نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۸۱ مرداد ۱۱, جمعه
فروشندگان ( اندام) در ايران؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــ
× حتي پيش آمده كه فروشندگان، اندام هاي خودشان را در بازار سياه، با يك اتومبيل پيكان تعويض كرده اند!!.
× به گفته مقامات، نود درصد {كليه} هاي اهدائي، از طريق خريد و فروشهاي بازار سياه تامين ميشود!.
در صف ايستادن و منتظر نوبت ماندن، در همه شهرها و پايتخت هاي بزرگ جهان، كاري طبيعي است. اما در تهران ما اين مردان جوان
هستند كه براي فروش كليه خود- به صف مي ايستند و منتظر مشتري هستند!.
آنها به ازاي دريافت 10 تا 30 ميليون ريال، برگه مجوز جراحي را امضاء ميكنند و پس از آن 10 روز در بيمارستان بستري ميشوند و
يكماه دوره نقاهت را ميگذرانند.
در برخي موارد پيش آمده كه فروشندگان، اندام هاي خودشان را در بازار سياه با يك اتومبيل پيكان، تعويض كرده اند!.
گزارش هاي گاه به گاه روزنامه ها، پر از ماجراهاي تكان دهنده هست، مردي كليه و رگي از پاي چپ خود را فروخته و آماده مي شود
تا فرنيه يك چشم خودش را نيز واگذار كند!. يك مرد ديگر كه ظاهرا، داراي چهار همسر عقدي است، به آنها {دستور} داده است كه هر
يك از آنها- يك كليه خود را بفروشند!!.
برابر آمار هاي رسمي ، نرخ بيكاري بيداد ميكند. اكثر جوانها، عاصي و در مانده، براي تامين مخارج خود و نزديكان خود، به كارها وبه
مشاغل كاذبي روي آورده اند كه عملا وضعيت جامعه و سلامت اجتماع را بهم ريخته اند.
يكي از مقامات انجمن پزشگي غير دولتي ميگويد: ،، بايد در اين وانفساي زندگي، به اهدا كنندگان اندام، احترام گذاشت!- حتي اگر اين كار
را براي پول انجام ميدهند- زيرا همين افراد مي توانستند اين پول را از راه هاي ديگر كه در سطح وسيعي از جامعه ناظر آن هستيم، مثل
دزدي و تقلب هاي رايج، به دست بياورند.،،
× در بيرون از انجمن حمايت از بيماران كليوي، جواناني به اميد اينكه متقاضيان پولدار را شناسائي كنند ايستاده اند. آنها در كارمعاملات
بازار سياه هستند!و به نسبت شناختي كه از مشتري پيدا ميكنند، قيمت ها را بالا و پائين ميبرند!.
(ب- اكبري) 25 ساله اهل بروجرد، ميگويد ،، ما اين جا منتظر مي ايستيم و سعي مي كنيم تشخيص دهيم كداميك از كساني كه به داخل
ساختمان ميروند از وضع مالي خوبي بر خوردارند. آن وقت با آنها وارد صحبت ميشويم و به آنها پيشنهاد ميكنيم تا ترتيب يك معامله(!)
خصوصي را بدهيم. من بيشتر از دو هفته هست كه هر روز باينجا ميآيم و همسر و فرزندانم نمي دانند چرا به تهران آمده ام! - اما اگر
بتوانم حداقل دو- سه ميليون جور كنم ميتوانم خانواده ام را بگردانم.
وقتي {انقلاب!} شد، قرار بود تا جامعه اي بر اساس عدل و مساوات، برپا شود!!، اما {اكبر} 29 ساله كه اونيز جزو فروشندگان كليه هست
ميگويد ،، اينجا مدتهاست به يك كشور بي حساب و كتاب مبدل شده است، اگر پول داشته باشي زندگي ات ميگذرد و اگر نداشتي، بايد بميري!.