
هم اکنون زنان تن فروش به طور متوسط از سن 21 سالگی کار خود را شروع میکنند. این در حالی است که گروه زیادی از زنان با اطلاع همسر خود به تن فروشی مشغول هستند.دلیل بسیاری از زنانی که دست به این کار میزنند رفع نیازهای مالی برای احتیاجات اولیه زندگی است.
به گزارش «محبت نیوز» به نقل از روز، همان زمانی که محمود احمدی نژاد در تلویزیون <خلافت> اسلامی میگفت (ویدیو) "تنها کشور در کره زمین هستیم که هیچ خانوادهای در آن گرسنه نیست"، نهادهای امنیتی و انتظامی کشور در حال برخورد با موج اعتراضات کارگری ایران در شهرهایی چون کاشان، رشت، سیرجان، تبریز، و اهواز بودند؛ کارگرانی که مدت هاست حقوق خود را دریافت نکرده و هر بار هم که اعتراض کرده اند در برابر خود نیروهای نظامی و امنیتی را دیده اند.
کپر نشینی

خبرگزاری آفتاب در واکنش به این سخنان، گزارشی را با عنوان "اینجا چابهار، صدای فقر است" در بین چهار تیتر اصلی خود و در کنار سخنان رئیس دولت منتشر کرد. بسیاری از وبلاگها و سایتهای دیگر نیز گزارشهای مشابهی با موضوعاتی چون کپرنشینان جنوب استان کرمان و وضعیت فلاکت بار زندگی در خوزستان و دیگر نقاط کشور منتشر کردند. گزارشهایی که وجه مشترک همه آنها چهره فقر مطلق در مناطق نفت خیز و صنعتی ایران بود. آمارهای رسمی کمیته امداد امام خمینی هم نشان میدهد که در حال حاضر بیش از 6 هزار خانوار نیازمند در کشور در کپر و آلونک زندگی میکنند و تنها سرپناه بیش از 30 هزار خانوار دیگر نیز، چادر است.
تهران در سالهای وقوع انقلاب 57 شاهد حضور حدود ۱۰ هزار و ۴۵۰ خانوار حاشیه نشین و ۴ هزار و ۵۰۰ آلونك بود. اینک آمارها حکایت از رشد تقریبا 96 برابری حاشیه نشینی در تهران طی سالهای پس از انقلاب دارد.
یک سال پیش در حاشیه همايش ملي سکونتگاه هاي غير رسمي، اعلام شد چهار ميليون و 850 هزار نفر در کل ایران در زاغهها و حاشیههای شهرها زندگی می کنند؛جمعیتی که به طور کامل زیر خط فقر مطلق به سر میبرند.
هم اکنون به جز تهران 58 شهر دیگر ایران نیز با مشکل حاشیه نشینی و زاغه نشینی دست و پنجه نرم میکنند؛ مشکلی که در کتب تاریخ مدارس به عنوان نماد فساد مالی و ناتوانی حکومت پهلوی نام برده میشد.
کودکان ایرانی و سو تغذیه

اما اولین بار این وزیر کار و امور اجتماعی دولت دهم بود که در دی ماه سال گذشته، ایران را کشوری بدون گرسنه معرفی کرد. همان وزیری که عنوان کرده بود: "نمیدانم خط فقر چقدر است." احمدی نژاد و وزرایش در حالی بر نبود افراد گرسنه در کشور تاکید دارند که دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت در ابتدای ماه جاری رسما اعلام کرد یک سوم کل کودکان ایرانی از سوتغذیه رنج میبرند.سال گذشته نیز آمارهای منتشره از سوی وزارت بهداشت نشان از شیوع 6 تا 7 درصدي سوء تغذيه كودكان ايراني داشت؛ سو تغذیهای که به گفته کارشناسان عامل کوتاهی قد بیش از 7 درصد از کودکان و لاغری مفرط 15 درصد آنان شده است؛ البته به شرط اینکه این کودکان مشکلات سو تغذیه راطاقت بیاورند و زنده بمانند.
سو تغذیه در ایران تنها محدود به کودکان نمیشود. در سال 84 عنوان شد که در مجموع بیش از 10 درصد مردم ایران دچار سو تغذیه هستند. ایران همچنان در لیست کشورهایی قرار دارد که در معرض خطر گرسنگی هستند.
- شرایط بدتر می شود
براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني 12 ميليون ايراني از سوءتغذيه رنج ميبرند و افرادي كه زير خطر فقر مطلق قرار گرفتهاند، حتي توان تامين خوراك خود را ندارند. تنها یک هفته قبل از سخنان محمود احمدی نژاد، عادل آذر رئیس مرکز آمار هم اعلام کرده بود در ایران بیش از ۱۰ میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و بیش از ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر نسبی به سر میبرند. گفتنی است که از لحاظ قانونی دولت جمهوری اسلامی موظف است دادههای مربوط به فقر و جمعیت فقیر کشور را به طور منظم منتشر کند. با این حال آنچه در سالهای اخیر اتفاق افتاده چیز دیگری بوده: یا مانند سال گذشته دولت ماهها از اعلام رسمی این آمارها سر باز زده، یا به طور کلی وجود فقر و مسایل ناشی از آن چون گرسنگی و سو تغذیه را رد کرده است.
- در كف خیابان ها چه می گذرد

مديركل دفتر امور اجتماعي استانداري تهران چندی پیش گفته بود: "تنها در طول سال 1389 يک هزار 600 كارتن از سطح شهر تهران جمع آوری و سازماندهی شدهاند."
گفته میشود دو در صد از این تعداد را زنان کارتن خوابتشکیل میدادند. پیشتر مرتضی طلایی رييس کميسيون فرهنگي ـ اجتماعي شوراي شهر تهران در این باره گفته بود: "جاي تاسف است که بگويم بيش از دو سوم کارهاي روزانه من صرف رسيدگي به درخواستهاي افراد نيازمند، بی سرپناه و کارتن خواب ميشود و ميدانيم که با اين کمکهاي کوتاه مدت، قطعا مشکلات آنها حل نشده و همزمان به مراکز ديگري نيز مراجعه ميکنند".
فروش اعضای بدن برای زنده ماندن
به جز این خیابانهای شهرهای مختلف ایران در سالهای اخیر شاهد پدیده دیگری نیز بودهاست: فروش اعضای بدن که آن هم ریشه در فقر اقتصادی دارد. پدیده ا ی که آگهی و دیوارنویسیهای مربوط به آن را میتوان به وفور در شهرهای مختلف دید. فروش اعضای بدن در بسیاری از کشورهای دنیا غیر قانونی است، اما این امر از سال 1361 در ایران آزاد شد. براساس آمار انجمن حمايت از بيماران کليوي، در ايران 33 هزار بيمار کليوي و دياليزي وجود دارند. بر اساس گزارشات همین انجمن بيش از 95 درصد كليههاي اهدايي به صورت فروش كليه انجام ميشود. بيش از 50 درصد اهداكنندگان كليه در رده سني 25 تا 26 سال قرار دارند. اواسط سال گذشته اعلام شد قيمت فروش كليه در كشور به مبلغ بالاي 15 ميليون تومان رسيده است. تنها در سال گذشته بیش از دو هزار و صد پیوند کلیه در ایران انجام شد. این به آن معناست که سال گذشته یک هزار و 550 نفر در ایران به دلیل فقر مالی مجبور به فروش کلیه خود شدند. به احتساب آمار رسمی ایران 998 نفر از این تعداد سنی بین 25 تا 26 سال داشتهاند.
تن فروشی و خود کشی، ارمغان فقر

گسترش عینی فقر در جامعه ایران که با کتمان دولتمردان جمهوری اسلامی همراه شده، علاوه بر کارشناسان اقتصادی نگرانی فعالین و صاحبنظران حوزه علوم اجتماعی را نیز در پی داشته است. سال 1384 بود که یک سایت اصولگرا فاش ساخت که دختران ایرانی در دبی "بالاترین قیمت و خواهان را در بازار قاچاق دختران و زنان" در اختیار دارند. سایت خبری عارف نیوز در گزارش خود براین نکته تاکید کرده بود که "هم اكنون شیوخ عرب بیشترین پول را برای دختران ایرانی پرداخت میكنند و علاقهمند هستند این دختران بین 14 تا 20 سال سن داشته باشند".
دولت جمهوری اسلامی تا کنون در هیچ آماری به وضعیت زنان تن فروش اشاره نکرده است. با این حال تحقیقات سعید مدنی، یکی از صاحب نظران وپژوهشگران مسائل اجتماعی ایران در مورد تن فروشی زنان ایرانی حکایت از پایین آمدن سن روسپیگری از 31 سال در سال 47 به 26 سال در سال 87 دارد. گفته میشود هم اکنون زنان تن فروش به طور متوسط از سن 21 سالگی کار خود را شروع میکنند. در این تحقیق تصریح شده است که گروه زیادی از زنان با اطلاع همسر خود به تن فروشی مشغول هستند. تحقیقات سعید مدنی فاش ساخته که دلیل بسیاری از زنانی که دست به این کار میزنند رفع نیازهای مالی برای احتیاجات اولیه زندگی است. همچنین در این تحقیق آمده است در سال 1347 « بیش از نود در صد زنان تن فروش بیسواد و کم سواد بوده اند، درحالیکه امروز کمتر از 5 در صد آنها بیسواد یا کم سواد هستند.»
در اظهار نظر دیگر حسين علي زاهدي پور، كارشناس ارشد جامعه شناسي و عضو كارگروه زنان و دختران آسيب ديده و در معرض آسيب در همايش اسلام و آسيب هاي اجتماعي در سال 87 عنوان کرده بود: "11 درصد فاحشه هاي تهران با اجازه همسرانشان تن فروشي مي كنند."
او در سخنان سه سال پیش خود هم نسبت به رسیدن سن فاحشگی به 15 سال اخطار داده بود.
از سوی دیگر تعدد اخبار مربوط به خودکشی، به دلیل فقر مالی در صفحات حوادث روزنامهها روی دیگری از سقوط اقتصادی جامعه ایران را آشکار میسازد. یک سال پیش در چنین روزهایی بود که خبر رسید مردی روستائی ساکن یکی از روستاهای شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه در یک خودکشی خانوادگی خود را به همراه دختر و پسر نونهالش به گلوله سپرد تا به زعم خودش، خود و فرزندانش را از زندگی فلاکت بار نجات دهد. پیشتر از این نیز یک مادر به همراه دختر 17 ساله خود به دلیل فقر مالی در مشگين شهر خودكشى كردند. اخبار مربوط به این دست خودکشیها در ایران کم نیست.
آمار مرکز اجتماعی ناجا در سال 88 نشان میدهد که در میان قربانیان خودکشی در این سال، 55 درصد وضعیت اقتصادی پائین، 30 درصد وضعیت اقتصادی متوسط و تنها 15 درصد وضعیت اقتصادی بالا داشتهاند. از سوی دیگر پژوهشی که سال گذشته درباره علل خودکشی در استان ایلام که بالاترین آمار خودکشی کشور را به خود اختصاص داده، نشان میدهد که بیکاری و فقر عامل نزدیک به 70 درصد خودکشیها در این استان است. در سال حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در استان ۵۸۰ هزار نفری ایلام اتفاق میافتد که سهم زنان از این تعداد ۲۲۰ نفر است. این مساله از آن جهت حایز اهمیت است که این استان بالاترین نرخ بیکاری را در ایران به خود اختصاص داده است. تحقیقات پایگاه دادههای رسمی وزارت کشور نیز فقر اقتصادی را مهمترین عامل خودکشی در ایران توصیف میکند؛ فقری که در سخنان دولتمردان ایران دائما انکار میشود.
او در سخنان سه سال پیش خود هم نسبت به رسیدن سن فاحشگی به 15 سال اخطار داده بود.
از سوی دیگر تعدد اخبار مربوط به خودکشی، به دلیل فقر مالی در صفحات حوادث روزنامهها روی دیگری از سقوط اقتصادی جامعه ایران را آشکار میسازد. یک سال پیش در چنین روزهایی بود که خبر رسید مردی روستائی ساکن یکی از روستاهای شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه در یک خودکشی خانوادگی خود را به همراه دختر و پسر نونهالش به گلوله سپرد تا به زعم خودش، خود و فرزندانش را از زندگی فلاکت بار نجات دهد. پیشتر از این نیز یک مادر به همراه دختر 17 ساله خود به دلیل فقر مالی در مشگين شهر خودكشى كردند. اخبار مربوط به این دست خودکشیها در ایران کم نیست.
آمار مرکز اجتماعی ناجا در سال 88 نشان میدهد که در میان قربانیان خودکشی در این سال، 55 درصد وضعیت اقتصادی پائین، 30 درصد وضعیت اقتصادی متوسط و تنها 15 درصد وضعیت اقتصادی بالا داشتهاند. از سوی دیگر پژوهشی که سال گذشته درباره علل خودکشی در استان ایلام که بالاترین آمار خودکشی کشور را به خود اختصاص داده، نشان میدهد که بیکاری و فقر عامل نزدیک به 70 درصد خودکشیها در این استان است. در سال حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در استان ۵۸۰ هزار نفری ایلام اتفاق میافتد که سهم زنان از این تعداد ۲۲۰ نفر است. این مساله از آن جهت حایز اهمیت است که این استان بالاترین نرخ بیکاری را در ایران به خود اختصاص داده است. تحقیقات پایگاه دادههای رسمی وزارت کشور نیز فقر اقتصادی را مهمترین عامل خودکشی در ایران توصیف میکند؛ فقری که در سخنان دولتمردان ایران دائما انکار میشود.