نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۸۱ شهریور ۱, جمعه
امروز، در دانشگاه تهران، نماز{دشمن شكن!} جمعه برپا بود و امام جماعتش، مانند هميشه آنچه دل تنگش خواست گفت و انگار نه
انگار كه افاضاتش، از زبان كسي در آمده است كه شناسنامه ايراني دارد؟!.
دنياي سست و بي بنيادي پيدا كرده ايم. يكي، سوار بر مركب اقبال!، مي تازد و هرچه ميخواهد ميگويد و هر نسبت و تهمتي كه بفكر
وبه ذهنش رسيد - حتي بآنها كه (سر سفره خودشان نشسته اند) و طي اين سالها، از هفت خوان كه هيچ- از هفتصد خوان (دلبخواهي)
گذشته اند ميزند- اما احدي حق ندارد كلمه اي، جمله اي و نظر و اعتقاد و عقيده اي را بر زبان بياورد !.
هرچه اهل منبر گفتند و اكنون نيز ميگويند، بي هيچ توضيح و تفسيري، وحي منزل هست و آنچه من و ما و مسلمانان بگويند،
چون باب ميل و سليقه آنها نيست و احتمالا ميتواند نوعي { مچ گيري} تلقي شود- كاري مطرود و عملي مغاير دين و نظري كاملا
خلاف و در جهت تفرقه افكني و چيز هائي در رديف آن، تلقي و تعبير ميشود!؟.
جالب اينجاست كه اينها، هنوز هم براين تصور باطلند كه {پا منبري}ها- چيزي حاليشان نيست و اگر هم باشد- نبايد جرات عكس العمل
و اظهار نظر و اعتراض داشته باشند. كجاي چنين تصوري، قابل باليدن هست؟
چند روز پيش- يكي از آقايان وزراء كه سالها جزو عوامل اجراء و اكنون نيز بخشي از امور رژيم را سرپرستي و هدايت ميكند، گفته
بود كه ،، هشت سال جنگ بين دو ملت مسلمان (ايران و عراق)، برادركشي بوده است،، و امروز آقاي امام جماعت، كه ازبيان حقيقت
سخت بر آشفته بنظر ميرسيد ، اين اظهار نظر را، تا آنجا كه ميتوانست به استهزاء گرفت و اعتقاد اورا.دال بر ناداني! دانست.
حاج آقا !. من بعنوان يك ايراني، هنگامي كه سخنان شما را مي شنيدم از اينكه ميخواهيد به ضرب زور و افترا و اتهام، قلب واقع
كنيد سخت بر آشفته و دلگير شدم. بفرمائيد - هنگامي كه مسلمانان، پيروي آئين محمد (ص) بنا به فرمان صداميان، بجان هم مي افتند و
به ناچار، هشت سال آزگار، يكديگر را لت و پار ميكنند - برادر كشي نيست؟. اگر نيست - پس چيست؟.
بفرمائيد در اين تعبير و تفسير ها، كه متجاوز، ما را و ما آنها را كافر مي ناميديم- كداميك ميتوانيم ادعا كنيم كه (كافر) نبوده ايم؟.
بفرمائيد ، آنها كه خودشان را مدافع حقوق مسلمانها ، معرفي ميكردند ، با چه دليل و برهاني، ميتوانند ادعا كنند كه براي جلو گيري از
اين همه قتل و عام و تجاوز و ويراني ، نتوانستند مانع ادامه جنگ باشند؟؟.
چرا و بچه دليل، پس از هشت سال كشتار و ويراني، بي آنكه بجائي برسيم. ناگهان نوشيدن جام زهر مطرح شد؟.
جام را براي جلوگيري از كشت و كشتاركه- ننوشيديم؟؟ نوشيديم؟.
شما حتما ميدانيد كه مردم پس از اين سالها، بيشتر از آنچه كه بايد ، حقايق را دريافته اند. چرا در برابر اظهار نظر- حتي ياران خود
اين گونه جبهه ميگيريد و مردم را بيشتر از پيش، مايوس ونا اميد مي كنيد؟.
من مانند هر ايراني آزاده، بروان جان باختگان راه وطن درود مي فرستم و در برابر آن همه پايمردي، سر تعطيم فرود ميآورم. اما آيا
شما و دوستان ديروز و امروزتان، به راستي، نمي توانستيد مانع ادامه جنگ و اين همه برادر كشي، باشيد؟؟.