوار ضبط شده بوده. او در زندان اوین بود. برای اینکه او را مجبور به اعتراف کنند، به او گفته بودند که به من تجاوز خواهند کرد. فیلم های شکنجه مرا به او نشان داده بودند. نمی دانم شاید او را هم مجبور کرده بودند..." مهین سکوت می کند و مجدداً می گوید: "من هر چه آنها می خواستند را اعتراف کردم. بله، برادرم اسلحه داشت و در خانه ما جلسات مخفی برگزار می کرد. بله برادرم از عملیاتی تعریف می کرد که او و دوستانش می خواستند انجام دهند. بله او به دلایل سیاسی در دانشگاه امیر کبیر ثبت نام کرده بود... درواقع، او برای ورود به دانشگاه با احراز یک رتبه خوب در کنکور قبول شده بود."
خاطرات این زن جوان به مانند گفته های صدها نفر دیگر است. اظهارات او مشابه اظهارات قربانی ۲۱ ساله ای است که با صورت شطرنجی در برابر دوربین یکی از فعالان سازمان غیردولتی "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" صحبت کرد: "باید این جنایات را محکوم کرد و به این ترس و وحشت پایان داد. خواهش می کنم کاری کنید که این جنایات متوقف شود." این ویدئو و ویدئوهای دیگر باعث شد تا مهین نیز به نوبه خود تصمیم بگیرد برای ما صحبت کند.
زندان های فوق سری
در جمهوری اسلامی همچنین زندان هایی وجود دارد که فوق سری اند و تحت کنترل انحصاری سپاه پاسداران هستند. این زندان ها مستقیماً با بیت رهبری آیت الله خامنه ای در ارتباط اند.
مهین می گوید: "سه ماه طول کشید تا والدینم بفهمند که من زنده ام. آنها در بخش نیروی انتظامی دادگستری به واسطه ها پول دادند. روز اول دستگیری ام در حدود ۸۰۰ یورو پول دادند تا تنها نام چند واسطه پرنفوذ را به دست آورند."
مهین در ادامه می افزاید: "همه چیز خریدنی است. اخبار، اطلاعات، تماس های یک دقیقه ای تا یک ساعتی در حضور زندانبان، اجاره موبایل، دارو، مواد مخدر و درنهایت آزادی مشروط. من در اواخر مدت زندانی ام در یک سلول تمیز بودم. والدینم برای این سلول، برای آزادی ام، برای فرار از ایران در حدود ۳۸۰۰۰ یورو خرج کردند. برای برادرم بیشتر از این خرج کردند. جرم او چه بود؟ داشتن ارتباط با ستاد انتخاباتی موسوی در زمان انتخابات ۲۰۰۹. پدر و مادرم غیر از پول شان، سلامتی خود را نیز ازدست دادند." مهین پس از چهار ماه آزاد شده و برادرش به اتهام "فعالیت و توطئه علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم شد. او پس از دو سال به قید وثیقه آزاد شد، ولی تحت نظارت شدید قرار دارد و نمی تواند از کشور خارج شود.
زمانی که می خواهند زندانیان سیاسی را واقعاً خرد کنند، آنها را به "اصطبل"، "ترمینال" یا "کشتارگاه" می فرستند؛ جهنمی که اکثر زندانیان در آن بیماری های عفونی دارند. ما این اطلاعات را از سوی سرهنگ ز.ه. ملقب به بابک رحیمی به دست آوردیم. او که سابقاً یکی از مسؤولان عالی رتبه در سپاه بوده و وظیفه بازرسی از امنیت زندان ها را برعهده داشته در یک کافه برای ما صحبت می کند. او اخیراً از ایران به مقصد آمریکای شمالی گریخته. او حدوداً ۶۰ ساله به نظر می رسد. از همسرش طلاق گرفته و بچه هم ندارد. در زمان جنگ عراق به دلیل خوردن ترکش عقیم شده.
خواندن دعا قبل از تجاوز و شکنجه
" کار ما کنترل مسؤولان تمامی زندان های کشور بود، چه رسمی چه غیررسمی. بیت رهبری نیز بر ما نظارت داشت. ما دهها فیلم شکنجه را که قرار بود از کشور خارج شود توقیف کردیم. درحقیقت سرنوشت زندانیان سیاسی از قبل توسط قاضی مشخص شده. حرف ز در پایین حکم بازداشت بدین معنی است که به هرطریق ممکن اعتراف بگیرید. عدد هشت نشان دهنده "شکنجه و اعدام پس از اعتراف" است. کسانی که واقعاً به دادگاه می روند جزو آدم های خوش شانس اند."
یک سازمان غیردولتی اخیراً ۷۶ نوع از شکنجه هایی که در زندان های جمهوری اسلامی انجام می شود را در گزارشی آورده است. سرهنگ سابق نگاهی به لیست می اندازد و می گوید: "پاشیدن نمک روی زخم باز، آویزان کردن وزنه به بیضه ها، و شوک برقی با بعضی شکنجه ها که از روسیه وارد شده قابل مقایسه نیستند. برخی را به آنجا می فرستند تا آموزش ببینند. به عنوان مثال، هواکش سه پره شکنجه ای است که به هر پره آن یک زندانی را می بندند و سپس آنها را در یخ خرد شده می چرخانند و با کابل برق آنها را می زنند. همه شان اعتراف می کنند."
او قسم می خورد که هیچ گاه کسی را نکشته و با هیچ کس بدرفتاری نکرده. او می گوید: "ولی دیده ام که با بطری دربسته به دانشجویان تجاوز کرده اند. گاهی بطری ها را می شکنند تا خونریزی کند. تجاوز گروهی زنان جوان را هم دیده ام. درست است که شکنجه گران قبل از انجام کار دعا می خواندند. به عنوان مثال، برای اعتراف گرفتن از محمود خرم شکوه، یکی از مهندسان پتروشیمی، به دخترش ۹ ساله اش هایده مقابل چشمان او تجاوز کردند. دختر بچه فریاد می زد و پدرش را صدا می کرد. او به تمام مقدسات فحش می داد. او را به عنوان مرتد اعدام کردند. نمی دانم سر دخترش چه آمد."
به گفته او، "بدترین زندان ها، مراکز حبس مربوط به جرائم امنیت ملی هستند. پلیس هم به آنجا پا نمی گذارد و فقط مسؤولان عالی رتبه سپاه مانند من می توانند به آنجا بروند. تعداد قربانیان در ذهن نمی گنجد. ولی اکنون شکنجه گران و زندانبان ها پول جمع می کنند تا بتوانند روزی بروند و دست از این کار بکشند... برخی مانند من مایلند بازخرید شوند. من دیگر نمی توانستم این کار را ادامه بدهم. زمانی که خواهرم به من گفت پولم بوی گند می دهد، به خود آمدم." خواهر او بیوه است و این سرهنگ دو فرزند او را مانند فرزندهای خودش بزرگ کرده. خواهرزاده او که امروز یک نوجوان است مخالف حکومت است. او می گوید: "جوانان دیگر این حکومت را نمی خواهند و فرزندان سران مملکتی و مسؤولان نیز از این قاعده مستثنی نیستند."
منبع: پاری مچ، ۱۶ ژوئیه
جرم و جنایت در خلافت اسلامی " بیداد " میکند
محمد باقر ذوالقدر، معاون پیشگیری از وقوع جرم(!) قوه قضائیه (خلافت اسلامی) اعلام کرد: "متاسفانه امروز وضعیت جرم و انحراف در جامعه قابل قبول نیست و از حد متعارف خارج شده است
از حد متعارف خارج شده؟؟؟........انفجار آن جامعه ی آشفته و بهم ریخته را به آتش کشانده "
به گزارش مهر، آقای ذوالقدر که امروز سه شنبه ۱۹ تیرماه درجمع خبرنگاران سخن می گفت، اضافه کرد: "۳۰ سال است که با روش های کیفری با جرم مقابله کردیم ولی موفق نشدیم و وضع بدتر شده است و امروز رویکرد پیشگیرانه تنها راه حل مقابله با جرم و آسیبهای اجتماعی است
روش های کیفری مقابله با جرم مورد ادعای شما ، آفتابه انداختن به گردن ( آفتابه دزد ها) و گرداندن آنها در معابر بوده است !!؟
ازاین گذشته - مقابله با جرم وجنایت ، همانند بقیه امور جاری - نیازمند برقراری شرایط و وجود و حضور کارشناسان و صاحب نظرانی است که با تخصص و تجربه ی خود اقدام کنند - وقتی نود درصد عوامل اجرائی شما افرادی هستند که درگذشته بهیچوجه دارای سوابق روشن نبوده و بیشتر در جرگه ی (داش مشتی) ها و میدان دارها و کوچه باغ گشت های سابق بوده اند و دراین سی سال نیز بطور مرتب عوامل (نوچه های) آنان مصدر کار شده اند. ، ترویج جرم وجنایت شده است و نه اجرای روش های کیفری مقابله با جرم!!؟-
او گفت که تمام مسئولان(خلافت) اسلامی ایران از وقوع جرایم "ابراز نگرانی!" می کنند و افزایش تعداد پرونده های قضایی در دادگاه ها و افزایش آمار طلاق و اعتیاد نشان دهنده افزایش جرایم است
* کین هنوز از نتایج سحراست!!؟
۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه
دنیای پر از عشق و عاطفه ی پرندگان

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه
طلاق ، عبور جامعه از شکل سنتی به مدرن

نگرانی مسئولان(!) از بالا رفتن آمارطلاق و پایین آمدن میزان ازدواج تا چه حد با معیارهای جامعه مدرن مطابقت دارد؟ آیا اصولا طلاق یک ناهنجاری اجتماعی است یا نشانهای از رشد خوداگاهی و فردیت؟ آیا هنوزهسته اصلی جامعه خانواده است؟
«آمار سه سال گذشته حاکی از آن است که طلاق در این مدت رشدی ۱۴ درصدی داشته به عبارت دیگر از هر ۶ ازدواج یکی به طلاق ختم میشود». (رئیس سازمان ثبت اسناد ایران، خبرگزاری فارس، ۷ خرداد ۱۳۹۰)
«میزان طلاق از حدود ۹ درصد در سال ۱۳۸۰ به بیش از ۱۱ درصد در سال ۸۶ رسیده است». (مدیر بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی، ایرنا، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰)
«میزان طلاق در ۵ سال گذشته ۳۷ درصد رشد داشته که بیشترین آنها مربوط به زوجهایی با سن زیر ۳۰ سال است. همچنین مطابق این آمار حدود سه چهارم از طلاقها مربوط به زوجهایی بوده است که کمتر از ۱۰ سال از زندگی زناشویی آنان میگذرد». (خبرگزاری مهر، ۱۵ تیر ۱۳۹۰)
«آمار طلاق در استان آذربایجان شرقی در دو ماه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۳ درصد رشد داشته است. همچنین آمار طلاق در سال ۱۳۸۹ به میزان ۷ و نیم درصد نسبت به سال ۸۸ افزایش داشته». (سرپرست اداره کل ثبت احوال آذربایجان شرقی، خبرگزاری مهر، ۲۸ خرداد ۱۳۹۰)
«در قم از هر ۴ ازدواج یکی به طلاق منجر میشود و متاسفانه استان قم بعد از تهران رتبه دوم طلاق در کشور را داراست». (مدیرکل بهزیستی استان قم، خبرآنلاین، ۲۴ تیر ۱۳۹۰)
قصه تازهای نیست. چند سالی میشود که "نگرانی" درباره آمار بالای طلاق در ایران تیتر اول بسیاری از صفحات اجتماعی رسانههاست. برای حکومتی که شعارش تقدیس نهاد خانواده!! است البته که این آمار بسیار نگرانکننده است اما آیا برای کارشناسان مسائل اجتماعی نیز چنین است؟
دکتر مهرداد درویشپور جامعهشناس مقیم سوئد معتقد است که طلاق به خودی خود یک ناهنجاری به حساب نمیآید بلکه یک انتخاب عقلانی است. او میگوید: «طلاق در واقع یک انتخاب است. همان طور که ازدواج یک انتخاب است برای این که فرد زندگی خودش را بهبود ببخشد، طلاق هم یک انتخاب است و لابد آدمها وقتی به طلاق میاندیشند، آن قدر زندگیشان با دشواری روبهرو است که این دشواری راهی جز انتخاب جدایی را پیش روی قرار نمیدهد. بنابراین من فکر میکنم کسانی که طلاق را یکسره با ناهنجاری توضیح میدهند، یک نگاه محافظهکارانه دارند و این همان نگاهیست که از گذشته دور چنین عنوان شده که موقع ازدواج سوگند خورده میشود که جز مرگ چیزی نتواند بین دو زوج جدایی ایجاد کند. از این منظر به نظر من به طلاق باید بهعنوان یک انتخاب عقلایی نگاه کرد».
این کارشناس معتقد است هرچه جامعه مدرنتر میشود، فردیت معنای بیشتری پیدامیکند و به همین دلیل افراد دیگر دلیلی نمیبینند که فردیت خود را به خاطر مصالح جمعی سرکوب کنند. درویشپور طلاق را نشانهی گسترش مدرنیته میداند و نشانگر این که افراد و بهویژه زنان به خواست و به بدن خودشان و به نیازهای خودشان بیشتر از قضاوت جمع، اجتماع، جامعه یا پدر و مادر توجه میکنند.
او میگوید: «در جامعهی مدرن، فرد سلول اصلی جامعه است و نه خانواده. به همین خاطر هرچه جلوتر میرویم، هرچه با توسعهی حقوق فردی و برابری زن و مرد بیشتر روبهرو میشویم، میبینیم که ارجحیت خانواده بر مثلاً زندگی مجرد یا "سینگل لایف" کمتر میشود. در کشوری نظیری سوئد که اساساً این تبعیض برچیده شده و بههیچ وجه خانواده یک منزلت اجتماعی برتر را در قانون بازتاب نمیدهد و نوعی پلورالیسم (تکثرگرایی) نسبت به شکل زندگی وجود داردبه عقیدهی مهرداد درویشپور و البته بسیاری دیگر از جامعهشناسان، تقدیس خانواده در شکل سنتی آن تنها مخصوص افکار محافظهکارانه است که جوانان به راحتی زیر بار آن نمیروند. او میگوید: «من فکر میکنم هرچه جامعهی ایران جلوتر میرود، اشکال سنتی رابطهی دو جنس و یا اشکال سنتی خانواده بیموضوعتر میشود و جامعهی ایران پلورالیسمی را که در جامعهی مدرن با آن روبهرو هستیم، دیر یا زود تجربه خواهد کرد و یکی از دلایل این طلاقها هم همین تمایل جامعه به عبورکردن از شکل سنتی خانواده است».
"ایران در آستانه یک انقلاب جنسی"
مدیر بخش روانپزشکی در سازمان پزشکی قانونی در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرده اســـــــــت که پنجاه تا شصت درصد طلاقها به دلیل مشـــــــــــکلات و اختلالات جنسی است
از این رو به گفتهی آمارهای رسمی ۶۰ درصد از طلاقها به دلیل همین ناهماهنگی جنسی دو طرف صورت میگیرد.
مهرداد درویشپور این معضل را بیش از آنکه "اختلال جنسی" بداند، بالا رفتن توقع جنسی مینامد و میگوید: «توقع جنسی در ایران افزایش پیدا کرده، بدون این که متناسب با آن قوانین یا عرف جامعه به اشکال دیگری از پاسخگویی به نیازهای جنسی میدان دهد. در نتیجه چه اتفاقی میافتد؟ آن شکل بستهی خانوادگی با توقعات جنسی افزایش یافتهی افراد در تضاد میافتد».
او میگوید جامعهی ایران در آستانهی یک انقلاب جنسی بهویژه درمیان نسل جوان قرار دارد که بههیچ وجه مایل نیست با ارزشهای کهن و سنتی جامعه، خودش را تطبیق دهد. درویشپورنتیجه میگیرد: «بنابراین وقتی که این قوانین و این عرف پیشه کردن شکل دیگری از تجربهی جنسی را اجازه نمیدهد، خانوادهها ناپایدارتر میشود و جداییها به مراتب افزایش پیدا میکند، درست به خاطر این که رضایت جنسی از یکدیگر وجود ندارد».
شهر قم، نمونهای از کل ایران
مدیرکل بهزیستی استان قم در گفتوگو با "خبر آنلاین" اعلام کرد که ۳۰ درصد ازدواجها در قم به طلاق میرسد و این استان رتبه دوم طلاق در ایران را بعد از تهران داراست
قم، مرکز بزرگتر تربیت طلاب علوم دینی در ایران، مقبره یکی از نوادگان پیامبر مسلمانان، محل قرار گرفتن مسجدی که شیعیان آن را مسجد امام دوازدهم و غایب خود میدانند و یکی از مهمترین زیارتگاههای شیعیان دوازده امامی است. این شهر از دیرباز به عنوان یکی از سنتیترین شهرهای ایران شناخته شده که اکثریت زنان آن نیز پوشش چادر دارند. تقریبا تمامی مراجع تقلید شناخته شدهی ایران نیز در این شهر ساکن هستند.
اما نکته عجیب اینجاست که این شهر با این مشخصات بالاترین آمار طلاق را پس از کلان شهر تهران به خود اختصاص داده است.
مهرداد درویشپور در توضیح این تناقض، قم را نمونه کوچکی از کل جامعه پارادوکسیکال (پرتناقض) ایران میداند و میگوید: «در سطح منطقه ایران دینیترین حکومت را دارد. در مقابل تحولات سه دهه اخیر عصر جهانی شدن، رشد مدرنیته، مبارزات زنان و اساساً تغییر ارزشها از ارزشهای جمعی به ارزشهای فردی، موجب شده است که مردم ایران سکولارترین مردم کل منطقه باشند. بین ارزشهای حاکم و آنچه در بطن جامعه جریان دارد، یک تضاد شدید به چشم میخورد. در قم هم به گمان من ما با این واقعیت روبهرو هستیم».
او میگوید در شهر قم یک بافت سنتیـ مذهبی حاکم است. در حالی که در بطن جامعه ایران ما شاهد یک تغییر بسیار شگرف هستیم. درویشپور ادامه میدهد: «خود این تغییر در متن اجتماع و کافی نبودن یا پاسخگو نبودن ارزشهای حاکم میتواند نوعی از موقعیت ناهنجاری یا موقعیت آنورمیک یا ناهنجار و بینرمی را ایجاد کند که استرس (ناراحتی) در خانوادهها را افزایش میدهد و به جدایی منجر میشود».
دولتمردان ایران که ۳۲ سال است شعار "نهاد مقدس خانواده!!" را سر دادهاند و برای پاسداشت آن تمامی آزادیهای فردی را سرکوب کردهاند، اینک طبیعی است که بالارفتن آمار طلاق و از هم پاشیدن "خانواده مقدس" را نوعی ناهنجاری به حساب آورند واز آن وحشت داشته باشند
۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه
ببینید ، عاملین تحجر و عقب ماندگی تا کجا ی جهالت،اصرار دارند!؟- مطلب را بخوانید و به تصاویر دقت کنید*
همان دانشگاهي كه قرار بود مواد تحصيلي دانشگاهي خود را با توجه به حوزه هاي علميه تامين كند!!؟
همان دانشگاهي كه قرار بود فضايي اسلامي داشته باشد!!؟
اينجا دانشگاه است؛ همان جا كه بايد علم آموخت و آن را براي تعالي(!) جامعه اسلامي به كار گرفت!، اما اين عكس ها تمامي اين حرف ها را نقض مي كند!!؟

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه
ایران اسلامی ، دزد ها گوسفندان را با چوپانش ربودند !؟

بنا به اعتراف سارقان اين احشام قرار بود پس از بارگيري به تهران حمل شود.
گزارش ديگري نيز حاكي است 7 سارق كه در شهرستان فيروزكوه در لباس چوپاني احشام سرقت ميكردند، متوقف و پس از فرار به كوه دستگير شدند
۱۳۹۰ تیر ۲۱, سهشنبه
درسه ماه گذشته امسال بیش از75هزارنفر در رابطه با تولید و توزیع مواد مخدر دستگیر شده اند

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ، حميد رضا حسين آبادی همچنين از کشف و ضبط ۱۱۲ تن مواد مخدر خبر داده است که بيش از ۴۰ تن آن در مرز سيستان و بلوچستان کشف شده است
اين مقدار مواد مخدری است که تنها در سال جاری کشف شده است!؟
به گقته اين مقام نيروی انتظامی ،۸۷ تن از مواد مخدر کشف شده ترياک، شش تن آن هروئين و بيش از ۱۵ تن حشيش بود
وی همچنين گفته است که در سال جاری بيش از ۵۲۶ کيلو مواد مخدر صنعتی
« شيشه» و سه ميليون انواع قرصهای روانگردان کشف و ضيط شده است
۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه
قحطی و خشک سالی بد ترین فاجعه انسانی را در سومالی رقم زده است

رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، خشکسالی و قحطی در سومالی را «بدترین فاجعه انسانی» جهان توصیف کرد و خواستار کمک فوری جامعه جهانی به ساکنان مناطق بحران زده شد.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، که از بزرگترین اردوگاه پناهندگان جهان در «داداب» واقع در کنیا دیدار کرده خواستار «حمایت گسترده» جهانی از صدها هزار نفری شده است که به خاطر قحطی و خشکسالی ماههای اخیر از سومالی راهی کشور کنیا و اتیوپی شدهاند.
در بزرگترین اردوگاه پناهندگان جهان در «داداب» کنیا بیش از ۳۸۰ هزار نفر اسکان یافتهاند و هفتهای ۱۰ هزار نفر به آنها اضافه میشود.
آن گونه که برنامه جهانی غذای سازمان ملل برآورد کرده، نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در شاخ آفریقا نیاز به کمک فوری دارند.
از سوی دیگر صندوق کودکان سازمان ملل نیز میگوید بیش از ۲ میلیون کودک در این منطقه با سوء تغذیه مواجهاند و برای حفظ جان آنها باید اقدامی فوری صورت بگیرد.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، در اردوگاه داداب واقع در کنیا با یک مادر سومالیایی صحبت کرد که در پیادهروی ۳۵ روزه از سومالی به کنیا، سه کودک خود را از دست داده بود.
کشور همسایه اتیوپی نیز در این روزها میزبان هزاران نفری است که از خشکسالی و قحطی در سومالی به آنجا پناهنده شدهاند.
رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، روز پنجشنبه از اردوگاه «دولو آدو» نیز دیدن کرد که آنجا هم مملو از جمعیت است.
به گفته آتونیو گوترا نرخ مرگ و میر دراین اردوگاه بسیار بالا است و کودکان نیز در شرایط بسیار بدی به سر میبرند.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل میگوید روزانه ۲۰۰۰ سومالیایی با عبور از مرز خود را به کشور همسایه، اتیوپی میرسانند.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل پس از دیدار از مناطق بحرانزاده میگوید: «چیزهاییکه ما در این یک ماه دیدیم با هیچ چیز نمیشود مقایسه کرد.»
این مقام سازمان ملل تصریح کرد: «به باور من بدترین فاجعه انسانی جهان در سومالی روی داده است.»
اردوگاههایی که در اتیوپی و کنیا، دو کشور همسایه سومالی تدارک دیده شده، مملو از جمعیت است و غذای کافی هم برای پناهندگان وجود ندارد.
ژروم سوکت، رئیس تیم اعزامی پزشکان بدون مرز در اردوگاه «دولو ادو» میگوید: «ما میتوانیم کودکانی ار که که به شدت از سوء تغذیه رنج میبرند تحت درمان قرار دهیم اما این کودکان قطعا دوباره پیش ما برمیگردند چراکه غذای کافی وجود ندارد و تقریبا همه آنها هم اسهال دارند.»
کانون خشکسالیها در سه کشور سومالی، اتیوپی و کنیا قرار گرفته است؛ با این حال بخشهایی از اوگاندا و جیبوتی نیز با خشکسالی مواجه شدهاند. در این میان سومالی که با ناآرامیهای داخلی نیز دست و پنجه نرم میکند بیشترین آسیب را از خشکسالی دیده است.
زندگی خانوارها در این مناطق قبیلهنشین عمدتا به دام وابسته است که این خشکسالی آنها ادامه حیات را به شدت دشوار ساخته است.
برنامه جهانی غذای سازمان ملل میگوید ۱۰ میلیون نفر در شاخ آفریقا نیاز به غذا دارند.
۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه
سخن از تهاجم روانی به یک ملت نیست
خلافت اسلامی ایران به ویژه پس از پایان جنگ با عراق به تکرار و تاکید، بلاانقطاع از تهاجم فرهنگی (غرب) سخن گفته و می گویند. اما کلاً از تهاجم روانی رژیم به همه ملت ایران سخنی در میان نیست. تهاجمی به همه ملت ایران از هر قوم و جنس و طبقه ای و در سراسر سه دهه گذشه. این تهاجم چگونه صورت گرفته است و پیامدهای آن بر جامعه چیست؟
از بین بردن اطمینان خاطر یا به عبارت دیگر، پریشان خاطر کردن مردم، حتی اعضای حکومت، از طریق متزلزل کردن جایگاه ایشان، تغییرات پی در پی و ناگهانی در روش ها، قوانین و مقررات در همه زمینه ها، از کسب و کار و روابط اجتماعی گرفته تا متن کتاب های درسی. تهاجم بی وقفه و بی پشتوانه قانونی و حتی عرفی به حریم خصوصی افراد، کشتار وسیع مردم با تهاجم نظامی (برای نمونه: کردستان) یا در زندان ها و یا اعزام نوجوانان و جوانان به جبهه های جنگ بدون آموزش اسلحه کافی و مناسب (برای نمونه: کشته شدن همه اعضای سپاه محمد در یک روز و مانند آن). نمونه های کوچکتر ولی همان اندازه تاثیرگذار همچون تغییر مکرر نام خیابان ها و مکان ها و ... جای خود دارد.
مجموعه این عوامل سبب می شود که: اعتماد به نفس مردم آسیب دیده در موارد حاد از میان برود. پیامد بلافاصله آسیب دیدن اعتماد به نفس، پدیده حسد است. حسد، روابط درونی فرد، یعنی تعادل روانی فرد و روابط بیرونی او، یعنی با دیگران را به کلی درگیر خود می سازد. به عبارت آخر انرژی مثبت و سازنده فرد و جامعه را دچار خلل کرده و گاهی به کلی از میان می برد. حسود همه برتری هایی را که در خود دارد نمی بیند و در عین حال به شدت می کوشد برتری های دیگران را هم حاشا کند و در صورت امکان از میان ببرد. حسد، آزار روانی بسیار ویرانگر و خطرناکی است. این آزار روانی در جامعه ایرانی گسترش نگران کننده یافته و به یکی از موانع جدی رشد و پیشرفت سالم افراد و در نتیجه کل جامعه شده است.
اهانت مداوم و همیشگی: از طریق رفتار دور از آداب پذیرفته شده اجتماعی با مردم در ادارات، در آموزشگاه ها، در همه جا، ضرب و شتم مردم و به ویژه جوانان در خیابان و کوی و برزن، برای مثال لباسی که پوشیده اند یا شادی کردن برای فرا رسیدن سال نو، یا بازداشت زنان و دختران و بردن آنان به بازداشگاه های نهی از منکرات. برخی از این بازداشتگاه ها شهرتی ترسناک دارند. نمونه آن پزشک جوانی که در همدان در یکی از همین بازداشتگاه ها به قتل رسید و امثال آن. مجموعه این رفتارها حس عزت نفس را می کشد و غرور را جایگزین حس عزت نفس می کند. عواقب غرور را در رفتار همه می توان دید. بارزترین نمود این عارضه روانی، ناتوانی از پذیرش خطای خود و عذر تقصیر خواستن است. تا حدی که اگر کسی برای خطایی که کرده و آزاری که به دیگری رسانده پوزش خواهی کند از ضعف وی دانسته می شود. نمونه های سیاسی این پدیده در سه دهه گذشته فراوان است، فقط برای مثال ادامه گروگان گیری و ادامه جنگ را یادآور می شویم.
اجحاف: آن است که شایستگان به هر منصب و شغلی را برانند و به جایش کسی را بگمارند که فاقد استطاعت علمی و تجربی در آن کار و منصب است. مثلا جوانی بیست و چند ساله بدون تحصیلات در رشته حقوق و بدون کارآموزی را در مسند قضاوت بنشانند و نمونه های بسیار دیگر. احساسی را که در شایستگان پدید می آید احساس اجحاف می گوییم. احساسی تلخ و مخرب. در تاریخ اجتماعی- سیاسی ایران، اجحاف پیشینه ای کهن دارد
آنکه اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
بیتی است از قصیده ای سروده «سیف فرغانی»، سده ۷ و ۸ هجری، که به خاطر همین قصیده به دست دولت ایلخانی مغول کشته شد. یا کودک شش ساله ای را در زمان ناصرالدین شاه به منصب امیرتومانی یعنی سرلشکری می گمارند و امروز ... طول مدت و گستردگی اجحاف سبب می شود که پدیده ای به مراتب مخرب تر وارد اجتماع و روابط اجتماعی شود: احساس اجحاف مزمن.
پدیده ای که به پیامد آن، مردم هیچ چیز را بر حق نمی بینند و حتی ویژگی ها و برتری های مادرزادی دیگران را نمی پذیرند، تا چه رسد به مزیت های اکتسابی! نمونه های این ناهنجاری های روانی در تداول عامه بسیار است، مثلا حتی هنگام ستایش از قد و بالای برازنده کسی، یا آواز خوش دیگری، آن را با ناسزا همراه می کنند. به طور خلاصه کار به جایی می رسد که هیچ کس، کس دیگری را قبول ندارد. آثار این عارضه روانی را در همه زوایا و سطوح زندگی ایرانیان در داخل و خارج از کشور به روشنی می توان دید. حتی ایرانیانی که سال هاست خارج از ایران زندگی می کنند و با رژیم کنونی در تقابل و به نوعی در مبارزه اند. این عارضه سبب تجزیه کامل جامعه شده، تنها راه حکومت کردن را اعمال زور قرار می دهد. یعنی اجحاف منتهی به اعمال زور و اعمال زور بی وقفه، منتهی به اجحاف می شود و .... می شود و مکرر. چرخه ای پلید و مرگبار زندگی همه را در چنبره خود می فشارد تا آن هنگام که منبع زور از کار بیفتد. در این حال یکی از برآیندهای محتمل، تجزیه کشور می تواند باشد. دقیقا همان نکته ای که حکومت های استبدادی که خود شاهد بوده ایم برای هراساندن ملت و مطیع ساختن ایشان در برابر استبداد و حق کشی های ناشی از آن به عنوان حربه ای به کار برده و می برند. امروزه به علت اینکه بخشی بزرگ از مردم با سوادند و در شهرها زندگی می کنند و در معرض اطلاع رسانی گسترده هستند، موارد اجحاف را هرچه واضح تر می بینند و تاثیرات مخرب آن هرچه بیشتر در ایشان کارگر می شود.
تحقیر مداوم همه، از جملهنامه علنی و خفت بار رهبر پیشین به رییس جمهوری وقت که مثلا خطایی در اندیشه او و در سخن وی در نماز جمعه را تذکر می داد. یا مقاله حیرت انگیز یکی از وابستگان رژیم که تنها کسانی که از تبار روحانیون هستند مستحق عضویت در کادردیپلماتیک کشور می باشند. اندیشه پنهان در این مقاله را جز با واژه قبیح نمی توان توصیف کرد. این روش سبب ایجاد عقده حقارت یا آزار خود کم بینی می شود. یکی از تولیدات آزار حقارت، مهر طلبی است. یعنی شخص به طور ناخود آگاه مداوما خود را ستم دیده می بیند و دیگران را ستمکار. حتی هنگامی که بدترین و شنیع ترین رفتارها را با دیگران می کند، کماکان خود را رنج دیده می یابد و در انتظار دلجویی.
این عارضه در همه رفتارها و روابط شخص تاثیر می گذارد، تاثیری منفی. از سخن گفتن به لحن و ماهیتی رنجیده خاطر، مثلا به جای سپاسگزاری از تلفن احوالپرسی دوستی، سخنانی از این قبیل به کار می برد: چه عجب یاد ما کردی، سایه شما سنگین شده و مانند آن، یا مطالبه کردن به جای درخواست کردن، توقع داشتن دایمی از دیگران و ... در این میان حاکمان هم که به هر حال از چنین متنی برخاسته اند همواره مردم را ناسپاس می بینند و توقع بیشتر و بیشتر دارند، تا حد فدایی شدن، ولایت پذیری (یعنی خود را بی قید و شرط در اختیار و اراده و امیال دیگری نهادن) و البته چاپلوسی و مدح گفتن. از سوی دیگر شهروندان نیز با حکام همین برخورد را دارند و طبعا کارهای مثبت احتمالی را هم نمی بینند.
تحقیر مدام مردم سبب می شود حس حرمت پذیری تدریجا کاهش یافته تا جایی که کلا از میان برود. این همان پدیده ای است که در تداول عامه از آن چنین یاد می شود: فلانی جنبه ندارد، به فلان کس نمی شود رو داد، گربه را باید دم حجله کشت و ... این همان پدیده ای است که در بیان علمی آستانه اشباع خوانده می شود. یعنی چنان می شود که حتی اگر امروز یا فردا حکومتی مسئول، مصدر کار شود و قصد خدمت داشته باشد هم نمی تواند با دیدگاهی انباشته از انواع پدیده های منفی که در طول زمان در اذهان جای گرفته است به آسانی کاری از پیش ببرد.
اعمال نیت و اداره حاکم به جای خواست و اراده مردم سبب اختلال در رشد عاطفی اشخاص گردیده ایشان را دچار کودک ماندگی می کند. یکی از پدیده های پیامد آن لجبازی و یکدندگی است در همه سطوح. زیرا شخص کودک مانده دچار خود شیفتگی شده همه کارهای خود را نیکو و پسندیده می یابد و می پندارد. هر چند منطق و واقعیت خلاف آن را نشان دهد. از نمونه های سیاسی آن از ماجرای گروگان گیری یا خطوط لوله سراسر آسیای میانه – قفقاز به آب های آزاد جنوب ایران می توان یاد کرد. فرصتی زرین از جهت ژئوپولیتیکی و علاقه مند ساختن همه کشورهای قدرتمند به حفظ یکپارچگی ارضی کشور از کف رفت. افزون بر آن افزایش توان تاثیرگذاری بر معادلات سیاسی جهانی و منبع درآمدی مطمئن هم به باد رفت.
آرزواندیشی و خیال پردازی یعنی بریدن از واقعیت یکی دیگر از نتایج اختلال رشد عاطفی یا کودک ماندگی است. داد و ستدی بی حاصل میان حاکمان و تابعان به جریان می افتد. هر دو طرف برای یک چندی از این معامله خرسندند تا وقتی که واقعیت خود را با همه هیبت و تلخی به همگان تحمیل کند. از نمونه های آن، وعده رسیدن به تمدن بزرگ در طی زندگی یک نسل در جامعه ای که بر این نیت تفاهمی اصولی نداشت، ایجاد دموکراسی نمونه در تاریخ جهان ( بهار آزادی!) تا برق رایگان، شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم – هم زمان با ناکامی های پی در پی در جبهه های نبرد با دشمنی کوچک- تا پول نفت سر سفره مردم. در چنین فضایی چنانچه رجلی با درک واقعیت معضلی را از سر راه بردارد یا خطری را از موجودیت کشور دور سازد، عملش مهجور می ماند و قدرتش ناشناخته. نمونه آن: ایران تنها کشوری بود که در جنگ دوم جهانی به اشغال قوای متفقین در آمد ولی حتی یک سانتی متر از خاک آن نیز تجزیه نشد، باوجود اراده و اقدام متفقی چون اتحاد شوروی. این نبود مگر اثر تدبیر نخست وزیر وقت و وزیر امور خارجه دولت او
این که آیا رژیم کنونی ایران بر اساس برنامه ای تدوین شده با ملت چنین رفتاری می کند نیاز به سندی متقن دارد که طبعا در دسترس این نگارنده نیست. اما قرینه ای آشکار و روشن در دسترس است: علوم انسانی ممنوع، که غربی است!؟
دروغ نوع دوم! این که کسی برای کندن مالی از دیگری، البته به ناحق، دروغ زنی کند مطلبی است شناخته شده که در قوانین جزایی ایران تحت عنوان مغرور کردن یعنی گمراه کردن، جایی داشت. اما امروزه نوع دیگری از دروغ گویی رواجی تام یافته است که در بادی امر علت ارتکاب بدان بر شنونده روشن نیست. گوینده، خود را نزد شنونده ای که به هر حال تاثیری در کار و بار و زندگی وی ندارد و خود هم می داند، شخصی دارای موقعیتی ممتاز از جهات مورد پسند خویش معرفی می کند. جهانی مجازی می آفریند و خود را در مرکز آن قرار می دهد. چون فردیت فرد، هویتی یگانه که هر کسی دارد زیر فشار حکومتی است توتالیتر یا تام گرا. فشاری که می کوشد همگان را به شکل خشت هایی یک شکل و یک اندازه در بنای مورد علاقه خود به کار برد. در این حالت فرد، ولو با دروغ پردازی، از هویت و استقلال روانی خود دفاع می کند. دنیایی تخیلی می سازد که عوامل حکومت را بدان دسترسی نیست.
خلاصه کلام آنکه بهداشت روانی جامعه در خطر است و در کام بحرانی خرد کننده. به عبارت دیگر این روش حاصلی ندارد مگر تجزیه جامعه با همه پیامدهای سهمگین آن. در این شرایط حکومت خود بیش از همه در معرض خطر فروپاشی است، زیرا تضمینی برای تولید و تحمیل پیوسته و بی وقفه زور وجود ندارد!؟
v o a
۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه
سود و زیان معاملات !!؟؟

گفته میشود آلمان با فروش ۲۰۰ تانک پیشرفته به عربستان سعودی قصد تقویت این کشور در قبال ایران را دارد. به ادعای رسانهها این تصمیم با تائید آمریکا و اسرائیل اتخاذ شده اما افکار عمومی آلمان هرچه شدیدتر با آن مخالفت میکند
دولت آلمان فروش مناقشهآمیز تانکهای پیشرفته "لئوپارد۲" به عربستان سعودی را چنین توجیه میکند که قصد دارد این کشور را در مقابل ایران تقویت کند. هانس یواخیم اوتو، دبیر پارلمانی در وزارت اقتصاد روز چهارشنبه (۶ ژوئیه) گفت: «همه میدانند که عربستان سعودی در مقابل ایران یک قدرت منطقهای به شمار میرود». او تأکید کرد که توجه به شرایط خاص خاورمیانه در تصمیم دولت آلمان مؤثر بوده است.
آقای اوتو همچنین گفت که عربستان سعودی یکی از متحدان پراهمیت غرب در مبارزه با تروریسم است. او انتقادات نیروهای مخالف را رد کرد. او حاضر نشد درباره معامله تانک با عربستان اطلاعات دقیقی به رسانههای جمعی دهد
*************
هم باید باج داد و هم باید ماموران باج خواه معذور! را که در کسوت (این و آن) بر صدر(زور) نشسته اند، به شکلی که دراین سالها در کشور های صاحب نفت و ثروت ، شاهدیم تحمل کرد!؟
۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه
دست روی هر چیزی میگذاری، " گندش " در میاد !؟
چند روز پس از آنکه احمدینژاد، به تداوم فشارها روی نزدیکانش هشدار داد و تهدید کرد در صورت برخورد با تیمش دست به افشاگری خواهد زد، روز گذشته گفت شماری از نهادها و سازمانها از طریق اسکلهها و مرزهای غیرقانونی کالا وارد میکنند و باید جلوی آنها گرفته شود.
پس از این سخنان رییس دولت، امروز مسئول سپاه به گفتههای احمدینژاد واکنش نشان داد و گفت «کسانی که ذینفع هستند این سخنان را مطرح میکنند و این بحثها انحرافی است!؟.»
به گزارش مهر جعفری، از سپاه پاسداران وجود این اسکلهها را رد نکرد اما گفت: «سپاه همچون سایر نهادهای نظامی اسکلههایی نظامی در اختیار دارد، اما هیچگونه مبادله تجاری در آنها انجام نمیدهد.»
آقای جعفری با اذعان به بحث تجارت غیر قانونی در اسکلهها، این اتهام را مستقیما متوجه شخص احمدینژاد کرد و گفت: «این بحثی انحرافی است که توسط افرادی که به نظر ما، ذینفع هستند، مطرح میشود.»
مسئول سپاه افزود: «این افراد با مطرح کردن چنین بحثهایی، قصد دارند توجه دولت و دستگاههای دیگر را از جایی که قاچاق اصلی کالا اتفاق میافتد، منحرف کنند.»
ماجرا از آنجا آغاز شد که در روزهای گذشته برخی منابع خبری از دستگیری قریب الوقوع حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی نژاد خبر دادند، اما پس از این اخبار، احمدینژاد وارد میدان شد و تهدید کرد در صورت تداوم دستگیریها مسائلی را با مردم در میان خواهد گذاشت.
وی با اعلام اینکه کابینه «خط قرمز» وی است، قوه قضاییه را تهدید کرده بود که در صورت «دستاندازی به کابینه» دست به افشاگری خواهد زد!؟
پس از آن برخی از نمایندگان مجلس اسلامی و نیز چهرههای سیاسی(!) گفتند که قوه قضاییه آنچه را صلاح بداند انجام میدهد و کسی نمیتواند مانع کار دستگاه قضا شود!!. در این میان سیدفاضل موسوی، نماینده مجلس هشتم نیز از تشکیل یک کمیته در کمیسیون اصل ۹۰ برای بررسی پرونده مشایی و بقایی خبر داد و گفت: «به دلیل اهمیت بسیار بالای پرونده مشایی و بقایی، این پرونده از تمامی جهات مورد بررسی و موشکافی قرار می گیرد!؟.»
با اعلام این، خبر احمدی نژاد هم در اولین افشاگری(!) خود از وجود اسکلههایی غیرقانونی سخن گفت که در آنها مبادلات تجاری صورت میگیرد.
محمد احمدینژاد در همایش «راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» با اشاره به نهادهای امنیتی گفت: «تمام مرزهای غیرقانونی باید بسته بشود؛ فلان سازمان، فلان نهاد، فلان دستگاه، هر کس یک جا را سوراخ کرده و برای خودش میبرد، میآورد، این غلط است، هیچ کس نباید مصونیت داشته باشد.»
اما امروز مسئول سپاه به این سخنان واکنش نشان داده و بدون رد کردن مبادلات تجاری در اسکلههای غیرقانونی، اصل اتهام را متوجه خود احمدینژاد کرده است.
تعداد اسکلههای فعال در (خلافت) اسلامی ۲۱۲ عدد گزارش شده و سازمان بنادر و کشتیرانی ایران که بر اساس قانون وظیفه نظارت بر این اسکلهها را برعهده دارد سال قبل اعلام کرده بود که از این تعداد فقط 61 اسکله دارای مجوزهای قانونــــــــــی لازم هســــــتند!!؟
مطابق برخی گزارشهای غیر رسمی دیگر تا ۲۰۰ اسکله فعال غیرقانونی در کشور وجود دارد که نظارت قانونی بر آنها اعمال نمیشود!!؟.
همچنین گفته میشود قاچاق کالا در ایران تقریبا معادل ۲۰ میلیارد دلار است که ۷۰ درصد آن از طریق همین اسکلههای غیر مجاز مبادله میشود
khodnevis.org
۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه
ایران دوباره همانند سالهای گذشته ، در خاموشی فرو میرود
آغاز اختلال در شبکه سراسری برق کشور
گر چه در پایان تابستان سال گذشته وزارت نیرو اعلام کرده بود که "به مدد افزایش توان تولید!!" مسالهی "قطع برق در تابستان سال 90 تکرار نخواهد شد"، اما تنها گذشت یک هفته از شروع تیرماه معلوم کرد که امسال نیز سریال قطعی مکرر و جیره بندی برق در سه سال گذشته ادامه خواهد یافت
حالا مسوولان وزارت نیرو عامل تکرار این مساله را "کمبود سوخت نیروگاهها" معرفی کردهاند و مسوولان وزارت نفت هم با تکذیب این ادعا گفتهاند "مشکلی برای تامین سوخت نیروگاهها وجود ندارد!!؟."
نیروگاههای بدون گاز
نگرانیها از وضعیت مصرف برق در کشور از اواخر فروردین با سخنان رئیس کمیسیون انرژی مجلس مبنی بر "چهار الی پنج برابر" شدن قیمت برق شروع شد، اما زمزمه بروز خاموشیها در شبکه برق کشور بحثی بود که از دو روز پیش نگرانیهای جدیدی را دامن زد تا مصرفکنندگان ایرانی حالا هم نگران ارقام پیش بینی نشدهی فیشها باشند و هم خاموشیهای ناخوانده.
خاموشیهای اخیر در حالی رخ داد که مجید نامجو وزیر نیرو گفته بود : "با هماهنگیهای به عمل آمده از سوی وزارت نیرو با مجموعه نیروگاهی کشور، هیچ مشکلی در تامین برق مورد نیاز مردم نیست و مردم نباید از این بابت نگران باشند، چراکه وزارت نیرو علیرغم مشکلاتی که وجود دارد، خاموشی اعمال نخواهد کرد."
معاون وی نیز با تاکید بر اینکه مردم نباید نگران تامین برق باشند، گفته بود: "وزارت نیرو با ورود 5 هزار مگاوات نیروگاه جدید تا قبل از پیک مصرف تا این لحظه مشکلی در تامین برق مردم نداشته است!!؟."
همزمان با این اظهار نظرها اما آمارهای دیگری نیز منتشر شد که نشان میدهد تنها در یک مورد، نیروگاه قم در تاریخ 28 خردادماه با تقلیل "700 مگاوات" از توان تولید خود مواجه شده که گویا علت آن قطع گاز کل نیروگاه به مدت سه ساعت در آن روز بوده است. نتیجهی این اتفاق چیزی نبود جز خاموشی 60 مگاواتی در قم.
اولین اظهار نظرها دربارهی قطعی برق در روزهای اخیر حکایت از بی گاز ماندن 29 نیروگاه برقی در کشور داشت. آمار و اطلاعات سایت توانیر در اوایل هفتهی جاری نشانگر این بود که میزان گازرسانی به نیروگاهها که در هفتهی قبل 200 میلیون مترمکعب بود به 90 میلیون مترمکعب رسیده است. خبرگزاری مهر بر همین اساس خبر داد که "تمامی نیروگاههای بخاری و گازی کشور هفته گذشته را با سوخت مایع مازوت و گازوئیل به پایان رساندند."
محمد بهزاد معاون وزیر نیرو از نيروگاههای کاشان، اردبيل و اصفهان به عنوان "شاخصترين نيروگاههايی" که گاز آنها "هماکنون قطع است و سوخت مايع آنها نيز به حداقل رسيده" نام برده است.
گفتنی است در حال حاضر ذخیره سوخت مایع نیروگاه اصفهان، تنها 10 درصد است و اگر گاز آن قطع شود، نیروگاه فقط دو الی سه روز دوام می آورد و نهایتاً توان تامین برق خود را نیز نخواهد داشت.
یکی از مسئولان شرکت توانير نیز که نامش اعلام نشده به خبرگزاری مهر گفته است:"به دليل عدم تحويل گاز به نيروگاهها، نيروگاه منتظری! تنها تا سه روز آينده قابليت استفاده از سوخت مايع را دارد."
وی همچنین هشدار داده: "اگر گاز متصل نشود، اين نيروگاه ظرف روزهای آينده از مدار توليد خارج خواهد شد
سال گذشته در حالی که هنوز یک سوم تابستان گرم ایران گذشته بود، در اوایل مردادماه اعلام شد تنها صنایع فولاد کشور به دلیل قطع برق حدود 230 ميليارد تومان ضرر دیدهاند و شرکت آلومینیوم المهدی نیز میزان زیان اقتصادی خود را از خاموشی تابستانی شصت ميليارد تومان عنوان کرد. علی رغم تکرار این وضعیت در چهار سال گذشته هنوز آمار جامعی در زمینه آسیبهای خاموشی تابستانی به اقتصاد و صنایع کشور منتشر نشده است
روز1433