۱۳۹۰ تیر ۲۸, سه‌شنبه

گزارش تکان دهنده مجله " پاری ماچ " از وضعیت زندان ها و رفتارمامورین با زندانی





دوشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۰
گزارش تکان دهنده پاری مچ

ایران زیر شکنجه و ضربات پوتین

رعب و وحشت ایجاد شده ازسوی حکومت اسلامی باعث فروپاشی خانواده ها می شود و هرچه اعتراضات بالا می رود، سرکوب ها نیز افزایش می یابد. اظهارات فردی که از ایران گریخته را می خوانید
مهین، دختر ۲۴ ساله ایرانی، اشک هایش را پاک می کند. این دختر زیبا در اواخر سال ۲۰۱۰ پس از کودتای انتخاباتی ای که منجر به دستیابی مجدد احمدی نژاد به ریاست جمهوری گردید، در اسکاندیناوی پناهنده شد. او در ژوئیه ۲۰۰۹ دستگیر و به مدت ۴ ماه به زندان افتاد و پس از آن قدرت تکلم اش تا حدی کاهش پیدا کرده. مهین از زمانی که به اروپا آمده تحت مداوای شدید پزشکی قرار دارد. امروز او برای اولین بار از مصیبت هایی که طی این مدت متحمل شده می گوید.
او با صورتی رنگ پریده زمزمه کنان می گوید: "من به همراه والدینم در شهرستان زندگی می کردم. هیچ گاه با حکومت مبارزه نکرده ام و در هیچ اعتراض یا تجمعی هم حضور نداشتم. حتی به موسوی هم رأی نداده ام، چون می دانستم که هیچ چیز عوض نمی شود. من به شدت درگیر تحصیل بودم: کسب مدرک پزشکی عمومی و سفر به خارج برای ادامه تحصیل و گرفتن تخصص در رشته عصب روانپزشکی کودکان معلول. سرنوشت مضحکی است، چون امروز خودم معلول شده ام
او دومین لیوان آب را می نوشد و سیگاری روشن می کند. او در ادامه می گوید: "من پس از خروج از منزل جلوی چشمان مادرم دستگیر شدم، بهتر بگویم بوسیله لباس شخصی ها [و نه پلیس] ربوده شدم. آنها هیچ توضیحی ندادند و برخلاف مورد برادرم هیچ حکمی هم نداشتند. برادرم بوسیله پلیس هایی که یونیفرم برتن داشتند مقابل دانشگاهش [امیر کبیر] دستگیر شد."
او در ادامه می افزاید: "چهار نفر که سر خود را پوشانده بودند مرا به داخل یک اتومبیل شیشه دودی هل دادند. سپس یک پارچه روی سرم کشیدند و در قسمت دهان و گردن آن را چسب زدند. نوار چسب خیلی سفت بود و گلویم را به شدت درد می آورد. آن پارچه بوی ادرار می داد و داشتم خفه می شدم. نمی دانم مرا کجا بردند. چند ساعت بعد دیدم که مرا با زنجیر به یک صندلی بسته اند. نمی توانستم تکان بخورم. مثانه ام پر بود و به شدت رنج می بردم." مهین سرش را پایین می اندازد و اشکهایش جاری می شود.
او همچنین می گوید: "ناگهان احساس کردم دستان یک مرد درحال لخت کردن و تفتیش بدنم است. به من فحش می دادند و می گفتند بخاطر برادر ک....م لایق شدیدترین مجازات ها هستم." او متهم به مبارزه طلبی بود و او را نیز زندانی کرده بودند. من هیچ چیز از فعالیت های احتمالی او نمی دانستم. مرا به عنوان طعمه گرفته بودند تا برادرم را در تنگنا بگذارند. مرا روی زمین می کشیدند و به کلیه ها و سینه هایم لگد می زدند. سپس مرا همان طور که سرم پوشیده و دست و پاهایم بسته بود در اتاق بدبو و نمناکی در میان زندانی های دیگر انداختند. استشمام بوی خون، شنیدن شکوه و گلایه، خرخر و سرفه های خشک دیگران تنها ارتباط من با زندگی بود. سپس مرا به سالن بازجویی بردند. شخصی که به نظرم رییس بود به من ناسزا می گفت. فحش های زشتی که فقط لات ها می گویند. و باز لگد. لگدهایی که مدام شدت اش بیشتر می شد. حالت فلج به من دست داده بود به طوری که دیگر نمی توانستم گریه کنم. دستهای شخصی زنجیر مرا گشود و لختم کرد. صدای آیه های قرآن می شنیدم و وحشت از همان جا آغاز شد. دو نفر مرا گرفتند و نفر سوم به من تجاوز کرد. به نوبت این کار را انجام دادند. آنها در حین انجام این کار "یا زهرا" می گفتند تا بلکه عمل شان مورد پذیرش خداوند قرار گیرد. بعد از آن، روی من ادرار کردند و مرا تنها گذاشتند. نمی توانم برایتان توصیف کنم که در آن لحظه انسان چه احساسی دارد: ناباوری، وحشت، خشم، و به ویژه تنفر از مردان، از مقدسات، از خداوند. آنها در تمام مدت زندانی ام مرا شکنجه دادند. در مدت تجاوز جنسی صدای التماس های برادرم را می شنیدم. تصور اینکه او دارد تجاوز من توسط زندانبان ها را می بیند، برایم غیرقابل باور بود.
سپس تصمیم گرفتم با کوبیدن سرم به دیوار خودکشی کنم. بعدها فهمیدم که صدای برادرم روی نوار ضبط شده بوده. او در زندان اوین بود. برای اینکه او را مجبور به اعتراف کنند، به او گفته بودند که به من تجاوز خواهند کرد. فیلم های شکنجه مرا به او نشان داده بودند. نمی دانم شاید او را هم مجبور کرده بودند..." مهین سکوت می کند و مجدداً می گوید: "من هر چه آنها می خواستند را اعتراف کردم. بله، برادرم اسلحه داشت و در خانه ما جلسات مخفی برگزار می کرد. بله برادرم از عملیاتی تعریف می کرد که او و دوستانش می خواستند انجام دهند. بله او به دلایل سیاسی در دانشگاه امیر کبیر ثبت نام کرده بود... درواقع، او برای ورود به دانشگاه با احراز یک رتبه خوب در کنکور قبول شده بود."
خاطرات این زن جوان به مانند گفته های صدها نفر دیگر است. اظهارات او مشابه اظهارات قربانی ۲۱ ساله ای است که با صورت شطرنجی در برابر دوربین یکی از فعالان سازمان غیردولتی "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" صحبت کرد: "باید این جنایات را محکوم کرد و به این ترس و وحشت پایان داد. خواهش می کنم کاری کنید که این جنایات متوقف شود." این ویدئو و ویدئوهای دیگر باعث شد تا مهین نیز به نوبه خود تصمیم بگیرد برای ما صحبت کند
.
زندان های فوق سری
در جمهوری اسلامی همچنین زندان هایی وجود دارد که فوق سری اند و تحت کنترل انحصاری سپاه پاسداران هستند. این زندان ها مستقیماً با بیت رهبری آیت الله خامنه ای در ارتباط اند.
مهین می گوید: "سه ماه طول کشید تا والدینم بفهمند که من زنده ام. آنها در بخش نیروی انتظامی دادگستری به واسطه ها پول دادند. روز اول دستگیری ام در حدود ۸۰۰ یورو پول دادند تا تنها نام چند واسطه پرنفوذ را به دست آورند."
مهین در ادامه می افزاید: "همه چیز خریدنی است. اخبار، اطلاعات، تماس های یک دقیقه ای تا یک ساعتی در حضور زندانبان، اجاره موبایل، دارو، مواد مخدر و درنهایت آزادی مشروط. من در اواخر مدت زندانی ام در یک سلول تمیز بودم. والدینم برای این سلول، برای آزادی ام، برای فرار از ایران در حدود ۳۸۰۰۰ یورو خرج کردند. برای برادرم بیشتر از این خرج کردند. جرم او چه بود؟ داشتن ارتباط با ستاد انتخاباتی موسوی در زمان انتخابات ۲۰۰۹. پدر و مادرم غیر از پول شان، سلامتی خود را نیز ازدست دادند." مهین پس از چهار ماه آزاد شده و برادرش به اتهام "فعالیت و توطئه علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم شد. او پس از دو سال به قید وثیقه آزاد شد، ولی تحت نظارت شدید قرار دارد و نمی تواند از کشور خارج شود.
زمانی که می خواهند زندانیان سیاسی را واقعاً خرد کنند، آنها را به "اصطبل"، "ترمینال" یا "کشتارگاه" می فرستند؛ جهنمی که اکثر زندانیان در آن بیماری های عفونی دارند. ما این اطلاعات را از سوی سرهنگ ز.ه. ملقب به بابک رحیمی به دست آوردیم. او که سابقاً یکی از مسؤولان عالی رتبه در سپاه بوده و وظیفه بازرسی از امنیت زندان ها را برعهده داشته در یک کافه برای ما صحبت می کند. او اخیراً از ایران به مقصد آمریکای شمالی گریخته. او حدوداً ۶۰ ساله به نظر می رسد. از همسرش طلاق گرفته و بچه هم ندارد. در زمان جنگ عراق به دلیل خوردن ترکش عقیم شده
.
خواندن دعا قبل از تجاوز و شکنجه
"
کار ما کنترل مسؤولان تمامی زندان های کشور بود، چه رسمی چه غیررسمی. بیت رهبری نیز بر ما نظارت داشت. ما دهها فیلم شکنجه را که قرار بود از کشور خارج شود توقیف کردیم. درحقیقت سرنوشت زندانیان سیاسی از قبل توسط قاضی مشخص شده. حرف ز در پایین حکم بازداشت بدین معنی است که به هرطریق ممکن اعتراف بگیرید. عدد هشت نشان دهنده "شکنجه و اعدام پس از اعتراف" است. کسانی که واقعاً به دادگاه می روند جزو آدم های خوش شانس اند."
یک سازمان غیردولتی اخیراً ۷۶ نوع از شکنجه هایی که در زندان های جمهوری اسلامی انجام می شود را در گزارشی آورده است. سرهنگ سابق نگاهی به لیست می اندازد و می گوید: "پاشیدن نمک روی زخم باز، آویزان کردن وزنه به بیضه ها، و شوک برقی با بعضی شکنجه ها که از روسیه وارد شده قابل مقایسه نیستند. برخی را به آنجا می فرستند تا آموزش ببینند. به عنوان مثال، هواکش سه پره شکنجه ای است که به هر پره آن یک زندانی را می بندند و سپس آنها را در یخ خرد شده می چرخانند و با کابل برق آنها را می زنند. همه شان اعتراف می کنند."
او قسم می خورد که هیچ گاه کسی را نکشته و با هیچ کس بدرفتاری نکرده. او می گوید: "ولی دیده ام که با بطری دربسته به دانشجویان تجاوز کرده اند. گاهی بطری ها را می شکنند تا خونریزی کند. تجاوز گروهی زنان جوان را هم دیده ام. درست است که شکنجه گران قبل از انجام کار دعا می خواندند. به عنوان مثال، برای اعتراف گرفتن از محمود خرم شکوه، یکی از مهندسان پتروشیمی، به دخترش ۹ ساله اش هایده مقابل چشمان او تجاوز کردند. دختر بچه فریاد می زد و پدرش را صدا می کرد. او به تمام مقدسات فحش می داد. او را به عنوان مرتد اعدام کردند. نمی دانم سر دخترش چه آمد."
به گفته او، "بدترین زندان ها، مراکز حبس مربوط به جرائم امنیت ملی هستند. پلیس هم به آنجا پا نمی گذارد و فقط مسؤولان عالی رتبه سپاه مانند من می توانند به آنجا بروند. تعداد قربانیان در ذهن نمی گنجد. ولی اکنون شکنجه گران و زندانبان ها پول جمع می کنند تا بتوانند روزی بروند و دست از این کار بکشند... برخی مانند من مایلند بازخرید شوند. من دیگر نمی توانستم این کار را ادامه بدهم. زمانی که خواهرم به من گفت پولم بوی گند می دهد، به خود آمدم." خواهر او بیوه است و این سرهنگ دو فرزند او را مانند فرزندهای خودش بزرگ کرده. خواهرزاده او که امروز یک نوجوان است مخالف حکومت است. او می گوید: "جوانان دیگر این حکومت را نمی خواهند و فرزندان سران مملکتی و مسؤولان نیز از این قاعده مستثنی نیستند
."
منبع: پاری مچ، ۱۶ ژوئیه

جرم و جنایت در خلافت اسلامی " بیداد " میکند







محمد باقر ذوالقدر، معاون پیشگیری از وقوع جرم(!) قوه قضائیه (خلافت اسلامی) اعلام کرد: "متاسفانه امروز وضعیت جرم و انحراف در جامعه قابل قبول نیست و از حد متعارف خارج شده است



از حد متعارف خارج شده؟؟؟........انفجار آن جامعه ی آشفته و بهم ریخته را به آتش کشانده "



به گزارش مهر، آقای ذوالقدر که امروز سه شنبه ۱۹ تیرماه درجمع خبرنگاران سخن می گفت، اضافه کرد: "۳۰ سال است که با روش های کیفری با جرم مقابله کردیم ولی موفق نشدیم و وضع بدتر شده است و امروز رویکرد پیشگیرانه تنها راه حل مقابله با جرم و آسیبهای اجتماعی است



روش های کیفری مقابله با جرم مورد ادعای شما ، آفتابه انداختن به گردن ( آفتابه دزد ها) و گرداندن آنها در معابر بوده است !!؟



ازاین گذشته - مقابله با جرم وجنایت ، همانند بقیه امور جاری - نیازمند برقراری شرایط و وجود و حضور کارشناسان و صاحب نظرانی است که با تخصص و تجربه ی خود اقدام کنند - وقتی نود درصد عوامل اجرائی شما افرادی هستند که درگذشته بهیچوجه دارای سوابق روشن نبوده و بیشتر در جرگه ی (داش مشتی) ها و میدان دارها و کوچه باغ گشت های سابق بوده اند و دراین سی سال نیز بطور مرتب عوامل (نوچه های) آنان مصدر کار شده اند. ، ترویج جرم وجنایت شده است و نه اجرای روش های کیفری مقابله با جرم!!؟-



او گفت که تمام مسئولان(خلافت) اسلامی ایران از وقوع جرایم "ابراز نگرانی!" می کنند و افزایش تعداد پرونده های قضایی در دادگاه ها و افزایش آمار طلاق و اعتیاد نشان دهنده افزایش جرایم است



* کین هنوز از نتایج سحراست!!؟



۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

دنیای پر از عشق و عاطفه ی پرندگان



این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از اب بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل اب قرار داده تا لانه اش را اب نبرد

او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی اغاز شده او بدنش را مقابل جریان اب قرار داده است

همانگونه که در تصویربالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای اب قرار گرفته است و کنار او هم اب زیادی جمع شده است .این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو اب را بگیرد

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

طلاق ، عبور جامعه از شکل سنتی به مدرن


نگرانی مسئولان(!) از بالا رفتن آمارطلاق و پایین آمدن میزان ازدواج تا چه حد با معیارهای جامعه مدرن مطابقت دارد؟ آیا اصولا طلاق یک ناهنجاری اجتماعی است یا نشانه‌ای از رشد خوداگاهی و فردیت؟ آیا هنوزهسته اصلی جامعه خانواده است؟
«آمار سه سال گذشته حاکی از آن است که طلاق در این مدت رشدی ۱۴ درصدی داشته به عبارت دیگر از هر ۶ ازدواج یکی به طلاق ختم می‌شود». (رئیس سازمان ثبت اسناد ایران، خبرگزاری فارس، ۷ خرداد ۱۳۹۰)
«میزان طلاق از حدود ۹ درصد در سال ۱۳۸۰ به بیش از ۱۱ درصد در سال ۸۶ رسیده است». (مدیر بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی، ایرنا، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰)
«میزان طلاق در ۵ سال گذشته ۳۷ درصد رشد داشته که بیشترین آنها مربوط به زوج‌هایی با سن زیر ۳۰ سال است. همچنین مطابق این آمار حدود سه چهارم از طلاق‌ها مربوط به زوج‌هایی بوده است که کمتر از ۱۰ سال از زندگی زناشویی آنان می‌گذرد». (خبرگزاری مهر، ۱۵ تیر ۱۳۹۰)
«آمار طلاق در استان آذربایجان شرقی در دو ماه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۳ درصد رشد داشته است. همچنین آمار طلاق در سال ۱۳۸۹ به میزان ۷ و نیم درصد نسبت به سال ۸۸ افزایش داشته». (سرپرست اداره کل ثبت احوال آذربایجان شرقی، خبرگزاری مهر، ۲۸ خرداد ۱۳۹۰)
«در قم از هر ۴ ازدواج یکی به طلاق منجر می‌شود و متاسفانه استان قم بعد از تهران رتبه دوم طلاق در کشور را داراست». (مدیرکل بهزیستی استان قم، خبرآنلاین، ۲۴ تیر ۱۳۹۰)
قصه تازه‌ای نیست. چند سالی می‌شود که "نگرانی" درباره آمار بالای طلاق در ایران تیتر اول بسیاری از صفحات اجتماعی رسانه‌هاست. برای حکومتی که شعارش تقدیس نهاد خانواده!! است البته که این آمار بسیار نگران‌کننده است اما آیا برای کارشناسان مسائل اجتماعی نیز چنین است؟
دکتر مهرداد درویش‌پور جامعه‌شناس مقیم سوئد معتقد است که طلاق به خودی خود یک ناهنجاری به حساب نمی‌آید بلکه یک انتخاب عقلانی است. او می‌گوید: «طلاق در واقع یک انتخاب است. همان طور که ازدواج یک انتخاب است برای این که فرد زندگی خودش را بهبود ببخشد، طلاق هم یک انتخاب است و لابد آدمها وقتی به طلاق می‌اندیشند، آن قدر زندگی‌شان با دشواری روبه‌رو است که این دشواری راهی جز انتخاب جدایی را پیش روی قرار نمی‌دهد. بنابراین من فکر می‌کنم کسانی که طلاق را یکسره با ناهنجاری توضیح می‌دهند، یک نگاه محافظه‌کارانه دارند و این همان نگاهی‌ست که از گذشته دور چنین عنوان شده که موقع ازدواج سوگند خورده می‌شود که جز مرگ چیزی نتواند بین دو زوج جدایی ایجاد کند. از این منظر به نظر من به طلاق باید به‌عنوان یک انتخاب عقلایی نگاه کرد».
این کارشناس معتقد است هرچه جامعه مدرن‌تر می‌شود، فردیت معنای بیشتری پیدامی‌کند و به همین دلیل افراد دیگر دلیلی نمی‌بینند که فردیت خود را به خاطر مصالح جمعی سرکوب کنند. درویش‌پور طلاق را نشانه‌ی گسترش مدرنیته می‌داند و نشانگر این که افراد و به‌ویژه زنان به خواست و به بدن خودشان و به نیازهای خودشان بیشتر از قضاوت جمع، اجتماع، جامعه یا پدر و مادر توجه می‌کنند.
او می‌گوید: «در جامعه‌ی مدرن، فرد سلول اصلی جامعه است و نه خانواده. به همین خاطر هرچه جلوتر می‌رویم، هرچه با توسعه‌ی حقوق فردی و برابری زن و مرد بیشتر روبه‌رو می‌شویم، می‌بینیم که ارجحیت خانواده بر مثلاً زندگی مجرد یا "سینگل لایف" کمتر می‌شود. در کشوری نظیری سوئد که اساساً این تبعیض برچیده شده و به‌هیچ وجه خانواده یک منزلت اجتماعی برتر را در قانون بازتاب نمی‌دهد و نوعی پلورالیسم (تکثرگرایی) نسبت به شکل زندگی وجود داردبه عقید‌ه‌ی مهرداد درویش‌پور و البته بسیاری دیگر از جامعه‌شناسان، تقدیس خانواده در شکل سنتی آن تنها مخصوص افکار محافظه‌کارانه است که جوانان به راحتی زیر بار آن نمی‌روند. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم هرچه جامعه‌ی ایران جلوتر می‌رود، اشکال سنتی رابطه‌ی دو جنس و یا اشکال سنتی خانواده بی‌موضوع‌تر می‌شود و جامعه‌ی ایران پلورالیسمی را که در جامعه‌‌ی مدرن با آن روبه‌رو هستیم، دیر یا زود تجربه خواهد کرد و یکی از دلایل این طلاق‌ها هم همین تمایل جامعه به عبورکردن از شکل سنتی خانواده است».
"ایران در آستانه یک انقلاب جنسی"
مدیر بخش روان‌پزشکی در سازمان پزشکی قانونی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرده اســـــــــت که پنجاه تا شصت درصد طلاق‌ها به دلیل مشـــــــــــکلات و اختلالات جنسی است


در ایران تنها راه رسمی برقراری رابطه جنسی، ازدواج است. در حقیقت برقراری رابطه جنسی قبل از ازدواج نه مرسوم است و نه پسندیده و نه قانونی. بنابراین یکی از مهمترین عوامل تشکیل یک زندگی متعادل و برابر که رابطه جنسی متعادل است قبل از ازدواج قابل امتحان نیست.
از این رو به گفته‌ی آمارهای رسمی ۶۰ درصد از طلاق‌ها به دلیل همین ناهماهنگی جنسی دو طرف صورت می‌گیرد.
مهرداد درویش‌پور این معضل را بیش از آنکه "اختلال جنسی" بداند، بالا رفتن توقع جنسی می‌نامد و می‌گوید: «توقع جنسی در ایران افزایش پیدا کرده، بدون این که متناسب با آن قوانین یا عرف جامعه به اشکال دیگری از پاسخگویی به نیازهای جنسی میدان دهد. در نتیجه چه اتفاقی می‌افتد؟ آن شکل بسته‌ی خانوادگی با توقعات جنسی افزایش یافته‌ی افراد در تضاد می‌افتد».
او می‌گوید جامعه‌ی ایران در آستانه‌ی یک انقلاب جنسی به‌ویژه درمیان نسل جوان قرار دارد که به‌هیچ وجه مایل نیست با ارزش‌های کهن و سنتی جامعه، خودش را تطبیق دهد. درویش‌پورنتیجه می‌گیرد: «بنابراین وقتی که این قوانین و این عرف پیشه کردن شکل دیگری از تجربه‌ی جنسی را اجازه نمی‌دهد، خانواده‌ها ناپایدارتر می‌شود و جدایی‌ها به مراتب افزایش پیدا می‌کند، درست به ‌خاطر این که رضایت جنسی از یکدیگر وجود ندارد».
شهر قم، نمونه‌ای از کل ایران
مدیرکل بهزیستی استان قم در گفت‌وگو با "خبر آنلاین" اعلام کرد که ۳۰ درصد ازدواج‌ها در قم به طلاق می‌رسد و این استان رتبه دوم طلاق در ایران را بعد از تهران داراست
قم، مرکز بزرگتر تربیت طلاب علوم دینی در ایران، مقبره یکی از نوادگان پیامبر مسلمانان، محل قرار گرفتن مسجدی که شیعیان آن را مسجد امام دوازدهم و غایب خود می‌دانند و یکی از مهمترین زیارت‌گاه‌های شیعیان دوازده امامی است. این شهر از دیرباز به عنوان یکی از سنتی‌ترین شهرهای ایران شناخته شده که اکثریت زنان آن نیز پوشش چادر دارند. تقریبا تمامی مراجع تقلید شناخته شده‌ی ایران نیز در این شهر ساکن هستند.
اما نکته عجیب اینجاست که این شهر با این مشخصات بالاترین آمار طلاق را پس از کلان شهر تهران به خود اختصاص داده است
.
مهرداد درویش‌پور در توضیح این تناقض، قم را نمونه کوچکی از کل جامعه پارادوکسیکال (پرتناقض) ایران می‌داند و میگوید: «در سطح منطقه ایران دینی‌ترین حکومت را دارد. در مقابل تحولات سه دهه اخیر عصر جهانی شدن، رشد مدرنیته، مبارزات زنان و اساساً تغییر ارزش‌ها از ارزش‌های جمعی به ارزش‌های فردی، موجب شده است که مردم ایران سکولارترین مردم کل منطقه باشند. بین ارزش‌های حاکم و آنچه در بطن جامعه جریان دارد، یک تضاد شدید به چشم می‌خورد. در قم هم به گمان من ما با این واقعیت روبه‌رو هستیم».
او می‌گوید در شهر قم یک بافت سنتی‌ـ مذهبی حاکم است. در حالی که در بطن جامعه ‌ایران ما شاهد یک تغییر بسیار شگرف هستیم. درویش‌پور ادامه می‌دهد: «خود این تغییر در متن اجتماع و کافی نبودن یا پاسخگو نبودن ارزش‌های حاکم می‌تواند نوعی از موقعیت ناهنجاری یا موقعیت آنورمیک یا ناهنجار و بی‌نرمی را ایجاد کند که استرس (ناراحتی) در خانواده‌ها را افزایش می‌دهد و به جدایی‌‌ منجر می‌شود».
دولتمردان ایران که ۳۲ سال است شعار "نهاد مقدس خانواده!!" را سر داده‌اند و برای پاسداشت آن تمامی آزادی‌های فردی را سرکوب کرده‌اند، اینک طبیعی است که بالارفتن آمار طلاق و از هم پاشیدن "خانواده مقدس" را نوعی ناهنجاری به حساب آورند واز آن وحشت داشته باشند

این وحشت تا بدانجا پیش رفت که چندی پیش محمود احمدی‌نژاد در یک دستورالعمل به سازمان ثبت احوال، مقرر کرد که آمار واقعی طلاق‌ها اعلام نشود. واقعیت اما پشت این پرده‌پوشی همچنان جریان دارد


۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه

ببینید ، عاملین تحجر و عقب ماندگی تا کجا ی جهالت،اصرار دارند!؟- مطلب را بخوانید و به تصاویر دقت کنید*

به گزارش دانشجو(!)، اينجا دانشگاه است، دانشگاه آزاد اسلامي؛ همان دانشگاه اسلامي كه هدف مسئولان است و همواره براي رسيدن به آن تاكيد مي كنند؛ اينجا دانشگاه آزاد اسلامي است
همان دانشگاهي كه قرار بود مواد تحصيلي دانشگاهي خود را با توجه به حوزه هاي علميه تامين كند!!؟
همان دانشگاهي كه قرار بود فضايي اسلامي داشته باشد!!؟
اينجا دانشگاه است؛ همان جا كه بايد علم آموخت و آن را براي تعالي(!) جامعه اسلامي به كار گرفت!، اما اين عكس ها تمامي اين حرف ها را نقض مي كند!!؟














۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

ایران اسلامی ، دزد ها گوسفندان را با چوپانش ربودند !؟




ماموران انتظامي مراغه (آذربایجان)، مرد چوپاني را كه با 281 رأس گوسفند ربوده شده بود، نجات دادند!!؟
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، در تماس مردي با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر مفقود شدن چوپان روستاي شيخ‌الاسلام ملكان همراه 281 راس گوسفند، موضوع در دستور كار پليس آگاهي(!) شهرستان قرار گرفت

براساس اين گزارش، پليس موفق به رديابي سارقان در يكي از باغات اطراف روستا شدند كه سارقان در آن محل در حال بارگيري گوسفندان ربوده شده به كاميون بودند

مامورين سارقان را در محل دستگير كرده و چوپان گله را كه به صورت دست و پا بسته در محل نگه داشته شده بود، آزاد كردند.
بنا به اعتراف سارقان اين احشام قرار بود پس از بارگيري به تهران حمل شود
.
گزارش ديگري نيز حاكي است 7 سارق كه در شهرستان فيروزكوه در لباس چوپاني احشام سرقت مي‌كردند، متوقف و پس از فرار به كوه دستگير شدند

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

درسه ماه گذشته امسال بیش از75هزارنفر در رابطه با تولید و توزیع مواد مخدر دستگیر شده اند



رئيس پليس مبارزه(!) با مواد مخدر نيروی انتظامی می گويد درسال جاری بيش از ۷۵ هزار نفر توزيع کننده، توليد کننده و قاچاقچی مواد مخدر دستگير شده اند
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ، حميد رضا حسين آبادی همچنين از کشف و ضبط ۱۱۲ تن مواد مخدر خبر داده است که بيش از ۴۰ تن آن در مرز سيستان و بلوچستان کشف شده است
اين مقدار مواد مخدری است که تنها در سال جاری کشف شده است!؟
به گقته اين مقام نيروی انتظامی ،۸۷ تن از مواد مخدر کشف شده ترياک، شش تن آن هروئين و بيش از ۱۵ تن حشيش بود
وی همچنين گفته است که در سال جاری بيش از ۵۲۶ کيلو مواد مخدر صنعتی
« شيشه» و سه ميليون انواع قرصهای روانگردان کشف و ضيط شده است

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

قحطی و خشک سالی بد ترین فاجعه انسانی را در سومالی رقم زده است


رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، خشکسالی و قحطی در سومالی را «بدترین فاجعه انسانی» جهان توصیف کرد و خواستار کمک فوری جامعه جهانی به ساکنان مناطق بحران زده شد.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، که از بزرگترین اردوگاه پناهندگان جهان در «داداب» واقع در کنیا دیدار کرده خواستار «حمایت گسترده» جهانی از صدها هزار نفری شده است که به خاطر قحطی و خشکسالی ماه‌های اخیر از سومالی راهی کشور کنیا و اتیوپی شده‌اند.
در بزرگترین اردوگاه پناهندگان جهان در «داداب» کنیا بیش از ۳۸۰ هزار نفر اسکان یافته‌اند و هفته‌ای ۱۰ هزار نفر به آنها اضافه می‌شود.
آن گونه که برنامه جهانی غذای سازمان ملل برآورد کرده، نزدیک به ۱۰ میلیون نفر در شاخ آفریقا نیاز به کمک فوری دارند.
از سوی دیگر صندوق کودکان سازمان ملل نیز می‌گوید بیش از ۲ میلیون کودک در این منطقه با سوء تغذیه مواجه‌اند و برای حفظ جان آنها باید اقدامی فوری صورت بگیرد.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، در اردوگاه داداب واقع در کنیا با یک مادر سومالیایی صحبت کرد که در پیاده‌روی ۳۵ روزه از سومالی به کنیا، سه کودک خود را از دست داده بود.
کشور همسایه اتیوپی نیز در این روزها میزبان هزاران نفری است که از خشکسالی و قحطی در سومالی به آنجا پناهنده شده‌اند.
رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، روز پنجشنبه از اردوگاه «دولو آدو» نیز دیدن کرد که آنجا هم مملو از جمعیت است.
به گفته آتونیو گوترا نرخ مرگ و میر دراین اردوگاه بسیار بالا است و کودکان نیز در شرایط بسیار بدی به سر می‌برند.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می‌گوید روزانه ۲۰۰۰ سومالیایی با عبور از مرز خود را به کشور همسایه، اتیوپی می‌رسانند.
آنتونیو گوترا، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل پس از دیدار از مناطق بحران‌زاده می‌گوید: «چیزهاییکه ما در این یک ماه دیدیم با هیچ چیز نمی‌شود مقایسه کرد.»
این مقام سازمان ملل تصریح کرد: «به باور من بدترین فاجعه انسانی جهان در سومالی روی داده است.»
اردوگاه‌هایی که در اتیوپی و کنیا، دو کشور همسایه سومالی تدارک دیده شده، مملو از جمعیت است و غذای کافی هم برای پناهندگان وجود ندارد.
ژروم سوکت، رئیس تیم اعزامی پزشکان بدون مرز در اردوگاه «دولو ادو» می‌گوید: «ما می‌توانیم کودکانی ار که که به شدت از سوء تغذیه رنج می‌برند تحت درمان قرار دهیم اما این کودکان قطعا دوباره پیش ما برمی‌گردند چراکه غذای کافی وجود ندارد و تقریبا همه آنها هم اسهال دارند.»
کانون خشکسالی‌ها در سه کشور سومالی، اتیوپی و کنیا قرار گرفته است؛ با این حال بخش‌هایی از اوگاندا و جیبوتی نیز با خشکسالی مواجه شده‌اند. در این میان سومالی که با ناآرامی‌های داخلی نیز دست و پنجه نرم می‌کند بیشترین آسیب را از خشکسالی دیده است.
زندگی خانوارها در این مناطق قبیله‌نشین عمدتا به دام وابسته است که این خشکسالی آنها ادامه حیات را به شدت دشوار ساخته است.
برنامه جهانی غذای سازمان ملل می‌گوید ۱۰ میلیون نفر در شاخ آفریقا نیاز به غذا دارند.

۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

سخن از تهاجم روانی به یک ملت نیست



خلافت اسلامی ایران به ویژه پس از پایان جنگ با عراق به تکرار و تاکید، بلاانقطاع از تهاجم فرهنگی (غرب) سخن گفته و می گویند. اما کلاً از تهاجم روانی رژیم به همه ملت ایران سخنی در میان نیست. تهاجمی به همه ملت ایران از هر قوم و جنس و طبقه ای و در سراسر سه دهه گذشه. این تهاجم چگونه صورت گرفته است و پیامدهای آن بر جامعه چیست؟
از بین بردن اطمینان خاطر یا به عبارت دیگر، پریشان خاطر کردن مردم، حتی اعضای حکومت، از طریق متزلزل کردن جایگاه ایشان، تغییرات پی در پی و ناگهانی در روش ها، قوانین و مقررات در همه زمینه ها، از کسب و کار و روابط اجتماعی گرفته تا متن کتاب های درسی. تهاجم بی وقفه و بی پشتوانه قانونی و حتی عرفی به حریم خصوصی افراد، کشتار وسیع مردم با تهاجم نظامی (برای نمونه: کردستان) یا در زندان ها و یا اعزام نوجوانان و جوانان به جبهه های جنگ بدون آموزش اسلحه کافی و مناسب (برای نمونه: کشته شدن همه اعضای سپاه محمد در یک روز و مانند آن). نمونه های کوچکتر ولی همان اندازه تاثیرگذار همچون تغییر مکرر نام خیابان ها و مکان ها و ... جای خود دارد.
مجموعه این عوامل سبب می شود که: اعتماد به نفس مردم آسیب دیده در موارد حاد از میان برود. پیامد بلافاصله آسیب دیدن اعتماد به نفس، پدیده حسد است. حسد، روابط درونی فرد، یعنی تعادل روانی فرد و روابط بیرونی او، یعنی با دیگران را به کلی درگیر خود می سازد. به عبارت آخر انرژی مثبت و سازنده فرد و جامعه را دچار خلل کرده و گاهی به کلی از میان می برد. حسود همه برتری هایی را که در خود دارد نمی بیند و در عین حال به شدت می کوشد برتری های دیگران را هم حاشا کند و در صورت امکان از میان ببرد. حسد، آزار روانی بسیار ویرانگر و خطرناکی است. این آزار روانی در جامعه ایرانی گسترش نگران کننده یافته و به یکی از موانع جدی رشد و پیشرفت سالم افراد و در نتیجه کل جامعه شده است.
اهانت مداوم و همیشگی: از طریق رفتار دور از آداب پذیرفته شده اجتماعی با مردم در ادارات، در آموزشگاه ها، در همه جا، ضرب و شتم مردم و به ویژه جوانان در خیابان و کوی و برزن، برای مثال لباسی که پوشیده اند یا شادی کردن برای فرا رسیدن سال نو، یا بازداشت زنان و دختران و بردن آنان به بازداشگاه های نهی از منکرات. برخی از این بازداشتگاه ها شهرتی ترسناک دارند. نمونه آن پزشک جوانی که در همدان در یکی از همین بازداشتگاه ها به قتل رسید و امثال آن. مجموعه این رفتارها حس عزت نفس را می کشد و غرور را جایگزین حس عزت نفس می کند. عواقب غرور را در رفتار همه می توان دید. بارزترین نمود این عارضه روانی، ناتوانی از پذیرش خطای خود و عذر تقصیر خواستن است. تا حدی که اگر کسی برای خطایی که کرده و آزاری که به دیگری رسانده پوزش خواهی کند از ضعف وی دانسته می شود. نمونه های سیاسی این پدیده در سه دهه گذشته فراوان است، فقط برای مثال ادامه گروگان گیری و ادامه جنگ را یادآور می شویم.
اجحاف: آن است که شایستگان به هر منصب و شغلی را برانند و به جایش کسی را بگمارند که فاقد استطاعت علمی و تجربی در آن کار و منصب است. مثلا جوانی بیست و چند ساله بدون تحصیلات در رشته حقوق و بدون کارآموزی را در مسند قضاوت بنشانند و نمونه های بسیار دیگر. احساسی را که در شایستگان پدید می آید احساس اجحاف می گوییم. احساسی تلخ و مخرب. در تاریخ اجتماعی- سیاسی ایران، اجحاف پیشینه ای کهن دارد
آنکه اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
بیتی است از قصیده ای سروده «سیف فرغانی»، سده ۷ و ۸ هجری، که به خاطر همین قصیده به دست دولت ایلخانی مغول کشته شد. یا کودک شش ساله ای را در زمان ناصرالدین شاه به منصب امیرتومانی یعنی سرلشکری می گمارند و امروز ... طول مدت و گستردگی اجحاف سبب می شود که پدیده ای به مراتب مخرب تر وارد اجتماع و روابط اجتماعی شود: احساس اجحاف مزمن.
پدیده ای که به پیامد آن، مردم هیچ چیز را بر حق نمی بینند و حتی ویژگی ها و برتری های مادرزادی دیگران را نمی پذیرند، تا چه رسد به مزیت های اکتسابی! نمونه های این ناهنجاری های روانی در تداول عامه بسیار است، مثلا حتی هنگام ستایش از قد و بالای برازنده کسی، یا آواز خوش دیگری، آن را با ناسزا همراه می کنند. به طور خلاصه کار به جایی می رسد که هیچ کس، کس دیگری را قبول ندارد. آثار این عارضه روانی را در همه زوایا و سطوح زندگی ایرانیان در داخل و خارج از کشور به روشنی می توان دید. حتی ایرانیانی که سال هاست خارج از ایران زندگی می کنند و با رژیم کنونی در تقابل و به نوعی در مبارزه اند. این عارضه سبب تجزیه کامل جامعه شده، تنها راه حکومت کردن را اعمال زور قرار می دهد. یعنی اجحاف منتهی به اعمال زور و اعمال زور بی وقفه، منتهی به اجحاف می شود و .... می شود و مکرر. چرخه ای پلید و مرگبار زندگی همه را در چنبره خود می فشارد تا آن هنگام که منبع زور از کار بیفتد. در این حال یکی از برآیندهای محتمل، تجزیه کشور می تواند باشد. دقیقا همان نکته ای که حکومت های استبدادی که خود شاهد بوده ایم برای هراساندن ملت و مطیع ساختن ایشان در برابر استبداد و حق کشی های ناشی از آن به عنوان حربه ای به کار برده و می برند. امروزه به علت اینکه بخشی بزرگ از مردم با سوادند و در شهرها زندگی می کنند و در معرض اطلاع رسانی گسترده هستند، موارد اجحاف را هرچه واضح تر می بینند و تاثیرات مخرب آن هرچه بیشتر در ایشان کارگر می شود.
تحقیر مداوم همه، از جملهنامه علنی و خفت بار رهبر پیشین به رییس جمهوری وقت که مثلا خطایی در اندیشه او و در سخن وی در نماز جمعه را تذکر می داد. یا مقاله حیرت انگیز یکی از وابستگان رژیم که تنها کسانی که از تبار روحانیون هستند مستحق عضویت در کادردیپلماتیک کشور می باشند. اندیشه پنهان در این مقاله را جز با واژه قبیح نمی توان توصیف کرد. این روش سبب ایجاد عقده حقارت یا آزار خود کم بینی می شود. یکی از تولیدات آزار حقارت، مهر طلبی است. یعنی شخص به طور ناخود آگاه مداوما خود را ستم دیده می بیند و دیگران را ستمکار. حتی هنگامی که بدترین و شنیع ترین رفتارها را با دیگران می کند، کماکان خود را رنج دیده می یابد و در انتظار دلجویی.
این عارضه در همه رفتارها و روابط شخص تاثیر می گذارد، تاثیری منفی. از سخن گفتن به لحن و ماهیتی رنجیده خاطر، مثلا به جای سپاسگزاری از تلفن احوالپرسی دوستی، سخنانی از این قبیل به کار می برد: چه عجب یاد ما کردی، سایه شما سنگین شده و مانند آن، یا مطالبه کردن به جای درخواست کردن، توقع داشتن دایمی از دیگران و ... در این میان حاکمان هم که به هر حال از چنین متنی برخاسته اند همواره مردم را ناسپاس می بینند و توقع بیشتر و بیشتر دارند، تا حد فدایی شدن، ولایت پذیری (یعنی خود را بی قید و شرط در اختیار و اراده و امیال دیگری نهادن) و البته چاپلوسی و مدح گفتن. از سوی دیگر شهروندان نیز با حکام همین برخورد را دارند و طبعا کارهای مثبت احتمالی را هم نمی بینند.
تحقیر مدام مردم سبب می شود حس حرمت پذیری تدریجا کاهش یافته تا جایی که کلا از میان برود. این همان پدیده ای است که در تداول عامه از آن چنین یاد می شود: فلانی جنبه ندارد، به فلان کس نمی شود رو داد، گربه را باید دم حجله کشت و ... این همان پدیده ای است که در بیان علمی آستانه اشباع خوانده می شود. یعنی چنان می شود که حتی اگر امروز یا فردا حکومتی مسئول، مصدر کار شود و قصد خدمت داشته باشد هم نمی تواند با دیدگاهی انباشته از انواع پدیده های منفی که در طول زمان در اذهان جای گرفته است به آسانی کاری از پیش ببرد.
اعمال نیت و اداره حاکم به جای خواست و اراده مردم سبب اختلال در رشد عاطفی اشخاص گردیده ایشان را دچار کودک ماندگی می کند. یکی از پدیده های پیامد آن لجبازی و یکدندگی است در همه سطوح. زیرا شخص کودک مانده دچار خود شیفتگی شده همه کارهای خود را نیکو و پسندیده می یابد و می پندارد. هر چند منطق و واقعیت خلاف آن را نشان دهد. از نمونه های سیاسی آن از ماجرای گروگان گیری یا خطوط لوله سراسر آسیای میانه – قفقاز به آب های آزاد جنوب ایران می توان یاد کرد. فرصتی زرین از جهت ژئوپولیتیکی و علاقه مند ساختن همه کشورهای قدرتمند به حفظ یکپارچگی ارضی کشور از کف رفت. افزون بر آن افزایش توان تاثیرگذاری بر معادلات سیاسی جهانی و منبع درآمدی مطمئن هم به باد رفت.
آرزواندیشی و خیال پردازی یعنی بریدن از واقعیت یکی دیگر از نتایج اختلال رشد عاطفی یا کودک ماندگی است. داد و ستدی بی حاصل میان حاکمان و تابعان به جریان می افتد. هر دو طرف برای یک چندی از این معامله خرسندند تا وقتی که واقعیت خود را با همه هیبت و تلخی به همگان تحمیل کند. از نمونه های آن، وعده رسیدن به تمدن بزرگ در طی زندگی یک نسل در جامعه ای که بر این نیت تفاهمی اصولی نداشت، ایجاد دموکراسی نمونه در تاریخ جهان ( بهار آزادی!) تا برق رایگان، شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم – هم زمان با ناکامی های پی در پی در جبهه های نبرد با دشمنی کوچک- تا پول نفت سر سفره مردم. در چنین فضایی چنانچه رجلی با درک واقعیت معضلی را از سر راه بردارد یا خطری را از موجودیت کشور دور سازد، عملش مهجور می ماند و قدرتش ناشناخته. نمونه آن: ایران تنها کشوری بود که در جنگ دوم جهانی به اشغال قوای متفقین در آمد ولی حتی یک سانتی متر از خاک آن نیز تجزیه نشد، باوجود اراده و اقدام متفقی چون اتحاد شوروی. این نبود مگر اثر تدبیر نخست وزیر وقت و وزیر امور خارجه دولت او
این که آیا رژیم کنونی ایران بر اساس برنامه ای تدوین شده با ملت چنین رفتاری می کند نیاز به سندی متقن دارد که طبعا در دسترس این نگارنده نیست. اما قرینه ای آشکار و روشن در دسترس است: علوم انسانی ممنوع، که غربی است!؟
دروغ نوع دوم! این که کسی برای کندن مالی از دیگری، البته به ناحق، دروغ زنی کند مطلبی است شناخته شده که در قوانین جزایی ایران تحت عنوان مغرور کردن یعنی گمراه کردن، جایی داشت. اما امروزه نوع دیگری از دروغ گویی رواجی تام یافته است که در بادی امر علت ارتکاب بدان بر شنونده روشن نیست. گوینده، خود را نزد شنونده ای که به هر حال تاثیری در کار و بار و زندگی وی ندارد و خود هم می داند، شخصی دارای موقعیتی ممتاز از جهات مورد پسند خویش معرفی می کند. جهانی مجازی می آفریند و خود را در مرکز آن قرار می دهد. چون فردیت فرد، هویتی یگانه که هر کسی دارد زیر فشار حکومتی است توتالیتر یا تام گرا. فشاری که می کوشد همگان را به شکل خشت هایی یک شکل و یک اندازه در بنای مورد علاقه خود به کار برد. در این حالت فرد، ولو با دروغ پردازی، از هویت و استقلال روانی خود دفاع می کند. دنیایی تخیلی می سازد که عوامل حکومت را بدان دسترسی نیست.
خلاصه کلام آنکه بهداشت روانی جامعه در خطر است و در کام بحرانی خرد کننده. به عبارت دیگر این روش حاصلی ندارد مگر تجزیه جامعه با همه پیامدهای سهمگین آن. در این شرایط حکومت خود بیش از همه در معرض خطر فروپاشی است، زیرا تضمینی برای تولید و تحمیل پیوسته و بی وقفه زور وجود ندارد!
؟
v o a

۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

سود و زیان معاملات !!؟؟


گفته می‌شود آلمان با فروش ۲۰۰ تانک پیشرفته به عربستان سعودی قصد تقویت این کشور در قبال ایران را دارد. به ادعای رسانه‌ها این تصمیم با تائید آمریکا و اسرائیل اتخاذ شده اما افکار عمومی آلمان هرچه شدیدتر با آن مخالفت می‌کند
دولت آلمان فروش مناقشه‌آمیز تانک‌های پیشرفته "لئوپارد۲" به عربستان سعودی را چنین توجیه می‌کند که قصد دارد این کشور را در مقابل ایران تقویت کند. هانس یواخیم اوتو، دبیر پارلمانی در وزارت اقتصاد روز چهارشنبه (۶ ژوئیه) گفت: «همه می‌دانند که عربستان سعودی در مقابل ایران یک قدرت منطقه‌ای به شمار می‌رود». او تأکید کرد که توجه به شرایط خاص خاورمیانه در تصمیم دولت آلمان مؤثر بوده است.
آقای اوتو همچنین گفت که عربستان سعودی یکی از متحدان پراهمیت غرب در مبارزه با تروریسم است. او انتقادات نیروهای مخالف را رد کرد. او حاضر نشد درباره معامله تانک با عربستان اطلاعات دقیقی به رسانه‌های جمعی دهد
*************
هم باید باج داد و هم باید ماموران باج خواه معذور! را که در کسوت (این و آن) بر صدر(زور) نشسته اند، به شکلی که دراین سالها در کشور های صاحب نفت و ثروت ، شاهدیم تحمل کرد!؟



۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

دست روی هر چیزی میگذاری، " گندش " در میاد !؟

پس از آنکه محمود احمدی‌نژاد در راستای تهدیدش(!) به افشاگری گفت : شماری از نهادها و سازمان‌های (خلافت) اسلامی از طریق اسکله‌ها و مرزهای غیرقانونی کالا وارد می‌کنند و باید جلوی آنها گرفته شود؛ امروز محمد علی جعفری گفت که سپاه اسکله‌های نظامی در اختیار دارد، اما هیچ‌گونه مبادله تجاری در آنها انجام نمی‌دهد!؟.
چند روز پس از آنکه احمدی‌نژاد، به تداوم فشارها روی نزدیکانش هشدار داد و تهدید کرد در صورت برخورد با تیمش دست به افشاگری خواهد زد، روز گذشته گفت شماری از نهادها و سازمان‌ها از طریق اسکله‌ها و مرزهای غیرقانونی کالا وارد می‌کنند و باید جلوی آنها گرفته شود.
پس از این سخنان رییس دولت، امروز مسئول سپاه به گفته‌های احمدی‌نژاد واکنش نشان داد و گفت «کسانی که ذی‌نفع هستند این سخنان را مطرح می‌کنند و این بحث‌ها انحرافی است!
؟.»
به گزارش
مهر جعفری، از سپاه پاسداران وجود این اسکله‌ها را رد نکرد اما گفت: «سپاه همچون سایر نهادهای نظامی اسکله‌هایی نظامی در اختیار دارد، اما هیچ‌گونه مبادله تجاری در آنها انجام نمی‌دهد.»
آقای جعفری با اذعان به بحث تجارت غیر قانونی در اسکله‌ها، این اتهام را مستقیما متوجه شخص احمدی‌نژاد کرد و گفت: «این بحثی انحرافی است که توسط افرادی که به نظر ما، ذینفع هستند، مطرح می‌شود
مسئول سپاه افزود: «این افراد با مطرح کردن چنین بحث‌هایی، قصد دارند توجه دولت و دستگاه‌های دیگر را از جایی که قاچاق اصلی کالا اتفاق می‌افتد، منحرف کنند
ماجرا از آنجا آغاز شد که در روزهای گذشته برخی منابع خبری از دستگیری قریب الوقوع حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی نژاد خبر دادند، اما پس از این اخبار، احمدی‌نژاد وارد میدان شد و تهدید کرد در صورت تداوم دستگیری‌ها مسائلی را با مردم در میان خواهد گذاشت.
وی با اعلام اینکه کابینه «خط قرمز» وی است، قوه قضاییه را تهدید کرده بود که در صورت «دست‌اندازی به کابینه» دست به افشاگری خواهد زد!؟

پس از آن برخی از نمایندگان مجلس اسلامی و نیز چهره‌های سیاسی(!) گفتند که قوه قضاییه آنچه را صلاح بداند انجام می‌دهد و کسی نمی‌تواند مانع کار دستگاه قضا شود!!. در این میان سیدفاضل موسوی، نماینده مجلس هشتم نیز از تشکیل یک کمیته در کمیسیون اصل ۹۰ برای بررسی پرونده مشایی و بقایی خبر داد و
گفت: «به دلیل اهمیت بسیار بالای پرونده مشایی و بقایی، این پرونده از تمامی جهات مورد بررسی و موشکافی قرار می گیرد!؟.»
با اعلام این، خبر احمدی نژاد هم در اولین افشاگری(!) خود از وجود اسکله‌هایی غیرقانونی سخن گفت که در آنها مبادلات تجاری صورت می‌گیرد.
محمد احمدی‌نژاد در همایش «راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» با اشاره به نهادهای امنیتی گفت: «تمام مرزهای غیرقانونی باید بسته بشود؛ فلان سازمان، فلان نهاد، فلان دستگاه، هر کس یک جا را سوراخ کرده و برای خودش می‌برد، می‌آورد، این غلط است، هیچ کس نباید مصونیت داشته باشد
اما امروز مسئول سپاه به این سخنان واکنش نشان داده و بدون رد کردن مبادلات تجاری در اسکله‌های غیرقانونی، اصل اتهام را متوجه خود احمدی‌نژاد کرده است.
تعداد اسکله‌های فعال در (خلافت) اسلامی ۲۱۲ عدد گزارش شده و سازمان بنادر و کشتیرانی ایران که بر اساس قانون وظیفه نظارت بر این اسکله‌ها را برعهده دارد سال قبل اعلام کرده بود که از این تعداد فقط 61 اسکله دارای مجوزهای قانونــــــــــی لازم هســــــتند!!؟

مطابق برخی گزارش‌های غیر رسمی دیگر تا ۲۰۰ اسکله فعال غیرقانونی در کشور وجود دارد که نظارت قانونی بر آنها اعمال نمی‌شود!!؟.
همچنین گفته می‌شود قاچاق کالا در ایران تقریبا معادل ۲۰ میلیارد دلار است که ۷۰ درصد آن از طریق همین اسکله‌های غیر مجاز مبادله می‌شود

khodnevis.org

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

ایران دوباره همانند سالهای گذشته ، در خاموشی فرو میرود



آغاز اختلال در شبکه سراسری برق کشور
گر چه در پایان تابستان سال گذشته وزارت نیرو اعلام کرده بود که "به مدد افزایش توان تولید!!" مساله‏ی "قطع برق در تابستان سال 90 تکرار نخواهد شد"، اما تنها گذشت یک هفته از شروع تیرماه معلوم کرد که امسال نیز سریال قطعی مکرر و جیره بندی برق در سه سال گذشته ادامه خواهد یافت
حالا مسوولان وزارت نیرو عامل تکرار این مساله را "کمبود سوخت نیروگاه‏ها" معرفی کرده‏اند و مسوولان وزارت نفت هم با تکذیب این ادعا گفته‏اند "مشکلی برای تامین سوخت نیروگاهها وجود ندارد!!
؟."
نیروگاه‏های بدون گاز
نگرانی‏ها از وضعیت مصرف برق در کشور از اواخر فروردین با سخنان رئیس کمیسیون انرژی مجلس مبنی بر "چهار الی پنج برابر" شدن قیمت برق شروع شد، اما زمزمه بروز خاموشی‌ها در شبکه برق کشور بحثی بود که از دو روز پیش نگرانی‏های جدیدی را دامن زد تا مصرف‏کنندگان ایرانی حالا هم نگران ارقام پیش بینی نشده‏ی فیش‏ها باشند و هم خاموشی‏های ناخوانده.
خاموشی‏های اخیر در حالی رخ داد که مجید نامجو وزیر نیرو گفته بود : "با هماهنگی‌های به عمل آمده از سوی وزارت نیرو با مجموعه نیروگاهی کشور، هیچ مشکلی در تامین برق مورد نیاز مردم نیست و مردم نباید از این بابت نگران باشند، چراکه وزارت نیرو علیرغم مشکلاتی که وجود دارد، خاموشی اعمال نخواهد کرد."
معاون وی نیز با تاکید بر اینکه مردم نباید نگران تامین برق باشند، گفته بود: "وزارت نیرو با ورود 5 هزار مگاوات نیروگاه جدید تا قبل از پیک مصرف تا این لحظه مشکلی در تامین برق مردم نداشته است!!؟."
همزمان با این اظهار نظرها اما آمارهای دیگری نیز منتشر شد که نشان می‏دهد تنها در یک مورد، نیروگاه قم در تاریخ 28 خردادماه با تقلیل "700 مگاوات" از توان تولید خود مواجه شده که گویا علت آن قطع گاز کل نیروگاه به مدت سه ساعت در آن روز بوده است. نتیجه‏ی این اتفاق چیزی نبود جز خاموشی 60 مگاواتی در قم
.
اولین اظهار نظرها درباره‏ی قطعی برق در روزهای اخیر حکایت از بی گاز ماندن 29 نیروگاه برقی در کشور داشت. آمار و اطلاعات سایت توانیر در اوایل هفته‏ی جاری نشانگر این بود که میزان گازرسانی به نیروگاهها که در هفته‏ی قبل 200 میلیون مترمکعب بود به 90 میلیون مترمکعب رسیده است. خبرگزاری مهر بر همین اساس خبر داد که "تمامی نیروگاه‏های بخاری و گازی کشور هفته گذشته را با سوخت مایع مازوت و گازوئیل به پایان رساندند."
محمد بهزاد معاون وزیر نیرو از نيروگاه‌های کاشان، اردبيل و اصفهان به عنوان "شاخص‌ترين نيروگاه‌هايی" که گاز آن‌ها "هم‌اکنون قطع است و سوخت مايع آن‌ها نيز به حداقل رسيده" نام برده است.
گفتنی است در حال حاضر ذخیره سوخت مایع نیروگاه اصفهان، تنها 10 درصد است و اگر گاز آن قطع شود، نیروگاه فقط دو الی سه روز دوام می آورد و نهایتاً توان تامین برق خود را نیز نخواهد داشت.
یکی از مسئولان شرکت توانير نیز که نامش اعلام نشده به خبرگزاری مهر گفته است:"به دليل عدم تحويل گاز به نيروگاه‌ها، نيروگاه منتظری! تنها تا سه روز آينده قابليت استفاده از سوخت مايع را دارد."
وی همچنین هشدار داده: "اگر گاز متصل نشود، اين نيروگاه ظرف روزهای آينده از مدار توليد خارج خواهد شد


سال گذشته در حالی که هنوز یک سوم تابستان گرم ایران گذشته بود، در اوایل مردادماه اعلام شد تنها صنایع فولاد کشور به دلیل قطع برق حدود 230 ميليارد تومان ضرر دیده‏اند و شرکت آلومینیوم المهدی نیز میزان زیان اقتصادی خود را از خاموشی تابستانی شصت ميليارد تومان عنوان کرد. علی رغم تکرار این وضعیت در چهار سال گذشته هنوز آمار جامعی در زمینه آسیب‏های خاموشی تابستانی به اقتصاد و صنایع کشور منتشر نشده است



روز1433

۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه

مردم ایران همه در یک زندان بزرگ، در بندند




مهناز پراکند، وکيل دادگستری، که به تازگی از ايران خارج شده است در يک اجلاس فوق العاده در پارلمان اروپا حضور يافت و از همه دولت ها و نهادهای بين المللی که پيشرفت و پيشبرد حقوق بشر، پايه های اساسی و بنيادين سياستگزاری و برنامه ريزی های آنها را تشکيل می دهد، خواست تا مردم ايران را تنها نگذارند

شرکت در اجلاس فوق العاده پارلمان اروپا، اولين حضور در مجامع عمومی پس از خروج خانم پراکند از ايران است. مهناز پراکند با آگاهی از بازداشت قريب الوقوع خود کشور را ترک کرده است. اتهام خانم پراکند دفاع از فعالين جامعه مدنی، زندانيان سياسی و عقيدتی است. وی همچنين وکيل مدافع نسرين ستوده است که به تازگی به ۱۱ سال زندان محکوم شده است

مهناز پراکند عضو کانون مدافعان حقوق بشر در ايران به اعضای پارلمان اروپا گفت : «مردم ايران در يک زندان بزرگ بنام جمهوری(!) اسلامی در بند هستند.» خانم پراکند در اين جلسه که روز ۲۸ ماه ژوئن در شهر بروکسل برگزار شد، سياست رعب و وحشت در حکومت جمهوری اسلامی، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و گسترش اعدامها در ايران را با نمايندگان کشورهای اتحاديه اروپا در ميان گذاشت.
مهناز پراکند از اينکه به وی فرصتی داده شده تا آزادانه بتواند بدون هيچ محدوديتی از مشکلات و مسائلی که مردم ايران با آن روبر هستند در پارلمان اروپا صحبت کند، قدردانی کرد. وی همچنين از اينکه بعد از ايراد سخنرانی اش با تهديد زندان و شکنجه روبرو نيست نيز ابراز خشنودی نمود

خانم پراکند به نمايندگان کشورهای اتحاديه اروپا گفت: «من افتخار می کنم به اينکه صدای شهدائی شده ام که به دليل اعتقاداتشان در زندانهای ايران بدست مقامات جمهوری اسلامی اعدام شده اند.» مهناز پراکند در اجلاس پارلمان اروپا گفت امروز او سخنگوی آن دسته از زندانيان در ايران است که تنها بدليل ابراز عقايدشان شکنجه و سالهاست در زندانهای کشور بسر می برند


۱۳۹۰ تیر ۵, یکشنبه

دزد گرسنه !؟



یکشنبه، 5 تیر ماه 1390

دزدی بجای تن دادن به پیشنهاد غیراخلاقی

به خاطر مشکلات مالی، پولی برای تامین هزینه زندگی‌ام نداشتم. هرجایی که برای پیدا کردن کار می‌رفتم از من ضامن می‌خواستند و وقتی متوجه فوت شوهرم می‌شدند، تقاضای غیراخلاقی از من می‌کردند. اما باور کنید من فقط می‌خواستم با فروش بسته‌های گوشت دزدی، پولی به دست بیاورم و هزینه زندگی ۲ فرزند و مادر سالخورده‌ام را تامین کنم.

سایت عنوان: شامگاه یکشنبه این هفته یکی از کارکنان فروشگاهی در غرب تهران هنگام کنترل مشتریان به زنی که همراه ۲ دختر نوجوان بود، ظنین شد و دقایقی بعد متوجه شد، دختران نوجوان در گوشه‌ای ایستاده و زن همراه آنها به سمت قفسه مواد پروتئینی می‌رود.

دقایقی بعد (!!) ماموران در بازبینی فیلم دوربین مدار بسته فروشگاه مشاهده کردند، زن مشتری که همراه دختران نوجوان بود، با برداشتن ۲ بسته گوشت، آنها را درون کیفش قرار داده و در حال خروج از فروشگاه است

.به این ترتیب موضوع را به همکارانش اطلاع داد و آنها مانع از خروج زن جوان از فروشگاه شدند.

ماموران کلانتری شهرزیبا با حضور در محل زن را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند.

زن در بازجویی پلیس عنوان کرد به انگیزه مشکلات مالی و هزینه زندگی ۲ دخترش بسته‌های گوشت را سرقت کرده است. متهم روز گذشته با قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه ۱۳ دادسرای ناحیه ۵ تهران روانه زندان شد.

گفت‌وگو با متهم :چرا از فروشگاه گوشت سرقت کردی؟

دوسال قبل شوهرم فوت کرد. من ماندم و ۲ دختر نوجوان. در این مدت هزینه زندگی‌ام را به سختی تامین می‌کردم

.چند سال داری؟۳۵ سال.

سابقه سرقت داری؟خیر،

سرقت از فروشگاه اولین اتهام سرقتم است.

چرا به سرقت رو آوردی؟

به خاطر مشکلات مالی، پولی برای تامین هزینه زندگی‌ام نداشتم. هرجایی که برای پیدا کردن کار می‌رفتم از من ضامن می‌خواستند و وقتی متوجه فوت شوهرم می‌شدند، تقاضای غیراخلاقی از من می‌کردند. اما باور کنید من فقط می‌خواستم با فروش بسته‌های گوشت دزدی، پولی به دست بیاورم و هزینه زندگی فرزندان و مادر سالخورده‌ام را تامین کنم



۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

استفاده از تجاوز جنسی عليه زندانيان سياسی در(خلافت اسلامی) ايران





گاردين زير عنوان "فعالان محبوس در( خلافت اسلامی ) ايران می گويند زندانبانان به مجرمين کاندوم می دهند تا به ما تجاوز کنند" می نويسد در نامه های تکان دهنده و تشريحی، که توسط فعالان محبوس و يا خانواده های آنان نوشته شده است، مقامات به تسهيل عامدانه تجاوز جمعی جنسی، و استفاده از آن به عنوان نوعی از مجازات متهم شده اند


مهدی محموديان، يک عضو رک گوی حزب سياسی اصلاح طلب جبهه مشارکت جزو زندانيانی است که موفق شده اند با فرستادن قاچاقی نامه چگونگی تجاوزهای جنسی در بعضی از مخوف ترين زندان های ايران را فاش کنند.
محموديان که پس از انتخابات مورد اختلاف رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ برای صحبت کردن با روزنامه ها در باره سرکوبگری های رژيم دستگير شد اکنون در زندان رجائی شهر کرج در ۲۰ کيلومتری غرب پايتخت زندانی است
.
او در نامه ای که در وب سايت کلمه، منتشر شد می گويد "تجاوز در بندهای مختلف زندان به صورت عملی معمولی و قابل پذيرش در آمده است!!؟".
به توصيف محموديان، و نامه هائی که در وب سايت های اپوزيسيون منتشر شده است، زندانيان سياسی را جزو بعضی از خطرناک ترين مجرمين، از جمله قاتلين و اعضای سابق باندهای مسلح نگاه می دارند.
خانواده های اين زندانيان می گويند زندانبانان چشم خود را به روی تجاوزهای معمول و متداول جنسی می بندند و به شکايات قربانيان تجاوزها اعتنا نمی کنند


کريستيا بنديکت، مدير بخش خاورميانه ای عفو بين الملل می گويد "تجاوز جنسی جرمی وحشتناک است و به اين اتهامات بايد به دقت و بطور کامل رسيدگی شود. عفو بين الملل همچنين گزارشهائی را ثبت کرده است که از تجاوز جنسی ماموران امنيتی به زندانيان مرد و زن حکايت دارد".
مقامات (خلافت اسلامی) به اين اتهامات اعتنائی نشان نمی دهند و پيشتر نيز هرگونه ادعای راجع به تجاوز جنسی در زندان ها را تکذيب کرده اند




۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

امروز، پنج شنبه دوم تیرماه 1390




امروز در نیم‌کره جنوبی شب یلدا است و ساکنان جنوبگان در تاریکی چندماهه به سر می‌برند، اما در نیم‌کره شمالی بلندترین روز سال است و در مناطق قطبی می‌توان خورشید را حتی در نیمه‌شب هم مشاهده کرد
در روز اول تیر که مقارن با انقلاب تابستانی است، خورشید در مناطق قطب شمال زمین غروب نمی‌کند. در مناطق قطبی شمالی زمین که بالاتر از عرض جغرافیایی 66.5 درجه هستند، شب گذشته خورشید غروب نکرد و علی‌رغم آن‌که در نیمه‌شب به کم‌ترین ارتفاع خود رسید، اما باز بالاتر از افق قرار گرفت و می‌شد آن را در آسمان دید. هرچه عرض جغرافیایی منطقه بالاتر باشد، این پدیده برای زمان بیشتری اتفاق خواهد افتاد، طوری‌که در نقطه قطب شمال خورشید بیش از 186 روز بالای افق باقی خواهد ماند و روز شش ماه به طول خواهد انجامید
در مقابل در همین منطقه منتها در نیم‌کره جنوبی، خورشید در زیر افق باقی ماند و طلوع نکرد. در منطقه جنوبگان هم هرچه منطقه به قطب جنوب نزدیک‌تر باشد، زمان بیشتری در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت، طوری‌که در نقطه قطب جنوب، این تاریکی شش ماه طول خواهد کشید
تصویر بالا " پانورامای" زیبا در مناطق شمالی نروژ گرفته شده و حرکت خورشید را در 24 ساعت روز اول تیرماه را نشان می‌دهد. خورشید به هنگام ظهر در بیشترین ارتفاع و در نیمه‌شب به کمترین ارتفاع رسیده است


۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

آیا میتوان هم متجاوز بود و هم با تجاوز مقابله کرد؟؟

روز شنبه موضوع تجاوز گروهی ۱۰-۱۵ نفره به یک زن در کاشمر برملا شد. این دومین مورد تجاوز گروهی طی یک هفته اخیر است که رسانه‌ای می‌شود
چرا چنین فجایع اجتماعی در ایران(امروز) رخ می‌دهد و چگونه باید با آن مقابله کرد؟
انتشار خبر دو مورد تجاوز گروهی در "اصفهان " و کاشمر پدید‌آورنده‌ی ترس و اشمئزاز در دل شنوندگان چنین اخباری است. روشن نیست چگونه به فاصله‌ای کوتاه از هم، این موارد رخ داده‌اند و سپس به رسانه‌هایی که به طور معمول به شدت زیر فشار سانسور قرار دارند، راه یافته‌اند؟؟. آیا احتمال دارد که تنها این دو مورد برملا شده‌اند و موارد دیگری هستند که مهر سکوت بر آنها زده شده است؟
گزارش‌هایی که در رسانه‌ها انتشار یافته‌اند، حاکی از آن‌اند که با وجود درخواست‌های کمک، اعتراض‌ها و شکایت‌ها دستگاه‌های انتظامی و قضایی پیگیری مکفی را انجام نداده‌اند. از سوی دیگر اغلب بجای پیگرد مجرمان، قربانیان را محکوم کرده‌و مقصر در تحریک متجاوزان خوانده‌اند. این موجب بیان این ظن از زبان منتقدان به (خلافت) اسلامی شده که برای اعمال کنترل بیشتر و پیاده کردن طرح‌هایی چون "امنیت اخلاقی!!!"، در پی مرعوب کردن جامعه و به میدان فرستادن "پلیس مقتدر!!!!" است.
:
دکتر نورایمان قهاری، روانشناس
پرسش بسیار است، چون شفافیت لازم وجود ندارد. در اینجا پرسش‌هایی را در مورد جامعه‌ای که در آن اخبار مربوط به تجاوزهای گروهی پشت سر هم منتشر شده است، با دکتر نورایمان قهاری مطرح کردیم که روانشناس و پژوهشگر متخصص درمان آسیب‌دیدگی‌های روانی و اجتماعی است
خانم دکتر قهاری، اخیراً گزارش‏هایی در مورد تجاوز گروهی به زنان چند خانواده در اصفهان یا تجاوز گروهی به یک زن در کاشمر، منتشر شده است. شما زمینه‏ی بروز چنین فجایعی را در چه می‏بینید؟
نورایمان قهاری: معروف است که می‏گویند فرهنگ حاکم بر هر جامعه‏ای، فرهنگ دولت حاکم بر آن است و من هم مسئله را از همین بعد ارزیابی می‏کنم
در طول ۳۲ سال گذشته، آن‏چه در مورد زنان در ایران تبلیغ و ترویج شده، همیشه در اذهان عمومی و مردانه‏ی جامعه، این فرهنگ را تبلیغ کرده که زن از جنس دوم است و همیشه تحت سلطه و تابعی از مردان است. این فرهنگ سلطه‏جویانه‏ی مردانه، ذهنیتی را در جامعه به‏وجود آورده که در بخش‏های مختلف آن، مردان خود را عنصر مسلط بر زنان ببینند و اجازه‏ی هرگونه عملی برای ابراز این تسلط بر زن را به خودشان بدهند که تجاوز را به عنوان یکی از شنیع‏ترین اشکال این تسلط در جامعه می‏شود ارزیابی یا مطرح کرد. به‏طور نمونه، وقتی زنان توسط عناصر و رهبرانی از جامعه، در ارتباط با مسئله‏ی حجاب، به تاکسی و اتوبوس و حیوان تشبیه می‏شوند که می‏توانند مورد استفاده‏ی فردی یا جمعی قرار بگیرند، وضعیت اجتماعی جامعه بهتر از این نمی‏شود. مطمئناً اشکالی از این طرز تفکر، در سیستم آموزشی و فرهنگ خانوادگی راه پیدا می‏کند و به عنوان تفکر طبیعی در درون آن سیستم‏ها پذیرفته می‏شود
همان‏طور که اشاره کردید، گمانه‏زنی‏هایی وجود دارد در مورد این‏که حکومت با باز گذاشتن دست برخی از "اراذل و اوباش"، حتی در پی ایجاد رعب و وحشت در مردم یا در برخی از زنان است که حجاب را آن‏چنان رعایت نکرده‏اند. یا این‏که حتی رسانه‏ای شدن چنین خبرهایی، برای سرپوش گذاشتن بر روی مشکلات دیگر در جامعه است. با توجه به این‏که این نوع اخبار دارد بیشتر پخش می‏شود، به نظر شما، علت پخش این نوع اخبار یا افزایش این نوع جنایت‌ها چیست؟
اصولاً صرف‏نظر از هر چهارچوب فرهنگی، ما در نهایت تجاوز را عملی ارزیابی می‏کنیم که خشونت‏آمیز است، با فطرتی جنسی. حال وقتی از این عمل شنیع، در یک کشور به عنوان تاکتیک و روشی گسترده و علنی برای سرکوب و کنترل اجتماعی استفاده می‏شود و به شکل پیام هولناک سرنوشت سیاسی، به آن جامعه ارسال می‏شود - که ما در این مورد گزارش‏هایی شنیدیم یا فیلم‏های مستندی در یوتیوب دیدیم - قبح و حساسیت اجتماعی در جامعه‏ی مردانه‏ای مانند ایران(امروز)، نسبت به این مسئله فرو می‏ریزد و اذهان مردانه‏ی بخش‏هایی از جامعه آماده‏ی پذیرش این اعمال به عنوان اعمالی عادی شده و طبیعتاً اعمالی که از آن‏جایی که خود دولت هم به آن دست زده، آن‏چنان عواقب شدیدی برای‏شان دربر نخواهد داشت، می‏تواند ترویج پیدا کند و نتایج فاجعه‏آمیزی به‏بار بیاورد.
به‏خصوص آن‏جا که قدرت و دولت که همان‏طوری که گفتم، قرار است حافظ و منجی حفظ صیانت آحاد جامعه باشد!، خود عامل و آمر سلطه‏ی پدیده‏ی تجاوز است و مبلغ این رفتار است. در آن‏جا دیگر در مورد اخلاق اجتماعی جامعه، زیاد نمی‏شود صحبت کرد. حال اگر به این مسئله، فاکتورهای دیگری مانند سیستم آموزشی، تعلیم و تربیت مذهبی، بسته، محدود و کنترل شده و قوانین ضد زن در ابعاد مختلف، مانند قوانین حجاب اجباری، ازدواج، طلاق، تحصیل، انتخاب شغل و… را اضافه کنیم، دیگر همه‏ی زمینه‏ها برای توزیع سلطه‏جویی مردانه بر زن آماده می‏شود
اگر تمام این قوانین را نوعی از خشونت علیه زنان در جامعه ارزیابی کنیم، اوج این خشونت خود را در شکل جنسی که تجاوز است، نشان می‏دهد و همان‏طور که گفتم، وقتی الگوی اصلی این نوع خشونت نهادهایی هستند که مسئول تأمین امنیت مردم‏اند، برای انجام چنین فجایعی، جوازهای به‏اصطلاح نانوشته‏ و ثبت‏ نشده‏ای صادر می‏شود.
با توجه به وضعیت موجود، شما به عنوان یک کارشناس، راه پیش‏گیری و مقابله با این فجایع را چگونه می‏بینید؟
من فکر می‏کنم که این اعمال و رفتار نتیجه‏ی ۳۲ سال محدودیت و کنترل و امر و نهی در جامعه‏ی (امروز اسلامی است) که باعث شده جامعه‏ی ما آسیب‏های زیادی را متحمل بشود و ناهنجاری‏های بسیاری را از خودش بروز بدهد. به‏هرحال این ناهنجاری‏ها یا می‏توانند خودشان را در حالت افسردگی در ابعاد میلیونی و پرخاش‏جویی نسبت به هم‏دیگر یا بیگانگی نسبت به هم‏دیگر نشان بدهند، یا در این شکل هولناک‏اش که خشونت جنسی است
در حقیقت، در دو شکل خرد و کلان، جامعه‏ی ما نیازمند چاره‏جویی و مقابله با این انواع ناهنجاری‏هاست. در ابعاد خرد، جامعه نیازمند مؤسسه‏ها و کادرهای آموزش‏دیده و مجربی است که بتوانند درمان افراد آسیب‏دیده را بر عهده بگیرند.
اما در ابعاد کلان‏ آن، جامعه‏ی ما شدیداً و عمیقاً نیازمند تغییر اساسی در بنیان‏های فکری و فرهنگی‏ در همه‏ی زمینه‏ها و به‏خصوص تعلیم و تربیت و تبلیغ و ترویج رفتار و کردار اجتماعی است که از نظر من، چنین چیزی متأسفانه در چارچوب فرهنگ و زبان و قوانین (خلافت) اسلامی امکان‏پذیر نیست و به نظر من، اصلاً جای هیچ‏گونه صحبتی در این چارچوب ندارد


Dw-world. De

۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

حاج فتح الله ! تشریف بردن برای فرا گیری " طب سنتی "- بله ، طب سنتی!!؟







بعید است حکومتی این چنین بحران زده، به دنبال سلاح هسته ای باشد


«راجر کوهن» خبرنگار و تحليلگر سرشناس آمريکايی در مطلبی که روزنامه « نيويورک تايمز» آن را منتشر کرده، به بهانه سالگرد جنبش اعتراضی ايران پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ نگاهی دارد به اوضاع سياسی ايران و مواضع رايج در ميان رهبران سياســـــی غرب در برخورد با تحولات داخلی آن کشـــــــور و مسئله برنامه های هسته ای

راجر کوهن» با يادآوری اعتراضات گسترده سال ۲۰۰۹ و به نقل از کارشناسانی نظير حميد دباشی استاد ايرانی دانشگاه « کلمبيا» می نويسد که اين حوادث چهره ديگری از ايران و تلاش جوانان و طبقه متوسط برای حرکت به سوی دمکراسی را به نمايش گذاشت. بدون شک اعتراضات دو سال پيش ميليونها نفر ايرانی در خيابان ها الهام بخش موج اعتراضات اخير در جهان عرب بوده است.
نياز و ضرورت حرکت به سمت دمکراسی در ايران هنوز بسيار نيرومند است. حکومت ايران پس از سه دهه در بحران است و ايدئولوژی و مشروعيت آن همچون بن لادن و القاعده ديگر طرفدار چندانی ندارد. مردم ايران مثل بسياری از کشورهای خاورميانه در جستجوی حرمت انسانی، اصلاحات سياسی و اقتصادی هستند
ولی با همه اين احوال، هنوز هم ما با خصمانه ترين و بدبينانه ترين مناسبات سياسی بين دو کشور ايران و آمريکا دست به گريبان هستيم
«راجر کوهن» سپس می افزايد بسياری در غرب به جای آنچه که وی تصوير واقعی از ايران می داند، (خلافت) اسلامی را که در پی دست يافتن به سلاح هسته ای است در ذهن خود دارند


از اواخر دهه ۱۹۹۰ ابتدا رهبران اسراييل و سپس جناح هايی از سياستمداران آمريکا مرتب در مورد هسته ای شدن ايران و توليد بمب اتمی در آن کشور هشدار داده اند. شيمون پرز مدعی بود که در سال ۱۹۹۹، ايهود باراک پيش بينی می کرد که در سال ۲۰۰۴ و بنيامين نتانياهو نيز هشدار می داد که (خلافت اسلامی) در همين سالها بمب هسته ای را توليد خواهد کرد.
براساس بعضی گزارشات مشخص شد که دولت آمريکا هنوز هم به ارزيابی امنيتی اين کشور در سال ۲۰۰۷ متکی است که می گويد حکومت(خلافت اسلامی ایران)اقدامات خود برای توليد سلاح هسته ای را در سال ۲۰۰۳ متوقف کرد.
«راجر کوهن» در ادامه تحليل خود در روزنامه «نيويورک يايمز » يادآوری می کند که برنامه هسته ای ايران که پس از ده سال هنوز نتوانسته يک کيلو وات برق در نيروگاه بوشهر توليد کند چگونه می تواند در حال ساخت بمب اتمی باشد.
وی می افزايد که (دست اندرکاران خلافت اسلامی) خود را حافظ انقلاب و نظام اسلامی می دانند. از نگاه آنها به جای تلاش برای ساختن بمب و به خطر انداختن امنيت نظام بهتر است غنی سازی را ادامه داد و گذاشت که شايعه توليد سلاح هسته ای ديگران را در هراس و ناامنی نگاه دارد!؟

ايران در ماه های اخير از صدر فهرست اولويت های سياست خارجی آمريکا خارج شده است. شايد بخشی از اين تغيير محصول انقلابات و بحران در کشورهای عربی باشد ولی در عين حال نمی توان سالها با تکرار همان چيزهای قديمی که هيچ گاه ثابت نشده و يا به جايی نرسيده، مقابله با ايران را عمده و مهم نگاه داشت.
نبايد فراموش کرد که اکنون (خلافت) اسلامی با بحران شديدی دست به گريبان است و شايد تنها دليل بقاء آن اعمال قدرت سپاه پاسداران و از سوی ديگر عدم توافق و هماهنگی ميان صفوف مختلف مخالفان و منتقدان باشد. جنگ قدرت و اختلاف بين (دست اندرکاران) به اوج خود رسيده و (خلافت) در هرج و مرج کامل است
بعيد است (خلافتی) با يک چنين مختصات و بحران هايی قادر به توليد بمب هسته ای باشد . ايران را نبايد فراموش کرد و در اين مورد همواره بايد هوشيار بود که فريب جنگ طلبان را نخوريم


۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

خلافت اسلامی ایران در رتبه آخر گزارش سالانه حاکمیت قانون در جهان


در گزارش سالانه بررسی میزان حاکمیت قانون در جهان که روز دوشنبه منتشر شد،(خلافت اسلامی) ایران از نظر حفظ حقوق اساسی شهروندان خود، در بیش از یکصد کشور در سراسر جهان در رتبه آخر قرار گرفت
در جدولی که در این گزارش با نام «شاخص حاکمیت قانون در پروژه عدالت جهانی» منتشر شده، ایران (اسلامی) از نظر محافظت از حقوق بنیادین شهروندان در جایگاه آخر، و کشورهای سوئد و نروژ در بالاترین رتبه‌ها قرار دارند


«پروژه عدالت جهانی» سازمانی چندملیتی است که اعتبارات لازم برای بررسی حاکمیت قانون را از «بنیاد بیل و مِلیندا گِیتس»، بزرگ‌ترین مؤسسه خیریه در دنیا، دریافت کرده‌است.
در گزارش تازه این پروژه در مورد ایران آمده‌است که «مسئولیت‌پذیری دولت ایران ضعیف است و در رتبه پنجاه‌ونهم جهانی و رتبه آخر در منطقه قرار دارد، فساد اداری در ایران فراگیر است و دادگاه‌ها گرچه نسبتاً کارآمد، اما دستخوش فساد و مداخله سیاسی هستند.»
این گزارش ادامه می‌دهد: «ایران به عنوان کشوری تحت تسلط کامل دولت، نیروی انتظامی نسبتاً نیرومندی دارد، اما از این نیرو بیشتر به عنوان ابزاری برای ارتکاب خشونت و کمک به منافع خواص استفاده می‌شود.»
در بخش‌های دیگر این گزارش، قید شده‌است که حفظ حقوق بنیادین شهروندان در چین «ضعیف» است و در روسیه «نواقصی جدی» در این زمینه وجود داد و ایالات متحده نیز در زمینه تبعیض با مشکلاتی روبه‌رو است.
در پیوند با چین، این گزارش می‌افزاید که این کشور آسیایی نسبت به قبل، «پیشرفت‌های بزرگی» در ارتباط با کیفیت، کارآمدی و مسئولیت‌پذیری نهادهای قانونی خود داشته‌است.
گزارش «پروژه عدالت جهانی»، از هند به عنوان کشوری با «حفاظت قوی از آزادی بیان، برخوردار از قوه قضائیه مستقل، و دولتی نسبتاً شفاف و پاسخگو» یاد می‌کند که البته نهادهای اداری آن نیاز به بهبود کارآیی دارند.
در گزارش سال ۲۰۱۱ خانه آزادی در مورد آزادی در فضای مجازی، آزادی بیان در ۳۷ کشور مورد بررسی قرار گرفت که در این میان، استونی و ایالات متحده به ترتیب بهترین جایگاه را از آن خود کردند و ایران در
پایین‌ترین رتبه این رده‌بندی قرار گرفت

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

تازی تباران پس از گذشت 30 سال، تندیس آرش کمانگیرو اسبانش را شبانه خراب و جمع آوری کردند



مقامات شورای شهر ساری تایید کرده اند مجسمه های تیرانداز و اسبانش در میدان( بزرگ )این شهر دزیده نشده اند؛ بلکه به دستور دادستان(!) شهر شبانه از میدان جمع آوری شده اند.
رئیس شورای شهر ساری سکوت چند روزه مقامات شهری پیرامون علت جمع آوری شبانه این مجسمه ها ساری را شکسته و گفته است: «بر اساس دستور دادستان، وجود مجسمه‌های اسب در میدان (بزرگ شهر) چیزی جز اهانت به نام امام(!) نیست و جمع‌آوری این مجسمه‌ها به شهرداری ابلاغ شد.»
رئیس شورای شهر ساری روشن نکرد که طی سی سال اخیر که نام این میدان تغییر کرده، چرا این اسبها جمع آوری نشده اند؛ اما افزود باید «از هرگونه حاشیه سازی» پرهیز کرد!!؟.
شانزده اسب برنزی همراه با ارابه و سوار در میدان «ولیعهد سابق» ساری، نماد آرش کمانگیر تیرانداز اسطوره ای ایران زمین بوده اند که گفته می شود از اهالی ساری بوده است. نام این پهلوان نامدار اسطوره ای در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان نیز آمده است.
تندیس نمادین آرش کمانگیر در سال ۱۳۵۴ در میدان ولیعهد نصب شد که پس از انقلاب نام آن به میدان «امام خمین!» تغییر یافت.
یک هوادار حفظ میراث فرهنگی ساری گفته است: دادستان ساری با تخلف آشکار از وظایف خود در امور شهری که در حوزه اختیارات شورای شهر است، اقدامی خلاف قانون انجام داده که قوه قضاییه باید براساس قانون با این متخلف برخورد کند و شورای شهر ساری نیز توضیح دهد که چرا در برابر اقدامات فراقانونی دیگر نهادها در امور خود سکوت کرده و آن را تایید کرده است.
یکی دیگر از دوستداران میراث فرهنگی ساری نوشته است اگر می خواستند حرمت شکنی نشود بهتر بود نام میدان را تغییر می دادند نه اینکه آثار فرهنگی را نابود کنند

******************

نتیجه ی چنین کارهائی، بدون تردید - نشان دادن اوج دشمنی با ایران و ایرانی وایجاد انزجار نسبت به باورها و اعتقادات در مردم هست

۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

جامعه ای که اداره اش ، با اوباش باشد ، ازاین بهتر نمیشود

تجمع مردم در مقابل دادگستری خمین‌شهر در اعتراض به جنایت اصغرآباد


دوازده نفر پس از حمله به یک جشن تولد در باغی در حوالی روستای اصغرآباد اصفهان دست‌ و پای مردان حاضر در مهمانی را بسته و به زنان تجاوز کرده‌اند. خبر این تجاوز گروهی یک هفته پس از وقوع در برخی رسانه‌ها منتشر شده است.
از حادثه‌ی روستای اصغرآباد، از توابع "خمین‌‌شهر" اصفهان، بیش از یک هفته می‌گذرد. با این وجود و پس از تجمع هزاران تن از اهالی خمین‌شهر در برابر دادگستری این شهر، این خبر تنها در برخی رسانه‌ها بازتاب پیدا کرده است


روایت برخی‌ وبسایت‌های نزدیک به حاکمیت آن است که «چند خانواده در باغی در اطراف خمین‌شهر اصفهان برای تفریح آمده بودند که زنان، با یورش تعدادی از اراذل واوباش به داخل باغ به زور در مقابل چشم شوهران خود ربوده می‌شوند
به گزارش وبسایت‌ "عصر ایران" که به اصول‌گرایان وابسته است، «ماجرا از آنجا شروع شد كه هفته گذشته افراد سابقه‌دار و شرور از فرصت بوجود آمده توسط چند خانواده بهره جسته و با ورود به ملك خصوصی و باغی در حاشیه شهرستان خمین‌شهر اقدام به حبس افراد مذكر حاضر در باغ و همسران چند زن كرده و سپس آنها را مورد تعرض و آزار قرار دادند.»
به نوشته عصر ایران، «خوشبختانه یكی از خانم‌های اسیرشده، در فرصتی کوتاه با تلفن همراه خود موفق به اطلاع‌رسانی به پلیس شده و ماموران انتظامی و نیروهای ویژه بلادرنگ(!!) خود را به محل رسانده و موفق می‌شوند افراد مذكر را آزاد کنند و همزمان با شناسایی مكان مجاور، سایر افراد مونث را نیز از دست ربایندگان رهایی بخشند!!!؟.»
اهالی محل می‌گویند پلیس "بلادرنگ" در محل حاضر نشده و تعلل ماموران پلیس فرصت کافی برای مهاجمان ایجاد کرده است.
روزنامه "روزگار" در شماره روز پنجشنبه ۱۹ خرداد خود نوشته که خبر این حادثه به دلیل اهمیت آن در خمین‌شهر و اطراف آن پیچیده و کسی نیست که از آن بی‌اطلاع باشد
.
یکی از اهالی جوان خمین‌شهر درباره این حادثه به "روزگار" گفته است: «حدود یک هفته پیش چند خانواده اصفهانی در باغی در اصغرآباد خمین‌شهر اقدام به برپایی جشن تولد می‌کنند. این باغ‌ها معمولا محلی برای برپایی جشن‌های عروسی و تولد است. آن شب نیز این افراد در باغ بودند که صدای آنها به باغ کناری می‌رسد که ۱۴ نفر از اراذل و اوباش در آن در حال شراب‌خواری بودند. این اراذل و اوباش با سوءاستفاده از وضعیت، از دیوار باغ وارد شده و با قمه و چاقو به میهمانان حمله می‌کنند.»
این جوان درادامه افزوده است: «گفته‌ها حکایت از این دارند که پنج نفر از مهمانان زن و پنج نفر دیگر مرد بودند. اراذل و اوباش پس از بستن دست و پای مردان، زنان را مورد تجاوز قرار می‌دهند. هر چقدر هم زنان جیغ و فریاد می‌کنند کسی به سراغ‌شان نمی‌آید، حتی با پلیس ۱۱۰ نیز تماس گرفته شده، اما ماموران به این موضوع بی‌توجهی کرده و پس از ۴۵ دقیقه دردر محل حاضر می‌شوند



۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

نارضايتی اکثر آمريکايی ها از عملکرد اقتصادی پرزيدنت اوباما








يک نظر سنجی جدید در ايالات متحده نارضايتی آمريکاييان در کارکرد پرزيدنت اوباما در مورد مسائل اقتصادی را نشان می دهد.
نظرسنجی دانشگاه کواينو پیاک نشان می دهد اکثر مردم آمريکا (۵۸ درصد) روش های رييس جمهوری در رابطه با مسائل اقتصادی را مردود می شمارند.
اين نظر سنجی همچنين نشان می دهد محبوبيت پرزيدنت اوباما از ۵۲ درصد در ماه گذشته به ۴۷ درصد رسيده است. محبوبيت باراک اوباما پس از کشته شدن اوسامه بن لادن در حمله ماه مه آمريکا در پاکستان، افزايش يافت.
بسياری از آمريکايی ها از رشد کند اقتصاد در حالی که آنان در تلاش برای پيدا کردن کار و درآمد هستند، ابراز ناميدی می کنند.
نظر سنجی سی ان ان که روزچهارشنبه منتشر شد وضع اقتصادی را بعنوان مهمترين موضوع برای آمريکايی ها معرفی می کند.
يک نظر سنجی اخير روزنامه واشنگتن پست و ای بی سی همچنين مخالفت عميق آمريکايی ها (۵۹ درصد) با عملکرد اقتصادی پرزيدنت اوباما را نشان می داد




از راکت تنیس تا آبجوی زلال!؟




ما انتظار داریم بیشتر چیزهایی که امروز استفاده می کنیم ساخت دست بشر باشد. اما بعضی شرکت ها با نوآوری های خود راه هایی پیدا می کنند تا هر چه بیشتر از تک تک اعضای بدن حیوانات برای ساخت اشیایی که ما بطور روزمره بکار می گیریم استفاده کنند
از اعضای مختلف بدن گوسفند که در صابون شما مخفی است، تا قسمت های مختلف ماهی در آبجوی مورد علاقه تان، ذره ذره بدن حیوانات، اگر سر از بشقاب شام شما در نیاورد، اغلب تبدیل به محصولاتی می شود که همه روزه استفاه می کنیم.
شرکت های صنعتی شیوه های جالب و هوشمندی ابداع می کنند تا بخش های غیرخوردنی حیواناتی نظیر گاو، خوک و گوسفند را به کالاهایی تبدیل کنند که از کیفیت مرغوب و منحصر بفردی برخوردار است.
شرکت نورفولک یکی از این کمپانی هاست که روده گاو را از سطلهای گاوداری ها جمع می کند و از آن تور راکت برای قهرمانان تنیس جهان می سازد.
روزینا مدیر تولید این شرکت می گوید: "هر راکت تنیس بطور متوسط محصول روده چهار گاو است."
این روده ها تمیز می شود، بعد در قطعات ۱۲۰ سانتیمتری بریده و با مواد شیمیایی محافظ مخلوط می شود. پس از خشک شدن در اتاق های مرطوب مراحل دیگری را طی می کند و سرانجام تبدیل به تور راکت تنیس می شود
.
روزینا می گوید این کار طاقت فرسایی است که از آغاز تا انتها شش هفته بطول می انجامد، اما ارزش آن را دارد:
"وقتی این تور در راکت قرار گرفت و توپ به آن خورد، کشیده می شود، اما بعد به شکل اصلی خود بر می گردد. چون روده حافظه ای طبیعی دارد و هرگز کشش خود را از دست نمی دهد. بنابر این شوک ضربه توپ را بسیار بیشتر در خود هضم می کند و احتمال التهاب آرنج که بسیاری از تنیس بازان از آن رنج می برند را کاهش می دهد."
این کمپانی که بیش از ۱۰۰ سال به این حرفه غیرمعمول مشغول است، از همین تکنیک برای تولید چنگ و سایر آلات قدیمی موسیقی از روده گاو استفاده می کند.
پتوی اطفاء حریق
روده تنها یکی از اعضای کابردی و ارزشمند گاو است.
از هنگامی که بشر گوشت گاو می خورد، از پوست آن نیز چرم می سازد و از استخوان های آن نیز چینی اعلا تولید می کند.
اما در عصر جدید، از سم گاو محصول مهمی تولید می شود. از کراتین، پروتئین موجود در سم گاو، مواد اطفاء حریق ساخته می شود و بسیاری از آتش نشان ها بخصوص در فرودگاه ها از آن استفاده می کنند
.
کف خاصی که تولید می شود ویژه خاموش کردن آتش های بسیار شدید است که در اثر سوخت هواپیما رخ می دهد.
کراتین موجب می شود که حباب های کف مواد اطفاء حریق به یکدیگر متصل بماند و همچون پتو بر روی شعله های آتش بیافتد و آن را به سرعت خاموش کند.
گاو تنها حیوانی نیست که اعضا و احشای آن چنین قابل استفاده است.
بعضی آبجو سازها با اضافه کردن سریشم ماهی تیرگی آبجو را از بین می برند و محصولی تولید می کنند که شفاف و زلال است.
این ماده در داخل معده یا صفرای برخی گونه های ماهی وجود دارد و به آن خاصیت طبیعی شناور بودن در آب می دهد.
اینها تنها چند نمونه از موارد متعدد استفاده از اعضا و احشاء حیواناتی است که ما می خوریم



۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه

تازی تباران دست اندرکار، یک شبه چند هزارمترمربع نقاشی های دیواری شاهنامه را پاک کردند!!؟


علي حامدمقدم، سخنگوي شهرداري مشهد، گفته است كه آستان قدس رضوي، "يكشنبه شب، در اقدامي بي‌سابقه بزرگترين نقاشي ديواري كشور" را پاك كرد.
به گفته سخنگوي شهرداري مشهد مراحل ديوارنگاري داستان هايي از شاهنامه روي ديوار حاشيه ميدان فردوسي مشهد، يك سال به طول انجاميده بود
ندا رئوفيان، سر گروه تيم ديوار نگاران، گفته است كه باورش نمي‌شود زحمات شبانه‌روزي او و تيمي كه با وي همكاري داشته‌اند، يك شبه پاك شده باشد.

در همين حال، روزنامه شهرآرا، وابسته به شهرداري مشهد، نوشت: "معاون روابط عمومي آستان قدس گفته كه پاك كردن نقاشي ديواري با اطلاع مديريت هنري شهرداري مشهد بوده است









۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

نزدیک به 266 هزار سرنشین، در سوانح رانندگی 10 سال اخیر در ایران اسلامی کشته شده اند


رييس پليس راهنمايى و رانندگى (خلافت اسلامی ایران) مى گويد كه طى يك دهه گذشته ۲۶۵ هزار و ۵۱۵ نفر بر اثر سوانح رانندگى جان خود را از دست داده و بيش از دو ميليون نفر نيز مجروح شده اند.
اسكندر مومنى روز دوشنبه در همايش فرهنگيان! «ترافيك و پليس نامحسوس!» گفته است كه در حال حاضر در ايران به ازاى هر هزار نفر ۱۵۰ خودرو وجود دارد در حالى كه اين رقم در بسيارى از كشورها بيش از ۷۰۰ خودرو است
خبرگزارى مهر از رييس پليس راهنمايى و رانندگى ايران نقل قول كرده كه گفته است: كاستى هاى بسيارى در حوزه هاى مرتبط با ترافيك و حمل و نقل وجود دارد و زمانى كه با افزايش تقاضاى سفر و خودرو مواجه مى شويم به مشكلات اساسى در كشور برخورد مى كنيم.
ايران داراى يكى از بدترين آمارهاى جهانى در زمينه تصادف هاى رانندگى است و به لحاظ سرانه قربانيان حوادث رانندگى رتبه نخست را در دنيا به خود اختصاص داده است.
بر اساس گزارش هاى منتشره، حدود ۶۰ درصد سوانح رانندگى منجر به مرگ در ايران در جاده‌هاى برون ‌شهرى و نزديك به سی و یک درصد اين تصادفات نيز در مسيرهاى درون شهرى روى مى ‌دهد.
سال گذشته، معاون شهردارى تهران با انتشار آمارى اعلام كرد كه به طور متوسط هر ساعت سه نفر بر اثر سوانح رانندگى در ايران كشته و حدود پنجاه نفر هم زخمى مى‌ شوند.
استاندارد نبودن جاده‌ها و خودروها در ايران همراه با فرهنگ نادرست رانندگى از مهم ‌ترين دلايل بالا بودن شمار قربانيان حوادث رانندگى در ايران به شمار مى ‌آيند.
افزايش تلقات انسانى بويژه در روزهاى تعطيل نوروز يكى ديگر از نابسامانى هاى اجتماعى در ايران به شمار مى رود و روزانه حداقل ۲۰ نفر در حوادث رانندگى اين دوره جان خود را از دست مى دهند.
اسکندر مومنى مى گويد كه ۵۰ درصد تلفات تصادفات در تعطیلات نوروز هنگام انتقال به بيمارستان روى مى دهد و «اين در حالى است كه متوسط آمارهاى جهانى، در باره تعداد كشته در هنگام انتقال به مراكز درمانى ۱۰ درصد است.»
كارشناسان امور حمل و نقل علاوه بر فرهنگ ضعيف رانندگى در ايران عامل مهمى چون ساخت خودروهاى با قابليت و كيفيت پايين فنى از سوى خودروسازان داخلى را يكى ديگر از علل افزايش بروز حوادث رانندگى ارزيابى مى كنند.
در حالى كه سالانه بيش از يك ميليون خودرو ساخت داخل وارد جاده هاى ايران مى شوند نظارت فنى چندانى بر اين خودروها صورت نمى گيرد.
در همين رابطه، رييس پليس راهنمايى و رانندگى ايران گفته است: اگر خودروها از ايمنى بالايى برخوردار باشند سرنشينان آن در صورت واژگونى خودرو با سرعت ۲۰۰ كيلومتر نيز آسيب نمى بينند!!
؟


۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

اشک، چشم دختران ایرانی را دریبل زد


کنفدراسيون فوتبال آسيا اعلام کرد تيم ملی فوتبال بانوان( خلافت اسلامی) ايران به دليل استفاده از پوششی مغاير با قوانين فيفا، در مسابقه با اردن حاضر نشد تا حريفش با نتيجه ۳-۰ برنده اعلام شود.
به اين ترتيب، حاصل صعود تيم ملی فوتبال بانوان ايران به مرحله نهايی از رقابت های مقدماتی المپيک لندن در منطقه آسيا، اشک هايی بود که در وسط زمين بر گونه های بازيکنانش جاری شد.
در بازی ايران و اردن، توپ در وسط زمين کاشته شد اما به صلاحديد ناظر بحرينی، داور فقط يک بار و آن هم به نشانه پايان مسابقه در سوت خود دميد.
توپ به حرکت درنيامد تا گريستن دختران ايرانی؛ نه به خاطر شکست در مستطيل سبز که به دليل استفاده از پوششی باشد که مورد تاييد نماينده فيفا قرار نگرفته.
صحنه هايی غم انگيز که حتی بازيکنان اردن و تماشاگران حاضر در ورزشگاه را هم متاثر کرد.
بازگشت به خانه، بدون مسابقه!؟
بخت صعود تيم دختران ايران به رقابت های المپيک ۲۰۱۲ لندن بيشتر از شانس تيم پسران ايران برای صعود به اين مسابقات بود.
اميدها با سرمربيگری عليرضا منصوريان بايد رقابت هايش را از مرحله حذفی شروع کند و در صورت موفقيت، به بازی های گروهی برسد.
اما تيم دختران در عين بی توجهی محض صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران که حتی گل های زده اين تيم را نيز به تصوير نکشيده بود، موفق شد به مرحله گروهی راه پيدا کند.
در شرايطی که هر روز ظهر، اخبار ورزشی ويژه خانم ها از شبکه سوم سيما پخش می شود، اما حتی اين بخش خبری هم رغبتی در به تصوير کشيدن زنان پابه توپ ايرانی نداشت.
دختران فوتبال ( خلافت اسلامی) ايران در رقابت های گروه سوم مقدماتی در منطقه آسيا که به ميزبانی اردن به انجام رسيد، ابتدا با هت تريک مريم رحيمی و گلزنی فرشته کريمی، ۴-۰ از سد فلسطين گذشتند.
مصاف ايران و اردن با گلزنی زهرا حاتم نژاد به تساوی ۱-۱ انجاميد.
ايران اما در ديدار سوم دست به کار بزرگی زد و باز هم با ۲ گل مريم رحيمی، بحرين را پشت سر گذاشت تا با ۷ امتياز در صدر جدول گروه خود بايستد.
چنان چه پيشتر اشاره شد از تمام اين ديدارها، حتی يک دقيقه تصوير هم از صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران پخش نشد.
اين تيم در مرحله نهايی که در اردن برگزار می شود با ويتنام، تايلند، ازبکستان و اردن همگروه شده بود.
اما پس از ممانعت فيفا از مصاف تيم‌های ايران و اردن، بانوان فوتباليست ايرانی طی امروز و فردا و در دو گروه مجزا به ايران برمی ‌گردند.
هشدار بلاتر جدی بود
پيش از اين در رقابت های المپيک نوجوانان و در جريان ديدار ايران و ترکيه نيز تيم ايران تهديد به اخراج از بازی ها شده بود.
در آن مسابقه سپ بلاتر رئيس فيفا در استاديوم حضور داشت. بلاتر در نيمه دوم بازی می خواست از ادامه برگزاری مسابقه ممانعت کند. زيرا به زعم او، دختران ايران از کلاه هايی استفاده کرده بودند که مورد تاييد فيفا نبود.
با چانه زنی های مقامات ورزش ايران که بين دو نيمه برگزار شد، بلاتر نيز تصميم خود برای لغو مسابقه را تغيير داد.
فريده شجاعی نايب‌رئيس فدراسيون فوتبال ايران در امور بانوان به همراه نماينده فيفا از صبح روز مسابقه در بازارهای سنگاپور به دنبال پوشش يا کلاه مناسبی برای سر بازيکنان بودند!
همزمان صداوسيما و ديگر رسانه های دولتی، گزارش می‌دادند که حفظ حجاب اسلامی از سوی تيم دختران ايران، با تحسين دختران ساير تيم‌های شرکت کننده مواجه شده است.
در بين دو نيمه بلاتر به علی‌آبادی و افشارزاده گفته بود اين لباس صورت خوشی برای شما در دنيا ندارد. همچنين برای ما هم مشکل‌ساز است.
مشکل کلاه های تاييد نشده را "مرضيه تکه اکبرآبادی" پديد آورد. معاون امور بانوان سازمان ورزش در آخرين بازديدش از تمرينات اين تيم، در اعتراض به کلاه ها به حالت قهر، اردوی تيم را ترک کرده و حتی تهديد به عدم اعزام اين تيم کرده بود.
شجاعی درباره ماجرای اردن نيز به خبرگزاری ها گفته است که ‌پوشش بانوان ايران مورد تائيد فدراسيون جهانی فوتبال بوده و پيش از شروع بازی‌ها در اردن هيچ صحبتی مبنی بر غير قانونی بودن لباس های ايران مطرح نشده بود.

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

مرده میبرن ، کوچه به کوچه !؟



برادر جان این(تیپ!) مسلمان‌های(فعلا ایرانی!) چه آنهایی که جن گیر و رمّال هستند، مثل ایل و طایفه (دولتی ها !) وچه پیرو ولایت (خیلی فقیه!) و چه آنها که از نوع فریب کار ملی(!) مذهبی هستند، فرقی نمی‌کند! اینها جملگی یک چیز را مشترکاً می‌پرستند و آن هم مرده است.
اسلام دین مرده پروری و مرده پرستی است به همین دلیل هم اگر کسی بجای مردن زودتر با زور میرانده شود، تبدیل می‌شود به مرده مرغوب!....؟

آره برادر جان درست خواندی! در (این) اسلام مرده هم بر چند نوع است و اقسام مختلف دارد. مرده بی کس و کار، مرده با کس و کار، مرده منفور، مرده مرغوب و خلاصه مدل های دیگر مرده که شما اگر باهوش باشی یقینا دسته بندی‌های دیگر مرده‌ها را هم می‌شناسی.
ملت مرده پرور ایران اسلامی همین را کم داشت که سحابی بمیرد و در راه به خاک سپاری‌اش فرزندش هم میرانده شود یا بر اثر قضا و قدر بمیرد تا مسلمانان خصوصا از نوع ایرانی آن، شهیدی بسازند از او که بیا و ببین!؟
برادر جان! اگر برای ایران دل می‌سورانی و برای آینده آن نگران هستی، (نگاه) به این مرده‌ها و مرده پرست‌ها نکن، بگذار اینها خود یکدیگر را تکه پاره کنند تا بلکه ایران ما روی شادی و زندگی را دوباره ببیند، در غیر این صورت این داستان مرده پرستی و مرده پروری تا ابد دوام خواهد یافت.

وبلاگ ، خسن آقا /http://blog.hasanagha.net/
* آنچه در پرانتز ها آمده است، ازاینجانب است