
نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۸۹ شهریور ۹, سهشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه
تغییر در محتوای " علوم انسانی " در خلافت اسلامی ، بر اساس مبانی اسلام !؟

به گفته ی وی، در آن زمان، «آموزش علوم انسانى در دانشگاهها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى خواهد شد!!؟
خامنهای و دیگر مسئولان " خلافتی " درایران ، در جستوجوی دلیلی برای اعتراضات مردم در شهرهای ایران که بزرگترین ناآرامی در تاریخ سیساله " خلافت " اسلامی نام گرفت به این نتیجه رسیده بودند که علوم انسانی غربی باعث ترویج تردید در میان مردم شده است!!؟
حال یک سال پس از این موضعگیری که هنوز هر از گاهی به موضوع بحث در میان مقامات حکومت و رهبران مخالفان تبدیل میشود، وزیر علوم(!!) خبر داده است که در محتوای رشتههای مهم علوم انسانی «بر اساس مبانی اسلام» و «بهتدریج» تغییراتی اعمال خواهد شد
کامران دانشجو با اعلام این که متون «بهویژه متون علوم انسانی» در حال بازنگری است خبر داده است که «تعدادی از واحدهای درسی» از رشتههای «مهم» علوم انسانی تغییر خواهد کرد
اما در خبر خبرگزاری نیمهرسمی فارس نیامده است که آقای دانشجو کدام یک از رشتههای علوم انسانی را «مهم» میداند و در کدام واحدهای درسی از این علوم تغییر اعمال خواهد شد.
با این حال شاید بتوان با استناد به نظرات رئیس قوه قضاییه در ادامه موضعگیری مقامات " خلافتی " در برابر علوم انسانی، دو رشته روانشناسی و جامعهشناسی را از جمله آن علوم انسانی دانست که دچار تغییر خواهند شد
صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، در تیرماه گذشته با انتقاد از ترویج علوم انسانی و به ویژه تئوریهای روانشناسی و جامعهشناسی در ایران، این علوم را «ناهمخوان با پیشفرضهای دینی» دانست
پس از انتقاد " آقای خامنه ای " از فراوانی تعداد دانشجوهایی که در ایران به تحصیل در رشتههای علوم انسانی مشغولاند، مقامات دولت ! و حامیان او به تکاپو افتادند تا کلا دانشگاههای ایران و به طور خاص علوم انسانی را با مبانی اسلام سازگار کنند!!؟
گرچه این تلاشها تاکنون هنوز زیاد جنبه عملی به خود نگرفته،اما برخی از صاحبنظران و تحلیلگران مسائل ایران بر این عقیدهاند که باید در انتظار «بهم ریزی» دیگری دردروس دانشگاههای ایران بود
۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه
بدهی 140 میلیارد دلاری دولت خلافت اسلامی

برپایه ارقام منتشر شده از سوی بانک مرکزی، حجم بدهیهای دولت ، در حال حاضر به بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار رسیده است
دولت تنها به بانکمرکزی و سایر بانکهای داخلی نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار بدهکار است
دولتهای نهم و دهم ( دو دوره آخر) ظرف ۴ سال گذشته، ۲۵۶ میلیارد دلار درآمدهای نفتی کشور را هزینه کردهاند. با این همه، آفتاب نیوز به استناد ارقامی که از سوی بانک مرکزی ایران منتشر شده، فاش میکند که در کنار این ریختوپاش بیسابقه، دولت ۱۴۰ میلیارد دلار نیز بدهکار شده است.
اختلاف دولت و رسانهها
علت انتشار گزارش آفتاب نیوز، درگیری تازهای است که میان روزنامه مردم سالاری و پایگاه اطلاع رسانی دولت بروز کرده است. روزنامه مردم سالاری، بهتازگی میزان بدهیهای داخلی و خارجی دولت را، به استناد گزارش بانک مرکزی ۱۲۷ میلیارد دلار اعلام کرده بود.
در پی انتشار گزارش روزنامه مردم سالاری، پایگاه اطلاع رسانی دولت نوشت که بانک مرکزی این گزارش را خلاف واقعیت اعلام کرده است. اما پایگاه اینترنتی بانک مرکزی، در این مورد سکوت اختیار کرد.
اکنون، آفتاب نیوز، با استناد به ارقام رسمی که قبلا از سوی بانک مرکزی ایران منتشر شده، ثابت میکند که بدهیهای دولت، حتی از رقم اعلام شده در گزارش روزنامه مردم سالاری نیز بیشتر است و به ۱۴۰ میلیارد دلار میرسد.
۶۰ میلیون دلار بدهی به بانکها
آفتاب نیوز مینویسد: بدهیهای دولت تنها به بانک مرکزی و سایر بانکهای داخلی در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ بالغ بر ۵۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار بوده، اما تاکنون باید به ۶۰ میلیون دلار رسیده باشد. این مرکز خبری تاکید میکند که بانک مرکزی ایران با گذشت ۵ ماه از سال هنوز آمار مربوط به بدهیها، بودجه و هزینههای دولت را اعلام نکرده است.
برپایه ارقامی که در آفتاب نیوز آمده، دولت اکنون به سازمان تامین اجتماعی ۲۱ میلیارد دلار، به سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار، به پیمانکاران طرحهای آب و برق ۶ میلیارد دلار، و در هریک از حوزههای راه و ترابری و نفت یک میلیارد دلار بدهی دارد.
دولت و شرکتهای دولتی، در ۴ سال گذشته، برای تامین مالی طرحهای خود، با توزیع اوراق مشارکت میان مردم از آنها پول دریافت کردند که باید اصل و سود آن را بپردازند. جمع بدهی دولت، بابت اصل و سود این اوراق، در آفتاب نیوز ۱۶ میلیارد دلار برآورد شده است.
این مرکز خبری همچنین گزارش میدهد که میزان بدهیهای خارجی دولت هم به ۲۳ میلیارد دلار رسیده که در حال حاضر باید سالانه ۸ میلیارد دلار از آن بازپرداخت شود.
همزمان با آفتاب نیوز، روزنامه دنیای اقتصاد نیز مینویسد که طلب صادرکنندگان کالا از دولت بابت جوایز صادراتی به ۵۰۰ میلیون تومان رسیده است.
سایر بدهیهای داخلی دولت، به استناد گزارشهای خبرگزاریهای داخلی این ارقام را نشان میدهند:
- مطالبات بازنشستگان: ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار.
- کسری پرداخت دولت به خزانه، بابت درآمدهای نفتی سال ۸۶ و ۸۷، جمعا ۸ میلیارد دلار.
- بدهی به بنیاد تعاون سپاه: ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار
- مطالبات شهرداری: ۷۰۰ میلیون دلار.
- بدهی به بنیاد شهید و آستان قدس رضوی: ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار.
جمع این ارقام نشان میدهد که بدهی دولت به ۱۴۰ میلیارد دلار رسیده است. دولت، ضمنا در سال جاری ۶ میلیارد دلار و در سال آینده ۱۳ میلیارد دلار کسری بودجه خواهد داشت.
۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه
گسترش اعتیاد و مصرف مواد مخدر" شمیائی" درایران اسلامی

بر اساس گزارش سالانه سازمان ملل متحد در باره اعتياد به مواد مخدر، حدود ۲.۸ درصد از جمعيت ايران نشانه هايى از اعتياد به اين ماده مخدر را دارند.
روزنامه بريتانيايى فاينشنال تايمز مى نويسد: بر اساس گزارش هاى غير رسمى رسانه هاى ايران تعداد معتادان و مصرف كنندگان ترياك در ايران بالغ بر چهار ميليون نفر است، با وجود اين دولت و مقامات مسئول هشدار داده اند كه رقمى بين ۱۰ تا ۱۵ ميليون نفر ممكن است از مواد مخدر استفاده كنند.
به نظر مى رسد كه الگوهاى اعتياد و مصرف مواد مخدر در سال هاى اخير تغيير كرده و اكنون مواد مخدر آزمايشگاهى و شيميايى گسترش بيشترى يافته است. مواد مخدر و نئشه آورى مثل اكستازى اكنون در ميان جوانان گسترش يافته است.
جمعيت ايران بسيار جوان است و حدود ۶۰ درصد از جمعيت ۷۳ ميليونى اين كشور زير ۳۵ سال هستند
به نوشته فاينشنال تايمز، سعيد صفتيان، معاون اداره ترك اعتياد ايران مى گويد كه در سال ۱۳۸۳ هيچ آمارى در مورد معتادان به مواد مخدر آزمايشگاهى وجود نداشت اما به فاصله سه سال حداقل چهار درصد ازمعتادان كه به اين مركز مراجعه كردند معتادان به مواد شيميايى بوده و اكنون حدس زده مى شود كه اين رقم به حدود هفت تا هشت درصد رسيده باشد.
در جريان يك سمينار بهداشتى در اوايل سال جارى، دكتر حسن امامى رضوى از معاونان وزارت بهداشت ايران در مورد گرايش گسترده نسل جوان از ترياك و هروئين به سمت مواد مخدر شيميايى و آزمايشگاهى هشدار داد.
يكى از دلايل اصلى فراگير شدن اين نوع مواد نشئه آور بهاى ارزان تر و سادگى مصرف اين مواد است.
فاينشنال تايمز مى افزايد: اين نوع مواد مخدر بو ندارند و نياز به تزريق و كشيدن ندارد.
دولت(!) محمود احمدى نژاد مدعى است كه استفاده از ترياك و مواد مخدر ديگرى كه از ترياك توليد مى شوند به خاطر مبارزه شديد دولت ايران از ۲۰ سال پيش تاكنون تحت كنترل درآمده است!!؟.
اما چنين ادعايى مشخص نمى كند كه چطور مواد مخدر آزمايشگاهى و شيميايى اكنون وارد ايران مى شوند. اسماعيل احمدى مقدم، فرمانده نيروى انتظامى و فرمانده سابق مركز مبارزه با مواد مخدر ايران چند ماه پيش اعتراف كرد كه انواع جديد مواد مخدر نئشه آور در پستوى خانه ها و آشپزخانه ها توليد مى شوند.
گزارش فاينشنال تايمز يادآورى مى كند كه يكى از هشداردهنده ترين و نگران كننده ترين موارد از گسترش اعتياد و مصرف مواد مخدر جديد افزايش توليد شيشه است.
عباس ديلمى زاده، مسئول يك نهاد غيردولتى مداواى مداواى معتادان در مصاحبه اى با خبرگزارى ايلنا گفت: «مصرف شيشه به شدت در حال گسترش است و ايران در آينده ممكن است با سونامى اعتياد به شيشه روبرو شود.»
بر اساس اطلاعات دولتى، دو سال پيش قيمت يك كيلوگرم شيشه حدود ۱۰۰ تا ۱۲۵ هزار دلار بود اما در سال گذشته بهاى آن به ده تا پانزده هزار دلار تنزل پيدا كرده است !!؟.
۱۳۸۹ شهریور ۲, سهشنبه
واقعیت انکار نا پذیر

با یک مطالعه سطحی درزندگی تمام ملتهای دنیا می توان چنین نتیجه گیری کرد که هر کجا مردم ازنظر فکر وفرهنگ قوی هستند، روی پای خود ایستاده ودر جهان استقلال خودرا حفظ کرده اندوبرعکس ملتهایی که فکر نداشته واهل اندیشه نیستند کشورشان مورد تاراج دیگران قرار گرفته وهمه ی ثروتهای طبیعی شان نیز به غارت رفته است.
دنیای استکبار امروز اول فکر را از ملتها می گیرد پس از آن سایه ی شوم استعمارش رابر روی آنان می گستراند. بالاترین منابع برای مردم یک کشور برخورداری از منبع فکری و روحی است .
بنابراین(اگر خرافه و واپس گرائی ها)امان میداد، بجای اینکه به منابع ومعادن طبیعی تکیه کنیم ( باید ) سعی می کردیم منابع واقعی انسانها را استخراج میکردیم تا جامعه ای از نظر فکری غنی وپربار میداشتیم .
ــــــــــــــــــ اما ـــــــــــــــــــــــ
** تاریخ ایران زمین گواه است که ارتجاع خرافه همواره مانع از رشد فکری توده های مردم بوده است - که البته بیگانگان برای غارت ایران ، از این هجوم بی امان به سود خود نهایت سوء استفاده را کرده اند.
خلافت اسلامی برای اثرگذاری بر انتخابات عراق یکصد میلیون دلار خرج کرده است

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای بایدن همچنین اظهار داشت که «در مورد مسئله نفوذ ایران در عراق اغراق شدهاست».
وی که در جمع شماری از نظامیان بازنشسته آمریکایی در ایالت ایندیانای این کشور سخن میگفت با اشاره به انتخابات ماه مارس (اسفندماه) در عراق اظهار داشت که «دولت ایران برای اثرگذاری بر نتایج انتخابات و عوض کردن نظر مردم عراق ۱۰۰ میلیون دلار خرج کرد و بهکلی شکست خورد.»
وی افزود: «دلیلش این است که سیاست و ملیگرایی در عراق گسترش پیدا کرده. مردم عراق به کاندیداهای دلخواه خود رأی دادند و هیچیک از آنها، هیچیک از آنها، تکرار میکنم، هیچکدام از آنها از کاندیداهای مورد علاقه ایران نبودند.»
اظهارات آقای بایدن در مورد هزینه «۱۰۰ میلیون دلاری» ایران برای اثرگذاری در سیاست داخلی عراق در حالی بیان میشود که احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان(!!) در ایران، نیز در ششم مردادماه آمریکا را متهم کرد که «یک میلیارد دلار» به رهبران معترضان ایران کمک کرده و گفته «اگر توانستید نظام را منقرض کنید، پنجاه میلیارد دلار دیگر هم میدهیم».
معترضان در(خلافت اسلامی) ایران این اتهامات را رد کردند و خواستار آن شدند که آقای جنتی مدارک خود از این اتهام را ارائه کند.
در زمینه نقش ایران در عراق، مقامهای آمریکایی و برخی از قانونگذاران کنگره ایالات متحده پیش از این بارها ابراز نگرانی کردهاند. اما خلافت اسلامی ایران همواره حمایت از گروههای خشونتطلب در عراق یا دخالت در سیاست داخلی این کشور را تکذیب کرده است.
به گفته خبرگزاری آسوشیتدپرس، برخی از سیاستمداران سنی عراق میگویند که رد صلاحیت ۵۰۰ نامزد انتخاباتی که اکثر آنها سنی بودند به اتهام ارتباط با حزب بعث تحت نفوذ ایران صورت گرفت.
ژنرال ری اودیرنو، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق، نیز روز ۳۱ تیر گفت که (خلافت) اسلامی «در حال حاضر با سه گروه عمده افراطگرای شیعی یعنی گروههای کتائب حزبالله، اعضای عصائب اهلالحق و لشکر روز موعود همکاری دارد».
رسانههای عربی و شماری از مسئولان عراقی نیز در هفتههای اخیر از فشار (خلافت) اسلامی بر دو ائتلاف شیعه دولت قانون و ائتلاف ملی عراق به رهبری عمار حکیم برای توافق و تشکیل دولت جدید عراق سخن گفتهاند، جریانی که به گفته آنها باعث تاخیر در تشکیل دولت جدید عراق شده است.
با این وجود، معاون رئیس جمهوری آمریکا روز دوشنبه در ادامه سخنانش نفود (خلافت اسلامی) در عراق را در سطح «حداقل» دانست و از برنامه کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق دفاع کرد.
«عناصر نامطلوب» برای ایران
به گفته آقای بایدن، نوری المالکی، نخستوزیر عراق، و رقیب او ایاد علاوی، نخست وزیر پیشین این کشور، هر دو از سوی مقامات ایرانی به عنوان «عنصر نامطلوب» شناخته میشوند.
در ماه مارس، ائتلاف العراقیه، به رهبری ایاد علاوی، که مجموعهای از نیروهای سکولار شیعه به همراه سنیهاست، توانست بیشترین کرسیهای انتخابات پارلمانی این کشور را بهدست آورد.
با اینحال هماینک با گذشت بیش از پنج ماه از انتخابات سراسری در عراق، ایاد علاوی اعلام کردهاست که گفتوگوهای خود با «ائتلاف حکومت قانون» به رهبری نوری المالکی را به دلیل «دیدگاههای فرقهگرایانه» به حال تعلیق در آورده است.
با وجود این، معاون رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه در ادامه سخنرانی خود اظهار داشت که کشور عراق «در مسیر ثبات سیاسی قرار دارد».
۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه
گسترش " طلاق " در خلافت اسلامی

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه
بیکاری در سالهای اخیر ، دو برابر شده است

آمار بیکاران ایران در بهار امسال از شکست برنامههای اشتغالزایی دولت دهم خبر میدهد. نرخ بیکاری را مرکز آمار ۶ / ۱۴ درصد و خانه کارگر ۱۷ درصد اعلام کردهاند، اما عضو شورای عالی کار گفته است که ایران اصلا بیکار ندارد
بررسی گزارشهای خبرگزاریها و مراکز رسمی ایران نشان میدهد که مسئولان دولت دهم، به جای آن که برای مبارزه با بیکاری تلاش کنند، به مبارزه با یکدیگر بر سر آمارهای متناقضی که ارائه دادهاند مشغولند.
شکست برنامه اشتغالزائی
محمود احمدینژاد، پنج سال پیش، هنگام تصرف پست ریاست جمهوری(!) " خلافت اسلامی" اعلام کرد که اشتغالزایی یکی از محورهای اصلی برنامه اقتصادی دولت وی خواهد بود. در آن زمان، به استناد آمار رسمی، تنها ۷ درصد نیروی کار ایران بیکار بودند.
دولت احمدینژاد، با صرف دست کم ۲۰ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی، طرح ایجاد واحدهای اقتصادی زودبازده را اجرا کرد. اما سه سال بعد، بانک مرکزی ایران اعلام کرد که مطالبات غیرقابل وصول بانکها به حدود ۱۷ میلیارد دلار رسیده است. بخش اعظم اعتبارات پرداخت شده برای اجرای طرحهای زودبازده که قرار بود ایجاد اشتغال فوری کنند، به کسانی پرداخت شد که اندکی بعد یا اعلام ورشکستگی کردند و یا از ایران گریختند.
در حال حاضر، بانکها به دلیل عدم بازپرداخت این اعتبارها و همچنین عدم پرداخت نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار بدهی دولت، توانایی تامین اعتبار برای واحدهای اشتغالزا را ندارند.
دو برابر بیکار
نحوه ارائه آمار بیکاران، از آغاز ماموریت احمدینژاد مورد اختلاف مراکز مختلف بود. برای حل این اختلاف، مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۴ اعلام کرد که در ارائه آمار، به شاخصهای سازمان جهانی کار توجه خواهد کرد. سازمان جهانی کار کسی را آماده اشتغال میداند که به پایان ۱۵ سالگی رسیده باشد. افراد بین ۱۵ تا ۲۹ ساله، این این شاخص نیروی کار جوان محسوب میشوند.
با تکیه بر همین شاخصها، مرکز آمار ایران، درصد بیکاران را در بهار امسال ۶ / ۱۴ درصد اعلام کرده است. به گزارش خبرگزاری کار ایران، این رقم پیش از آغاز کار دولت نهم ۷ درصد و در بهار سال ۱۳۸۷ حدود ده درصد بود. به این ترتیب، نرخ بیکاری در دوران احمدینژاد دو برابر شده و ظرف دو سال گذشته نزدیک به ۴ درصد بالا رفته است.
از صفر تا ۱۷ درصد
مراکز مختلفی که با مساله کار و بیکاری در ایران سروکار دارند، حاضر به پذیرش درستی گزارش مرکز آمار نیستند و خود آمارهایی ارائه میدهند که به شدت در تناقض است.
حسن صادقی معاون دبیرکل خانه کارگر در گفتوگو با ایلنا گفته است که هم مرکز آمار و هم وزارت کار جمهوری اسلامی میکوشند حقایق مربوط به اقتصاد ایران را انکار و نرخ واقعی بیکاری را پنهان کنند.
به گفته صادقی، در نتیجه شکست برنامههای اشتغالزایی دولتهای نهم و دهم، ضریب بیکاری اکنون به ۱۷ درصد رسیده است. یعنی حدود ۵ میلیون نفر از افراد آماده به کار بیکار هستند. اگر متوسط افراد یک خانواده را در ایران ۳ نفر در نظر بگیریم، تعداد افراد بدون نانآور اکنون به ۱۵ میلیون نفر رسیده است.
۲۶ درصد جوانان بیکار
در این میان، وضعیت جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله از همه بدتر است. به گزارش مرکز آمار، نرخ بیکاری در میان این گروه سنی به بیش از ۲۶ درصد رسیده است. با این همه، ولیالله صالحی عضو شورای عالی کار، به خبرگزاری مهر گفته است: «درحال حاضر ما فرد بیکاری در کشور نداریم و باید تکلیف خودمان را با تعریف بیکاری روشن کنیم»!
شورای عالی کار، مامور سیاستگذاری درباره اشتغال و دستمزد است. آقای صالحی به عنوان عضو این شورا درباره تعریف بیکاری توضیح داده است: «همه افراد، صبح که از خواب بیدار میشوند، به دنبال انجام کاری هستند. اگر منظور از کار، شغل آن هم از نوع مولد باشد، مساله فرق میکند.»
از توضیحات عضو شورای عالی کار چنین استنباط میشود که در عرصههای مولد بیکاری وجود ندارد. ایننظر در شرایطی میتواند درست باشد که که واحدهای تولیدی و خدماتی یک کشور، با تمام ظرفیت کار کنند و رشد اقتصادی در آن پایدار باشد. برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و محافل اقتصادی ایران، تاکنون بارها هشدار دادهاند که صنایع ایران در حال حاضر با کمتر از ۴۰ درصد ظرفیت خود کار میکنند.
خبرگزاری کار ایران، در گزارشی با عنوان "اشتغال بنویسید، بیکاری بخوانید" از کاهش ظرفیت تولید صنایع ایران یک نمونه تکان دهنده آورده است. این خبرگزاری مینویسد: «شهرک صنعتی شمس آباد، بزرگترین شهرک صنعتی خاورمیانه است. از میان ۸۵۰ کارخانه موجود در این شهرک، تنها ۵ کارخانه با ۱۰۰ درصد ظرفیت خود کار میکنند.»
۵ کارخانه در میان ۸۵۰ کارخانه میشود فقط حدود نیم درصد.
dw-world.de۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه
آبجوی محبوب جوانان فلسطینی و اسرائیلی !؟

۱۳۸۹ مرداد ۲۰, چهارشنبه
دین فروشی سر تا پای جامعه را در بر گرفته است
عرصه عمومى جامعه ايرانى شايد هيچ گاه عارى از تهمت ها، دروغ ها و فسادهاى مختلف نبوده است. اما به گفته برخى منتقدان شايد در هيچ دوره تاريخ اجتماعى و سياسى ايران نمى توان روزگارى همچون اين روز ها را سراغ گرفت كه دروغ، تهمت و افترا در چنين حجمى از تريبون هاى عمومى جارى و سارى باشد.
همين ناظران منتقد روزگار ما مى گويند صاحبان تريبون هاى رسمى منتقدان را به راحتى و آسانى به هر چه مى خواهند متهم مى كنند و آنها را با چوب هر افترايى كه مى پسندند، مى رانند. دستگاه قضايى دست كم در بخشى از جامعه كه هم نوا با دولت نيست، كارآيى و اعتبار خود را از دست داده است.
فساد ادارى، اقتصادى و سياسى به استناد گزارش هاى سازمان هاى بين المللى و به گواه برخى دستگاه هاى نظارتى داخلى رو به گسترش است و اين همه چهره اى مخدوش از اخلاق در جامعه اى را به تصوير مى كشد كه در بيش از سه دهه گذشته مدعى اخلاق گرايى در سياست، اقتصاد و بالاخره تمام شئون زندگى بوده است.
صاحب نظران اين بحران اخلاقى در جامه را در كنار بحران هايى از جنس هاى ديگر بحرانى واقعى و تمام عيار مى دانند و ديگران آن را سياه نمايى منتقدانى تلقى مى كنند كه سعى دارند با اين انتقاد ها كارآيى حكومت را زير سئوال ببرند.
محمد رضا نيكفر، انديشمند و از ناقدان جريان روشنفكرى دينى ميهمان اين هفته گفت و گوى ويژه راديو فردا است تا با او درباره اخلاق، بحران اخلاقى و آينده اخلاقى جامعه ايرانى سخن بگوييم.
آقاى نيكفر! اين روزها فراوان مى شنويم كه جامعه دچار بحران اخلاقى است و اخلاق در جامعه سقوط كرده است. آيا شما اصلاً اين بحران اخلاقى يا سقوط اخلاق را مى پذيريد، اين گزاره را قبول داريد يا خير، با اين موافق نيستيد؟
محمدرضا نيكفر: طبعاً اين بحران اخلاقى وجود دارد و علائم و شواهد بسيارى ديده مى شود. مى توانيم به جرات بگوييم كه دست كم در عصر جديد هيچ گاه دروغ و فساد اين قدر در اين خاك لانه نكرده كه امروز كرده. يعنى در اين شكى نيست و حتى در ميان حكام هم كسانى هستند كه به نوعى به اين اعتراف مى كنند.
مسئله را بايد همه جانبه ديد و تصور نكرد كه وقتى مى گوييم بحران اخلاقى وجود دارد، به اين معنا است كه مردم موعظه اخلاقى كم شنيده اند يا مثلاً راديو و تلويزيون در اين مورد كوتاهى كرده كه به اندازه كافى وعظ اخلاقى بكند. يا نويسندگان و هنرمندان در اين زمينه كوتاهى كرده اند. نه. ريشه ها خيلى عميق تر است و دست كم مى توانيم يكى از عوامل آن را دين فروشى بدانيم و فساد عمومى دستگاه بدانيم كه تمام مناسبات را به هم ريخته و تركيب مهوعى از سرمايه دارى و دين ايجاد شده.ولى مسئله را بايد همه جانبه ديد و تصور نكرد كه وقتى مى گوييم بحران اخلاقى وجود دارد، به اين معنا است كه مردم موعظه اخلاقى كم شنيده اند يا مثلاً راديو و تلويزيون در اين مورد كوتاهى كرده كه به اندازه كافى وعظ اخلاقى بكند. يا نويسندگان و هنرمندان در اين زمينه كوتاهى كرده اند. نه. ريشه ها خيلى عميق تر است و دست كم مى توانيم يكى از عوامل آن را دين فروشى بدانيم و فساد عمومى دستگاه بدانيم كه تمام مناسبات را به هم ريخته و تركيب مهوعى از سرمايه دارى و دين ايجاد شده.
شما از دين فروشى در حوزه عمل حاكمان صحبت مى كنيد. اما فارغ از اينكه حاكمان مذهبى هستند يا حكومت مذهبى است، جامعه ايرانى، جامعه اى دين دار است. چرا اين جامعه دين دار دچار بحران سقوط ارزش هاى اخلاقى شده؟
دين فروشى سر تا پاى جامعه را در بر گرفته. يعنى ابتدا دين تبديل به يك ارزش شد. يعنى يك ارزشى كه خودى و غير خودى را از هم متمايز مى كرد و بر مبناى آن امتياز داده شد و وقتى اين را جامعه ديد، آموزش دادند در عمل به جامعه كه براى طى سلسله مواهب، گرفتن امتياز مى بايست اين ارزش را به نمايش بگذارند. اين تظاهر كردن و به نمايش گذاشتن شروع شد. حكام تحميل كردند اين مسئله را به مردم و مردم دورويى و ريا را از اين سيستم فرا گرفتند. قبلاً هم در طول تاريخ سابقه داشت. يعنى شما اگر به ادبيات فارسى نگاه كنيد، جاهايى كه انسان هاى آزاده اى مثل حافظ از دست دورويى و ريا شكوه مى كنند، درست همان جايى است كه فقيهان ومحتسبان عرصه را بر مردم تنگ كرده اند.
بعد از انقلاب اسلامى هم همين رخ داد و دين را تبديل به يك امتياز كردند و اين امتياز شروع شد به خريد و فروش و اين خريد و فروش ابعاد وحشتناكى پيدا كرد و همه شروع كردند به نقش بازى كردن.
شما تصور كنيد بچه اى كه در خانواده به او ياد مى دهند كه در كوچه يك جور رفتار كند و در مدرسه يك جور رفتار كند. چه نقشى بازى كند كه بالاخره بتواند نمره بهترى بگيرد، از كنكور رد شود، از مصاحبه ها رد شود و بتواند جايگاهى، شغلى پيدا كند و بعد همه اين نقش ها را بازى مى كند و مى آيد توى خانه و توى مهمانى و در جمع خلوت همه شروع به دشنام دادن مى كنند و شروع به رفتارهاى ديگر مى كنند... كل اين آموزش ما در اين سى ساله، آموزش يك نسل تمام و آموزش حتى نسل هاى كهن تر تبديل شد به اين نقش بازى كردن و به اين رياكارى و اين رياكارى به همين گونه ادامه پيدا كرد و مردم ياد گرفتند.
در گذشته مى گفتند الناس على دين ملوكهم (مردم بر دين پادشاهان خودشان هستند) در اينجا در اين عبارت مشهور كل آن منش و آن رفتار است. وقتى مردم اين دروغ ها و اين رياها را ديدند، اين برايشان آموزش شد و از طرف ديگر سركوب را ديدند. ديدند هر كس صداقت داشت، هركس فكر مى كرد، هر كس انتقاد داشت، هركس عقل مستقلى داشت، به زندان افتاد، اعدام شد، به تبعيد رانده شد. اين مى رود توى ناخودآگاه ملت كه كتاب خواندن بد است، فكر كردن بد است، انديشيدن بد است. يك رو بودن بد است. صادق بودن بد است. چى خوب است؟ دورويى خوب است. ريا خوب است. دوز و كلك خوب است. اين چيزى است كه اين حكام به ما ياد دادند و چوبش را مى خورند. چون اين رياكارى به سمت خودشان بر مى گردد.
در جاى جاى تحليل شما رد و نقش حاكمان و تاثير عمل آنها بر جامعه در حوزه اخلاق به چشم مى خورد. نگاه شما آقاى نيكفر نگاهى بالا به پائين است. شما معتقديد حاكمانى بودند و هستند كه دين فروشى كردند، ارزش هاى اخلاقى را رعايت نكردند، دورويى را ترويج كردند و غيره. آيا نمى توان جامعه اى را متصور بود كه حاكمان در آن اخلاق گرا نيستند و اخلاق گرا نباشند اما جامعه رفتارى اخلاقى پيشه كند. اخلاق جامعه تا چه حد مى تواند تابعى از رفتار حاكمان يا حكومت مستقر در آن جامعه باشد؟
به طور كلى به طور تاريخى مى توانيم بگوييم از ماست كه بر ماست. مردم حكومتى را بر فراز سر خود مى نشاند كه در خور آن است. اين يك حكمت تاريخى تكان دهنده است. اين رژيم و اين حكام از دل كوير در نيامده اند. از آسمان نيامده اند، از دل همين مردم در آمده اند. اينكه توانستند اين مدت ادامه بدهند بدون همدستى ميسر نمى شد. يعنى ملت بايد بپرسد كه من كجا همدستى كردم با اين حكام كه وضع اين گونه شد؟ كجا از خودم ضعف نشان دادم؟ چرا و چگونه حاضر به ايفاى نقش شدم كه اينها توانستند اين تئاتر را ادامه دهند؟ آنها كارگردانى كردند و ما هم بازى كرديم. اين ورش را هم فراموش نكنيم. يعنى وقتى كه من اينجا در صحبت پيشين انتقاد را متوجه حكام كردم، به هيچ وجه اين نيست كه جامعه را مصون نگاه دارم از انتقاد. اين يك نكته. نكته ديگر اينكه آيا مى تواند جامعه اخلاقى باشد و حكام غير اخلاقى؟ در مقاطعى مى تواند.
بعضى وقتها يك جنبش، يك حركت، يك اعتراض مردم را پيراسته مى كند. آنها را به لحاظ اخلاقى پاكتر مى كند. فراموش نكنيم سال ۵۶ و ۵۷ را. مردم در اوج آن مبارزه عليه شاه، بسيار مهربان تر شده بودند. بسيار متين تر شده بودند. ترافيك تهران قابل تحمل شده بود. مردم در اولين روزهاى بعد از انقلاب به همديگر در خيابان تعارف مى كردند و حق تقدم را همواره به ديگرى مى دادند. ولى اين يك دوره كوتاهى بود. بعد مردم اين پاكيزگى اخلاقى را كه انقلاب ايجاد كرده بود، و اميدهايشان ايجاد كرده بود، از دست دادند. و روايت فراوان است، خاطره فراوان است، شاهدان عينى بسيار گفته اند كه در روزهاى اعتراض در تهران در سال ۱۳۸۸ يعنى با برآمدن اين جنبش اعتراضى مردم بسيار مهربان تر شده بودند. بسيار باصفا تر شده بودند. يك نزاكت بيشترى پيدا كرده بودند.
پس مردم مى توانند يك باره با شور و اميد از اين روزمرگى آلوده در بيايند، افق هاى بهترى در برابر خود بگذارند، جهان را بازتر ببينند و اميدوار تر نگاه كنند و از اين حلقه دعواها و فسادهاى روزمره كه خارج شوند، طبعاً اخلاقى تر مى شوند. من اميدوارم كه چنين شود و جامعه بتواند با شور و اميد لايروبى كند اين خاك را و اين فساد را بتواند بزدايد.
اما آقاى نيكفر، چرا اين اتفاق نمى افتد؟ شما معتقديد كه دوست و دشمن به وجود بحران اخلاقى در جامعه اذعان دارند. مى گوييد كه جامعه مى فهمد و مى داند كه بحران دارد. البته مردم هم مدام و روزمره از ضعيف شدن اخلاقيات و سقوط ارزش هاى اخلاقى در جامعه گلايه مى كنند. شما البته از اميدوارى هايتان هم براى روزگارى بهتر در آينده صحبت مى كنيد. چرا جامعه حركتش را اصلاح نمى كند؟
بالاخره بر مى گردد. يا يك جامعه زوال پيدا مى كند و به فسادى دچار مى شود كه آن ورش ناپيدا باشد و وجود داشته اند اين جوامع كه به اين فساد درغلتيده اند، و آخرش هم از دلشان جنگ داخلى در آمده و انواع فتنه هاى ديگر.
ولى من هنوز در اين جامعه آن پتانسيل فرهنگى را مى بينم كه تكان بخورد و در بيايد و همين مردم در دوره هاى مختلفى اين كار را داشته اند. كى در مى آيد؟ وقتى كه يك مردمى به تجربه روزمره بفهمد كه ديگر نمى تواند زندگى اش را نجات بدهد، نمى تواند پيش ببرد، و هرچقدر هم نقش بازى كند، رياكارى كند، خودش را نمى تواند روى آب نگاه دارد. يك جايى هست كه تحمل ها تمام مى شود و آنجا مى فهمند كه از دل اين روزمرگى دربيايند.
الان مشهور است كه درون خانواده هاى ايرانى اختلاف زياد هست. الان دادگسترى پر از پرونده است برادر عليه برادر، خواهر عليه برادر حتى فرزند عليه پدر و برعكس. چنين چيزى در جامعه ايران بى سابقه بود. هركس كوشش مى كند چيزى شود از طريق درگيرى شدن با اين محيط تنگ اطرافش. يك جا هست ممكن است روزنه اى گشاده شود و بفهمد هر انسانى كه راه نجاتش در اين است كه اين سيستم عوض شود. برادرش، خواهرش، رئيس اش، همكارش مقصر نيست. بلكه كل سيستم عوض شود.
سال گذشته مردم لحظات درخشانى به سمت اين حركت كردند و هنوز هم اين تجربه و فكر را دارند با خودشان تكرار مى كنند، به بحث مى گذارند و اميدوارم كه اين چراغ روشن بماند و بتوانند از اين روزمرگى در بيايند و افق را روشن ببينند. آن موقع، وقتى چنين شد، دست به شجاعت بيشترى از خودشان خواهند زد، فداكارى هاى بيشترى خواهند كرد
۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سهشنبه
اجرای " فیلترینگ " یک پارچه در خلافت اسلامی ایران

محمود خسروی گفته است: «در بحث فيلترينگ کميتهای متشکل از نمايندگانی از مجلس، قوه قضاييه و نهادهای ديگر (به جزييات آن اشاره ای نشده است) با نام کميته تعيين مصاديق تشکيل شده است که وظيفه بررسی سايتها و اعمال فيلترينگ را دارد و از اين پس هيچ کدام از شرکتهای اينترنتی سرخود نمیتوانند هيچ سايتی را فيلتر کنند.»
به گفته این مقام مسئول از این پس فیلترینگ، از ورودیهای اصلی در ایران اجرا خواهد شد؛ بدین ترتیب با اجرای این طرح دست دولت در هر چه بیشتر کنترل کردن فضای اینترنت باز خواهد بود و از این پس، ارائهدهندگان اینترنت به شهروندان، دخالت چندانی در این مورد نخواهند داشت.
محمود خسروی در این باره گفت: «فیلترینگ یکپارچه در کل کشور و از مسیر "گیت وی" انجام میشود و تعیین سایتهایی که مشمول این طرح قرار میگیرند از سوی کمیته تعیین مصادیق خواهد بود و شرکت ارتباطات زیرساخت آن را اعمال میکند. برابر قانون نیز هر سرویس دهنده اینترنت موظف است که این موارد را اجرا کند.»
يکی از تحريمهای آمريکا عليه ايران به بحث فيلترينگ برمیگردد؛ براساس قانون تحريم ايران، شرکتهايی که تجهيزات و تکنولوژیهای مرتبط به فیلترینگ و محدود کردن آزادی بیان و اطلاع رسانی به ایران میفروشند، مشمول تحريم شده و از حق عقد قرارداد با دولت امريکا محروم میشوند.
هرچند بحث فيلترينگ و سانسور اينترنتی در ايران مسئلهای تازهای نبوده ولی در يک سال گذشته و پس از انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد، سانسور و مسدود کردن سايتهای اينترنتی شديدتر و گستردهتر شده است.
آقای خسروی در همين راستا از کاهش ۲۰ درصدی اينترنت خبر داده و گفته است:«هنوز کاهش ۲۰ درصدی به شرکتها ابلاغ نشده است که اين امر نيز از هفته آينده انجام خواهد گرفت، البته وزير شرط گذاشته که اين کاهش حتما بايد برای مصرف کننده نهايی مشهود باشد که ما فکر میکنيم طبق برنامههای ما کاربر نهايی حداقل کاهش ۷ الی ۸ درصدی را داشته باشد.»
جمهوری اسلامی در حالی ارائهدهنده یکی از گرانترين و بیکيفيتترين خدمات اينترنت در جهان است، که درآمد ساليانه شهروندان آن چندين برابر کمتر از درآمد کشورهای پيشرفته است. در همين حال با نگاهی به گفته مسئولان مخابراتی ايران، به نظر نمیرسد که دگرگونی خاصی هم در آينده نزديک در اين مورد رخ دهد.
قرار بود تا پايان برنامه چهارم توسعه دستکم ۱.۵ ميليون درگاه اينترنت پرسرعت (دی اس ال) در ايران پايهگذاری شود که در نهايت و در آستانه برنامه پنجم، دولت تنها ۳۰۰ هزار دی اس ال در اختیار مردم گذاشته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز، سالانه فهرست «دشمنان اينترنت» را منتشر میکند که در اين فهرست، نام ايران در کنار کشورهايی چون چين، کوبا، ترکمنستان و ويتنام به چشم میخورد.
طی چند سال گذشته که اين فهرست منتشر میشود، ايران همواره در اين فهرست قرار داشته اما در سال گذشته ميلادی بيشترين اعمال فشار بر اينترنت در جهان از سوی( خلافت اسلامی) ايران اعمال شده است.
۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه
فراتر از مجموع قربانیان سه فاجعه طبیعی اخیر جهان

یک سخنگوی سازمان ملل متحد می گوید احتمالا شمار افراد آسیب دیده از سیل سهمگین پاکستان از مجموع قربانیان سه فاجعه طبیعی عمده و اخیر، بیشتر است.
ماریزیو گیلیانو، یک سخنگوی دفتر هماهنگی امور انساندوستانه سازمان ملل متحد، روز دوشنبه گفت در صورت صحت محاسبات دولت پاکستان، عمق فاجعه سیل در پاکستان می تواند از مجموع آسیب های وارده از زلزله ماه ژانویه در هائیتی، سونامی سال ۲۰۰۴ و زمین لرزه پاکستان در سال ۲۰۰۵ بیشتر است.
امدادگران در پاکستان می گویند ادامه باران های سیل آسا، وضعیت را در این کشور وخیم تر کرده است و تا کنون بیش از ۱۶۰۰ تن جان باخته و ۱۵ میلیون از سیل آسیب دیده اند.
سیل صدها هزار خانه را ویران کرده و جاده ها، پل ها، مزارع و احشام را شسته و با خود برده است.
باران های سهمگین اخیر تلاش های امدادگران در استان خیبرپختونخوا در شمال غربی پاکستان را مختل کرده است و سیل به درون سرزمین پنجاب و در مسیر رود ایندوس به استان سند رسیده است.
روز یکشنبه در منطقه شمالی گیلگیت بالتیستان دست کم ۲۸ نفر بر اثر رانش زمین کشته شدند و همزمان مقامات احتمال می دهند که در این حادثه نزدیک به ۴۰ نفر کشته شده اند.
ارتش پاکستان در رأس تلاش های امدادی است اما وضعیت بد هوا از پرواز هلیکوپترهای حامل کمک برای قربانیانی که هنوز در مناطق دورافتاده گرفتار شده اند، جلوگیری می کند.
۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه
سی سال است غارت ایران و اسارت مردم آن ، بازیچه ی دست این و آن بوده است

مذاکره یا جنگ ، تحریم های بی اهمیت و تشدید آنها
به گفته یکی از مشاورین باراک اوباما، بی انگیزگی (خلافت اسلامی) در از سر گیری مذاکرات مهمترین عامل در تقویت تحریمها علیه این کشور است. به گفته این مسئول آمریکایی دولت این بار هیچ شانسی برای فرار از قطعنامه های وضع شده ندارد!!؟
به گفته یکی از مشاورین باراک اوباما در روز شنبه (۱۶ مرداد / ۷ اگوست)، واکنشهای تند (خلافت اسلامی) ایران علیه تحریمها بهترین بهانه را به دست دولتهای غربی در جهت تقویت سیاستهای آنها و در عین حال فشار برای بازگشت این کشور به پای میز مذاکره میدهد.!!؟.
این مسئول آمریکایی گفت که (خلافت اسلامی) این بار هیچ شانسی برای فرار از قطعنامههای وضع شده ندارد.
در روزهای گذشته احمدینژاد( خلافت اسلامی) با ناچیز و بیاهمیت خواندن تحریمها بار دیگر اعلام کرده بود که حاضر به انجام مذاکرات مستقیم فراگیر با آمریکا در مورد مسایل جهانی است!.
صبح روز شنبه یکی از مسئولین ارشد سپاه پاسداران از مسدود کردن تنگه هرمز در صورت افزایش فشارها علیه ایران خبر داده بود.
در هفتهای که گذشت، رئیسجمهور آمریکا و رئیس دیپلماسی ایالات متحده امریکا تاکید کردهاند که تقویت تحریمها در تقابل با برنامه هستهای ایران بهترین راه مبارزه برای کشاندن (خلافت اسلامی) به پای میز مذاکره است!.
این دو مقام بلند پایه تاکید کردند که تحریمها از منع واردات بنزین تا انسداد حسابهای بانکی مقامات ایرانی در جهت کاهش سرمایهگذاری در ایران است.
رئیس خزانهداری آمریکا در روز شنبه اعلام کرد که بسیاری از شرکتهای خارجی انصراف خود را از پروژههای آتی انرژی در ایران خبر دادهاند.
در همین حال صبح امروز سایت رسمی وابسته به وزارت نفت در ایران از ناتوانی این کشور در بهرهبرداری و توسعه میدانهای گازی ایران خبر داده بود.
همزمان ایران راههایی برای دور زدن تحریمهای بینالمللی مییابد، همانگونه که به گفته کارشناسان این کشور در دورههای قبلی تحریمها عمل کرده بود.
با این حال به گفته ناظران، اظهارات اخیر باراک اوباما و هیلاری کلینتون بخشی از اقداماتی است که تلاش دارد به مردم ایران نشان دهد که در صورتی که (خلافت) اسلامی «معبری به سوی مذاکره پیدا نکند» این مردم ایران هستند که بیش از پیش متحمل فشار خواهند شد.
یکی از مقامات بلند پایه کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود، بر این باور است که مقامات اداری آمریکا میبایست بر نقطه نظری تاکید کنند که فشارهای اقتصادی وارد بر مردم ایران را نتیجه مستقیم گزینههای دولت اسلامی میداند.
به نظر میرسد که مسئولین کاخ سفید امید دارند ! که ادامه فشار اقتصادی عاملی باشد تا بازاریان را به نیرویی موافق با جنبش اعتراضی موسوم به "سبز" تبدیل کند که در ایران از یک سال پیش به دنبال حوادث پس از انتخابات فعال شده است.
اوباما و کلینتون مدتی است که سخن از سیستم دو گانه فشارهای اقتصادی بر ایران و باز بودن راه برای بازگشت به میز مذاکره میگویند. در حالی که در یک دوره خاص تنها بحث تحریمها مطرح بوده است. اظهارات هفته پیش نشان از حرکتی دارد به سوی تاکید مجدد بر باز بودن خواستهای دیپلماتیک.
با این حال نه اوباما و نه کلینتون تصریح نکردند که سران (خلافت) اسلامی چه مراحلی را باید پشت سر بگذارند تا زمینه اعتماد فراهم شود و طرف دیگر ترغیب به گفتوگو گردد.
این در حالی است که ایران پیش شرطهای پیشنهادی از سوی شورای امنیت سازمان ملل را پیشتر رد کرده است. این شروط ایران را موظف میکردند که غنیسازی اورانیوم را به طور کامل متوقف کند و اجازه دسترسی کامل بازرسان بینالمللی را بدهد.
تأثیر تشدید تحریمها
به نظر میرسد این روزها آمریکاییها تمام وقت خود را معطوف به اعمال تحریمهای اقتصادی برای متوقف ساختن ایران اتمی کردهاند!!. بنا به گزارشها این تاثیر مالی به نحو بیسابقهای این کشور را تحت فشار قرار داده است.
به عنوان مثال در میان تحریمهای شورای امنیت، نام قرارگاه خاتمالانبیا به چشم میخورد. این قرارگاه که زیر نظر سپاه پاسداران قرار دارد، در بخشهای کلیدی نفتی و گازی پروژه پارس جنوبی سرمایهگذاری کرده است.
خلافت اسلامی به تازگی اعلام کرده که این قرارگاه از پروژه پارس جنوبی کنار رفته است. این طور به نظر میرسد که علت این کار مسدود شدن حسابهای مالی خارجی خاتمالانبیا بر اثر تحریمها باشد.
به نظر میرسد مادامی که قصد سازمان ملل بر تحریم فروش بنزین ایران قرار نگرفته باشد (چیزی که چین به شدت مخالف آن است)، این سری تحریمها که به وسیله شماری از کشورها به اجرا گذاشته میشود، بتواند شماری از این نقل و انتقالات مالی را متوقف سازد.
پس از اعلام نظر کاخ سفید، هشت کمپانی بزرگ نفتی شامل توتال، شل، رویال دویچ و لوکلی بیانیههایی رسمی منتشر کردند که در آن تصریح شده بود فروش بنزین به ایران متوقف میشود.
تاثیرات این تحریمها گرچه در هالهای از ابهام به این صورت در میآید که ایران (که ۴۰ درصد بنزین مورد نیاز خود را وارد میکند)، پیشدستی کرده و اقدام به ذخیرهسازی بنزین میکند، اما از طرف دیگر این قضیه میتواند منجر به کمبود بنزین در داخل کشور شود.
صیغه موقت ( تن فروشی ) به شغل و منبع درآمد تبدیل شده

خبرگزاری مهر: یک پژوهشگر حوزه زنان با استناد به نتایج مطالعات یک پژوهش در مورد وضعیت زنان در ازدواج موقت گفت: «مدت اغلب ازدواجهای موقت بین یکساعت تا پنج ماه بوده و مشکلات اقتصادی مهمترین عامل تن دادن زنان به این نوع از ازدواجهاست.»
این پژوهشگر میگوید: اغلب این زنان بعد از طلاق و یا فوت همسر تکیه گاه خود را از دست داده و دچار بحران بودند و به دلیل مشکلات مالی سعی می کردند ازدواج کنند. چون شرایط ازدواج دائم برای این زنان و به ویژه زنانی که دارای فرزند هستند فراهم نیست علیرغم میل باطنی اقدام به ازدواج موقت می کردند.
وی میگوید: «بسیاری از این زنان می دانستند که بسیاری از مردان توانایی مالی لازم را ندارند ولی با اندک وجهی که دریافت می کردند راضی بودند چون چاره ای جز این کار نداشتند. »
ازدواج موقت به شغل و منبع درآمد تبدیل شده است
این فعال حوزه زنان میگوید: «بر اساس نتایج این تحقیق مردان حاضر نیستند که ازدواجهای طولانی مدت را انتخاب کنند. اما این سئوال مطرح است که بعد از این ازدواج کوتاه مدت زن باید چه کار کند در حالی که طبق قوانین شرعی این زنان بین 45 روز تا دو ماه باید عده نگه دارند و ازدواج نکنند. این زنان بعد از یک ازدواج کوتاه خود دوباره به عقد مردی دیگری درمی آیند و ازدواج موقت به عنوان شغل و تجارت برای آنها درآمده است و باید دید آیا شرع (!) با این مسئله موافق است!!؟.»
وی با بیان این که اغلب زنان تامین نیاز مالی را دلیل ازدواج موقت خود ذکر کردند ادامه داد: «تامین نیازهای مالی، عاطفی و جنسی در رده بندی قرار داشت و بیشتر زنان به تامین نیازهای عاطفی خود تاکید می کردند. تعداد محدودی نیاز به حمایت اجتماعی را دلیل ازدواج موقت خود ذکر می کردند.»
وی تصریح کرد: «زنانی که چندین بار ازدواج موقت کرده بودند این نوع ازدواج برای آنها تبدیل به شغل شده بود. اغلب شان عنوان می کردند که در ازدواجهای اول وابستگی به همسر داشتند اما تجربه به آنها ثابت کرد که از این وابستگی آسیب می بینند. برای این زنان در دفعات اولی که به ازدواج موقت مردی در می آمدند و یا مدت صیغه آنها زیاد بود وابستگی عاطفی ایجاد می شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین افزایش مدت ازدواج موقت با وابستگی ایجاد شده برای زنان رابطه مستقیمی وجود دارد.»
اعتقادات مذهبی دلیل ازدواج موقت نیست
وی در مورد این که پیش از این مطالعه گمان می شد که افراد مذهبی تمایل بیشتری به این نوع ازدواج داشته باشند گفت: «نتایج این پژوهش نشان داد که هیچکدام از دو گروه زنان معتقد به مذهب و کمتر معتقد دلایل ازدواجشان را تاثیر مذهب اعلام نکرده اند.»
۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سهشنبه
قطره ای " شادی " در خلافت ماتم

در آخرين اخبار از اين نوع اعلام شد كه ۱۵۹ دختر و پسر در يك پارتى شبانه در باغى در منطقه مشكين دشت كرج، توسط ماموران انتظامى دستگير شدند. (تابناك، ۷ مرداد ۱۳۸۹) اين خبرها ديگر مربوط به تهران و مناطق حاشيهاى آن نيست و سطح كشور را در بر مى گيرد.
رسانههاى داخلى در چند ماه گذشته از دستگيرى شركت كنندگان در پارتىهاى ۵۰ و ۷۲ نفره در استان خراسان، پارتى ۴۴ نفره در يكى از شهرستان هاى استان مازندران، پارتى ۳۰ نفره در يكى از شهرستان هاى استان يزد، پارتى ۴۵ نفره در يكى ازشهرستان هاى استان سمنان و پارتى چند ده نفره در گرگان خبر داده اند. (تابناك، ۳۰ فروردين ۱۳۸۹) اين دستگيرىها كه درصد بسيار كوچكى از پارتىها را در بر مى گيرد نمايانگر شيوع و گستردگى اين پديده در ايران است.
مشكل ( خلافت ) اسلامى با مهمانى و شادى چيست؟ سه دهه تلاش ناموفق براى از ميان بردن مهمانىهاى «نا مطلوب!!» به كجا انجاميده است؟ در جنگ ميان جوانان و حكومت هر كدام با چه ابزارهايى وارد ميدان شدهاند و در نهايت غلبه با كدام طرف است؟
مساوى كردن شادى با فساد
مشى تبليغاتى حكومت همواره بر اين بوده است كه شادىِ كنترل ناشده توسط حكومت را با فساد اخلاقى مساوى معرفى كند تا طرفداران سنتى خود را عليه اين امور تحريك كند و خانواده ها را از اين پديده هراسناك سازد. معمولا در اين گونه خبرها حاضران در مهمانى عريان يا نيمه عريان يا با لباس نا مناسب (بر اساس معيارهاى رايج (خلافت) اسلامى كه زنان فقط بايد بخشى از صورت خويش را نشان دهند)، در حال مصرف مشروبات الكلى، حالت غير عادى (يعنى «مست» در ادبيات مقامات رسمى كه نمى خواهند از اين واژه استفاده كنند) و در حال اعمال منافى عفت توصيف مى شوند تا خواننده احساس كند كه حاضران تا آخر خط فساد اخلاقى پيش رفتهاند!!. در ادبيات رسمى حكومتى اين پارتىها مجالس لهو (بيهودگى) و لعب (بازى بدون قاعده) خوانده مى شوند.
اصالت ماتم و بحران شادى
اما شيوع پارتىها حكايت از يك بحران جدى در جامعهى ايران دارد. جامعهى ايران در دوران خلافت اسلامى در بحران شادى به سر مى برد. بنا به برخى مطالعات ميدانى حدود شصت درصد مردم تهران داراى افسردگى شديد يا خفيف هستند. (روزآنلاين به نقل از ايلنا، ۷ تير ۱۳۸۹) اين افسردگى خود را به صورت اعتياد گسترده به الكل و مواد مخدر در جامعه منعكس ساخته است. به علت فقر و بيكارى اكثر مردم امكان مسافرت به خارج (براى خوش بودن دور از چشم حكومت) يا دسترسى به باغ هاى اطراف شهرها با اجارههاى گران را ندارند.
حكومت مبلغ ماتم، عزا و سياهى است و با همين ديدگاه آن بخش از شريعت كه بر ممنوعيت فقهى شادى تاكيد دارد مورد توجه قرار گرفته است. از نگاه ( دست اندرکاران خلافت) اسلامى با افزايش غم و افسردگى آسان تر مى توان به كنترل اجتماعى و سياسى پرداخت. تعطيلات كشور اكثرا عزا محور هستند و حتى جشنهاى مذهبى عملا به عزا تبديل مى شوند. صنعت عزادارى يك صنعت پر رونق در خلافت اسلامى است. اما در برابر اين خواست و نحوهى رفتار حكومت، روند اجتماعى و رفتار مردم حاكى از شكستن محدوديتهاى بر سر شادى و سرخوشى است.
زندگى باورى يا مرگ باورى
مرگ باورى بخشى جدايى ناپذير از ايدئولوژى اسلامگرايى است. اسلامگرايان مرگ را ارج مى نهند تا وفاداران به مكتب را آمادهى عمليات انتحارى، ضرب و شتم و قتل مخالفان، زدن سنگ به محكومان به سنگسار، اعدام مخالفان، تازيانه زدن و قطع دست و پا كنند. كسى كه به زندگى ارج نهد اين اعمال را غير انسانى و سنگدلانه تلقى خواهد كرد. همان طور كه پيش از استقرار خلافت اسلامى، انقلابيون مسلمان و غير مسلمان خود را به رياضت مى انداختند و از هر گونه شادى تحت حكومت ديكتاتورى خود دارى مى كردند، حاكمان خلافت اسلامى نيز تا استقرار حكومت جهانى معتقدند كه نبايد شادى كرد و همهى خوشىها بر كسانى كه به دنبال مديريت جهانى هستند حرام است!!!!!؟.
در سالهاى قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ايدئولوژى اسلامگرايى هدف خود را كسب قدرت در يك دولت ملت گذاشته و امور ديگر مثل زندگى كردن را به حاشيه برده بود. در سال هاى استقرار حكومت دينى نيز اسلامگرايان هدف خود را افراشتن پرچم خود در كاخ سفيد مى دانستهاند و تا تحقق اين امر مردم بايد به زارى و ماتم بنشینند!!؟.
اما هر چه خلافت و وفادارانش به بزرگداشت غم و ماتم، عزادارى و سوگوارى پرداخته اند مردم در جهت ديگر به نوشيدن قطره قطرهى زندگى كه از چشم مرگ باوران پنهان مانده پرداختهاند. سه دهه زندگى تحت يك حكومت تماميت خواه به آنها آموخته كه چگونه زندگى را از چنگالهاى مرگ بيرون كشند و آن را با همهى وجود تنفس كنند. مردم حتى گاه از فرصت جشنهاى مذهبى مثل نيمهى شعبان يا پيروزى در مسابقات فوتبال ملى استفاده كرده و به رقص و شادى در ملا عام مى پردازند.
كوبيدن آب در هاون
سه دهه است كه نيروهاى مكتبى به پارتىهاى شبانه در سراسر كشور حمله كرده و جوانان كشور را مورد ضرب و شتم قرار داده و پدر و مادر آنها را براى تعهد دادن در نيمه هاى شب از رختخواب بيرون آورده و از آنها تعهد گرفته اند اما اين پارتىها كاهش نيافته و جمع بيشترى از جوانان را در بر گرفتهاند.
جوانان حاضر در اين مهمانىها كه به قول رسانههاى دولتى و شبه دولتى نيمه عريان مى شوند، مشروبات الكلى مى نوشند و دست در دست جنس مخالف مى رقصند و خوشند همانها هستند كه در مجامع عمومى تحت نظارت ولى فقيه و نيروهايش ظاهر را رعايت مى كنند، به طور متوسط ۱۵ سال تحت تعليمات دينى حكومت قرار مى گيرند (و همه مى دانند اختلاط با جنس مخالف، نوشيدن مشروب الكلى، رقص، گوش دادن به موسيقى و عدم رعايت حجاب حرام است)، رسانه هاى دولتى مدام تركشهاى ايدئولوژى اسلامگرايى را به سوى آنها حواله مى دهند و بعضا در نهادهاى انقلابى و حكومتى مشغول به كارند.
ايدئولوژى اسلامگرايى و برنامههاى آن مثل حكومت جهانى واحد (امپرياليسم اسلامى) در ميان تودهى مردم نه با نقادى عقلگرايانه بلكه با توجه به زندگى باورى در برابر مرگ باورى طرد شد.
باغ و كوه، فضاهايى دور از كنترل
روى كردن مردم زندگى باور به باغ هاى اطراف شهرها و كوهها براى جمع شدن و زدن و رقصيدن و خوش بودن از اين واقعيت ساده نشات مى گيرد كه مردم مى دانند حكومت، يك سرزمين یک میلیون و ۶۴۰ هزار كيلومتر مربعى را نمى تواند با دوربينهاى مدار بسته و دهها هزار پايگاه بسيج و نيروى انتظامى كنترل كند. (با فرض ۷۴ ميليون نفر جمعيت، به طور متوسط به هر ايرانى ۲۲۲۷۳ متر مربع مى رسد) همان طور كه دختران نسل جديد شب ها به دور از چشم عوامل حكومت بدون حجاب تا سر خيابان مى آيند تا مويى به باد بسپارند، هنگامى كه چشم نيروهاى انتظامى و لباس شخصى را به دور ببينند همان مى شوند كه هستند: آزادانه قهقهه سر مى دهند، دست يكديگر را مى گيرند، آغوش مى گشايند، و خود را به دست موسيقى مى سپارند.
باغها و كوههاى ايران پناهگاهى براى «خود بودن» مردم فراهم آوردهاند. در سالهاى آينده در صورت تداوم رژيم علاوه بر طرح جدا سازى درياها كه اكنون اعمال مى شود بايد منتظر اسلامى كردن البرز و زاگرس و سبلان بود.
ايدئولوژى حكومتى سال هاست شكست خورده
پايان جنگ هشت ساله با اعلام نوشيدن جام زهر توسط خمينى آغاز افول ايدئولوژى اسلامگرايى در داخل كشور بود. شايد صداى اين تَرَك به گوش مردم مسلمان منطقه و غربيان در آن زمان نرسيد اما نيروهاى منتقد در داخل كشور اين امر را به سرعت احساس كردند و حتى در نشريات دولتى از بحران شادى و زندگى باورى سخن گفتند (و البته به سرعت از اين نشريات حذف شدند).
دو دهه پس از پايان جنگ، جنگ ميان زندگى و مرگ كاملا به سود زندگى رقم خورده است. حتى در دوران مبارزات جنبش (معترضان به انتخابات) و سركوب شديد آن توسط نيروهاى حكومتى، مخالفان به عزادارى و ماتم اصالت نبخشيدند و ياد آورى قربانيان را به بخشى از حيات اجتماعى خود تبديل كردند.
شادى و سرخوشى براى معترضان به تماميت خواهى موجود يك روش مبارزه مدنى است، روشى كه نسل بعد را بدهكار آنها قرار نخواهد داد (تا فساد و پنهانكارى و تبعيض با سوابق انقلابى توجيه شود) و زندگى در لحظه را قربانى آينده اى مبهم نخواهد كرد.