
نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه
تصویر نجات بی نظیر جوجه پرنده ، توسط پدر و مادرش

۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه
مشت نمونه خروار - وضعیت اورژانس یک بیمارستان!! در مملکت معروف به امام زمان!!!؟
فاجعه اورژانس یک بیمارستان در جنوب تهران
اینجا اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر است. این مرکز درمانی(!) دولتی به عنوان مرکز تروما و بیمارستان معین در جنوب تهران، روزانه پذیرای تعداد زیادی از مصدومان حوادث ترافیکی و غیرترافیکی است. آنچه مسلم است اینکه وضعیت اورژانس این بیمارستان با آنچه که مسئولان مربوطه مدعی هستند، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
به گزارش مهر، برای اینکه با مشکلات بخش اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر بیشتر آشنا شویم، در یکی از روزهای خرداد ماه وارد این بخش از بیمارستان شدیم تا وضعیت رسیدگی به بیماران اورژانسی را از نزدیک ببینیم
در اولین صحنه ، سربازی را دیدیم که از ناحیه پا تیر خورده و مجروح شده بود.
این سرباز توسط همراهانش که تعدادی سرباز بودند وارد اورژانس شد. از پرستار و... که بخواهند بیایند و این مصدوم تیر خورده را تحویل بگیرند، خبری نبود.
وضعیت نا مناسب تختهای اورژانس باعث شده که بود که فضای ناخوشایندی(!) از یک مرکز درمانی تروما در ذهن مراجعان نقش ببندد. بعضی از تختها ملحفه داشتند و برخی دیگر نداشتند.
کمی آن طرف تر پسرکی که دچار افت قند خون شده بود، روی تخت خوابش برده بود. معلوم نیست شاید هم از افت قند دچار بیهوشی شده بود!. آنچه مسلم است، اینکه پزشکی بالای سر او نبود.
پدر این کودک گفت: بعد از یک ساعت که پسرم روی تخت افتاده بود، پزشک بالای سرش رسید. اما قبلا به او گفته بودند که باید سی هزار تومان به صندوق بیمارستان واریز کنیم.
البته پدر این کودک یک گلایه دیگر هم داشت و آن وضعیت نامناسب بهداشتی اورژانس بیمارستان بود!!؟.
او گفت: پسرم را روی تختی خواباندند که ملحفه آن تعویض نشده بود.
پدر این کودک همچنین از بوروکراسی خیلی خسته کننده برای پذیرش و بستری کودکش گلایه مند بود!!؟.
او افزود: حداقل 15 برگه را امضا کردم.
پدر این کودک به تاخیر زیاد برای جواب آزمایش خون اعتراض داشت و گفت: یک ساعت طول کشید تا جواب آزمایش پسرم را بدهند!؟" (خوشحال باش که جوابت رو دادند)!!؟.
مردی که لباس کار یکی از سازمانهای خدماتی را بر تن دارد به دلیل ضعف جسمانی که دارد آهسته خود را به یکی از تختهای اورژانس بیمارستان می رساند و همانجا از هوش می رود. جالب اینکه در مدت زمانی که او روی تخت افتاده بود، کسی از پرسنل اورژانس بالای سر او نیامدند تا ببینند که چرا او اینجا خوابیده است!- فقط مسئول توزیع غذا یک پرس غذا کنار تخت او می گذارد و می رود!؟.
دست آخر بعد از یک ساعت که روی تخت افتاده بود، با شماره تلفنی که در جیبش بود، با یکی از بستگانش تماس می گیرند و می آیند و او را می برند. بدون اینکه پزشک او را معاینه کرده باشد!!؟.
کمی آن طرف تر چند بیمار و مصدوم دیگر روی تختهای بخش اورژانس خوابیده اند. در کنار هر کدام از آنها یکی پرس غذا در ظروف یکبار مصرف (که البته وزارت بهداشت(!!) سلامت این قبیل ظروف را زیر سئوال برده است!!!!!) بدون قاشق دیده می شود!. وقتی از پرستار بخش سئوال می کنیم که از چه کسی باید قاشق گرفت، پاسخ می دهد که معمولا بیماران خودشان قاشق می آورند!!!!؟
به نظر می رسد که وضعیت جسمانی این بیماران به هیچ عنوان مورد توجه کادر درمانی قرار ندارد که معتقدند باید خودشان با پای خودشان بروند و قاشق برای خوردن غذا تهیه کنند!!؟.
دست آخر یکی از بیماران که حسابی ضعف داشت، با همان دستهای خون آلود شروع کرد به خوردن غذا.
وضعیت اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر به گونه ای است که تجهیزات! و امکانات موجود به همراه تیم درمانی(!!) نمی تواند پاسخگوی مراجعان باشند!!!!!. از این رو، مردم مجبورند عطای ماندن در این بخش را به لقایش ببخشند و با دادن رضایت از این بیمارستان بروند!!!!!. به طوریکه حدود 80 درصد مراجعان به اورژانس این بیمارستان با دادن امضا،(ویزیت و درمان نشده) از بیمارستان خارج می شوند!!؟.
به گزارش مهر، اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر تنها یکی از دهها اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی است که چنین وضعیتی دارند
۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه
وال استريت جرنال زير عنوان "عهد ايران به قطع اينترنت" می نويسد(خلافت اسلامی) به سوی نوع سلطه جويانه و جديدی از سانسور گام بر می دارد: اينترنت به اصطلاح ملی که می تواند عملا ارتباط اينترنتی ايران را با بقيه جهان قطع کند
ناظران سياست ها و خط مشی های ايران درداخل و خارج می گويند کادر (دست اندرکار) ايران اين پروژه را راهی برای پايان دادن به اقدامات مربوط به کنترل بر اينترنت می بيند!!؟.
خلافت اسلامی که هم اينک نيز در مورد سانسورهای اينترنتی جزو پيشتازترين کشورهاست!، در عين حال اينترنت ملی را به عنوان ابزاری جلوه می دهد که می تواند ضمن صرفه جوئی در هزينه برای مصــــــــرف کنندگان، معيارهـــــــای اخلاقی!! اسلامی!! را نيز محافظت و تقويت کند
مدير! بنياد تحقيقاتی وزارت ارتباطات در فوريه گذشته، همزمان با گسترش سريع تظاهرات طرفداران دمکراسی در خاورميانه و شمال آفريقا، به يک خبرگزاری در ايران گفته بود بزودی ۶۰ درصد خانوارها و کسب و کارها به شبکه جديد اينترنت داخلی وصل می شوند، و اين شبکه ظرف دوسال تمامی کشور را در بر خواهد گرفت!!؟.
بنظر می رسد اين حرکت غيرعادی بخشی ازتلاشی گسترده تر برای مقابله با آنچه که رژيم اکنون آن را تهديدی عمده تلقی می کند باشد: هجوم اينترنتی ايده ها، فرهنگ، و نفوذ غربی عمدتا نشأت گرفته از آمريکا.
ولی فقيه و ديگر(دست اندرکاران) ارشد، در سخنرانی های اخيراين روياروئی در حال ظهور را "جنگ نرم" توصيف کرده اند.
روز جمعه در مطبوعات محلی گزارش هائی منتشر شد مبنی بر اينکه (خلافت اسلامی) همچنين مصمم است در چند ماه آينده سيستم کاربری کامپيوتری خاص خود را جايگزين سيستم های ويندوز مايکروسافت کند. خبر چنين اقدامی، که تائيد مستقلانه آن ممکن نبوده است، به وزير ارتباطات نسبت داده می شود.
اينترنت ملی(!!) ايــــــران، به گزارش يک خبـــــــرگزاری دولتی در نقل قولی از مسئول امور اقتصــــــــادی "شـــــبکه ای واقعا حلال!! برای مسلمانان خواهد بود که اخلاقيات و معنویات را هدف می گيرد".
به گفته مسئول امور اقتصادی، اين شبکه جديد نخست در کنار اينترنت معمولی کار خواهد کرد و دسترسی بانک ها، وزارتخانه ها و شرکت های بزرگ به اينترنت معمولی ادامه می يابد. با اينحال او می گويد نهايتا و در غايت شبکه داخلی اينترنت در ايران ، و ديگر کشورهای اسلامی، جايگزين شبکه جهانی اينترنت می شود.
در اين زمينه موانعی بسيار وجود دارد. حتی برای کشوری که از نظر اقتصادی به سبب تحريم های غرب منزوی شده است، اينترنت يک ابزار مهم تجاری است. محدوديت در دسترسی می تواند به ايجاد مانع در سرمايه گذاری از روسيه، چين و ديگر طرفهای تجاری منجر شود. بعلاوه مسئله داشتن تخصص و برخورداری از توانائی لازم برای به راه انداختن جستجوگرها و سايت هائی ايرانی نظير گوگل نيز مطرح است.
فعلا شماری اندک تصور می کنند ايران بتواند ارتباط خود را با اينترنت بين المللی کاملا قطع کند. اما ايران می تواند سراغ سيستم اينترنتی مضاعفی برود که در چند کشور دارای رژيم هائی سرکوبگر رايج است.
ميانمار [برمه] دراکتبر گذشته اعلام کرده است که ارتباطات اينترنتی عمومی از طريق سيستمی جداگانه و تحت کنترل و نظارت يک شرکت جديد دولتی برقرار خواهد شد- سيستمی که عملا دسترسی را فقط به موارد مورد نظر رژيم محدود می کند.
کوبا نيزسيستمی معادل سيستم های مضاعف دارد، که يکی ارتباط با جهان خارج را برای توريست ها و مقامات دولتی فراهم می کند و ديگری، سيستمی بسته و تحت کنترل است که به عموم صرفا امکان يک دسترسی محدود را می دهد.
کره شمالی هم گام های مقدماتی در ورود به دنيای اينترنت را از طريق سيستم مضاعفی برمی دارد، که البته بسيار ابتدائی تر و برای جمعيتی کمتر است
۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۳, سهشنبه
بیست وپنج کشته و زخمی در انفجار پالايشگاه آبادان

گویا قرار بوده است تبلیغات پرآبوتابی در مورد افتتاح تأسیسات جدید در پالایشگاه آبادان صورت گیرد. انفجار در این تأسیسات نقشهها را به هم میزند. تعدادی نامعلوم کشته و زخمی میشوند. دود فراز منطقه را میپوشاند و فضای مسموم آبادان را مسمومتر میکند.
مسئولیت با کیست؟
در هر کشوری که در آن نظام برپایه کمینهای از مسئولیت باشد، چنین حادثهای موجی از برکناری و استعفا را به دنبال میآورد. در ایران چنین چیزی صورت نخواهد گرفت. بهشکل منطقی ولایت مطلقه باید با مسئولیت مطلقه هم همراه باشد، اما عوامل دست پنجم ولی فقیه هم خود را در مورد چنین سانحهای مسئول نمیدانند.
کمی بیندیشیم
چه تضمینی وجود دارد که چنین سانحهای در جایی مثل نیروگاه بوشهر یا دیگر تأسیسات اتمی صورت نگیرد؟
تضمین اصلی را توان کارشناسی و مسئولیت مدیران میدهد. سانحه آبادان آیینه تمامنمای این توان و این احساس مسئولیت است. رئیسجمهور(!) دکترمهندس(!) داشت در مورد صدور تکنولوژی و توانایی مدیریت به جهان سخن میگفت که انفجار رخ داد. چه تضمینی وجود دارد که در بوشهر چنین چیزی پیش نیاید؟ این را بدانیم: اگر چنین حادثهای پیش آید، چنین نیست که تنها هوای بوشهر برای چندروز مسموم شود. زندگی در منطقه ناممکن میشود؛ دیگر نمیتوان در آبهای خلیج فارس و دریای عمان کشتیرانی کرد.
لازم است در این زمینه بیندیشیم. لازم است خطر را جدی بگیریم. سانحه فوکوشیما هشداری جدی است. کشوری مثل آلمان واکنشی به موقع و عقلانی نشان داد و دریافت که باید به برنامه وداع با انرژی اتمی و رویکرد به انرژیهای تجدیدپذیر بیخطر رو آورد. در ایران ولی همچنان شعار میدهند: «انرژی هستهای حق مسلم ماست!؟»
اگر هشدارها را جدی نگیریم، حق ما حادثههایی چون انفجار پالایشگاه آبادان است و فاجعههایی پردامنهتر.
اجتنابپذیر– اجتنابناپذیر
ظهیری، رئیس هیئت مدیره پالایشگاه آبادان گفته است: «وقوع چنین حوادثی اجتنابناپذیر است» و دلیل آورده که «راهاندازی نیروگاه عمدتاً تا سه ماه زمان میبرد.» منظور این است که چون در راهاندازی عجله کردند و پروژه تکمیل نبوده، سانحه رخ داده است. چرا عجله کردند؟ مسئول کیست؟ منظور از «عمدتاً» چیست؟
حد «عمدتاً» در مورد نیروگاه بوشهر چقدر است؟ چه کسی این حد را تعیین میکند؟ کارشناسانی از نوع رئیسجمهور دکتر مهندس − که سخنش در مورد دستیابی به تکنولوژی اتمی در آشپزخانه تاریخی شده است − یا کسی دیگر از همان قماش، مثلاً رئیس هیئت مدیره پالایشگاه آبادان، که به جای این که از شرم به زیر خاک رود، با وقاحت تمام میگوید: «وقوع چنین حوادثی اجتنابناپذیر است»؟
در مورد نیروگاه بوشهر هیچ معیار روشنی از نظر اطلاعاتی برای تعیین حد «عمدتاً» وجود ندارد؛ آن هم به این دلیل ساده که حتی مقامات رژیم خبر ندارند در این نیروگاه چه میگذرد. هیچ چیزی توجیهگر ریختن پول نفت در چاه ویل بوشهر نیست، جز وجود مراکزی که با این منبع تغذیه، قدرت مافیایی خود را حفظ میکنند و بر آن میافزایند
۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه
پیکان در سال ۱۳۴۶ و در پی قراردادی که میان کارخانه ایران ناسیونال (ایران خودرو) و گروه صنعتی روتس (مالک کارخانه تالبوت) بسته شد، به عنوان نخستین خودرو تولید ایران، به بازار عرضه شد.
پیکان در حقیقت آخرین مدل هیلمن هانتر سال ۱۹۶۶ بود که ایران ناسیونال پس از چند تلاش ناموفق برای تولید خودروی فیات، آن را بر روی خط تولید کارخانه خود قرار داد.
اگرچه یکسال بعد (۱۳۴۷) شرکت آمریکایی کرایسلر گروه صنعتی روتس را خرید اما این جابجایی در مالکیت تالبوت، تاثیری بر روند تولید پیکان در ایران نداشت و مدلهای مختلف پیکان در ایران برای سالها تولید شد.

۱۳۹۰ خرداد ۱, یکشنبه
خلافت اسلامی و حزب الله ، متهم به نقش آفرینی در حملات یازده سپتامبر

دادگاهی در نیویورک در حال بررسی پروندهای است که در آن دو تن از مقامات سابق اطلاعاتی ( خلافت اسلامی ایران) ادعا کردهاند ایران به همراه حزبالله لبنان، در طراحی، تجهیز و آموزش عاملان حملات مرگبار ۱۱ سپتامبر مشارکت داشته است
دو مقام سابق سرویسهای اطلاعاتی در ایران تایید کردهاند که مقامات (خلافت اسلامی) «از حملات ۱۱ سپتامبر، پیش از وقوع آن باخبر بودند.» اظهارات این دو مقام اطلاعاتی ایرانی در روز پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت (۲۰ مه) در دادگاهی در منهتن آمریکا بیان شده و روزنامه نیویورکتایمز پس از گذشت یک روز، گزارش اختصاصی مرتبط با آن را منتشر کرده است. این دادگاه قرار است به بررسی «حمایت مستقیم ایران و پشتیبانی مالی این کشور از مرگبارترین اقدام تروریستی در تاریخ آمریکا» بپردازد.به گزارش نیویورکتایمز، یکی از این دو مقام اطلاعاتی بریده از نظام، همچنین ادعا کرده است که (خلافت اسلامی) در طراحی این حملات هم نقش داشته است. هویت واقعی این مقامات اطلاعاتی ایرانی و مستندات پرونده آنها هنوز افشا نشده است، چون به سادگی میتواند امنیت آنها و خانوادههایشان را در معرض خطرات و تهدیدات جدی قرار دهد.
اما وکلایی که به نمایندگی از خانوادههای چندین نفر از قربانیان حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر این پرونده را به دادگاه ارائه کردهاند میگویند هویت واقعی و مستندات مرتبط با ادعاهای آنها بهصورت محرمانه در اختیار قاضی پرونده قرار گرفته است
هنوز ارزیابی و سنجش صحت ادعاهای مطرحشده درباره اطلاع پیشینی " خلافت اسلامی " از حملات مرگبار ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلوی تجارت جهانی میسر نیست، اما آنطور که در این پرونده مطرح شده، (خلافت اسلامی) و حزبالله، "بازوی نظامی" این کشور در لبنان، در طراحی حملات ۱۱ سپتامبر و نیز تجهیز هواپیمارباها و آموزش آنها مشارکت داشتهاند و پس از انجام عملیات نیز شرایط فرار عناصر تاثیرگذار القاعده را فراهم کرده و حتی به برخی از آنها در خاک ایران پناه دادهاند.
وکلای این پرونده معتقدند عماد مغنیه، سردسته گروههای نظامی حزبالله که از عوامل تروریستی (خلافت اسلامی)بود و توسط نیروهای اسرائیلی در سال ۲۰۰۸ ترور شد، در سفری در سال ۲۰۰۰ به عربستان سعودی، اقداماتی برای مقدمهسازی حملات ۱۱ سپتامبر انجام داده بود. او پیش از این توسط مقامات آمریکایی به طراحی سریالی از حملات تروریستی و آدمربایی، از جمله طراحی بمبگذاری در سفارت آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ متهم شده بود.
به گزارش نیویورکتایمز، پیشتر در گزارشهای کمیسیون ملی ۱۱ سپتامبر «شواهد محکمی درباره کمک (خلافت اسلامی) به رفتوآمد نیروهای القاعده به افعانستان پیش از ۱۱ سپتامبر» ارائه شده و مشخص شده است که برخی از این نیروها از جمله مجریان طرح حمله به برجهای تجارت جهانی در نیویورک بودهاند.
اما همین کمیسیون اعلام کرده بود که «هیچ شواهدی دال بر اطلاع دقیق (خلافت اسلامی) یا حزبالله از طراحی برای چنین حملاتی در ۱۱ سپتامبر به دست نیاورده و این موضوع نیازمند بررسی دقیقتر از سوی دولت آمریکا است.»
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه
مشاور امنیت ملی آمریکا: حکومت اسلامی ایران ضعف ها و آسیب پذیری های بسیاری دارد
آقای دونیلون همچنین با اظهار اینکه سیاستی که حکومت ایران دنبال میکند «باعث شده تا یک تمدن و مردم بزرگ تبدیل به کشوری منزوی شود» گفت که اگر (این حکومت) به تعهدات خود تحت پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای عمل کند میتواند «به امنیت و رفاهی که شایسته یک ملت بزرگ است دست یابد.»
مشاور امنیت ملی اوباما افزود که در آن صورت حکومت ایران «میتواند به مردم ایران اعتماد داشتهباشد و بگذارد تا حق و حقوق آنها شکوفا شود، چراکه ایرانیان وارث تاریخی چشمگیر هستند.»
آقای دونیلون روز پنجشنبه در «مؤسسه تحقیقاتی خاور نزدیک واشنگتن» در مورد مسائل خاورمیانه سخنرانی کرد که متن این نطق عصر جمعه به وقت واشینگتن در وبسایت کاخ سفید انتشار یافت.
مشاور امنیت ملی باراک اوباما در سخنرانی خود اظهار داشت: «الگوی مورد نظر حکومت ایران، همانند الگوی القاعده، فاقد چشماندازی است که با عصر ما سازگاری داشته باشد. این الگو به هیچ عنوان با گرایشهای بهار عرب همراستا نیست.»
وی در مورد حکومت(اسلامی) ایران افزود: «مشاهده ما این است که از زمان انتخابات سال ۲۰۰۹، تمرکز رژیم به شدت به مسائل داخلی، یعنی خاموش کردن معترضان و حفظ بقای خود، جلب شدهاست؛ و همانطور که انتظار میرفت اکنون شکافهایی را میبینیم که در طبقه حاکم رشد میکند، و این کشمکشی است که هیچ ارتباطی به برآورده کردن نیازها و آمال مردم ایران ندارد.»
آقای دونیلون اضافه کرد: «این مسئله همچنین این سؤال اساسی را پیش میآورد که آیا ایران از اعتماد بنفس کافی برای تعامل با جهان خارج برخوردار است؟ تعاملی که چشمانداز آن به آنها پیشنهاد شده و بسیار نیز به سود مردم ایران است
وی ادامه داد: «همانگونه که رئیس جمهور [آمریکا] به رهبران ایران گفتهاست، ما میدانیم شما با چه چیزی مخالفید، حال به ما بگویید با چه چیزی موافقید.»
مشاور امنیت ملی ریاستجمهوری آمریکا در سخنرانی خود در واشینگتن گفت: «اشتباه نشود، ما از جاهطلبیهای منطقهای رژیم (اسلامی)ایران کاملاً باخبریم. میدانیم که آنها تلاش خواهند کرد از این دوره پرتلاطم بهرهبرداری کنند و گوشبهزنگ خواهند بود، اما باید یادمان باشد که ایران ضعفها و آسیبپذیریهای بسیاری دارد.»
«چهار ویژگی الگوی ایران»
مشاور امنیت ملی باراک اوباما برای «الگوی ایران» چهار مشخصه برشمرد.
به گفته وی مشخصه اول عبارت است از «یک اقتصاد فاسد، منزوی و دچار سوءمدیریت که امید کمی برای آینده بهتر به نسل جوان ارائه میدهد. اقتصادی که به طور فزاینده در خدمت سرویسهای امنیتی همچون سپاه پاسداران و نخبگان قرار میگیرد و نه در خدمت مردم ایران.»
تام دونیلون به عنوان ویژگی دوم این الگو از مسئله حقوق بشر نام برد. وی گفت که مشخصه دوم الگوی ایران عبارت است: «دریغ کردن حقوق اولیه انسانی یعنی حق آزادی بیان از شهروندان، همان آزادیهایی که مردم در سراسر خاورمیانه آمادهاند برای رسیدن به آن از جان خود مایه بگذارند.»
آقای دونیلون ویژگی سوم را اینگونه توصیف کرد: «یک رهبری سیاسی! که تمرکزش بر حفظ حکومت به هر قیمت ممکن است، ازجمله از راه خشونت علیه شهروندان خود، و این به جای آن که در راه ترقی شهروندان خود کوشش کند
مشخصه چهارمی که این مقام آمریکایی از آن نام برد مسئله انزوا است. وی اظهار داشت که حکومت ایران سیاستی را پیگیری میکند «که باعث شده تا یک تمدن بزرگ و مردم بزرگ تبدیل به کشوری منزوی شوند، کشوری که به به طور فزاینده از تعامل ابتدایی با بقیه جهان ناتوان شدهاست.»
وی در ادامه افزود: «بنابر این جای تعجب نیست که جهانبینی ایران شباهتی با جنبشهای مردم در خیابانهای تونس، قاهره، بنغازی و درعا ندارد. رهبران(خلافت اسلامی) ایران میکوشند که خود را الهامبخش این تظاهرات معرفی کنند ولی دورویی آشکار آنها بر این مدعا خط بطلان میکشد: آنها برای دیگران درخواست عدالت میکنند و در همان حال درخواستهای مردم خود را سرکوب میکنند
رادیو فردا*
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه
نرخ تورم به طور خطرناکی رو به افزایش است

بحران در درون دستگاه تصميم گيری (خلافت) اسلامی روز به روز اوج می گيرد. اداره اقتصاد ايران در دست کيست؟
جواب دادن به اين پرسش کار زياد ساده ای نيست. البته کشمکش درون دستگاه تصميم گيری اقتصادی (خلافت) اسلامی تازگی ندارد، ولی با اطمينان می توان گفت طی دوره ۳۲ سال بعد از انقلاب، هرج و مرج در عرصه مديريت اقتصادی هرگز اين قدر شديد نبوده است.
طی شش سال (حضور دولت! نهم) و به خصوص بعد از انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی در اوايل به قدرت رسيدن (این دولت) سياست گذاری اقتصادی بيش از پيش در نهاد رياست جمهوری متمرکز شد
به تدريج با جابجايیهايی که در رأس وزارت امور اقتصاد و دارايی و بانک مرکزی اسلامی پيش آمد، (دولت) تلاش کرد خودش را به عنوان استراتژيست منحصر به فرد درعرصه اقتصادی معرفی کند!! و تدارک و اجرای قانون هدفمند کردن يارانه ها اوج قدرت نمايی او بود.
ولی به تازگی ورق برگشته و بعد از آشکار شدن بحران در روابط بين رئیس دولت و رهبر!، سياست اقتصادی دولت دهم به شدت مورد انتقاد رقيبان قرار گرفته است. رسانههايی که تا ديروز مبلغ بی چون و چرای سياست اقتصادی " دولت بودند، اين روزها برای منتقدان او جا باز کرده اند.
آقای خاوند! از جمله سياست های دولت نهم! در زمينه اقتصادی ادغام وزارتخانهها است که با انتقاد شديد رقيبان رئيس جمهور! روبرو است.
بله، به گزارش منابع خبری وابسته به دولت وزارتخانه نفت و نيرو، وزارتخانه مسکن و راه و ترابری و وزارتخانه بازرگانی و صنايع و معادن در هم ادغام شده اند و همين طور دو وزارتخانه کار و امور اجتماعی و رفاه و تامين اجتماعی.
اين وزارتخانه ها نقش کليدی دارند در عرصه اقتصادی به خصوص وزارت نفت که به قلب تپنده اقتصاد ايران تبديل شده و علاوه بر اين که منبع اصلی تامين کننده معيشت کشور است، دستگاههای نظامی و امنيتی و ديپلماتيک اسلامی را هم تامين مالی میکند.
سرنوشت اين وزارتخانه و متولی آن تا اين ساعت هنوز در هاله ای از ابهام است و رئيس مجلس شورای! اسلامی، اين تغييرات را غيرقانونی اعلام کرده است.
به جز مسايل سياسی به ويژه بحران در روابط بين (آقا و دولت!) چه عوامل ديگری به انتقاد از سياست اقتصادی دولت از سوی رقيبانش دامن زده است؟
من فکر میکنم وضعيت اقتصادی کشور هم به تضعيف موقعيت رئیس دولت!! کمک کرده باشد. ايران در حال حاضر با طولانی ترين دوره رکود طی دوران بعد از جنگ با عراق دست به گريبان است. نرخ تورم به طور خطرناکی رو به افزايش است و توليد نفت در حال کاهش است.
خلاصه اين که این (دولت ) از نظر اقتصادی کارنامه بدی دارد و همين مسئله زبان انتقاد رقيبانش را بازتر کرده است.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه

جمعی از خانواده های زندانیان رجایی شهر، اخیرا بر مبنای اطلاعاتی که در جریان ملاقات با بستگان زندانی خود به دست آورده اند، به بیان نکات جدیدی در مورد رواج جرایم جنسی در این بازداشتگاه پرداخته اند
سایت جرس، نزدیک به مخالفان دولت (آخوندی)، چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت (۱۱ مه) به "نقل قول مستقیم" اظهارات برخی از نزدیکان این زندانیان پرداخته که در بخشی از آن آمده است که "در هواخوری زندان، آنها که پر زورترند بدون هیچ پنهان کاری روابط جنسی میخواهند"
در واکنشی جداگانه، دو روز پیش هم نامه محمودیان عضو زندانی جبهه مشارکت به صدر نشین ها، انتشار یافت که در قسمتی از آن، با هشدار در مورد رواج تجاوز جنسی در میان زندانیان عادی رجایی شهر، ذکر شده بود که "در بندهای مختلف این زندان، عمل لواط به صورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است".
رجایی شهر بازداشتگاهی است که در اصل برای زندانی کردن "مجرمان خطرناک" مانند مرتکبان به قتل، تجاوز یا سرقت مسلحانه مورد استفاده قرار می گیرد، اما (خلافت اسلامی) عده ای از زندانیان سیاسی و عقیدتی را نیز در این زندان نگهداری می کند.
در یکی از نقل قول های منتشر شده در جرس به نقل از خانواده های زندانیان رجایی شهر تصریح شده: "بارها و بارها مشاهده شده است که زندانیان جرایم سنگین، کاندوم دستشان گرفته اند و در هواخوری به دنبال طعمه جنسی برای خود بوده اند."
در ادامه این نقل قول آمده است: "اگر زندانی کم زور باشد یا مسئولین زندان هوایش را نداشته باشند، مطمئنا مورد تجاوز واقع می شود. این در حالی است که نگهبانان و سربازان وقتی کاندوم را در دست این زندانیان خطرناک میبینند، هیچ گاه عکس العملی نشان نمیدهند؛ چرا که در اصل خودشان آن را در اختیار زندانیها قرار میدهند."
"هفت بار تجاوز در یک شب"
در نامه ای که چند روز پیش در همین ارتباط از جانب محمودیان منتشر شد، آمده بود: "در این زندان هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران ، به زور در سالن های مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی به دست میآورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد".
در ادامه نامه ذکر شده بود: "طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، به یک جوان در طول یک شب ۷ مرتبه تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی ( یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل میشود، بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند."
نحوه رفتار با زندانیان در خلافت اسلامی ،در سال های اخیر و به ویژه بعد از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸، از سوی بسیاری از نهادهای بین المللی مورد انتقاد قرار گرفته است
حکومت اسلامی، از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد حاضر نشده به نهادهای بین المللی اجازه بازدید از زندان های این کشور را بدهد
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه
اسامه بن لادن ،مرگی حقیقی و تصویری جعلی


جرس: بدنبال انتقاد برخی از روحانیون(!) و اصولگرایان(!!) از وضعیت حجاب در جامعه،(دهن کجی حساب شده مردم) رئيس پليس امنيت اخلاقي(!!) از طرح امنيت اخلاقيمردم آزاری با حضور پررنگ 70 هزار نيروي پليس مردم آزار خبر داد
به گزارش فارس، احمد روزبهاني امروز در حاشيه نشست مردمي در مركز نظارت همگاني نيروي انتظامي و در جمع خبرنگاران گفت: طرح امنيت اخلاقي(مردم آزاری) هيچگاه تعطيل نشده و پليس( مردم آزارها) به وظايف خود در اين زمينه عمل ميكند اما با توجه به آغاز فصل گرما حضور پليس و گشتهاي امنيت اخلاقي از اين پس پررنگتر(با آزار و توهین بیشتر) خواهد شد!؟.
وي ادعا کرد: بحث بدپوششيها و مواردي از امنيت اخلاقي! باعث شده تا مطالبات مردم،!!و رسانهها( روزی نامه ها) افزايش پيدا كند.
روزبهاني گفت:برخي فكر ميكنند كه پليس هيچ اقدامي در زمينه امنيت اخلاقي! و مقابله با بدحجابي!! انجام نميدهد در حالي كه اين طور نيست و پليس به وظايف خود در اين زمينه با جديت عمل ميكند.
اين مقام نيروي انتظامي! تصريح كرد: نام گشت ارشاد را از روي ماشينهاي پليس حذف كرديم!! و اين گشتها تحت عنوان پليس امنيت اخلاقي!! فعاليتهاي( مردم آزاری و توهین ) خود را ادامه ميدهند.
روزبهاني گفت: با توجه به آغاز فصل گرما و حجم انبوهي از مسافرتها مطالبات(!!) مردمي در زمينه پوشش و امنيت اخلاقي افزايش يافته و به همين منظور حضور پليس در پاركها، جنگلها، حاشيه رودخانهها، خيابانها و ديگر اماكن افزايش مييابد و طرح امنيت اخلاقي را كمافيالسابق ( همراه با مزاحمت - توهین و آزار بیشتر)اجرا خواهيم كرد.
رئيس پليس امنيت اخلاقي!! بدون اشاره به شکست طرحهای امنیت اجتماعی طی سه دهه ( در30 سال)گذشته، گفت: از اين پس شاهد حضور پررنگ و پرتعداد گشتهاي امنيت اخلاقي(آزار و مزاحمت و توهین و تحقیر بیشتر) در خيابانها و مراكز عمومي و تفريحي خواهيم بود تا به مطالبات مردمي!! پاسخ قانعكنندهاي بدهيم.
وي اظهار داشت: پليس با ديشهاي ماهوارهاي كه روي بالكن و پشتبامها به صورت آشكار نصب شده و قابل رويت هستند یعنی بصورت پوشیده و دور از دید نباشد برخورد ميكند و اگر اين موضوع دوباره تكرار شود فرد خاطي به دستگاه قضايي!! معرفي خواهد شد.
تذكرات و برخوردهاي پليس براي بدپوششها شدت ميگيرد
رئيس پليس امنيت اخلاقي!! گفت: در بعضي از خودروها رانندگان زن اقدام به كشف حجاب ميكنند كه اين اقدام توجيه درستي نداشته30 سی سال توهین نتیجه اش بیزاری مردم از باورها و اعتقاداتی بوده است که قبل از شما مایه آرامش فکرو خیالشان بود و پليس ضمن توقيف خودرو با فرد خاطي برابر قانون اقدام ميكند و فرد خاطي را به دستگاه قضايي(!!) معرفي ميكند.
روزبهاني بدون اشاره به نقض صریح حقوق شهروندان توسط نیروی انتظامی مدعی شد: عدم رعايت حجاب زير پا گذاشتن حقوق شهروندي است!!! و در بحث استفاده از ماهواره نيز كه معضلات و مشكلاتي را براي كشور( برای شما که رفتارتان قرون وسطی هست) ايجاد كرده خود عدم رعايت حقوق شهروندي محسوب ميشود!!؟.
رئيس پليس امنيت اخلاقي!! گفت: پليس با هدف مقابله با تهاجم فرهنگي غرب (فرهنگ عرب یعنی همین رفتارشما) و فساد(فساد ارکان دست اندرکاران را گرفته و هر روز می بینیم که ابعاد بیشتری پیدا کرده است) با قدرت تمام وارد عمل شده و مبارزه خواهد كرد.
روزبهاني گفت: پليس فقط با مزاحمان نواميس و بدحجابان برخورد نميكند بلكه با مزاحمان نوجوانان پسر نيز به شدت برخورد خواهد كرد.
اين مقام نيروي انتظامي درباره سگگرداني نيز اظهار داشت: قانوني در مجلس شوراي اسلامي آماده تصويب است كه مشكلات قانوني براي برخورد با سگگرداني را مرتفع ميكند.
وي اظهار داشت: سگها باعث ايجاد ناامني براي شهروندان ميشود(سگ پاسدار وفاست)وموجب ناراحتي برخي شهروندان ميشوند!!؟(چقدربه آسایش مردم توجه دارن!!؟)؟.
وي اظهار داشت: نيروهاي پليس امنيت اخلاقي به صورت محسوس و نامحسوس فعاليت خواهند كرد و افراد قانون شكن بدانند هر خودروي ( با زور و با ارعاب خلافت کردن ؟؟؟؟)شخصي ميتواند گشت نامحسوس باشد.

قرچک (ورامین) ، زندانی که در آن باتوم پاسخگوی زنان زندانی معترض است
در این نامه، شرایط زندان قرچک ورامین، نشانه «نقض ابتداییترین حق انسانی» دانسته شده و آمده است که ۶۰۰ انسان در این زندان در خطر مرگ قرار دارند.
رونوشت این نامه برای رئیس قوه قضائیه، دادستان عمومی و انقلاب تهران، رئیس سازمان زندانها و رئیس کمیسیون اصل۹۰ مجلس ارسال شده است.
خانوادههای زندانیان سیاسی زن با ذکر این نکته که مستاصل و نگران ذره ذره آب شدن عزیزانشان در زندانی به نام «قرچک ورامین» هستند، خطاب به محمدحسین ضیاییفر رئیس کمیسیون حقوق بشر اسلامی، نوشتهاند که «هم اکنون حدود ۶۰۰ زن زندانی با اتهامات مختلف به زندان قرچک منتقل شدهاند که علت انتقال آنها روشن نیست.»
خانوادههای زندانیان سیاسی زن در ادامه با ذکر این نکته که این زندانیان همگی در یک سالن بدون تخت و امکانات ابتدایی بهداشتی روز و شب را به سر میبرند، نوشتهاند: «مسئولان این زندان از دادن آب و غذا به زندانیان خودداری میکنند.»
یکی از اعضای خانواده یک زندانی که به زندان قرچک ورامین منتقل شده است، به نقل از او در این مورد میگوید: «شرایط از نظر غذایی بسیار بد است و غذا به طور مرتب به زندانیان نمیرسد و مقدار غذا کم است.»
خانوادههای زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین به خشونت و بیعدالتیهایی که زندانبانان و مسئولان زندان بر زندانیان روا میدارند پرداخته و نوشتهاند که «اعتراض زندانیان نسبت به وضعیتشان با واکنش غیرانسانی و غیرقانونی مسئولان زندان مواجه شده و مأموران با باتوم تمام معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.»
یکی از اعضای خانواده یک زندانی که به زندان قرچک ورامین منتقل شده به نقل از او در این مورد میگوید: «مأموران با باتوم به جان زندانیان افتادهاند و زندانیها از ترس این که صدمه نخورند به هر طرف متواری شدهاند.»
به نوشته این خانوادهها، زندانیان گفتهاند کسانی که قصد فرار از دست مأموران را داشته اند تا کتک نخورند، زیر دست و پای سایر زندانیان افتاده و صدمه دیدهاند.
خانوادههای زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین خطاب به رئیس کمیسیون حقوق بشر اسلامی نوشتهاند: «ما از شما میپرسیم آن چه در این زندانها میگذرد همان چیزی است که شما به عنوان حقوق بشر اسلامی وعدهاش را داده بودید؟»
پیش از این زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین در نامهای تکاندهنده خطاب به مردم ایران، آیات و مراجع عظام تقلید، مقامات مسئول جمهوری اسلامی و مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا به تشریح تنبیهات بسیار شدید و برخوردهای به گفته آنها «دور از شأن و مقام و منزلت انسان» پرداخته و نوشتهاند: «از خود میپرسیم در کجای دنیا نتیجه درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن شکستن ناخنهای دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عدهای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم میفرستند؟»
زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین در ادامه نامه خود نوشتهاند که این زندان شامل هفت سوله است و هر سوله شامل تختهایی با ظرفیت چند ۱۰ نفر، ولی در هر کدام از سولهها بیش از ۲۰۰ زندانی نگهداری میشوند. هیچ سیستمی برای تهویه هوا وجود ندارد و وضعیت بهداشتی اسفبار بوده و بوی فاضلاب و گازهای ناشی از آن ناراحتی تنفسی برای بسیاری از زندانیان به وجود آورده است.
در پایان این نامه، زندانیان سیاسی زن دست به دامان وجدانهای بیدار شده و نوشتهاند: «اگر ذرهای از انسانیت باقی مانده نباید در برابر این بیحرمتیها به شأن و منزلت انسان سکوت کنیم.»
********** ************
در زندان رجایی شهر لواط امری معمولی است
به نوشته جرس نامه آقای محمودیان، که اکنون در زندان رجایی شهر دوران حبس خود را می گذراند، درشهریور سال گذشته نوشته شده اما تاکنون انتشار علنی نیافته است.
در قسمتی از این نامه با ذکر اینکه "در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط به صورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده" ذکر شده است: "در این زندان هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران ، به زور در سالن های مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی به دست میآورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد".
"طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، به یک جوان در طول یک شب ۷ مرتبه تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی منتقل می شود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند"
در ادامه نامه آمده است: "طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، به یک جوان در طول یک شب ۷ مرتبه تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی ( یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل میشود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند."
وی در پایان نامه خود با ذکر اینکه "نمی دانم بعد از انتشار این نامه چه سرنوشتی پیدا خواهم کرد" خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفته است: "به خدای بزرگ و ائمه اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی و به خصوص شهدای یک سال اخیر سوگند یاد می کنم ... این مطالب عین واقعیت رخ داده در زندان های تحت امر شماست."
مهدی محمودیان، که نقش مهمی در خبررسانی در مورد بازداشتگاه کهریزک و همین طور دفن دسته جمعی تعدادی از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات داشت، از ۲۵ شهریور ۸۸ زندانی شده است.
بازداشتگاه کهریزک، بعد از انتخابات ریاست جمهوری! دوم محل نگهداری بسیاری از دستگیر شدگان اعتراضات انتخاباتی بود که چهار نفر از آنها بر اثر شدت شکنجه درگذشتند
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

به گزارش خبرگزاری رسمی آلمان، درگیریهای روز یکشنبه در نزدیکی کلیسایی در محله امبابه قاهره در حالی بالا گرفت که در همین روز عصام شرف، نخست وزیر مصر، دیدارش از کشورهای حاشیه خلیج فارس را به تعویق انداخته و خواهان برگزاری جلسه اضطراری دولت رابطه با درگیریهای اخیر شده است.
حملات روز شنبه گروهی از مسلمانان تندرو به دو کلیسای قبطی، به منظور آزادسازی یک زن مسیحی مصری صورت گرفته است که به گفته این گروه از مسلمانان، به دلیل آنکه به خواست خود به اسلام گرویده، از سوی کلیسای قبطی به اسارت گرفته شده است.
دادگاه عالی مصر روز یکشنبه اعلام کرد که ۱۹۰ نفر در ارتباط با حملات روز شنبه دستگیر شدهاند و به زودی در دادگاهی نظامی محاکمه خواهند شد.
خبرگزاری رسمی آلمان گزارش کرده است که در جریان درگیریهای روز شنبه ۱۱ تن کشته و ۱۹۳نفر زخمی شدهاند و افزوده است که تنشهای روز یکشنبه نیز تا کنون پنج زخمی بر جای گذاشته است
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه

گزارش شبکه تلویزیونی العرییه (متعلق به عربستان سعودی) به نقل از دختر نجاتیافته اسامه بن لادن، گزارش رسمی مقامات آمریکایی پیرامون نحوه به قتل رسیدن پدر وی توسط نیروهای ویژه آمریکا را به چالش گرفته و کاخ سفید را بار دیگر ناگزیر از اصلاح خبر نحوه شکار رهبر القاعده ساخته است.
در تازهترین واکنش به گزارشهای منابع خبری – اطلاعاتی متعلق به اسرائیل، عربستان سعودی، ایران و بهخصوص پاکستان، آمریکا اینک پذیرفته است که بن لادن هنگام به قتل رسیدن در محل مسکونی خود مسلح نبوده است.
اعلام محرمانه بودن تصویر بن لادن، بعد از به قتل رسیدن وی در ایبتآباد، بیشک ادامه گمانهزنیها و طرح تضادها و ابهامهای تازه پیرامون نحوه واقعی اجرای عملیات شکار وی را موجب شده و تعداد بیشتری از گزارشگران را، علاوه بر صدها نفر که به همین منظور اینک در محله بلال ایبتآباد گرد آمدهاند، راهی پاکستان خواهد ساخت.
مسئولان سازمان اطلاعاتی پاکستان (آی-اس-آی) که از سوی رسانهها و پارهای از نمایندگان سنا و کنگره آمریکا به مطلع بودن از محل استقرار بن لادن در ایبت آباد و حتی فراهم ساختن تسهیلاتی به این منظور متهم شدهاند، در یک اقدام تلافیجویانه آشکار علیه آمریکا، اطلاعاتی را در اختیار شبکه تلویزیونی العربیه قرار دادهاند که از قول دختر بن لادن، بعد از خارج ساختن وی از محل، نقل شده است.
خانهای غیرمسلح
نیروهای پاکستانی تنها بعد از خاتمه عملیات «سیلها» [نیروهای ویژه ارتش آمریکا] در ایبتآباد و زمانی که دو هلیکوپتر باقیمانده آمریکایی حومه اسلامآباد را ترک گفته و بر فراز افغانستان قرار داشتند به محل سکونت بن لادن رسیده و بین ۱۲ تا ۱۶ فرد زنده و تا چهار جسد را از محل خارج ساختند.
همسر و تعدادی کودک خردسال که گفته میشود فرزندان بن لادن هستند، به علاوه یک زن یمنی که شاید پزشک بن لادن بوده است، اینک در اختیار نظامیان پاکستانی قرار دارند. بن لادن دچار نارسایی کلیه بود و این نکته شاید بتواند حضور زن یمنی در کنار خانواده او را توجیه کند.
بنا بر گزارش منابع اطلاعاتی پاکستان، افراد باقیمانده اینک در یک مجتمع نظامی در راولپندی نگاهداری میشوند و زخمیشدگان نیز در یک بیمارستان نظامی تحت درمان قرار دارند.
دختر بن لادن که هنگام اجرای عملیات «سیلها» حضور داشته و اینک در اختیار نظامیان پاکستان است، مدعی است که پدرش در طول چند دقیقه بعد از هجوم دستگیر شده و بلافاصله توسط نیروهای آمریکایی به قتل رسیده است.
آمریکا پیشتر اعلام داشته بود که بن لادن ضمن درگیری به قتل رسیده و در اصلاحیه بعدی گفته شد که بن لادن به دلیل مقاومت کشته شده است.
شکار بن لادن: مرده یا زنده؟
تنها یک گروه نزدیک به گلبدین حکمتیار، مسلمان افراطی افغانستان، و متحد طالبان «شهادت» او را (در صورت واقعیت داشتن) تبریک گفته و وعده تلافیجویی علیه آمریکا را داده است.
به نظر میرسد همسر بن لادن در ضمن درگیری مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. آمریکا پیشتر اعلام داشته بود که بن لادن پشت سر همسرش پناه گرفته. در اصلاح بعدی این خبر (که واقعیت آن همچنان محل تردید است) گفته شد که زن یاد شده خود را در میان «سیلها» و بن لادن قرار داده است.
مجامع حافظ حقوق بشر در غرب نارضایتی خود را از اعدام احتمالی بن لادن، به جای دستگیری و محاکمه او در یک دادگاه جنایی، اعلام داشتهاند.؟
در واکنش به این گونه نگرانیها آمریکا اعلام داشت که بن لادن ضمن مقاومت یا خودداری از تسلیم به قتل رسیده است. پیش از طرح این ادعا، اوباما هنگام اعلام خبر به قتل رسیدن رهبر القاعده اعلام داشت: «هفته گذشته دستور اجرای عملیات و اجرای عدالت (مجازات) در مورد بن لادن را صادر کردم» که تلویحاً اشارهای است به داشتن قصد قبلی برای کشتن وی در محل.
بیشک دستگیری بن لادن و انتقال زنده او به آمریکا نگرانیهای امنیتی فراوانی را برای کاخ سفید موجب میشد. گروگانگیری و هواپیماربایی القاعده کمترین واکنشی بود که در صورت زنده ماندن بن لادن و در طول آمادهسازی محاکمه وی انتظار میرفت.
اعترافات احتمالی بن لادن در طول محاکمه فرضی او و انتشار گزارش تماسهای احتمالی القاعده با مقامات عربستان از دیگر نکاتی بود که میتوانست مناسبات خارجی واشینگتن را، بعد از افشاگریهای ویکیلیکس، بار دیگر با دشواری روبهرو سازد.
نیروهای آمریکایی علاوه بر جسد بن لادن که در طبقه همکف ساختمان محل سکونت وی قرار داشته، جسد دیگری را نیز با خود بردهاند. در مورد فرد دوم اطلاع روشنی تاکنون منتشر نشده ولی گفته میشود که پسر بن لادن بوده است.
شاید در صورت امکان، نیروهای آمریکایی ترجیح میدادند که کلیه اجساد باقیمانده در محل را با خود همراه کنند، ولی سقوط یک هلیکوپتر به علت نقص فنی در حین عملیات، و افزوده شدن سرنشینان آن به دو هلیکوپتر باقیمانده، ظرفیت کافی برای همراه کردن (زنده یا مرده) تعداد بیشتری از ساکنان را باقی ننهاده است.
نظامیان پاکستان اعلام کردهاند که در خانه ۱۳ اتاقه بن لادن در محله بلال ایبتآباد هیچ تونل زیرزمینی دیده نشده و از آن هیچ گونه مواد منفجره یا اسلحهای به دست نیامده است.
وضعیت دشوار پاکستان
ظاهرا محل سکونت بن لادن متعلق به دو برادر تاجر پاکستانی به نامهای آرش خان و طارق خان است. مسئولان اطلاعاتی پاکستان مدعیاند که از این دو برادر کمترین اطلاعی در دست ندارند.
مقامات آمریکایی میگویند که بن لادن احتمالا از چند سال پیش در محل یاد شده زندگی میکرده است. اوباما در اطلاعیه اولیه خود تاکید کرد که دو سال پیش رئیس سیا را مامور دست یافتن به بن لادن کرده و آمریکا از محل اقامت وی اطلاع داشته است. در حالی که یکی از همسایگان ایبتآباد به گزارشگران اظهار داشته است که ساکنان خانه یاد شده تنها حدود ۶ ماه قبل در آن ساکن شدهاند.
دولت پاکستان که هم از سوی افکار عمومی داخلی به همراهی با آمریکا متهم است و هم از سوی آمریکا به پناه دادن به بن لادن، خدشهدار ساختن اظهارات مقامات رسمی آمریکا را شاید بهترین راه برای کاهش فشارها علیه خود تشخیص داده است.
منجمله سلمان بشیر، وزیر خارجه پاکستان، در روز چهارشنبه اظهارات لئون پانهتا، مدیر سابق سیا، را دایر بر این که مطلع ساختن قبلی پاکستان از اجرای عملیات شکار بن لادن میتوانست نگرانیهایی را به وجود آورد، مورد انتقاد شدید قرار داد.
مصالح طرفداران نظریه توطئه
در جنگ زبانی جاری بین منابع رسمی آمریکا و پاکستان، ظاهرا برتری نسبی با مقامات اطلاعاتی پاکستان است که بستگان بن لادن را زنده در اختیار دارند.
به این جنگ خبری، منابع اسرائیلی، (بهخصوص سایت اینترنتی-اطلاعاتی «دبکا فایل» منتسب به منابع اسرائیلی) رسانههای جمهوری اسلامی، و شبکه تلویزیونی العربیه عربستان سعودی بیش از سایر منابع دامن میزنند.
عربستان سعودی در گذشته متهم به حمایت مالی از القاعده بوده و دولت آن کشور از نحوه برخورد آمریکا با مبارک نیز ناراضی است.
ایران تاکنون هدف مستقیم القاعده قرار نداشته و ضمن نگاهداری صدها عضو این سازمان، متهم به حمایت از آن بهخصوص در افغانستان است. اسرائیل نیز تاکنون هدف مستقیم القاعده قرار نگرفته و حضور آن را در منطقه شاید در راستای پارهای از اهداف امنیتی خود میبیند.
در گذشته اغلب اطلاعیههای مربوط به القاعده را شبکه تلویزیونی- خبری الجزیره (متعلق به قطر و مستقر در دوحه) انتشار میداد. این بار با ابتکار مسئولان اطلاعاتی پاکستان، شبکه خبری تلویزیونی العربیه (متعلق به عربستان سعودی) برای انعکاس اظهارات دختر بن لادن، و رد گزارشهای مقامات آمریکایی پیرامون نحوه شکار وی مورد استفاده قرار گرفته است.
با توجه به انتشار آخرین اطلاعیه رسمی آمریکا و محرمانه خواندن تصویر جسد وی، و تصمیم به عدم انتشار آن باید انتظار داشت که ابهامها در این زمینه همچنان تا مدتی نامحدود ادامه یابد. از این تحول تازه بیتردید طرفداران نظریه توطئه بهخصوص در عربستان، پاکستان، اسرائیل و ایران بیش از بقیه استقبال میکنند.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سهشنبه
جمع آوری ماهانه ۵۵۰ میلیون تومان در "خوزستان " برای ساخت ایوان " طلا " درعراق !؟
خبرگزاری فارس، : محمود موسوی، مسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات خوزستان گفت: «طبق برنامهریزیهای انجام شده ماهانه باید از طرف این ستاد برای بازسازی ایوان طلای حرم علوی ۵۵۰ میلیون تومان هدیه و نذورات جمعآوری شود.»
موسوی گفت: «۳ هزار رابط نذورات در شهرستانها در حال فعالیت هستند که تا پایان سال ۹۰ این تعداد باید به ۱۰ هزار برسد تا جوابگوی نیازها باشد.!!..؟


۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه
اسامه بن لادن 'کشته' شد

اسامه بن لادن به عنوان بنیانگذار و رهبر القاعده برای سالها نامی آشنا بود. بسیاری در کشورهای غربی او را که سازماندهنده حملات یازده سپتامبر بود، تجسمی از تروریسم جهانی میدانند
او که متولد ده مارس ۱۹۵۷ میلادی است، در یک خانواده ثروتمند سعودی به دنیا آمد و پدرش محمد بن عوض بن لادن که در بخش ساختمان سازی در عربستان سعودی فعالیت داشت، زندگی مرفهی برای او فراهم کرده بود.
ولی کمی بعد از حمله نیروهای شوروی به افغانستان، اسامه بن لادن به گروه مجاهدین در افغانستان پیوست و با همراهی گروهی از افرادی که از او پیروی میکردند و بعدها هسته اصلی القاعده را تشکیل دادند، در کنار مجاهدین جنگید.
وقتی اسامه بن لادن از افغانستان به عربستان سعودی برگشت، از این که رژیم حاکم در این کشور، ارتش آمریکا را به خاک عربستان دعوت کرده بود تا نیروهای صدام حسین را از کویت بیرون کند، به خشم آمد و به مخالفت با حاکمان عربستان سعودی برخاست.
او در سال ۱۹۹۸ میلادی، علیه تمام آمریکاییها در دنیا اعلام جنگ کرد و گفت که "به باور ما امروز بدترین دزدان و بدترین تروریستهای دنیا آمریکاییها هستند و هیچ چیز جز تلافی و عمل متقابل، نمیتواند جلوی آنها را بگیرد. ما نباید بین نیروهای نظامی و غیرنظامیان آمریکا هم تفاوتی قائل شویم و تا جایی که به ما مربوط است، تمام آنها اهداف ما هستند
در آن سال، بسیاری بر این عقیده بودند که اسامه بن لادن در بمبگذاریهایی که در سفارت های آمریکا در کشورهای شرق آفریقا رخ دادند، دست دارد. آن زمان بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا بود.
به دنبال واکنش نیروهای نظامی آمریکا و حمله موشکی آنها به پایگاه اسامه بن لادن در افغانستان، او محل اقامتش را ترک کرد.
در سال ۲۰۰۰ میلادی، سازمان القاعده که به رهبری او تشکیل شده بود، توانست به یک کشتی جنگی یک میلیارد دلاری آمریکا حمله کند. این حمله در بندر عدن انجام شد.
بعد از آن بود که حملههای القاعده در نیویورک و واشنگتن انجام شد و حوادث مرگبار یازدهم سپتامبر سال 2001 را در تاریخ ثبت کرد.
با آن که ۲۷ میلیون دلار پاداش برای "سر بن لادن" تعیین شده بود، او توانست برای چندین سال از دست کسانی که به دنبالش بودند، مخفی بماند.
گفته شده است که قبایل ساکن مرزهای افغانستان و پاکستان، اصلیترین پناهدهندگان به اسامه بن لادن بودند.
اسامه بن محمد بن عوض بن لادن در نهایت روز یکشنبه، اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) به دست کماندوهای آمریکایی در پناهگاهی در پاکستان کشته شد و جسدش در اختیار آمریکا قرار گرفت
B B C
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۱, یکشنبه
بعد از سی و دو سال شعار " بکش پائین ، بکش بالا ! " تازه میخواهد اجباری بشود!!؟

به گفته این مقام نیروی انتظامی!، این تصمیم در جلسه شوراي فرهنگ عمومي! استان ِ قم، اتخاذ شده است.
به گفته (فرمانده!) ، قرار است، امســال در دفترچه كنكور ِسراسري ، الزامي بودن چادر براي دختران در دانشگاههاي قم درج شود!!؟.
*** *** *** ***
ماشاءالله باین همه خلاقیت در جهت پیشرفت امـــور فرهنگ و جامعه !!؟