۱۳۸۱ مرداد ۳۱, پنجشنبه


تا آنجائي كه ذهنم ياري ميكند، دو بار در مجمع عمومي سازمان ملل! ، شاهد دو حركت (غير عادي) و در عين حال (جالب) بوده ام.
بخاطر ميآورم كه { نكيتا خروشچف} رئيس دولت وقت اتحاد جماهير شوروي (سابق) در همين محل سازمان ملل، درنيويورك،هنگام
سخنراني، به قول خودمان از كوره در رفت و در حاليكه بشدت عصباني شده بود - چندين بار كفش پايش را كه قبلا از پا در آورده
بود- روي تريبون كوبيد و باين وسيله خشم خودش را از سياست هاي آنروز، ابر قدرت رقيب، نشان داد!.
اما... دومين صحنه اي كه بنظرم گويا تر و موثر تر از {كفش كوبيدن} آقاي خروشچف بود- سخنراني رئيس وقت دولت جمهوري!
اسلامي خودمان ! و نشان دادن پاي برهنه راستش بود كه ميخواست آثار شكنجه هاي دوران {شاهي} را به نمايندگان ملل! نشان بدهد
و بدين وسيله ، ابعاد فشار هاي فيزيكي آن دوران را كه بر مخالفان، در زندان اعمال ميشد- به نمايش بگذارد!.
خوب. اگر چه در آن روزگار- نمايش كف پاي كبود! ، به نظر بسياري از اربابان جرايد و محافل سياسي، زيبنده توجيه نشد و مورد
اقبال قرار نگرفت- اما هرچه بود نماينده مردمي كه علت انقلاب مردم را، براي رهائي از شكنجه ها و آزار روحي كه رژيم گذشته
( به زعم آقايان) اعمال ميكرد- نمايش ميداد، ميتوانست { نمونه اي} از جنايات، باشد!!.
در آن روزها، خوش باور ها خوشحال بودند كه اكنون نوبت {ظفر} رسيده و زندان ها، هرگز و هيچوقت ، نه تنها جاي شكنجه و آزار
نخواهد بود كه به بركت رافت اسلامي و شئون تعريف شده توسط آقايان، جاي امني براي پرورش انسانهائي معتقد و پرهيزكار خواهد
شد!.
اما آنچه كه ديديم و شنيديم و آنچه كه از اعمال ننگين زندانبان ها ميدانيم قصه ي پر غصه اي است كه اشاره بدان- هر گوينده ونويسنده
و هر آدم ساده و طبيعي را بخشم ميآورد و به بد گوئي وا ميدارد.
داستان زندانيان و رفتار زندانبانها، و فجايعي كه طي اين سالها، صورت گرفت ، بخصوص در مواردي كه اسناد و تصاوير آنها برجاست
آدم را باين فكر وا ميدارد كه آيا ممكن هست با انسان- تا بدين حد و شكل، رفتاري سبع و برخوردي غير انساني داشت؟.
قصاص ها و دست و پا بريدن ها و {سنگسار}ها و حلق آويختن هاي عجولانه و اعدام هاي شبانه، سالها ادامه پيدا كرد و پيدا و پنهان
{گاه نه با چوبه دار- كه با بر پائي(چرثقيل) ها، در ميادين و پهن كردن تخته شلاق در وسط خيابانها }، همه آنچه كه در سازمان ملل!
به نمايش گذاشته شده بود- به نظر كاهي در برابر كوه، در دل تاريخ {تظاهر} و دروغ- ثبت و ضبط شد.
كار شكنجه و آزار- به چشم كور كردن و انگشت بريدن هم رسيد!{ نمونه اش را چند روز پيش- با عكس و تصوير، ديديم}
ضربه هائي كه ظاهرا با شلاق هاي سيمي به پاي اغلب مناديان و مدعيان { رحمت و عزت} خورده بود- در دوران حكومت {الله} به
آنجا رسيد كه مجلسيان حكومت را وا داشت تا براي جلوگيري از اين همه بيداد- چاره اي بيانديشند و كاري انجام بدهند!.
آمدند و لايحه منع شكنجه را تصويب كردند!. چه مبارك مصوبه اي؟!.
لابد ، آنها كه ياد ارزش و حرمت انسانها ي دربند را كرده بودند- صحنه نشان دادن كف پاي رئيس وقت دولتشان را، بخاطر آورده بودند!.
اما دريغ كه شوراي مكرم و محترم و مغتنمي! كه همواره مراقب و مواظب { شيطنت} هاي نمايندگان مردم هستند، ازاين عمل {بيگانه پسند!}
خوششان نيامد و آنرا باطل نمودند!!.
تا كشت و كشتار و تا سنگسار و تا چشم در آوردن و دست بريدن و شلاق زدن و...... هست ، ايراني نميتواند سربلند باشد و در برابر
{سازمان ملل} كه هيچ- بل در مقابل ميليارد ها مردمي كه ناظر بر اين اعمال ننگين هستند، احساس زندگي داشته باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ فرخ