۱۳۸۱ تیر ۱۰, دوشنبه


ارتباط با مردمي دانا كه اندوخته اي ژرف و زلال دارند كاري قشنگ و در عين حال سود آور است. در اين دو سه هفته اي كه به بركت
همين ژرف نگريها، {وبلاگي} شده ام- ضمن تشكر مجدد از آقاي حسين درخشان، مراتب تحسين و در عين حال سپاس خودم را به آقاي
{مرتضي نگاهي} كه نگاهي عميق و متفاوت به مسائل روز دارد ابراز ميدارم و از توجه ايشان به نوشته اي كه با الهام از نوشته شان
{آيا روسپي، رو سپيد است؟} برايشان فرستادم سپاسگزاري ميكنم.
ما ايرانيان. چه آنها كه در سرزمين هميشه جاويد مان روزگار ميگذرانند و چه آنها كه به دلايل روشن و مشخص، سينه هاشان سوخته و
گل انداخته از درد دوري است- هميشه نيازمند بر قراري ارتباط و گفتگوي با يكديگر بوده ايم. نيازي كه كمتر بآن دسترسي پيدا كرديم و
بالطبع كمتر از اثرات مفيد و پرفايده آن سود برده ايم.
اكنون چنين پيداست كه حضور{نت} و{چث} و گفتگو و {وبلاك نويسي} اين امتياز و امكان را در اختيارمان گذاشته است تا بتوانيم بي آن
كه حتي يك ديگر را ديده باشيم، براي هم دوستاني نزديك و هموطناني پويا و جويا باشيم. چيزي كه بآن سخت محتاجيم .
براي نزديكي بهم و براي برخورداري از نظرات و عقايد و تجربيات يك ديگر، بنظرميرسد كه همه چيز مهياست. دانائي و دانستن، پادزهر
{ناكامي} هاست. فقط كافيست تا به سخن يك ديگر گوش بدهيم و بي آنكه عجولانه { انگي} بزنيم از دانسته ها و آموخته هاي هم استفاده
كنيم.
ضمنا مايل بودم تا مطلبي را كه در تائيد نظر جناب {نگاهي} پيرامون نوشته ايشان درباره روسپيدي روسپيان ، برايشان ئي ميل كرده
بودم- در اينجا بازگو كنم اما چون ممكن است نوشته مزبور توسط ايشان. در سايت شان بيايد. از تكرار، خودداري ميكنم .