خرافه را دور بریزیم و... " آزادگی " بیاموزیم
نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سهشنبه
۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه
من منم !.... بی هیچ توضیح و تفسیری!؟
به این فکر افتاده اید که دورهم جمع شوید، اختلاف ها را کنار گذاشته، کینه ها را فراموش کنید و برای سرنگون کردن (خلافت)اسلامی همقسم شده و دست دوستی و اتحاد یکدیگر را بفشارید.
نه خیر به این سادهگیها هم نیست! شما نباید و نمی توانید یک صدا شوید. اگر این اقدام شما موجب فراگیر شدن جنبش مردم ایران و درنهایت سقوط رژیم اسلامی شد چه؟!
من تا نفس دارم برای حفظ این نظام تلاش خواهم کرد. لابد میپرسید چرا و چگونه؟! لابد میخواهید به ظلم و جنایات این رژیم، بدبختی مردم و ویرانی کشور اشاره کنید و مرا از این تصمیم خود بازدارید، باید بگویم سعی نکنید که نه می خواهم و نه می توانم دست از این تصمیم تاریخی خود بردارم؛ دلیلش را میگویم شاید شما هم به من حق بدهید و به من بپیوندید!۱- من با این نظام(!) متولد شده، رشد کردم و هستیام در هستی اوست. پس تا هستم و هست دارمش دوست. اگر زبانم لال اتفاقی برای این رژیم بیافتد، من همه چیز خود را از دست خواهم داد و به احتمال زیاد می بایست در پیشگاه مردم به تمام زد و بندها، جنایات، رانتها و لِفت و لیسهایم اعتراف کنم و تمام ثروت و مدارک دانشگاهی و امکاناتم را پس بدهم.
۲- من روشنفکری هستم که برای ایجاد و به روی کار آمدن رژیم (اسلامی ) بسیار زحمت کشیدم. بسیار نوشتم و تبلیغ کردم حتی زندان رفتم؛ حالا چگونه بیایم و اعتراف کنم که اشتباه کردهام و عمرم را در اثر ندانم کاری هدر دادهام. چگونه کتابها، مقالات، شعرها و سخنرانیهایم را نادیده بگیرم و با شهامت بگویم که خودم هم نمیدانستم چه میگویم و همهی حرفهایم تکرار سخنان روشنفکران کشورهای دیگر بود بدون آنکه مفهوم آن ها را درک کرده باشم؟!
۳- من در این آشفته بازار دکانی برای خودم باز کردهام. در مجامع بینالمللی مرا به عنوان یک فعال سیاسی و یک مخالف رژیم میشناسند، برای سخنرانی دعوتم میکنند، مقالات و نوشتههایم را منتشر میکنند. خلاصه بی درد سر و کاری جدی، سالهاست از این راه ارتزاق کرده وشهرتی کسب نمودهام؛ حالا سکوت کرده و شاهد باشم که همه ی این اندوختهها به همین سادهگی نابود شوند و درِ دکان سیاست بازیام تخته شود؟!
۴- من از تجزیه طلبها حق السهم میگیرم، برای لابی کردنهایم رژیم را میدوشم و از غرب هم برای فعالیتهای ضد رژیم حمایت میطلبم. اگر این رژیم نباشد چگونه به این خیمه شب بازی همه را مشغول دارم؟
حالا که دانستید چرا با سرنگونی این رژیم مخالفم و اگر منصف باشید به من حق هم دادهاید!، به پرسش دوم برمی گردم که چگونه با متحد شدن اپوزیسیون مبارزه خواهم کرد.
من از رگ گردنتان به شما نزدیکترم. احساستان را میفهمم و قبل از آنکه گامی بردارید من در برابرتان ظاهر شده و نشانههای راه درست را از پیش رویتان محو میکنم.
به راحتی در بین شکافهای تاریکِ بین شما رخنه میکنم. هر لحظه میتوانم به شکلی درآیم؛ گاهی هوادار گروهی میشوم و گاهی فدایی شخصی، زمانی منتقد طرزفکری میگردم و زمانی دیگر دشمن قسم خوردهی سیاست مداری.
تاریخ را چنان شخم می زنم و ریشهی اختلافات را از دل آن بیرون می کشم که درد پدرکشتهگیهایتان را یک دم نتوانید فراموش کنید.
درد زبان مادری، درد لباس محلی، زندانها، سرکوبها، اختلاف نظرها، ناسزاهایی که پدربزرگهایتان بهم دادند، دعواهای پدرهایتان باهم و خلاصه آنقدر سند و مدرک در اختیار دارم که نگذارم آب خوش اتحاد از گلویتان پایین برود و نهال دوستیتان پای گیرد.
نمیگذارم و نخواهید توانست مرا نادیده بگیرید. من، منم! بی هیچ توضیح و تفسیری.
نه خیر به این سادهگیها هم نیست! شما نباید و نمی توانید یک صدا شوید. اگر این اقدام شما موجب فراگیر شدن جنبش مردم ایران و درنهایت سقوط رژیم اسلامی شد چه؟!
من تا نفس دارم برای حفظ این نظام تلاش خواهم کرد. لابد میپرسید چرا و چگونه؟! لابد میخواهید به ظلم و جنایات این رژیم، بدبختی مردم و ویرانی کشور اشاره کنید و مرا از این تصمیم خود بازدارید، باید بگویم سعی نکنید که نه می خواهم و نه می توانم دست از این تصمیم تاریخی خود بردارم؛ دلیلش را میگویم شاید شما هم به من حق بدهید و به من بپیوندید!۱- من با این نظام(!) متولد شده، رشد کردم و هستیام در هستی اوست. پس تا هستم و هست دارمش دوست. اگر زبانم لال اتفاقی برای این رژیم بیافتد، من همه چیز خود را از دست خواهم داد و به احتمال زیاد می بایست در پیشگاه مردم به تمام زد و بندها، جنایات، رانتها و لِفت و لیسهایم اعتراف کنم و تمام ثروت و مدارک دانشگاهی و امکاناتم را پس بدهم.
۲- من روشنفکری هستم که برای ایجاد و به روی کار آمدن رژیم (اسلامی ) بسیار زحمت کشیدم. بسیار نوشتم و تبلیغ کردم حتی زندان رفتم؛ حالا چگونه بیایم و اعتراف کنم که اشتباه کردهام و عمرم را در اثر ندانم کاری هدر دادهام. چگونه کتابها، مقالات، شعرها و سخنرانیهایم را نادیده بگیرم و با شهامت بگویم که خودم هم نمیدانستم چه میگویم و همهی حرفهایم تکرار سخنان روشنفکران کشورهای دیگر بود بدون آنکه مفهوم آن ها را درک کرده باشم؟!
۳- من در این آشفته بازار دکانی برای خودم باز کردهام. در مجامع بینالمللی مرا به عنوان یک فعال سیاسی و یک مخالف رژیم میشناسند، برای سخنرانی دعوتم میکنند، مقالات و نوشتههایم را منتشر میکنند. خلاصه بی درد سر و کاری جدی، سالهاست از این راه ارتزاق کرده وشهرتی کسب نمودهام؛ حالا سکوت کرده و شاهد باشم که همه ی این اندوختهها به همین سادهگی نابود شوند و درِ دکان سیاست بازیام تخته شود؟!
۴- من از تجزیه طلبها حق السهم میگیرم، برای لابی کردنهایم رژیم را میدوشم و از غرب هم برای فعالیتهای ضد رژیم حمایت میطلبم. اگر این رژیم نباشد چگونه به این خیمه شب بازی همه را مشغول دارم؟
حالا که دانستید چرا با سرنگونی این رژیم مخالفم و اگر منصف باشید به من حق هم دادهاید!، به پرسش دوم برمی گردم که چگونه با متحد شدن اپوزیسیون مبارزه خواهم کرد.
من از رگ گردنتان به شما نزدیکترم. احساستان را میفهمم و قبل از آنکه گامی بردارید من در برابرتان ظاهر شده و نشانههای راه درست را از پیش رویتان محو میکنم.
به راحتی در بین شکافهای تاریکِ بین شما رخنه میکنم. هر لحظه میتوانم به شکلی درآیم؛ گاهی هوادار گروهی میشوم و گاهی فدایی شخصی، زمانی منتقد طرزفکری میگردم و زمانی دیگر دشمن قسم خوردهی سیاست مداری.
تاریخ را چنان شخم می زنم و ریشهی اختلافات را از دل آن بیرون می کشم که درد پدرکشتهگیهایتان را یک دم نتوانید فراموش کنید.
درد زبان مادری، درد لباس محلی، زندانها، سرکوبها، اختلاف نظرها، ناسزاهایی که پدربزرگهایتان بهم دادند، دعواهای پدرهایتان باهم و خلاصه آنقدر سند و مدرک در اختیار دارم که نگذارم آب خوش اتحاد از گلویتان پایین برود و نهال دوستیتان پای گیرد.
نمیگذارم و نخواهید توانست مرا نادیده بگیرید. من، منم! بی هیچ توضیح و تفسیری.
برگرفته ازسایت:khodnevis.org/persian
۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه
آزادی بیان در سال ۲۰۱۱: خلافت اسلامی ایران در پایینترین ردههای جدول

سازمان "گزارشگران بدون مرز" در گزارشی وضعیت آزادی نشر و بیان در جهان در سال ۲۰۱۱ را منتشر کرد. ایران اسلامی در پایینترین ردههای جدول قرار گرفته است. تنها سه کشور اریتره، ترکمنستان و کره شمالی وضعیتی بدتر از ایران دارند
سازمان مستقل و بینالمللی "گزارشگران بدون مرز" برای دهمین بار متوالی گزارشی سالانه از وضعیت آزادی بیان در سال ۲۰۱۱ را منتشر کرد. در این لیست وضعیت آزادی بیان در ۱۷۸ کشور جهان در فاصله زمانی اول دسامبر ۲۰۱۰ تا پایان نوامبر ۲۰۱۱ منعکس و کارنامه کشورها در مقایسه با سال گذشته سنجیده شده است.
بنا به گزارش، خبرنگاران و روزنامهنویسان در سال گذشته مسیحی باز هم کوشیدند مبارزات مردم را در راه آزادی و حقوق خود بازتاب دهند و باز هم رژیمهای دیکتاتوری با قهر و خشونت از کار حرفهای آنها جلوگیری کردند. تجربه نشان میدهد که رژیمهای خودکامه تنها به خفه کردن اعتراضات مردمی بسنده نمیکنند، بلکه خبررسانی درباره مبارزات مردم را نیز همواره مورد تعقیب قرار میدهند.
در سال ۲۰۱۱ در کشورهای گوناگون جهان عده بیشماری از خبرنگاران و روزنامهنویسان به زندان افتادند، ربوده شدند یا مورد شتم و ضرب قرار گرفتند. رژیمهای تمامتخواه که به کنترل زندگی شهروندان گرایش دارند، عموما نظارت بر رسانههای جمعی را از "حقوق بدیهی" خود میدانند.
برای بسیاری از حکومتها خشونت علیه رسانههای جمعی به امری عادی بدل شده است. در کشورهای مکزیک (مقام ۱۴۹)، هندوراس (مقام ۱۳۵) و پاکستان (مقام ۱۵۱) کارکنان رسانههای جمعی در معرض انواع فشارها و تعدیات هستند. در پاکستان برای دومین سال پیاپی بیشترین تعداد روزنامهنگاران به قتل رسیدند.
در سومالی (مقام ۱۶۴) وضعیت روزنامهنگاران از ۲۰ سال پیش همچنان وخیم است. (خلافت اسلامی) ایران با تعقیب و دستگیری روزنامهنگاران در مقام ۱۷۵ قرار گرفته است، یعنی چهارمین کشور از پایین جدول!!. در عراق نیز قتل چند روزنامهنگار وضعیت این کشور را ۲۲ درجه پایین آورد و به پله ۱۵۲ رساند
.
۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه
اتحادیه اروپا نفت ایران را تحریم کرد

وزیران خارجه اتحادیه اروپا در اجلاس روز دوشنبه (امروز) در بروکسل تحریم نفت و بستن حسابهای بانک مرکزی ایران را به تصویب رساندند. تمام کشورهای اروپایی باید تا اول ژوئیه ۲۰۱۲ قراردادهای نفتی موجود با ایران را فسخ کرده باشند
ممنوعیت واردات نفت خام که باید حداکثر از اول ژوئیه امسال به اجرای کامل درآید
در مورد ایتالیا به طور استثناء ادامه خرید نفت ایران مجاز خواهد بود، زیرا جبرانکنندهی بدهیهای ایران به این کشور است
پليس ارز،پليس سکه طلا، پليس گندم و برنج و نخود لوبيا . ..!؟

سقوط ارزش ريال، پول ملی ايران، در برابر ارز های معتبر جهان، و حتی پول های محلی، در کشور های جنگ زده همسايه عراق و افغانستان، و دو برابر شدن نرخ خريد و فروش سکه طلا در کمتر از سه ماه، نشانه تشديد نگرانی ها ی ناشی از وخامت وضع موجود داخلی، و واکنش توام با ترس بازار نسبت به سخت تر شدن شرايط زندگی در آينده است.
عکس العمل دولت نسبت به تحولات سريع و خرد کننده بازار که بی شک اقتصاد شهری و توليد و تورم و سطح اشتغال را نيز بزودی به وضعيت جاری پول ملی و نرخ سکه و دلار مبتلا خواهد ساخت، تاکنون محدود به شايعه خواندن واقعيت وجود "جنگ نرم " و انکار تاثير تحريم های فلج کننده ای بوده که نبض اقتصاد مصرفی و قلب پول ملی را نشانه گرفته اند.
در عين حال، بجای ارائه راه حل عاجل و کارساز، ضمن متهم ساختن توطئه خارجی در شکل دادن به بحرانی که آنرا همچنان " بی اهميت و صوری " ميخواهد، رقبای خود در مجلس، شهرداری، نهاد ها امنيتی، بسيج " جريان خاص " و تجمع در برابر سفارت انگليس در تهران و قلهک را شرکای توطئه نا مرئی معرفی ميکند.
وضعيت جنگی
واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه ها ی آن فراتر خسارات ناشی تخريب های جنگ گرم و از انهدام پلها و راه ها و کارخانه ها رفته است.
پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالا و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل ميشود.
طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.
کشور های دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه ا، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.
در تمام اين نمونه ها، فشار های ابتدايی متوجه تبديل دارايی های کوچک به واحد های قادر به حفظ ارزش و قابل انتقال( طلا و ارز ) ، و در مرحله بعد متوجه خريد ناشی از ترس کالاهای مصرفی و ذخيره کردن مواد خوراکی شده است.
اقدامات تخريبی دولت
تشديد وضعيت بحرانی پول و اقتصاد در کشور های جنگ زده، ناشی از عدم حضور دولت مضمحل در راس امور اجرايی و خلا قدرت ناشی از آن برای سامان دادن به اوضاع است.
در چنين وضعيتی، عوامل پراکنده و شيرازه گسيخته دولتی نيز به افراد و گروه های سود جو و واسطه و محتکر ميپيوندند.
اين وضعيت در ايران امروز، با لباسی مبدل جريان دارد. دولت و رسانه های وابسته با آن، در حالی شهرداری تهران را متهم به خريد ( ۳ ميليارد تومان سکه ) و در نتيجه کمک به بالا بردن قيمت آن در بازار ميکنند که واحد های مسئول دولتی در اندازه های بسيار بزرگتر به همان کار مشغول اند.
بانک مرکزی، با فروش سکه و دلار دولتی با قيمتهای روز بازار، ۴۰۰ هزار ميليارد تومان کسری بودجه دولت را، در همان بازاری که شهرداری را متهم به اخلال در آن کرده، تامين ميکند.
فرستادن پليس سکه و پليس ارز برای جمع آوری دلالان خرده پا از کوچه و خيابان، نمايش ظاهری حضور دولت در راس قدرت اجرايی است در حالی که دولت قدرت عمل به تکاليف اجرايی خود را از دست داده است.
تصميمات همراه با ترديد و ناشی از ترس نهاد های دولتی، مانند بانک مرکزی ، در واکنش به تحولات جاری پولی نيز ناشی از رها شدن شيرازه کار و از دست دادن اختيار امور داخلی، و حاکم شدن واسطه های خيابانی بر بازار است.
امروز دولت بجای اتخاذ و اجرای تصميم و مقابله با بحران، خود به صف دلالها و واسطه های خيابانی سکه و ارز پيوسته است.
دولت امروز با اعزام پليس ارز و پليس سکه به بازار و تهديد به مقابله با واسطه های خرده پا و خريد و فروش "ارز غير قانونی " و سکه طلای غير رسمی " پليس های خود را به خيابان فردوسی ميفرستد، در حالی که بانک مرکزی، بدون بيم از مورد پرسش قرار گرفتن و داشتن تکليف به پاسخ، و به عنوان واسطه بزرگ، ميليارد ها دلار دارايی های ملی را با قيمت های روز به بازار آزاد عرضه و درآمد های نجومی را به مصرف هزينه های جاری خود ميرساند
عکس العمل دولت نسبت به تحولات سريع و خرد کننده بازار که بی شک اقتصاد شهری و توليد و تورم و سطح اشتغال را نيز بزودی به وضعيت جاری پول ملی و نرخ سکه و دلار مبتلا خواهد ساخت، تاکنون محدود به شايعه خواندن واقعيت وجود "جنگ نرم " و انکار تاثير تحريم های فلج کننده ای بوده که نبض اقتصاد مصرفی و قلب پول ملی را نشانه گرفته اند.
در عين حال، بجای ارائه راه حل عاجل و کارساز، ضمن متهم ساختن توطئه خارجی در شکل دادن به بحرانی که آنرا همچنان " بی اهميت و صوری " ميخواهد، رقبای خود در مجلس، شهرداری، نهاد ها امنيتی، بسيج " جريان خاص " و تجمع در برابر سفارت انگليس در تهران و قلهک را شرکای توطئه نا مرئی معرفی ميکند.
وضعيت جنگی
واقعيتی که عوامل دولتی در ايران وجود آنرا انکار ميکنند، قرار گرفتن کشور در وضعيت کامل جنگی است. در مراحل کنونی جنگ، اگر چه هنوز استفاده از قدرت آتش آغاز نشده، در عين حال هزينه ها ی آن فراتر خسارات ناشی تخريب های جنگ گرم و از انهدام پلها و راه ها و کارخانه ها رفته است.
پول ملی نماد ارزيابی ارزش دارايی های ملی است. مردم ايران طی شش ماه گذشته، در نتيجه تخريب های جنگ نرم، و همچنين سياستهای مخرب تر دولتی، عملا نيمی از ارزش اسمی دارايی های خود را از داده اند.
واکنش امروز مردم نسبت به تحولات بازار، واکنش ناشی از ترس در شرايط جنگی است. در وضعيت جنگی، به دليل از ميان رفتن امنيت عمومی، پول محلی قابليت تبديل خود را به کالا و خدمات و پول های ديگر از دست داده و به کاغذ پاره بی خريدار تبديل ميشود.
طعم تلخ اين تجربه را به دردناک ترين شکل مردم آلمان طی روزهای پايانی جنگ جهانی دوم و سال های بعد از شکست نهايی رژيم نازی چشيده اند.
کشور های دچار ورشکستگی اقتصادی شده مانند زيمبابوه ا، و يا در شرف تغيير نظام سياسی، حاکم مانند روسيه و پانزده جمهوری اتحاد شوروی سابق نيز، بدون قرار گرفتن در وضعيت جنگی، سقوط ارزش پول ملی خود را شاهد بوده اند.
در تمام اين نمونه ها، فشار های ابتدايی متوجه تبديل دارايی های کوچک به واحد های قادر به حفظ ارزش و قابل انتقال( طلا و ارز ) ، و در مرحله بعد متوجه خريد ناشی از ترس کالاهای مصرفی و ذخيره کردن مواد خوراکی شده است.
اقدامات تخريبی دولت
تشديد وضعيت بحرانی پول و اقتصاد در کشور های جنگ زده، ناشی از عدم حضور دولت مضمحل در راس امور اجرايی و خلا قدرت ناشی از آن برای سامان دادن به اوضاع است.
در چنين وضعيتی، عوامل پراکنده و شيرازه گسيخته دولتی نيز به افراد و گروه های سود جو و واسطه و محتکر ميپيوندند.
اين وضعيت در ايران امروز، با لباسی مبدل جريان دارد. دولت و رسانه های وابسته با آن، در حالی شهرداری تهران را متهم به خريد ( ۳ ميليارد تومان سکه ) و در نتيجه کمک به بالا بردن قيمت آن در بازار ميکنند که واحد های مسئول دولتی در اندازه های بسيار بزرگتر به همان کار مشغول اند.
بانک مرکزی، با فروش سکه و دلار دولتی با قيمتهای روز بازار، ۴۰۰ هزار ميليارد تومان کسری بودجه دولت را، در همان بازاری که شهرداری را متهم به اخلال در آن کرده، تامين ميکند.
فرستادن پليس سکه و پليس ارز برای جمع آوری دلالان خرده پا از کوچه و خيابان، نمايش ظاهری حضور دولت در راس قدرت اجرايی است در حالی که دولت قدرت عمل به تکاليف اجرايی خود را از دست داده است.
تصميمات همراه با ترديد و ناشی از ترس نهاد های دولتی، مانند بانک مرکزی ، در واکنش به تحولات جاری پولی نيز ناشی از رها شدن شيرازه کار و از دست دادن اختيار امور داخلی، و حاکم شدن واسطه های خيابانی بر بازار است.
امروز دولت بجای اتخاذ و اجرای تصميم و مقابله با بحران، خود به صف دلالها و واسطه های خيابانی سکه و ارز پيوسته است.
دولت امروز با اعزام پليس ارز و پليس سکه به بازار و تهديد به مقابله با واسطه های خرده پا و خريد و فروش "ارز غير قانونی " و سکه طلای غير رسمی " پليس های خود را به خيابان فردوسی ميفرستد، در حالی که بانک مرکزی، بدون بيم از مورد پرسش قرار گرفتن و داشتن تکليف به پاسخ، و به عنوان واسطه بزرگ، ميليارد ها دلار دارايی های ملی را با قيمت های روز به بازار آزاد عرضه و درآمد های نجومی را به مصرف هزينه های جاری خود ميرساند
.radiofarda.com/
۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

اسلامگرایان دوسوم پارلمان مصر را در دست گرفتند
نتایج نهایی نخستین انتخابات پارلمانی مصر پس از سرنگونی نظام محمد حسنی مبارک رئیس جمهور این کشور، پیروزی گروه اسلامگرای اخوان المسلمین با فاصله زیادی از دیگر احزاب را نشان میدهد!. این گروه یکی از رهبران خود را برای ریاست مجلس نامزد کرد
دلار ۱۹۰۰ تومان و هر قطعه سکه ۹۳۰ هزار تومان شد
گزارش شده که در( خلافت اسلامی ایران) دلار با به جا گذاشتن رکوردی تاریخی(!!) به ۱۹۰۰ تومان، یورو به ۲۵۰۰ و پوند به سه هزارتومان رسیده است. هر قطعه سکه طلای بهار آزادی(!!) نیز ۹۳۰ هزار تومان به فروش میرسد
هزینههای تسلیحاتی در خاورمیانه بیشتر از دیگر مناطق جهان است

سازمان مدافع صلح (بی آی سی سی ) فهرست هزینه تسلیحاتی ۱۴۹ کشور را منتشر کرد
. کشورهای خاورمیانه در ۴۰ ردهی نخست قرار دارند
. کره شمالی و اسرائیل صدر فهرست این سازمان را به خود اختصاص دادهاند
خلافت اسلامی ایران در رده ۳۲ قرار گرفته است
۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه
۱۳۹۰ دی ۲۷, سهشنبه
pyknet.net : جامعه همانقدر متلاشی شده که حکومت از هم پاشیده
سلام- آقایان! - من دیروز از تهران برگشتم. جمعا 5 روز رفته بودم برای چند کار شخصی. شما باید فرودگاه خمینی را در تهران ببینید تا متوجه شوید اوضاع چیست. هرکس که دستش به دهانش می رسد دنبال بلیت برای سفر به کشورهای همجوار است. باور کنید محوطه پارکینگ فرودگاه مملو از مردمی است که روی چمدانهایشان نشسته اند و منتظر نوبت برای خرید بلیت اند. جلوی باجه ها، فقط بلیت می خواهند. تا اعلام می شود ترکیه نداریم، طرف می گوید آذربایجان داری؟ اگر نداری ببین ارمنستان هست؟ اگر نیست، تاجیکستان چطور؟
خیلی ها برای یک مدتی می خواهند بروند. دولت اعلام کرده بهره بانکی 20 تا 22 در صد است و خیلی ها پولی در بانک گذاشته اند تا با بهره آن فعلا تا دفع خطر حمله و قحطی در یکی از کشورهای همسایه جُل و پلاسشان را پهن کند!؟
همراه برادر زاده ام رفتم بیمارستان خمینی. یکباره تب کرده بودم. جوانی آورده بودند که سرش خورده بود به جدول خیابان و چشمهایش یک کاسه خون بود. دکتر کمی نگاهش کرد و گفت چیزی نیست برو خانه و چشم هایت را با آب چائی بشوی. من گفتم: آقای دکتر این جوان ممکن است به مغزش ضربه وارد شده باشد. دکتر پرسید: شما همراه ایشان هستی؟ گفتم نه اما من خودم پزشک و جراحم. گفت: به تو چه مربوطه که فضولی می کنی؟.... برادر زاده ام پا در میانی کرد و کار به کتک زدن من نکشید!. بعد از مدتی بالاخره نوبت بمن رسید. یک دکتری آمد و پرسید: دردت چیه؟ گفتم من درد ندارم بلکه تب دارم. پرسید: کی گفته تو تب داری؟ این بار برای جلوگیری از واکنش، نگفتم دکترم، بلکه گفتم شما خودتان اندازه بگیرید. گفت ما درجه نداریم. گفتم مگر می شود بیمارستان درجه نداشته باشد؟ گفت تحریم است آقا. خبر نداری؟ برو آنطرف خیابان یک درجه ار داروخانه بخر و بیآور تا اندازه بگیرم.!؟
برادر زاده ام پرید آنطرف خیابان و یک درجه خرید و آورد. دوباره رفتم پیش دکتر و درجه را نشانش دادم. گفت بگذار زیر زبانت و روی آن نیمکت بشین تا صدات کنم. باور کنید 20 دقیقه آنجا نشستم و خبری نشد. برادر زاده ام رفت داخل اتاق دکتر و کسب تکلیف کرد!. دکتر گفت خودش درجه را بردارد بیآورد ببینم تب دارد یا نه.!!.... به برادر زاده ام گفتم پاشو برویم خانه.
رفتیم بهشت زهرا برای دفن مرده ای که انگیزه سفرم همین بود. .. همه مراسم تمام شد اما درست همان لحظه ای که می خواستیم مرده را بگذاریم توی قبر، یک مرد 50 – 60 ساله همه را عقب زد و آمد جلو و خودش را انداخت روی جنازه و گفت: این آدم به من 10 میلیون بدهکار بوده و تا تکلیف من روشن نشود نمی گذارم خاکش کنید!!؟
. همه ما شوکه شدیم. هر چه گفتیم سندی؟ مدرکی؟ چیزی داری؟ گفت نه. همه اش در خانه است برویم خانه تا نشانتان بدهم. گفتم مرده را که نمی شود اینجا رها کرده و رفت به خانه تو. جنازه را دفن می کنیم و با هم می رویم خانه تو. زیر بار نرفت و بنای داد و فریاد و از مردمی که آن اطراف بودند طلب استمداد کرد!؟
. در این گیر و دار یک مرد دیگری سر و کله اش پیدا شد و از ما اجازه خواست تا با به اصطلاح طلبکار صحبت کند. بعد از این که با او زیر گوشی صحبت کرد نزد ما آمد و گفت: آقا یک میلیون بدهید و مرده را دفن کنید! به آبروریزی اش نمی ارزد....!؟
همانجا هر کسی دست کرد در جیبش و بالاخره یک میلیون جور کردیم و دادیم به آن به اصطلاح طلبکار تا از جنازه جدا شود و اجازه بدهد ما آن را دفن کنیم!. کار که تمام شد، به چشم خودم دیدم که هر دو با هم، یک گوشه دیگر بهشت زهرا نشسته اند و گل می گویند و گل می شنوند. همه اش سناریو بود برای تلکه کردن.
امروز برگشته ام. رفته ام بانک . رئیس بانک از آشنایان قدیمی بنده است و یک بار هم عملش کرده ام. پرسید، مثل این که چند روز نبودید؟ گفتم رفته بودم ایران. تا شنید ایران بودم پرسید: پول ایران در این چند هفته اخیر 50 در صد سقوط کرده. این واقعه در هر کشور دیگری اتفاق می افتد حکومت سقوط می کرد. وضع در ایران چطور است؟ گفتم: نه من و نه شما و نه آنها که در ایران و نه حتی آنها که در حکومت اند، هیچکس نمی داند چگونه ایران اداره می شود!؟
خیلی ها برای یک مدتی می خواهند بروند. دولت اعلام کرده بهره بانکی 20 تا 22 در صد است و خیلی ها پولی در بانک گذاشته اند تا با بهره آن فعلا تا دفع خطر حمله و قحطی در یکی از کشورهای همسایه جُل و پلاسشان را پهن کند!؟
همراه برادر زاده ام رفتم بیمارستان خمینی. یکباره تب کرده بودم. جوانی آورده بودند که سرش خورده بود به جدول خیابان و چشمهایش یک کاسه خون بود. دکتر کمی نگاهش کرد و گفت چیزی نیست برو خانه و چشم هایت را با آب چائی بشوی. من گفتم: آقای دکتر این جوان ممکن است به مغزش ضربه وارد شده باشد. دکتر پرسید: شما همراه ایشان هستی؟ گفتم نه اما من خودم پزشک و جراحم. گفت: به تو چه مربوطه که فضولی می کنی؟.... برادر زاده ام پا در میانی کرد و کار به کتک زدن من نکشید!. بعد از مدتی بالاخره نوبت بمن رسید. یک دکتری آمد و پرسید: دردت چیه؟ گفتم من درد ندارم بلکه تب دارم. پرسید: کی گفته تو تب داری؟ این بار برای جلوگیری از واکنش، نگفتم دکترم، بلکه گفتم شما خودتان اندازه بگیرید. گفت ما درجه نداریم. گفتم مگر می شود بیمارستان درجه نداشته باشد؟ گفت تحریم است آقا. خبر نداری؟ برو آنطرف خیابان یک درجه ار داروخانه بخر و بیآور تا اندازه بگیرم.!؟
برادر زاده ام پرید آنطرف خیابان و یک درجه خرید و آورد. دوباره رفتم پیش دکتر و درجه را نشانش دادم. گفت بگذار زیر زبانت و روی آن نیمکت بشین تا صدات کنم. باور کنید 20 دقیقه آنجا نشستم و خبری نشد. برادر زاده ام رفت داخل اتاق دکتر و کسب تکلیف کرد!. دکتر گفت خودش درجه را بردارد بیآورد ببینم تب دارد یا نه.!!.... به برادر زاده ام گفتم پاشو برویم خانه.
رفتیم بهشت زهرا برای دفن مرده ای که انگیزه سفرم همین بود. .. همه مراسم تمام شد اما درست همان لحظه ای که می خواستیم مرده را بگذاریم توی قبر، یک مرد 50 – 60 ساله همه را عقب زد و آمد جلو و خودش را انداخت روی جنازه و گفت: این آدم به من 10 میلیون بدهکار بوده و تا تکلیف من روشن نشود نمی گذارم خاکش کنید!!؟
. همه ما شوکه شدیم. هر چه گفتیم سندی؟ مدرکی؟ چیزی داری؟ گفت نه. همه اش در خانه است برویم خانه تا نشانتان بدهم. گفتم مرده را که نمی شود اینجا رها کرده و رفت به خانه تو. جنازه را دفن می کنیم و با هم می رویم خانه تو. زیر بار نرفت و بنای داد و فریاد و از مردمی که آن اطراف بودند طلب استمداد کرد!؟
. در این گیر و دار یک مرد دیگری سر و کله اش پیدا شد و از ما اجازه خواست تا با به اصطلاح طلبکار صحبت کند. بعد از این که با او زیر گوشی صحبت کرد نزد ما آمد و گفت: آقا یک میلیون بدهید و مرده را دفن کنید! به آبروریزی اش نمی ارزد....!؟
همانجا هر کسی دست کرد در جیبش و بالاخره یک میلیون جور کردیم و دادیم به آن به اصطلاح طلبکار تا از جنازه جدا شود و اجازه بدهد ما آن را دفن کنیم!. کار که تمام شد، به چشم خودم دیدم که هر دو با هم، یک گوشه دیگر بهشت زهرا نشسته اند و گل می گویند و گل می شنوند. همه اش سناریو بود برای تلکه کردن.
امروز برگشته ام. رفته ام بانک . رئیس بانک از آشنایان قدیمی بنده است و یک بار هم عملش کرده ام. پرسید، مثل این که چند روز نبودید؟ گفتم رفته بودم ایران. تا شنید ایران بودم پرسید: پول ایران در این چند هفته اخیر 50 در صد سقوط کرده. این واقعه در هر کشور دیگری اتفاق می افتد حکومت سقوط می کرد. وضع در ایران چطور است؟ گفتم: نه من و نه شما و نه آنها که در ایران و نه حتی آنها که در حکومت اند، هیچکس نمی داند چگونه ایران اداره می شود!؟
پیک نت 27 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه
خدا... بیامرزدش

سی و چند سال پیش همچین روزهایی بود که شاه گریه کرد و رفت…!؟
به طرف میدان مجسمه میرفتم و مردم رو میدیدم که شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکنن و چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…!؟
یه شیرین عقل دیگه ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…! مَمَد دِماغ دَر رَفت ....مردم جلوی ماشین ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…!؟
بخت برگشته ها نمیدونستن که این آخرین رقص عمرشونه
عکس شاه رو از روی اسکناس ها درآورده بودن و با خوشحالی به هم نشون میدادن و نمیدونستن عکس شاه که از اون اسکناس ها جدا شد دیگه روز به روز ارزشش پایین میاد تا حد تکه ای کاغذ
هر دلار هفت تومان بود… و هر تومان کلی ریال با ارزش
یک عکس بزرگ از شاه رو در محل خانه آیت الله شیرازی نصب کرده بودن که یک جفت شاخ داشت و از دندانهای دراکولایی اش خون میچکید…
خون جوانان وطن بود به اصطلاح !!....؟ .....و سالها گذشت از اون روز…. دیگه مردم از شاه بعنوان مَمَد دِماغ یاد نمیکنن و کسی نمیگه شاه فراری شده بلکه آه میکشن و میگن خدا بیامرزدش…! نور به قبرش بباره ایشالله
دیگه رقصیدن جُرم شد…! پولها بی ارزش شد…! دلار افسار برید…! نفت که سر سفره نیامد که بماند نان هم پرکشید…برکت هم رفت…! نه آب و برقی مجانی شد و نه اتوبوسی…! ارزان شدن پیشکش ….کمرها شکست این قبض های لعنتی….! معنویاتمان هم بر باد رفت!!؟
سر در گریبونیم ما خود کرده های بی تدبیر…در پی لقمه ای نان که روزی قوت مسکینان بود
از وبلاگ:تلخ نوشته ها... مسعودمشهدی
۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه
۱۳۹۰ دی ۲۰, سهشنبه
عفو بینالملل: سقوط خودکامگان به خشونت پایان نداد
در کشورهای شمال آفریقا، پس از سقوط حاکمان خودکامه، خشونت نه تنها کاهش نیافته بلکه تشدید شده است. عفو بینالملل وضعیت حقوقبشر را در مصر پس از مبارک بدتر ارزیابی میکند و دولت موقت لیبی را ناتوان از کنترل شورشیان میداند.
سازمان عفو بینالملل در تازهترین گزارش خود اوضاع سیاسی نامطلوب کشورهای شمال افریقا و خاورمیانه را در دوران پس از بهار عربی و سقوط حکومتهای خودکامه با کمک آمار و ارقام ترسیم کرده است.
در این گزارش تاکید شده که وضعیت حقوق بشر، در کشورهای مصر، لیبی، بحرین، سوریه و یمن، بدتر شده است. نقض حقوقبشر در مصر تشدید شده و در لیبی دولت موقت قادر نیست امنیت مردم عادی را در برابر شورشیان مسلح تامین کند.
بیاعتنائی به خواستهای مردم
بهگفته روت یوتنر کارشناس عفوبینالملل در امور خاورمیانه، دولتهای محلی تاکنون به خواستهای اصلاحطلبانه مردم با توسل به خشونت پاسخ دادهاند. این وضعیت در سوریه از همهجا آشکارتر است. گزارش عفوبینالملل تاکید دارد که در سال ۲۰۱۱ بیش ازدویست نفر تنها در زندانهای سوریه به قتل رسیدهاند.
از نظر مسئولان عفو بینالملل رفتار اتحادیه اروپا، اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب نیز، در زمینه پشتیبانی از حقوق انسانها در خاورمیانه و شمال آفریقا، یکسان و پایدار نبوده است. کارشناس امور خاورمیانه این نهاد از گیدو وستروله وزیرخارجه آلمان خواسته است که در سفر به الجزایر، لیبی و تونس برای تحقق حقوقبشر بکوشد. وزیرخارجه آلمان از روز شنبه (۷ ژانویه) در منطقه است.
بخشی از گزارش تازه عفو بینالملل، آمار بازداشتهای تازه در شمال آفریقا و خاورمیانه را به دست میدهد. در ماه نوامبرسال گذشته(۲۰۱۱ ) هفت هزار نفر در زندانهای موقت لیبی به سر میبردند، در عربستان سعودی ۳۰۰ نفر بازداشت شدند و در ایران اسلامی ۱۰۰ آذربایجانی به زندان افتادند.
صدها کشته و دهها هزار آواره
ناآرامیهای پس از بهار عربی، زمینه ساز مهاجرتهای بزرگ نیز بود. برپایه گزارش عفو بینالملل تنها از یک شهر لیبی ۳۰ هزار نفر به کشورهای همسایه گریختهاند. نزدیک به ۲۴ هزار سوری نیز مجبور شدهاند خانه و کاشانه خود را رها کنند و به کشورهای ترکیه، لبنان و اردن پناه ببرند.
در بخشی دیگر از گزارش عفو بینالملل به کشته شدگان ناآرامیهای شمال آفریقا و خاورمیانه اشاره شده است: در سوریه ۳ هزاروهشتصد نفر در تظاهرات خیابانی و دست کم ۱۹۰ نفر در زندانها جان باختند. در شورشهای ۱۸ روزه مصر نیز ۸۴۰ نفر کشته و بیش از ۶ هزار نفر مجروح شدند. ناآرامیهای تونس ۳۰۰ کشته و حدود ۷۰۰ زخمی داشت. تعداد کشتهشدگان ناآرامیهای یمن نیز به ۲۰۰ نفر رسید.
در گزارش عفو بینالملل تعداد قربانیان ناآرامیها بحرین نیز در سال گذشته ۴۷ نفر اعلام شده است. پنج نفر از آنها، در نتیجه اعمال شکنجه در زندان به قتل رسیدند.
سازمان عفو بینالملل در تازهترین گزارش خود اوضاع سیاسی نامطلوب کشورهای شمال افریقا و خاورمیانه را در دوران پس از بهار عربی و سقوط حکومتهای خودکامه با کمک آمار و ارقام ترسیم کرده است.
در این گزارش تاکید شده که وضعیت حقوق بشر، در کشورهای مصر، لیبی، بحرین، سوریه و یمن، بدتر شده است. نقض حقوقبشر در مصر تشدید شده و در لیبی دولت موقت قادر نیست امنیت مردم عادی را در برابر شورشیان مسلح تامین کند.
بیاعتنائی به خواستهای مردم
بهگفته روت یوتنر کارشناس عفوبینالملل در امور خاورمیانه، دولتهای محلی تاکنون به خواستهای اصلاحطلبانه مردم با توسل به خشونت پاسخ دادهاند. این وضعیت در سوریه از همهجا آشکارتر است. گزارش عفوبینالملل تاکید دارد که در سال ۲۰۱۱ بیش ازدویست نفر تنها در زندانهای سوریه به قتل رسیدهاند.
از نظر مسئولان عفو بینالملل رفتار اتحادیه اروپا، اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب نیز، در زمینه پشتیبانی از حقوق انسانها در خاورمیانه و شمال آفریقا، یکسان و پایدار نبوده است. کارشناس امور خاورمیانه این نهاد از گیدو وستروله وزیرخارجه آلمان خواسته است که در سفر به الجزایر، لیبی و تونس برای تحقق حقوقبشر بکوشد. وزیرخارجه آلمان از روز شنبه (۷ ژانویه) در منطقه است.
بخشی از گزارش تازه عفو بینالملل، آمار بازداشتهای تازه در شمال آفریقا و خاورمیانه را به دست میدهد. در ماه نوامبرسال گذشته(۲۰۱۱ ) هفت هزار نفر در زندانهای موقت لیبی به سر میبردند، در عربستان سعودی ۳۰۰ نفر بازداشت شدند و در ایران اسلامی ۱۰۰ آذربایجانی به زندان افتادند.
صدها کشته و دهها هزار آواره
ناآرامیهای پس از بهار عربی، زمینه ساز مهاجرتهای بزرگ نیز بود. برپایه گزارش عفو بینالملل تنها از یک شهر لیبی ۳۰ هزار نفر به کشورهای همسایه گریختهاند. نزدیک به ۲۴ هزار سوری نیز مجبور شدهاند خانه و کاشانه خود را رها کنند و به کشورهای ترکیه، لبنان و اردن پناه ببرند.
در بخشی دیگر از گزارش عفو بینالملل به کشته شدگان ناآرامیهای شمال آفریقا و خاورمیانه اشاره شده است: در سوریه ۳ هزاروهشتصد نفر در تظاهرات خیابانی و دست کم ۱۹۰ نفر در زندانها جان باختند. در شورشهای ۱۸ روزه مصر نیز ۸۴۰ نفر کشته و بیش از ۶ هزار نفر مجروح شدند. ناآرامیهای تونس ۳۰۰ کشته و حدود ۷۰۰ زخمی داشت. تعداد کشتهشدگان ناآرامیهای یمن نیز به ۲۰۰ نفر رسید.
در گزارش عفو بینالملل تعداد قربانیان ناآرامیها بحرین نیز در سال گذشته ۴۷ نفر اعلام شده است. پنج نفر از آنها، در نتیجه اعمال شکنجه در زندان به قتل رسیدند.
۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه
وضعیت خطرناک عراق

۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه
وقتی پزشکان سراغ موبایل فروشی و مسافر کشی میروند!؟

سایت کلمه: رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران با اشاره به مشکلات پزشکان برای تامین هزینه های مطب بعد از هدفمندی یارانه ها، اظهارداشت: متاسفانه این وضعیت باعث شده تا تعدادی از پزشکان به سراغ ساختمان سازی، موبایل فروشی و گاهی اوقات مسافرکشی بروند!؟.
در حالی که دولت مدعی اجرای عدالت با طرح هدفمندی یارانه هاست، میزان تورم بیست درصد افزایش یافته است و شکاف بین فقیر و غنی بیشتر از پیش شده است.
دکتر ایرج خسرونیا به وضعیت معیشتی پزشکان اشاره کرد و افزود: بعد از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، هزینه بخش سلامت افزایش یافت به طوریکه برخی از پزشکان توانایی تامین هزینه های مطب شان را ندارند.
وی با انتقاد از متناسب نبودن افزایش تعرفه ها و نرخ تورم در کشور، گفت: آنچه به عنوان رشد تعرفه ها اتفاق می افتد حداکثر ۱۰ درصد و بعضا بین ۵ تا ۶ درصد است. در حالی که نرخ تورم به مراتب بالاتر از این اعداد و ارقام است.
خسرونیا با اعلام اینکه افزایش تعرفه ها با هزینه ها جور در نمی آید، ادامه داد: این وضعیت باعث شده آن دسته از پزشکان که نمی توانند هزینه های تاسیس مطب را تامی کنند، به سراغ مشاغلی غیر از پزشکی می روند.
رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، ساختمان سازی و موبایل فروشی و گاهی اوقات مسافرکشی را از جمله مشاغلی دانست که پزشکان برای بیکار نماندن به سراغ آنها می روند.
وی با تاکید بر اینکه ۵۰ درصد پزشکان اگر مطب نداشته باشند به نان شب محتاج خواهند بود، افزود: تنها ۱۰ درصد پزشکان کشور ثروتمند هستند و ۴۰ درصد نیز همطراز سایر اقشار جامعه قرار دارند و اوضاع خوبی دارند.
خسرونیا به وضعیت نامناسب پزشکان عمومی در کشور اشاره کرد و گفت: حدود ۶۰ هزار پزشک عمومی داریم که تنها ۱۰ هزار نفر از آنان به طور کامل فعال هستند.
رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران همچنین از حضور پزشکان سن بالا در شیفت شب بیمارستانها انتقاد کرد و افزود: چرا یک جراح عمومی که ۶۰ سال سن دارد باید برای تامین هزینه زندگی مجبور شود کشیک شب بیمارستان باشد. در حالی که او در این سن باید استراحت کند.
گفتنی است در حال حاضر هشت هزار پزشک بیکار در کشور وجود دارد
در حالی که دولت مدعی اجرای عدالت با طرح هدفمندی یارانه هاست، میزان تورم بیست درصد افزایش یافته است و شکاف بین فقیر و غنی بیشتر از پیش شده است.
دکتر ایرج خسرونیا به وضعیت معیشتی پزشکان اشاره کرد و افزود: بعد از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، هزینه بخش سلامت افزایش یافت به طوریکه برخی از پزشکان توانایی تامین هزینه های مطب شان را ندارند.
وی با انتقاد از متناسب نبودن افزایش تعرفه ها و نرخ تورم در کشور، گفت: آنچه به عنوان رشد تعرفه ها اتفاق می افتد حداکثر ۱۰ درصد و بعضا بین ۵ تا ۶ درصد است. در حالی که نرخ تورم به مراتب بالاتر از این اعداد و ارقام است.
خسرونیا با اعلام اینکه افزایش تعرفه ها با هزینه ها جور در نمی آید، ادامه داد: این وضعیت باعث شده آن دسته از پزشکان که نمی توانند هزینه های تاسیس مطب را تامی کنند، به سراغ مشاغلی غیر از پزشکی می روند.
رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، ساختمان سازی و موبایل فروشی و گاهی اوقات مسافرکشی را از جمله مشاغلی دانست که پزشکان برای بیکار نماندن به سراغ آنها می روند.
وی با تاکید بر اینکه ۵۰ درصد پزشکان اگر مطب نداشته باشند به نان شب محتاج خواهند بود، افزود: تنها ۱۰ درصد پزشکان کشور ثروتمند هستند و ۴۰ درصد نیز همطراز سایر اقشار جامعه قرار دارند و اوضاع خوبی دارند.
خسرونیا به وضعیت نامناسب پزشکان عمومی در کشور اشاره کرد و گفت: حدود ۶۰ هزار پزشک عمومی داریم که تنها ۱۰ هزار نفر از آنان به طور کامل فعال هستند.
رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران همچنین از حضور پزشکان سن بالا در شیفت شب بیمارستانها انتقاد کرد و افزود: چرا یک جراح عمومی که ۶۰ سال سن دارد باید برای تامین هزینه زندگی مجبور شود کشیک شب بیمارستان باشد. در حالی که او در این سن باید استراحت کند.
گفتنی است در حال حاضر هشت هزار پزشک بیکار در کشور وجود دارد
۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه
۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه
انتشار جزییات در مورد بیش از یکصد اعدام مخفیانه در مشهد

کمپین حقوق بشر ایران در گزارشی جزییات بیش از یکصد مورد اعدام مخفیانه در زندان وکیل آباد مشهد را منتشر کرده است. در میان اعدام شدگان، یک شهروند از نیجریه، تعدادی از افغانستان و بقیه از ایران هستند و اتهام بیشتر آن ها جرائم مرتبط با مواد مخدر، خرید و فروش و یا نگهداری آن بوده است.
اين گزارش می گويد، تعداد اعدام های مخفيانه در زندان وکيل آباد مشهد در فاصله بين تابستان ۸۸ تا آخر تابستان ۹۰، و در ۳۵ مورد اجرای حکم اعدام ، حدود ۵۵۰ تن بوده است که کمپين حقوق بشر توانسته به شکل مستند، مشخصات بیش از يکصد تن را ثبت کند.
این گزارش همچنین به مواردی از اعدام های مخفیانه دیگر در زندان های بیرجند، قرل حصار کرج، کارون، اهواز، تایباد، ارومیه و قم اشاره کرده است.
گزارش کمپین حقوق بشر ایران می گوید تقریبا همه نامهای عنوان شده در این فهرست یکصد نفره، جزو اعدام های مخفیانه زندان های وکیل آباد مشهد هستند. به جز این اعدامها، اعدامهایی مرتبط با احکام قصاص نیز در این زندانها به اجرا در آمده اند که گفته می شود در حضور خانواده های مقتول اجرا می شوند. اما فهرست ۱۰۲ نفره، فقط اعدام های مخفیانه را در برمی گیرد.
این گزارش می گوید اعدام های گسترده یاد شده در زندان وکیل آباد مشهد «مخفیانه»، «دسته جمعی»، «اعلام نشده» و بدون درنظر گرفتن مراحل آیین دادرسی عادلانه ونیز رویه های جاری در جریان اعدام متهمان بوده است.
مفهوم اعدام مخفیانه به این معناست که حکم اعدام بدون حضورو اطلاع وکلا و خانواده اعدام شدگان اجرا می شود و آنها تا یک یا چند روز بعد از اجرای حکم، از اعدام زندانی شان مطلع نمیشوند و حتی خود زندانیان اعدام شده نیز تا چند ساعت قبل از اجرای حکم اعدام از آن بی خبرند.
کمپین حقوق بشر می گوید این اعدام ها از این نظر «اعلام نشده» است که هیچگاه مقام های رسمی دولتی یا قضایی جزییات، تعداد و اسامی اعدام شدگان و تاریخ اجرای اعدام ها را منتشر نکرده اند و به صورت رسمی مسئولیت اعدام ها را برعهده نمیگیرند. به گفته شاهدان احکام اعدام در دادگاه هایی که بعضا تنها چند دقیقه طول می کشد صادرشده و بسیاری از متهمان از حق دادرسی عادلانه محروم بوده اند. از همین رو این گزارش، اعدام های یاد شده را «غیرقانونی» خوانده است.
در متن این گزارش آمده است :«چند شعبه خاص در دادگاه انقلاب مشهد بدون رعایت آیین دادرسی منصفانه و قوانین جاری ایران در هر یک ساعت چندین پرونده متهمان جرایم مواد مخدری را بررسی می کنند و در بسیاری از موارد تنها مستند به گزارش اداره اطلاعات، اطلاعات سپاه یا اطلاعات ناجا (نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) و یا اقرارهای متهمان زیر شکنجه های شدید جسمی در عموما بازداشتگاه های نیروی انتظامی، احکام گسترده اعدام صادر می کنند.
این گزارش می کوید: «اکثر قریب به اتفاق احکام گسترده اعدام یاد شده متهمان مواد مخدری، تنها با برگزاری «یک جلسه چند دقیقه ای» که عموما بدون حضور وکیل تعیینی یا تسخیری متهمان بوده، در دادگاه انقلاب مشهد صادر می شوند و در یک پروسه زمانی چند ماهه حکم اعدام تایید و اجرا می شود.»
به گفته منابعی که با کمپین صحبت کرده اند در بسیاری از موارد احکام اعدام برای متهمان خارجی و عموما افغان بدون رعایت «حق دسترسی کنسولی» صادر می شوند. این افراد به سبب ناآشنایی با زبان رسمی دادگاه ،زبان فارسی، از روند قضایی و سوال جواب ها نامطلع هستند.
بر اساس این گزارش، در برگه وفات پزشکی قانونی که در بسیاری از این اعدام ها حتی قبل از اجرای اعدام ها صادر شده است، علت مرگ «قتل قانونی» ذکر شده است.
طبق این گزارش، مکان اجرای این اعدام ها راهروی روباز منتهی به سالن ملاقات های زندان وکیل آباد مشهد است. زندانیان اعدامی تنها ساعاتی قبل از اجرای حکم از بندهای مختلف زندان وکیل آباد، جمع آوری شده و جهت غسل پیش از اعدام و نوشتن وصیت نامه به بند دیگری منتقل شده و از آنجا راهی راهرو اعدام می شوند. در موارد اندکی زندانیان در زیر زمین ساختمان دادگاه انقلاب مشهد اعدام شده اند.
۱۳۹۰ دی ۱۳, سهشنبه
خلافت اسلامی ایران ناو آمریکایی را تهدید کرد: به خلیج فارس بازنگرد

فرمانده کل ارتش (خلافت) اسلامی روز سهشنبه در جمع خبرنگاران به ناو آمریکایی که به دلیل رزمایش دریایی ایران خلیج فارس را موقتا ترک کرده هشدار داد که «به خلیج فارس بازنگردد.» این فرمانده ارتش همچنین تهدید کرد که ایران «!تذکر» خود را در این باره تکرار نخواهد کرد.
عطاءالله صالحی، فرمانده ارتش(خلافت) ایران، در آخرین روز از رزمایش دریایی در خلیج فارس گفت: «به ناو آمریکایی که از تنگه هرمز خارج شده و به دریای عمان آمده است توصیه و تاکید میکنیم به خلیج فارس بازنگردد.»
او همچنین افزود: « جمهوری!(خلافت) اسلامی ایران در نظر ندارد تذکر خود را تکرار کند!!؟.»
این مقام نظامی در (خلافت) اسلامی در حالی نیروی دریایی آمریکا را تهدید کرده است که در هفتههای اخير دیگر مقامهای ايران(اسلامی) تهديد کردهاند در صورتی که صادرات نفت ايران هدف تحريم بينالمللی قرار گيرد، با بستن تنگه هرمز مانع انتقال نفت اين منطقه به بازارهای جهانی خواهد شد.
در واکنش به اين تهدید ، ناوگان پنجم آمريکا که در بحرين مستقر اســـــــت اعلام کرد که اجـــــــــازه نخواهد داد جمهوری(خلافت) اسـلامی در راه تجارت آزاد از مسير تنگه هرمز مانع ايجاد کند.
تنگه هرمز محل انتقال ۲۰ درصد از نفت صادراتی جهان است.
به گفته فرمانده ارتش اسلامی ایران، رزمایش اخیر ایران با عنوان «ولایت ۹۰» که در ده روز گذشته انجام شد درسی به نیروهای خارجی مستقر در خلیج فارس داده و ناو هواپیمابر آمریکایی نیز به همین دلیل از خلیج فارس خارج شده و به دریای عمان رفته است!؟
آقای صالحی به نام و مشخصات این ناو جنگی آمریکایی اشاره نکرده است.
عطاءالله صالحی در عین حال تاکید کرده است که ایران در پی دست زدن به «هیچ کار غیرمنطقی» نیست، «اما در برابر هر تهدیدی آمادهایم».
فرمانده کل ارتش ایران همچنین به کشورهای منطقه توصیه کرده است که با «اتکا به ایران میتوانند موفق باشند».
رادیوفردا
عطاءالله صالحی، فرمانده ارتش(خلافت) ایران، در آخرین روز از رزمایش دریایی در خلیج فارس گفت: «به ناو آمریکایی که از تنگه هرمز خارج شده و به دریای عمان آمده است توصیه و تاکید میکنیم به خلیج فارس بازنگردد.»
او همچنین افزود: « جمهوری!(خلافت) اسلامی ایران در نظر ندارد تذکر خود را تکرار کند!!؟.»
این مقام نظامی در (خلافت) اسلامی در حالی نیروی دریایی آمریکا را تهدید کرده است که در هفتههای اخير دیگر مقامهای ايران(اسلامی) تهديد کردهاند در صورتی که صادرات نفت ايران هدف تحريم بينالمللی قرار گيرد، با بستن تنگه هرمز مانع انتقال نفت اين منطقه به بازارهای جهانی خواهد شد.
در واکنش به اين تهدید ، ناوگان پنجم آمريکا که در بحرين مستقر اســـــــت اعلام کرد که اجـــــــــازه نخواهد داد جمهوری(خلافت) اسـلامی در راه تجارت آزاد از مسير تنگه هرمز مانع ايجاد کند.
تنگه هرمز محل انتقال ۲۰ درصد از نفت صادراتی جهان است.
به گفته فرمانده ارتش اسلامی ایران، رزمایش اخیر ایران با عنوان «ولایت ۹۰» که در ده روز گذشته انجام شد درسی به نیروهای خارجی مستقر در خلیج فارس داده و ناو هواپیمابر آمریکایی نیز به همین دلیل از خلیج فارس خارج شده و به دریای عمان رفته است!؟
آقای صالحی به نام و مشخصات این ناو جنگی آمریکایی اشاره نکرده است.
عطاءالله صالحی در عین حال تاکید کرده است که ایران در پی دست زدن به «هیچ کار غیرمنطقی» نیست، «اما در برابر هر تهدیدی آمادهایم».
فرمانده کل ارتش ایران همچنین به کشورهای منطقه توصیه کرده است که با «اتکا به ایران میتوانند موفق باشند».
رادیوفردا