۱۳۸۱ تیر ۳, دوشنبه


بار ديگر طبيعت خشم خود را متوجه مردمي كرد كه در سادگي و صداقت و برد باري شان. هيچ آگاه منصفي درنگ و ترديد نميكند.
{زمين لرزه} اخير. همانند بار هاي پيش. به جانها و سر پناه هائي هجوم برد كه پيوسته در دايره {كمبود} ها و بي توجهي ها.قرباني ميگيرد و مردم را به عزاي عزيران خود
مي نشاند. كدام ايراني است كه در برابر شيون زنهاي شوهر و فرزند از دست داده. نگريد و در سوگ مردان همسرو فرزند و زندگي باخته. ننشيند؟.
كاش زنده ميماندم و سرانجام روزي را شاهد بودم كه فنون مقابله با {لرزش}هاي طبيعي . به كمك {خشت و گل} ميآمدند و در اين روزگار طرح و حساب. جان هموطنان ما به
اين سادگي. آنهم در ابعاد دردناك. در معرض نابودي و ويراني قرار نمي گرفت.
همپاي تك تك عزا داران. عزا دارم و براي نفس هائي كه در اين ماتم بريد. احساس نفس تنگي ميكنم.
فرخ