۱۳۸۱ شهریور ۴, دوشنبه


يكروز، صدام را- كافر {عفلقي}! ميخواندند و امروز، اين طور كه پيداست، برايش، به دنبال {نام} جديد ميگردند!
هرچه باشد و هر نام و عنواني را براي {سردار قادسيه!!} انتخاب كنند- كما اينكه، رفت و آمد هاي پنهاني، اين احتمال را به يقين، مبدل
ميكند- اما ، حتي اگر از {جان} و از { مقام } كسي هم مايه بگذارند و مثل حكام عربستان كه زماني {اخ} بودند و بعد ها
{ به !} شدند- بخواهند، اين يكي را هم از آن ليست كذائي! بيرون بياورند ، يك چيز را نميتوانند از ذهن تاريخ و مردم، پاك كنند. و آن
كارنامه مشعشع و رفتار آدمي است كه در كسوت رئيس و رهبر!، تا آنجا كه توانست و زورش رسيد، برادركشي كرد و ديوانه وار
هم ملت عراق را و هم سپاهيان و ملت ايران را به خاك و خون كشيد.
جنگ 8 ساله ايران و عراق، با همه ي ابعاد وحشتناك و وسيعش، بحكم آنچه كه كردند و آنچه كه از كرده ها، باقي مانده است،چيزي
نيست كه بهمين سادگيها بتوان آنرا فراموش كرد و احتمالا، تصور جبرانش را داشت.
ايران و عراق، در بيشتر از دو دهه گذشته، در نهايت {سربلندي!!} به رژيمي خدمت كردند كه مظلوم و مسلمان كشي، بخشي از كار و
كارنامه سياهش بوده است.
اگر در پنجاه سالي كه خود فروشان، نعره پان عربيسيم زدند و عملا بسود دشمن- آب به آسيابش ريختند، بين { اسلاميان }، اين
چنين برخورد نشده بود- حتما موقعيت {زور گوي} موجود، چيزي بمراتب كمتر از امروز بود و چه بسا كه شاهد تداوم اين همه آدم
كشي و ويرانگري نبوديم.
آنها كه مقاصد شوم خود را، در لواي جلوگيري از نفوذ دشمن قالب ميكنند و در هواي مطامع و مقاصد جنون آميز خودشان، از دين و
از باور هاي مردم مايه ميگذارند و حمام خون و آتش و دود بر پا ميكنند، اينها در ليست همان كساني هستند كه تاريخ نامشان را به
زشتي ياد كرده است.
ما براي روزگاري كه در آن بشود تنفس كرد و زندگي را ديد، محتاج كساني هستيم كه وطن دوستي و حس انساني شان، هيچوقت با
خيالات واهي آلوده نشود و به بهانه حفظ آئين و عزت آن، دست به يغما گري نزند و در برابر واقعيت ها، انعطاف پذير و سياس
باشد ونه براي حفظ نيات خود خواهانه و خيال پرورانه - بشرط كشتن و ويران كردن و زور گفتن و تحقير و توهين كردن، پايه هاي
لرزان و ننگين، قدرت را بچسبد.
چنين قدرتي، ننگ است.
{كربلا} را كه نتوانستيم بگيريم . اما اگر مردم را دوست داشتيم، دلها شان را تصاحب كرده بوديم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ فرخ