۱۳۸۱ تیر ۱۸, سه‌شنبه


دنباله گفتگو ديروز(2)
رفيقم ميگفت، در نامه اي كه براي روزنامه..... فرستاده باين مطلب هم اشاره كرده كه:
شما، هرآنچه كه ميخواهيد، بي آنكه گفته هايتان را در ترازوي حق و انصاف بگذاريد مطرح مي كنيد و هر اعتراض و پرسش و نگرشي
را كه خلاف راه تان باشد نه تنها بايكوت كه به توهين و تهديد پاسخ ميگوئيد و خودتان را هم نماينده مردمي ميدانيد كه فرياد ناله شان را
صداي (دشمن!)ميخوانيد!.
ميگفت: اين چه شيوه است كه هر خواسته بحقي را بايد با انگ زدن و تهمت وارد كردن پاسخ گفت؟
ميگفت: وقتي در مملكت اسلامي ما(!) هركس ساز خودش را ميزند، يعني قوه قضا اعلاميه ميدهد كه سخن گفتن از آمريكا جرم است و
وكلاي مجلس فريادشان بلند است كه ما حق داريم در باره امور، از جمله در رابطه با آمريكا حرف بزنيم و نظر بدهيم، رئيس جمهور
نمايندگان مردم را نصيحت ميكند كه چون گفته شده هرگونه مذاكره يا توافقي با آمريكا نشانه بي غيرتي سياسي است!- پس اصلا حرفش
را نزنيد و بعد خطيب جمعه ميآيد و صراحتا ميگويد،، راه براي همه نوع همكاري با آمريكا بازاست!،، ما چگونه ميتوانيم (خط) شماي
روزنامه دار را در جهت حمايت از مردم بدانيم و در برابر افترا و تهمت ها نيز، حتي با دو كلام نوشته، اعتراض نكنيم؟.
ميشه حالا بفرمائيد كه در مملكت ما چه خبر هست؟!.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فرخ