عشق را شكار مي كنيد، با غرور ملي، چه خواهيد كرد؟
در خبر ها، خوانديم كه امام جماعت {جمعه} تهران، طي سخناني كه به حكم سابقه و سياق، نميتواند واقعيت داشته باشد. گفته است.
،، دولت بايد در شرايطي كه مردم با مشكل اقتصادي روبرو هستند، جلوي ولخرجي ها و اسراف ها را بگيرد،، وبراي شروع صرفه جوئي!،
جواز تخريب مجسمه { كاوه آهنگر} را كه قرار است در شهر اصفهان نصب گردد - باين بهانه كه هفتاد ميليون تومان هزينه دارد-
صادر كرده است!!.
نصب تنديس {كاوه آهنگر} نماد ابر مردي آزاد انديش و ايراني، بزعم آقايان، باين بهانه كه 70 ميليون تومان خرج دارد- اسراف است
اما ميليون ها دلاري كه محرمانه و بي سر و صدا- براي مقاصد خودشان، خرج گروه هاي خارج ار كشور ميكنند ، نه ارتباطي به
مشكل اقتصادي مردم دارد و نه اصلا چنين ولخرجي هاي گزاف - تاثير سوئي بر وضعيت معيشت رقت بار اكثريت ميگذارد؟!.
مردمي كه سالهاست با بحران نفس گير اقتصادي دست به گريبانند و براي تامين مايحتاج بديهي و اوليه خود- ناچار،حتي دست به كارهاي
خلاف ميزنند - در برابر تعهد 500 ميليون دلاري دولت، در قالب كمك به مردم فلك زده افغانستان- باين خاطر كه درد و رنج كمبود ها
و نياز هاي زنهاي شوهر مرده و بچه هاي بي پدر را حس ميكنند- دربرابر اين كمك كه خود نيازمند صرف آن هستند- لام تا كام، سكوت
كردند و چيزي نگفتند. اما چگونه است كه شهرداري يك شهر ، كه منبع درآمدش خود مردم هستند- بايستي براي صرفه جوئي و كمك به
اقتصاد {مرده} كشور- مجبور به تخريب تنديسي كه در حال ساختن و پرداختن هست- بزند- اما شهرداري ورامين، ميداني را با نام كفن
پوشان! نامگذاري كند و براي تكميل { خوش خدمتي و خوش رقصي خود}، مجسمه چهار- پنج مرد كفن پوش را، زيور ميدان كند؟!!.
جناب خطيب ! شما حتما به حكم مسئوليت ها ئي كه داريد از ميزان { درد و آه} مردم مطلعيد و ميدانيد كه درباره اين گونه خطابه ها،
چه ميگويند و چگونه تعبير ميكنند؟.
جالب است كه ميخوانيم ،، مدتي است تخريب نماها و تنديس هائي كه در شهرهاي مختلف كشور توسط شهرداران ايجاد شده است ،
بطور پنهان و از سوي عوامل ظاهرا نا شناخته!، آغاز شده است. ،،
بعنوان مثال، در اصفهان، طي چند ماه اخير، سه مورد ازاين تخريب ها صورت گرفته است!.
باين ترتيب كدام آدم حتي نابالغي، باور ميكند كه جلوگيري از اتمام طرح تنديس {كاوه آهنگر}، بخاطر رعايت صرفه جوئي و رونق
بخشيدن به اقتصاد جامعه ، صورت ميگيرد؟!.
كاش براي تامين احتياجات و بخصوص گراني سرسام آور ارزاق، از بسياري مخارجات كه صرف مسائلايدولوژيكي و تربيت افراد
براي اجراي آن ميشود، بنفع امت هميشه در صحنه !مي كاستند و حداقل چون مشخص شده است كه در تمام اركان مملكتي، ضعف و
فقدان مديريت سبب پيدا شدن بسياري {آقا زاده} و منسوبين شده است ، براي يكبار هم كه شده - دست از ايده هاي وهم انگيز بر مي
داشتند و قبول ميكردند كه مردم، به دلايل گوناگون، مشتاق و نيازمند تماشاي پيكره افرادي هستند كه نام نيك شان، از دير باز، همواره
نمايانگر رفتار ملي و انساني بوده است.
.