۱۳۸۱ مرداد ۱۷, پنجشنبه


هنگامي كه به اوضاع و احوال روزگار نگاه ميكني و وحشي گريهاي بسياري از قدرتمندان و حاكمان (ريز ودرشت) را مي بيني
و ميخواني، ترديد نمي كني كه { انگار، هنوز و همچنان، در عصر جاهليت و دوران بربريت} نفس مي كشي و بقولي، زندگي ميكني؟!.
به قواعد و به قوانين (جنگل) نگاه كنيد. درنده ترين حيوانات، جز براي سير كردن شكم خود كه لازمه تنازع بقاست، به لت و پاركردن
يكديگر نمي پردازند و براي تامين منافع سيري ناپذير خود- جنگل را به قتلگاه و قربانگاه، تبديل نمي كنند.
(جنگلي)ها، نه سازمان ملل دارند! ونه كميته هاي (حقوق بشر)! ونه سازمانهاي رنگارنگي كه به اصطلاح، يك عمر پي مشورت و
پيدا كردن راه چاره!، دور هم جمع ميشوند و پس از صرف ميليون ها دلار نا قابل، بي آنكه كمترين دردي را دوا كنند- قطعنامه اي را
صادر ميكنند كه در برابرحق وتوي ( سنگين وزن)ها، بشكل كاغذ پاره اي در آمده و به بايگاني ها، فرستاده ميشود!.
در روزگار( حجر) و در اعصار ( وحشت!)، كرامت و مردانگي و اخلاق و ايمان، حتي در جبهه هاي جنگ، امري دور از ذهن نبوده
است و بر همين اساس، درتاريخ ميخوانيم كه (سروري و مولائي)، بخلاف امروز ، كمتر با حيله و تزوير و دروغ و دو روئي و زور
و امثال آن، تعريف شده است.
در عصر (تمدن!!) ، و در روزگاري كه بشر خيال ميكند به (ثريا) رسيده است!، تنها تفاوتي كه با مخلوقات قرون نا متمدن پيدا كرده است
در شيوه هاي نا مردي و گردن كلفتي و زور گوئي و ضعيف كشي اوست كه اگر در گذشته در محدوده ناچيزي، آنهم به ضرب شمشير و
برخورد هاي (تن به تن) در بين سپاهيان صورت ميگرفت، امروز با فرستادن موشك و بمب و انواع سلاح هاي ميكربي و بقول خودشان
(هسته اي) ، مردم بي گناه شهرها را در ابعاد وسيع جانيان، بخاك وخون ميكشانند.
امروز كار تمدن بشر بجائي رسيده است كه (كمال) آدمي، جاي خودش را به تامين(مال) داده است. بعبارت بهتر، كساني كه متمدن تر
هستند، براي غارت و چپاول ديگران پيش قدم ترند!!.
با يك نگاه ساده به آنچه كه امروز در (پناه!!) تمدن بشر، بر سر مردم پا برهنه و ضعيف ميآيد - در مي يابيم كه :
جنگلي ها، بمراتب از بشر متمدن امروز، متمدن ترند!.
ــــــــــــــــــــــــــــــ فرخ