در غرب و شرق همه دول بزرگ بار خود را ازاین " برادرکشی های اسلامی " بسته اند و دارند می بندند.....
آنها سر تفنگ شما را به روی خودتان بر گردانده اند - شنيديد که " رامسفلد"
گفت:0
عراقی ها با عراقی ها در جنگ اند و نه با ما ! .....0
اما امروز خوب که اخبار را بکاوید در می یابید که در کشور ها و ملل مسلمان ، مسلمانان با مسلمانان در جنگند..... خواهید گفت ، این آتش به وسیله بیگانگان افروخته شده است ، پس نتیجه میشود گرفت که زعمای مذهبی این کشور ها یا آلت فعل دیگرانند و یا آن که به کل فاقد نفوذ اخلاقی در میان پیروان خودشان هستند.....
فرض سومی هم هست و آن اینکه آتش افروزی و برادر کشی کاسبی نان و آب داری است که در این صورت هم بی اعتباری علماء و زعمای اسلام را میرساند...0
یک مثال به درک این پدیده کمک میکند... عراق در اشغال است و عراقی ها زورشان حتی بامرگ " صدام " به قوای موتلفین نمیرسد تا آنها را از سر زمین خودشان بیرون کنند. ولی عراق ، دولتی و نظامی دارد از نوع " دموکراسی نیم بند " عقیدتی و بومی. . از آنجا که آمریکای اشغال کننده و موتلفین در همه اسناد خود پایبند " حرمت اکثریت " اند پس میتوان به مدد این اهرم برادر مسلمان را نکشت و اکثریت را حرمت نهاد و بیگانه را به بیرون مرز ها هدایت کرد و حمایت همه مسلمانان جهان را هم بدست آورد و این خود قدمی است برای آنکه عراقی ها ثابت کنند واقعا بدون آمریکا و بی ترس از صدام ها قادر به اداره امور خود هســـــــتند0
ولی...... می بینیم که با آن همه " آیت الله! " و زعما و احزاب مدعی رهبری و تامین عدل و برادری !! هر روز بهانه ای بدست میدهند تا آمریکا نه تنها آماده رفتن نشود بلکه تدارک اعزام قوای تازه هم ببیند...... این سخن به قصد نفی اراده مردم عراق در حفظ هویت خود نیست ، بلکه تصدیقی است بر اراده آمریکا دایر بر توسعه دادن و گسترش هرچه بیشتر نفوذ خود در سرزمین های خاور میانه و آسیای مرکزی...0
چرا باید پنهان کرد و نپذیرفت که عراق ، ایران ، افغانستان سر راه چین است و آمریکا چین را رقیب و حتی خصم سال ۲۰۲۰ خود شناخته است( نگاه کنید به گزارش سال ۲۰۰۰ پنتاگون که بار ها به آن اشاره شده است)۰
فعلا دنیا دارد با آمریکا مماشات میکند و تعقل دولتی حکم میکند که بجای گردن نهادن بر یوغ چین و روسیه بسیار اقتدار طلب خود مسلمانان با مسلمانان کنار آیند تا پدیده یا دور باطل برادر کشی زایل و استقلال و رفاه ملل مسلمان تامین شود و بعید است جز این شرایط تاریخی کنونی ، راهی پیش پای ما باشد ...0
چسبیدن به رقبای آمریکا به این امید که آنها مدافع حقوق ملل مسلمان باشند رویائی است باطل..... هیچ یک از دول بزرگ رقیب آمریکا بخاطر عراق و یا ایران و...... منافع حاصل از دوستی با آمریکا را فدای حسن رابطه و دفاع از کشور های کوچک نمی کنند . آنها را در طول قرون ببینید ، میآیند و میبرند و قسمت میکنند و بقیه را هم طلب خود میدانند!۰
قدرت کور ، چشم بینا ندارد ..0
نشان دادن چهره دروغين مدعيان راستي با ارائه اسنادي كه به وفور ميتوان صورت بدتركيب اين مدعيان را نشان داد- به باور من كمترين كاري است كه بعهده ما گذاشته شده است
۱۳۸۵ دی ۲۵, دوشنبه
۱۳۸۵ دی ۱۸, دوشنبه
مشت نمونه خروار است
اعتراف تلخ وزير رفاه: حساب و کتابي در کار نبود
وزير رفاه و تامين اجتماعي (که چند روزی است از سمت خود استعفا داده است!) اعتراف کرد که در طول مدت وزارتش، ارزيابي دارايي هاي اين مجموعه دولت ميسر نشده است.!!..0
. پرويز کاظمي در گفت و گو با روزنامه سرمايه، در پاسخ به سئوالي درباره دارايي هاي وزارت رفاه تصريح کرد: يکي از کارهاي مهمي که ما به دنبال آن بوديم، جمع آوري آمار و اطلاعات بود اما براي اين کار مشکلات فراواني داشتيم و وقتي مي خواستيم دارايي هاي سازمان بهزيستي را ارزيابي کنيم نتوانستيم.!!.0
..وي درباره علت اين مساله توضيح داد: سيستم هاي مالي يا حسابداري آنها درست نبود، کمک هايي که از طرف افراد خير به اين سازمان مي آمد ثبت و ضبط نمي شد، نظير اين مشکلات در ديگر سازمان هاي مرتبط با وزارت رفاه وجود دارد. در مجموع سازمان تامين اجتماعي، صندوق بازنشستگي و سازمان خدمات درماني سرمايه هاي "بسيار زياد"ي وجود دارد. وزارت رفاه در زمينه هاي مختلف مانند سيمان، خودروسازي، دارو، لوازم ساختماني و دستگاه هاي ورزشي فعاليت هاي گسترده اي دارد0
.اعتراف تلخ وزير سابق به اينکه به عنوان وزير رفاه نمي دانسته است ارزش دارايي هاي اين وزارتخانه و سازمان هاي تابعه آن چقدر است، نشانگر بي نظمي مالي عظيمي است که گريبان اين مجموعه عظيم دولتي را گرفته است..0
.در بيان اهميت وزارت رفاه همين اندازه کافي است که سازمان بيمه خدمات درماني که از سازمان هاي تابعه وزارت رفاه است به تنهايي قريب به 50 ميليون بيمه شده دارد.وزارت رفاه جزو سهامداران بزرگ بورس و بسياري از شرکت هاي بزرگ آن از جمله ايران خودرو و سايپاست.....0
***********************
آدم باید کور و یا با عرض معذرت ، سرش توي اخور باشد تا نخواهد (پاشیدگی) و هرج و مرج و سوء استفاده ها و (آشفتگی) حاکم در مملکت منسوب به امام زمان را ببیند ..0
تمام آنچه که حضرت ! (وزیر) عنوان کرده است ، مصداق بارز مشت نمونه خرواراست
وزير رفاه و تامين اجتماعي (که چند روزی است از سمت خود استعفا داده است!) اعتراف کرد که در طول مدت وزارتش، ارزيابي دارايي هاي اين مجموعه دولت ميسر نشده است.!!..0
. پرويز کاظمي در گفت و گو با روزنامه سرمايه، در پاسخ به سئوالي درباره دارايي هاي وزارت رفاه تصريح کرد: يکي از کارهاي مهمي که ما به دنبال آن بوديم، جمع آوري آمار و اطلاعات بود اما براي اين کار مشکلات فراواني داشتيم و وقتي مي خواستيم دارايي هاي سازمان بهزيستي را ارزيابي کنيم نتوانستيم.!!.0
..وي درباره علت اين مساله توضيح داد: سيستم هاي مالي يا حسابداري آنها درست نبود، کمک هايي که از طرف افراد خير به اين سازمان مي آمد ثبت و ضبط نمي شد، نظير اين مشکلات در ديگر سازمان هاي مرتبط با وزارت رفاه وجود دارد. در مجموع سازمان تامين اجتماعي، صندوق بازنشستگي و سازمان خدمات درماني سرمايه هاي "بسيار زياد"ي وجود دارد. وزارت رفاه در زمينه هاي مختلف مانند سيمان، خودروسازي، دارو، لوازم ساختماني و دستگاه هاي ورزشي فعاليت هاي گسترده اي دارد0
.اعتراف تلخ وزير سابق به اينکه به عنوان وزير رفاه نمي دانسته است ارزش دارايي هاي اين وزارتخانه و سازمان هاي تابعه آن چقدر است، نشانگر بي نظمي مالي عظيمي است که گريبان اين مجموعه عظيم دولتي را گرفته است..0
.در بيان اهميت وزارت رفاه همين اندازه کافي است که سازمان بيمه خدمات درماني که از سازمان هاي تابعه وزارت رفاه است به تنهايي قريب به 50 ميليون بيمه شده دارد.وزارت رفاه جزو سهامداران بزرگ بورس و بسياري از شرکت هاي بزرگ آن از جمله ايران خودرو و سايپاست.....0
***********************
آدم باید کور و یا با عرض معذرت ، سرش توي اخور باشد تا نخواهد (پاشیدگی) و هرج و مرج و سوء استفاده ها و (آشفتگی) حاکم در مملکت منسوب به امام زمان را ببیند ..0
تمام آنچه که حضرت ! (وزیر) عنوان کرده است ، مصداق بارز مشت نمونه خرواراست
۱۳۸۵ دی ۱۴, پنجشنبه
وب سایت " وزارت ارشاد! " هک شد
در متن نوشته شده توسط "هکر " ها آمده است : " این سایت به دلیل امنیت پائین آن هک شد .... لازم به ذکر است که کسانی که نمی توانند امنیت وب سایت خود را تضمین کنند چگونه می تواننداز " ساماندهی " وب سایت های اینترنتی حرف به میان بیاورند ؟؟."....0
۱۳۸۵ دی ۱۱, دوشنبه
اينترنت . شيطان است !!0
هدف رژيم از ثبت اجباری مشخصات وب سايت ها و وبلاگ ها اين است که اينترنت را هم به زور سرنيزه و تهديد و ارعاب و لشکرکشی امنيتی در انحصار خود بگيرد... 0
رژيم پس از محدود کردن بهره برداری از اينترنت پر سرعت برای عموم مردم, در گامی تازه برای بستن روزنه های نقد و اطلاع رسانی از داخل کشور بخشنامه ای را که در هيات وزيران در پنج آذر ماه گذشته به تصويب رسانده, از امروز دوشنبه 11 دی به اجرا می گذارد.0
براساس اين مصوبه کليه دارندگان وب سايت ها و وبلاگ ها تا دو ماه مهلت دارند که وبلاگ يا وبسايت خود را به ثبت برسانند!! وگرنه غيرقانونی! تلقی شده و احتمال! مسدود شدن آنها تحت بررسی قرار خواهد گرفت.0
وزارت ارشاد! رژيم که بويژه در يک و سال و نيم اخير سانسور را در همه ابعاد آن وسيعا گسترش داده و دهها روزنامه محلی و نشريه دانشجويی را ممنوع الانتشار و مسوولان و گردانندگان آنها را تحت پيگرد دستگاه قضايی و نيروهای امنيتی قرار داده است, مجری طرح کنترل و نظارت وبلاگ ها و بسايت ها شده است.0
دولت (فقاهت!) هيچ نيازی نديده است هدف خود از طرح آيين نامه را پرده پوشی کند و تشديد سانسور, بستن دهان مخالفين, جلوگيری از انتشار اخبار, اطلاعات, نقد و تحليل و ارزيابی اصلی ترين هدف آيين نامه دولتی کنترل وبلاگ ها و وبسايت هاست. به طور نمونه در بند پنج آييننامه به روشنی تاکيد شده است که "هر گونه اقدام عليه قانون اساسی و يا تفرقه افکنی و خدشه در وحدت و وفاق ملی و استقلال و تماميت ارضی و يا القاء بد بينی و نا اميدی در مردم نسبت به مشروعيت و کار آمدی نظام" پيگرد قانونی به دنبال خواهد داشت. و يا تصريح شده است که:"تحريف انقلاب اسلامی ملت ايران و توهين به ارزشهای آن" و "انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد بدون اخذ اجاره کتبی از آنان" مستلزم مجازات از جمله مسدون شدن سايت و وبلاگ مربوطه خواهد شد.0
هدف رژيم از ثبت اجباری مشخصات وب سايت ها و وبلاگ ها اين است که اينترنت را هم به زور سرنيزه و تهديد و ارعاب و لشکرکشی امنيتی در انحصار خود بگيرد0
. هيچ کس فراموش نکرده است که در سپيده دم حضور اينترنت در ايران, چگونه مرتجعين واپس گرای حاکم با وحشت نسبت به آن ابراز نگرانی کردند... جنتی حتی گفت: "اينترنت شيطان است." بعدها آنها فهميدند که از اينترنت می توانند برای نشر افکار خرافی و ارتجاعی خويش استفاده کنند و از همان زمان بود که همه تلاش خود را برای استفاده انحصاری از اينترنت و جلوگيری از انتشار افکار و آرا غير حکومتی به کار بستند.0
مجاز کردن استفاده از اينترنت پر سرعت برای "خودی" ها و محدود کردن آن برای "غير خودی ها" يعنی عموم مردم - با همين هدف صورت گرفت, و حالا هم آيين نامه دولتی خود را زمين زده اند
www.roshangari.net
رژيم پس از محدود کردن بهره برداری از اينترنت پر سرعت برای عموم مردم, در گامی تازه برای بستن روزنه های نقد و اطلاع رسانی از داخل کشور بخشنامه ای را که در هيات وزيران در پنج آذر ماه گذشته به تصويب رسانده, از امروز دوشنبه 11 دی به اجرا می گذارد.0
براساس اين مصوبه کليه دارندگان وب سايت ها و وبلاگ ها تا دو ماه مهلت دارند که وبلاگ يا وبسايت خود را به ثبت برسانند!! وگرنه غيرقانونی! تلقی شده و احتمال! مسدود شدن آنها تحت بررسی قرار خواهد گرفت.0
وزارت ارشاد! رژيم که بويژه در يک و سال و نيم اخير سانسور را در همه ابعاد آن وسيعا گسترش داده و دهها روزنامه محلی و نشريه دانشجويی را ممنوع الانتشار و مسوولان و گردانندگان آنها را تحت پيگرد دستگاه قضايی و نيروهای امنيتی قرار داده است, مجری طرح کنترل و نظارت وبلاگ ها و بسايت ها شده است.0
دولت (فقاهت!) هيچ نيازی نديده است هدف خود از طرح آيين نامه را پرده پوشی کند و تشديد سانسور, بستن دهان مخالفين, جلوگيری از انتشار اخبار, اطلاعات, نقد و تحليل و ارزيابی اصلی ترين هدف آيين نامه دولتی کنترل وبلاگ ها و وبسايت هاست. به طور نمونه در بند پنج آييننامه به روشنی تاکيد شده است که "هر گونه اقدام عليه قانون اساسی و يا تفرقه افکنی و خدشه در وحدت و وفاق ملی و استقلال و تماميت ارضی و يا القاء بد بينی و نا اميدی در مردم نسبت به مشروعيت و کار آمدی نظام" پيگرد قانونی به دنبال خواهد داشت. و يا تصريح شده است که:"تحريف انقلاب اسلامی ملت ايران و توهين به ارزشهای آن" و "انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد بدون اخذ اجاره کتبی از آنان" مستلزم مجازات از جمله مسدون شدن سايت و وبلاگ مربوطه خواهد شد.0
هدف رژيم از ثبت اجباری مشخصات وب سايت ها و وبلاگ ها اين است که اينترنت را هم به زور سرنيزه و تهديد و ارعاب و لشکرکشی امنيتی در انحصار خود بگيرد0
. هيچ کس فراموش نکرده است که در سپيده دم حضور اينترنت در ايران, چگونه مرتجعين واپس گرای حاکم با وحشت نسبت به آن ابراز نگرانی کردند... جنتی حتی گفت: "اينترنت شيطان است." بعدها آنها فهميدند که از اينترنت می توانند برای نشر افکار خرافی و ارتجاعی خويش استفاده کنند و از همان زمان بود که همه تلاش خود را برای استفاده انحصاری از اينترنت و جلوگيری از انتشار افکار و آرا غير حکومتی به کار بستند.0
مجاز کردن استفاده از اينترنت پر سرعت برای "خودی" ها و محدود کردن آن برای "غير خودی ها" يعنی عموم مردم - با همين هدف صورت گرفت, و حالا هم آيين نامه دولتی خود را زمين زده اند
www.roshangari.net
۱۳۸۵ دی ۸, جمعه
قطعنامهی مهم و پيچيده
پیش درآمد!0
اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه ای را تصويب کردند که بنابر آن، صدور مواد و تجهيزاتی به ايران که با فعاليتهای حساسيت برانگيز اتمی ارتباط داشته باشند ممنوع می شود0
بر اساس اين قطعنامه که به دنبال خودداری ايران از توقف غنی سازی اورانيوم در قطعنامه های پيشين شورای امنيت به تصويب رسيده، دارايی های برخی موسسات و افراد مرتبط با برنامه های هسته ای ايران در خارج از اين کشور مسدود می شود
قطعنامه شورای امنيت يكی از مهمترين و پيچيدهترين قطعنامههاست
خبرگزاری مهر: يك حقوقدان گفت : قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنيت به نحوی تنظيم شده كه باب تفسيرهای موسعی را باز گذاشته و بر اين اساس سخت گيری های بسيار، بيش از آنچه ظاهر قطعنامه نشان میدهد در مورد ايران اجرا خواهد شد.0
دكتر يوسف مولايی ، كارشناس حقوق بين الملل در خصوص قطعنامه شورای امنيت عليه ايران گفت : بر خلاف بسياری اظهار نظر هايی كه اين روز ها در مطبوعات می بينم اين قطعنامه را بسيار جدی و يكی از مهمترين ، فنی ترين و پيچيده ترين قطعنامه های شورای امنيت می دانم . وی تاكيد كرد : اين قطعنامه به نحوی تنظيم شده است كه باب تفسير های وسيع را باز گذاشته است بر اين اساس سخت گيری هايی بسيار بيشتر از آنچه ظاهر قطعنامه نشان می دهد اجرا خواهد شد 0
اين استاد دانشگاه تهران با اشاره به بند ٣ قطعنامه شورای امنيت گفت : اين بند همه كشور ها را موظف می كند كه اقدامات لازم به منظور ممانعت از عرضه، فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم از سرزمينشان يا بوسيله اتباعشان، يا با استفاده از كشتی ها و هواپيماهای تحت پرچمشان و يا استفاده و بكارگيری در راستای منافع ايران - اعم از اينكه منشاء آن در قلمروشان بوده يا نباشد - نسبت به كليه اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوری كه می تواند به فعاليتهای مرتبط با غنیسازی، بازفرآوی يا آب سنگين ايران، يا به توسعه سيستمهای پرتاب سلاح هستهای كمك نمايد را به عمل آورند و در بند ٥ كشور ها را ملزم می نمايد كه در خصوص عدم انحراف از اين دستور تضمين بدهند و هر گونه موارد مشكوك به مشموليت اين بند را ظرف ١٠ روز به كميته تحريم در شورای امنيت گزارش نمايند0
وی با اشاره به اينكه در قطعنامه از مواد و تجهيزات پزشكی و كشاورزی نيزبه عنوان موارد مشكوكی نام برده شده است كه بايد كشور صادر كننده در خصوص عدم استفاده غير صلح آميز از آنها در ايران تضمين دهد ياد آور شد : اين شرايط دست شورای امنيت و بسياری از كشور ها را برای صادرات گزينشی به ايران واعمال فشار اقتصادی باز خواهد گذاشت ضمن اينكه بسياری از كشور ها را از انعقاد قرار داد های تازه به بهانه درد سر ساز بودن منصرف خواهد كرد .0
مولايی به تشكيل كميته تحريم با هدف پيگيری نحوه اجرا وتشخيص موارد تحريم تحت اين قطعنامه اشاره كرد و گفت : تشكيل چنين كميته ای در شورای امنيت بسيار نادر و حائز اهميت است و نشان از فعاليت جدی صادر كنندگان قطعنامه برای پيگيری مفاد آن دارد 0
. وی تاكيد كرد : اين نشان می دهد كه قطعنامه شورای امنيت صرفا يك كاغذ پاره تشريفاتی نيست . اين استاد دانشگاه همچنين به بند ١٠ اين قطعنامه ٢٥ بندی اشاره كرد كه تاكيد دارد همه كشور ها موظفند نسبت به ورود افراد مورد اشاره در پيوست اين قطعنامه و ديگر افرادی كه به تشخيص شورای امنيت يا كميته در فعاليتهای هسته ای حساس به اشاعه و يا توسعه سيستمهای پرتاب سلاح هستهای ايران دخيل هستند، يا مستقيما با آن ارتباط دارند و يا از آن حمايت میكنند، از جمله از طريق مشاركت در خريد اقلام ،كالاها، تجهيزات ، مواد و فناوری ممنوعه به خاكشان و يا عبور آنها از خاكشان به طور جدی مراقبت نمايند و آن را به كميته تحريم اطلاع دهند0. وی با اشاره به اينكه دامنه افراد درگير يا حمايت كننده از برنامه هسته ای و موشكی ايران با توجه به جايگاه و تركيب احتمالی كميته تحريم می تواند بسيار گسترده و درد سر آفرين باشد گفت : اين كميته می تواند با استناد به اين قطعنامه و قطعنامه ١٥٤٠ در خصوص مقابله با قاچاق كالاها و مبارزه با تروريسم هسته ای محدوديت های بسيار زيادی را برای ايران ايجاد كند 0
.مولايی ياد آور شد : فهرست افراد و سازمانها و نهاد های مرتبط با برنامه هسته ای ايران كه در پيوست قطعنامه امده است بسيار گسترده است و می تواند محدوديت های زيادی را برای صنايع كشور ايجاد كند . وی تاكيد كرد: مهلت ٦٠ روزه اين قطعنامه می تواند ايران را به سوی قطعنامه های سخت تر بكشاند هر چند آنقدر راه تفسير قطعنامه باز است كه بدون قطعنامه جديد نيز می توانند فشار های زيادی به ايران بياورند.0
اين حقوقدان در پاسخ به اين سئوال كه در صورت هر گونه تصميم خلاف عرف ديپلماتيك و قوانين حقوق بين الملل از سوی كميته تحريم شورای امنيت ايران بايد به كدام مرجع بين المللی شكايت كند گفت : با توجه به خلا بسيار بزرگی كه در ساختار جامعه جهانی وجود دارد ، قطعنامه های شورای امنيت غير قابل تجديد نظر است ، هيچ نهادی در سطح جهان قدرت بازنگری در آن را ندارد و تنها خود شورای امنيت می تواند به اعتراضات احتمالی رسيدگی كند 0
مولايی با اشاره به بند ٣ منشور ملل متحد و حكم ديوان بين المللی دادگستری اظهار داشت : مصوبات شورای امنيت از قوانين حقوق بين الملل و تعهدات دوجانبه و چند جانبه كشور ها قويتر است و در صورت مغايرت يك قطعنامه با حقوق و تعهدات بين المللی ، اين قطعنامه است كه بايد اجرا شود . وی در پاسخ به اين سئوال كه عدم تمكين به اين قطعنامه برای كشور های ديگر چه عواقبی خواهد داشت گفت : با توجه به اهميت اين قطعنامه و اتفاق نظر و حساسيت اعضای دائم شورای امنيت نسبت به آن ، همه كشور ها تلاش خواهند كرد نسبت به آن پايبند باشند و در صورت عدم پايبندی تنبيهات معمول از قبيل تعليق عضويت يا اقداماتی چون تهديد به كاهش سطح مناسبات سياسی و اقتصادی در مورد اين كشور ها محتمل است 0
مولايی در پاسخ به اين سئوال كه آيا علی رغم تاكيد آژانس بر صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای ايران امكان اتخاذ تدابير تند تر در آينده نزديك وجود دارد گفت : نظر آژانس بين المللی انرژی اتمی برای شورای امنيت صرفا نظری مشورتی و كارشناسی است و تصميم گير اصلی ٥ عضو اصلی شورای امنيت هستند . وی افزود : اساس ورود ايران به فصل هفتم منشور ملل متحد اين مساله را القا می كند كه فعاليت هسته ای ايران تهديدی برای صلح و امنيت جهانی است و اين موضوع خطر بسيار بزرگی را با خود حمل می كند . اين استاد دانشگاه تاكيد كرد : شورای امنيت يك نهاد سياسی است و نه يك مرجع حقوقی يا قضايی، بر اين اساس صرفا طبق ملاحظات سياسی تصميم می گيرد و نه طبق نظريات حقوقی و كارشناسی .......0
اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه ای را تصويب کردند که بنابر آن، صدور مواد و تجهيزاتی به ايران که با فعاليتهای حساسيت برانگيز اتمی ارتباط داشته باشند ممنوع می شود0
بر اساس اين قطعنامه که به دنبال خودداری ايران از توقف غنی سازی اورانيوم در قطعنامه های پيشين شورای امنيت به تصويب رسيده، دارايی های برخی موسسات و افراد مرتبط با برنامه های هسته ای ايران در خارج از اين کشور مسدود می شود
قطعنامه شورای امنيت يكی از مهمترين و پيچيدهترين قطعنامههاست
خبرگزاری مهر: يك حقوقدان گفت : قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنيت به نحوی تنظيم شده كه باب تفسيرهای موسعی را باز گذاشته و بر اين اساس سخت گيری های بسيار، بيش از آنچه ظاهر قطعنامه نشان میدهد در مورد ايران اجرا خواهد شد.0
دكتر يوسف مولايی ، كارشناس حقوق بين الملل در خصوص قطعنامه شورای امنيت عليه ايران گفت : بر خلاف بسياری اظهار نظر هايی كه اين روز ها در مطبوعات می بينم اين قطعنامه را بسيار جدی و يكی از مهمترين ، فنی ترين و پيچيده ترين قطعنامه های شورای امنيت می دانم . وی تاكيد كرد : اين قطعنامه به نحوی تنظيم شده است كه باب تفسير های وسيع را باز گذاشته است بر اين اساس سخت گيری هايی بسيار بيشتر از آنچه ظاهر قطعنامه نشان می دهد اجرا خواهد شد 0
اين استاد دانشگاه تهران با اشاره به بند ٣ قطعنامه شورای امنيت گفت : اين بند همه كشور ها را موظف می كند كه اقدامات لازم به منظور ممانعت از عرضه، فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم از سرزمينشان يا بوسيله اتباعشان، يا با استفاده از كشتی ها و هواپيماهای تحت پرچمشان و يا استفاده و بكارگيری در راستای منافع ايران - اعم از اينكه منشاء آن در قلمروشان بوده يا نباشد - نسبت به كليه اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوری كه می تواند به فعاليتهای مرتبط با غنیسازی، بازفرآوی يا آب سنگين ايران، يا به توسعه سيستمهای پرتاب سلاح هستهای كمك نمايد را به عمل آورند و در بند ٥ كشور ها را ملزم می نمايد كه در خصوص عدم انحراف از اين دستور تضمين بدهند و هر گونه موارد مشكوك به مشموليت اين بند را ظرف ١٠ روز به كميته تحريم در شورای امنيت گزارش نمايند0
وی با اشاره به اينكه در قطعنامه از مواد و تجهيزات پزشكی و كشاورزی نيزبه عنوان موارد مشكوكی نام برده شده است كه بايد كشور صادر كننده در خصوص عدم استفاده غير صلح آميز از آنها در ايران تضمين دهد ياد آور شد : اين شرايط دست شورای امنيت و بسياری از كشور ها را برای صادرات گزينشی به ايران واعمال فشار اقتصادی باز خواهد گذاشت ضمن اينكه بسياری از كشور ها را از انعقاد قرار داد های تازه به بهانه درد سر ساز بودن منصرف خواهد كرد .0
مولايی به تشكيل كميته تحريم با هدف پيگيری نحوه اجرا وتشخيص موارد تحريم تحت اين قطعنامه اشاره كرد و گفت : تشكيل چنين كميته ای در شورای امنيت بسيار نادر و حائز اهميت است و نشان از فعاليت جدی صادر كنندگان قطعنامه برای پيگيری مفاد آن دارد 0
. وی تاكيد كرد : اين نشان می دهد كه قطعنامه شورای امنيت صرفا يك كاغذ پاره تشريفاتی نيست . اين استاد دانشگاه همچنين به بند ١٠ اين قطعنامه ٢٥ بندی اشاره كرد كه تاكيد دارد همه كشور ها موظفند نسبت به ورود افراد مورد اشاره در پيوست اين قطعنامه و ديگر افرادی كه به تشخيص شورای امنيت يا كميته در فعاليتهای هسته ای حساس به اشاعه و يا توسعه سيستمهای پرتاب سلاح هستهای ايران دخيل هستند، يا مستقيما با آن ارتباط دارند و يا از آن حمايت میكنند، از جمله از طريق مشاركت در خريد اقلام ،كالاها، تجهيزات ، مواد و فناوری ممنوعه به خاكشان و يا عبور آنها از خاكشان به طور جدی مراقبت نمايند و آن را به كميته تحريم اطلاع دهند0. وی با اشاره به اينكه دامنه افراد درگير يا حمايت كننده از برنامه هسته ای و موشكی ايران با توجه به جايگاه و تركيب احتمالی كميته تحريم می تواند بسيار گسترده و درد سر آفرين باشد گفت : اين كميته می تواند با استناد به اين قطعنامه و قطعنامه ١٥٤٠ در خصوص مقابله با قاچاق كالاها و مبارزه با تروريسم هسته ای محدوديت های بسيار زيادی را برای ايران ايجاد كند 0
.مولايی ياد آور شد : فهرست افراد و سازمانها و نهاد های مرتبط با برنامه هسته ای ايران كه در پيوست قطعنامه امده است بسيار گسترده است و می تواند محدوديت های زيادی را برای صنايع كشور ايجاد كند . وی تاكيد كرد: مهلت ٦٠ روزه اين قطعنامه می تواند ايران را به سوی قطعنامه های سخت تر بكشاند هر چند آنقدر راه تفسير قطعنامه باز است كه بدون قطعنامه جديد نيز می توانند فشار های زيادی به ايران بياورند.0
اين حقوقدان در پاسخ به اين سئوال كه در صورت هر گونه تصميم خلاف عرف ديپلماتيك و قوانين حقوق بين الملل از سوی كميته تحريم شورای امنيت ايران بايد به كدام مرجع بين المللی شكايت كند گفت : با توجه به خلا بسيار بزرگی كه در ساختار جامعه جهانی وجود دارد ، قطعنامه های شورای امنيت غير قابل تجديد نظر است ، هيچ نهادی در سطح جهان قدرت بازنگری در آن را ندارد و تنها خود شورای امنيت می تواند به اعتراضات احتمالی رسيدگی كند 0
مولايی با اشاره به بند ٣ منشور ملل متحد و حكم ديوان بين المللی دادگستری اظهار داشت : مصوبات شورای امنيت از قوانين حقوق بين الملل و تعهدات دوجانبه و چند جانبه كشور ها قويتر است و در صورت مغايرت يك قطعنامه با حقوق و تعهدات بين المللی ، اين قطعنامه است كه بايد اجرا شود . وی در پاسخ به اين سئوال كه عدم تمكين به اين قطعنامه برای كشور های ديگر چه عواقبی خواهد داشت گفت : با توجه به اهميت اين قطعنامه و اتفاق نظر و حساسيت اعضای دائم شورای امنيت نسبت به آن ، همه كشور ها تلاش خواهند كرد نسبت به آن پايبند باشند و در صورت عدم پايبندی تنبيهات معمول از قبيل تعليق عضويت يا اقداماتی چون تهديد به كاهش سطح مناسبات سياسی و اقتصادی در مورد اين كشور ها محتمل است 0
مولايی در پاسخ به اين سئوال كه آيا علی رغم تاكيد آژانس بر صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای ايران امكان اتخاذ تدابير تند تر در آينده نزديك وجود دارد گفت : نظر آژانس بين المللی انرژی اتمی برای شورای امنيت صرفا نظری مشورتی و كارشناسی است و تصميم گير اصلی ٥ عضو اصلی شورای امنيت هستند . وی افزود : اساس ورود ايران به فصل هفتم منشور ملل متحد اين مساله را القا می كند كه فعاليت هسته ای ايران تهديدی برای صلح و امنيت جهانی است و اين موضوع خطر بسيار بزرگی را با خود حمل می كند . اين استاد دانشگاه تاكيد كرد : شورای امنيت يك نهاد سياسی است و نه يك مرجع حقوقی يا قضايی، بر اين اساس صرفا طبق ملاحظات سياسی تصميم می گيرد و نه طبق نظريات حقوقی و كارشناسی .......0
۱۳۸۵ آذر ۳۰, پنجشنبه
" یلدا جشن " آریائی " است
pصبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند0
شب يلدا شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "دي"خوانده ميشود
يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي كردند0
يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور" کرسي ! " نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است
يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند0
شب يلدا شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "دي"خوانده ميشود
يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي كردند0
يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور" کرسي ! " نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است
۱۳۸۵ آذر ۲۹, چهارشنبه
هواي متعفن انتخابات
http://1saoshyant.blogspot.com..
تهران؛ (جمعه) ساعت 5.50
ناراحتم. عصبی و دلگیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.....0
هوای انتخابات متعفن است. آنچنان که لعنت بر من باد را هزاران بار گفتم بر خودم که چرا رای دادم. عصبیام. خدا کند بوی گند نفت را به زور سر سفرهمان نچپانند!!..0
فکر کنم بعدش اعتصاب غذا باید کرد برای زنده ماندن!. آخر یکی بگوید این اتوبوسهای خاک آلود که هی میآیند به میدان هفتحوض و جماعتی را جلوی در مسجد یاعلی یاعلی گویان پیاده میکنند از کجاست؟یعنی رای من کشک؟ یعنی تف به رای من؟ رای؟ چه واژهی مسخرهای! به خدا اگر اصلاح طلبان(!) هم انتخاب شوند دیگر رای نمیدهم.0
مملکت اینقدر بیصاحب؟ اینقدر مسخره؟ 2 ساعت داشتم مخ دوستم را میسابیدم که برود به این جماعت رای بدهد. به میدان که رسیدیم خیلی شیک پارک کرد گفت نگاه کن. دیدم که در عرض نیم ساعت حداقل 30-40 دستگاهی اتوبوس هی آمدند و دهاتی خالی کردند و رفتند به ناکجا آبادی که آمده بودند. زن بچه به بغل به خدا تا بحال تهران نیامده بود از بس به در و دیوار نگاه میکرد و تعجب زده بود که اینجا کجاست!ناراحتم. عصبی و دلگیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.اگر بچهی نارمکاید و حالش را دارید سری به میدان بزنید. این هجوم حتما تا الان هم ادامه دارد
و....... این هم یک اظهار نظر !0
اصلا از اینکه ایرانی هستی ناراحت نباش... ایدز که نیست خوب میشه... از اینکه تو ایران هستی هم ناراحت نباش .. چون اگه خارج از ایران بودی هزار بار بیشتر از ایرانی بودن باید خجالت میکشیدی!!...0
اما از رای دادن هیچ وقت ناراحت نباش.. چون توئی که سایتی به این قشنگی داری و حتما 4 تا هنر دیگه هم داری باید مملکت رو بسازی... اگه تو تونستی اون دهاتی و بی سواد را به صف خودت بیاری هنر کردی وگرنه هر دزدی میتونه با سکه از طرقبه و ....و.... که سهله از لبنان و فلسطین هم ماشین رای بیاره...!!.0
*بی نیاز از هر توضیح و تفسیری
تهران؛ (جمعه) ساعت 5.50
ناراحتم. عصبی و دلگیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.....0
هوای انتخابات متعفن است. آنچنان که لعنت بر من باد را هزاران بار گفتم بر خودم که چرا رای دادم. عصبیام. خدا کند بوی گند نفت را به زور سر سفرهمان نچپانند!!..0
فکر کنم بعدش اعتصاب غذا باید کرد برای زنده ماندن!. آخر یکی بگوید این اتوبوسهای خاک آلود که هی میآیند به میدان هفتحوض و جماعتی را جلوی در مسجد یاعلی یاعلی گویان پیاده میکنند از کجاست؟یعنی رای من کشک؟ یعنی تف به رای من؟ رای؟ چه واژهی مسخرهای! به خدا اگر اصلاح طلبان(!) هم انتخاب شوند دیگر رای نمیدهم.0
مملکت اینقدر بیصاحب؟ اینقدر مسخره؟ 2 ساعت داشتم مخ دوستم را میسابیدم که برود به این جماعت رای بدهد. به میدان که رسیدیم خیلی شیک پارک کرد گفت نگاه کن. دیدم که در عرض نیم ساعت حداقل 30-40 دستگاهی اتوبوس هی آمدند و دهاتی خالی کردند و رفتند به ناکجا آبادی که آمده بودند. زن بچه به بغل به خدا تا بحال تهران نیامده بود از بس به در و دیوار نگاه میکرد و تعجب زده بود که اینجا کجاست!ناراحتم. عصبی و دلگیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم.اگر بچهی نارمکاید و حالش را دارید سری به میدان بزنید. این هجوم حتما تا الان هم ادامه دارد
و....... این هم یک اظهار نظر !0
اصلا از اینکه ایرانی هستی ناراحت نباش... ایدز که نیست خوب میشه... از اینکه تو ایران هستی هم ناراحت نباش .. چون اگه خارج از ایران بودی هزار بار بیشتر از ایرانی بودن باید خجالت میکشیدی!!...0
اما از رای دادن هیچ وقت ناراحت نباش.. چون توئی که سایتی به این قشنگی داری و حتما 4 تا هنر دیگه هم داری باید مملکت رو بسازی... اگه تو تونستی اون دهاتی و بی سواد را به صف خودت بیاری هنر کردی وگرنه هر دزدی میتونه با سکه از طرقبه و ....و.... که سهله از لبنان و فلسطین هم ماشین رای بیاره...!!.0
*بی نیاز از هر توضیح و تفسیری
۱۳۸۵ آذر ۲۲, چهارشنبه
الگوي مناسب ؟!0
*اگر فقط يک روز سرنيزه رژيم نباشد, اين قوانين کهنه مانند توده شنی سست و بی بنياد فرو خواهند ريخت
اکنون چند سال است که (حضرات!) دستگاه قضايی مانند نواری که سوزن اش گير کرده باشد هر بار شخصيتی, و مقامی از کشور جهان سومی وارد ايران می شود اين ادعا را تکرار می کنند که:"نظام قضايی جمهوری اسلامی ايران الگويی مناسب برای ساير کشورهای اسلامی است."!!.. آنها البته اين ادعا را فقط برای کشورهای اسلامی مطرح می کنند, برای اين که می دانند در ساير کشورها حنايشان رنگی ندارد و به آنها پوزخند خواهند زد اگر بگويند که قواعد عهد شترچرانی در صحاری سوزان عربستان سعودی بايد داور تنطيم مناسبات آحاد انسانی در عصر ماهواره و اينترنت باشد..0
در هر حال ( این الگوی مناسب !) را آخرين بار روز دوشنبه 13 آذر هاشمی شاهرودی در ديدار با "الحاجی يحيی جامه" رئيس جمهور گامبيا بار دیگر تکرار و تاکيد کرده است که " قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران آمادگی دارد در آموزش علوم قضايی در زمينه قانون مدنی اسلامي، آيين دادرسی اسلامی و ساير زمينهها به کشور گامبيا کمک کند."!!.0
معلوم نيست چرا شاهرودی و قوه قضاييه اين همه تلاش دارند قوانين قضايی رژيم را در ميان کشورهای اسلامی و آفریقائی "الگوی مناسب" بدانند. آنها توضيح نمی دهند که چه چيز قانون شان می تواند برای کشورهای اسلامی که کم و بيش از قوانين وحشيانه مشابهی (مثل عربستان سعودی که در آن هنوز گردن زدن با شمشير رواج دارد) برخوردارند بهتر باشد. آيا سنگسار زنان, اعدام کودکان زير 18 سال, ازدواج کودکان, قوانين سخيف زن ستيزانه در زمينه های ارث, طلاق, حضانت کودکان, و نابرابری در زمينه اشتغال, "الگوی مناسب" است؟ يا شايد مرادشان از "الگوی مناسب" قانون وحشيانه و بربرمنشانه قصاص, شلاق زنی مشروبخواران, و يا قطع عضو است؟ يا شايد يکسان بودن, شکنجه گر, بازجو, دادستان, و قاضی را مد نظر دارند؟ در "مناسب" بودن "الگوی" اسلامی رژيم همين بس که اين الگوها در جامعه ايران مطلقا خريداری ندارد و اگر فقط يک روز سرنيزه رژيم نباشد, اين قوانين کهنه مانند توده شنی سست و بی بنياد فرو خواهد ريخت
اکنون چند سال است که (حضرات!) دستگاه قضايی مانند نواری که سوزن اش گير کرده باشد هر بار شخصيتی, و مقامی از کشور جهان سومی وارد ايران می شود اين ادعا را تکرار می کنند که:"نظام قضايی جمهوری اسلامی ايران الگويی مناسب برای ساير کشورهای اسلامی است."!!.. آنها البته اين ادعا را فقط برای کشورهای اسلامی مطرح می کنند, برای اين که می دانند در ساير کشورها حنايشان رنگی ندارد و به آنها پوزخند خواهند زد اگر بگويند که قواعد عهد شترچرانی در صحاری سوزان عربستان سعودی بايد داور تنطيم مناسبات آحاد انسانی در عصر ماهواره و اينترنت باشد..0
در هر حال ( این الگوی مناسب !) را آخرين بار روز دوشنبه 13 آذر هاشمی شاهرودی در ديدار با "الحاجی يحيی جامه" رئيس جمهور گامبيا بار دیگر تکرار و تاکيد کرده است که " قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران آمادگی دارد در آموزش علوم قضايی در زمينه قانون مدنی اسلامي، آيين دادرسی اسلامی و ساير زمينهها به کشور گامبيا کمک کند."!!.0
معلوم نيست چرا شاهرودی و قوه قضاييه اين همه تلاش دارند قوانين قضايی رژيم را در ميان کشورهای اسلامی و آفریقائی "الگوی مناسب" بدانند. آنها توضيح نمی دهند که چه چيز قانون شان می تواند برای کشورهای اسلامی که کم و بيش از قوانين وحشيانه مشابهی (مثل عربستان سعودی که در آن هنوز گردن زدن با شمشير رواج دارد) برخوردارند بهتر باشد. آيا سنگسار زنان, اعدام کودکان زير 18 سال, ازدواج کودکان, قوانين سخيف زن ستيزانه در زمينه های ارث, طلاق, حضانت کودکان, و نابرابری در زمينه اشتغال, "الگوی مناسب" است؟ يا شايد مرادشان از "الگوی مناسب" قانون وحشيانه و بربرمنشانه قصاص, شلاق زنی مشروبخواران, و يا قطع عضو است؟ يا شايد يکسان بودن, شکنجه گر, بازجو, دادستان, و قاضی را مد نظر دارند؟ در "مناسب" بودن "الگوی" اسلامی رژيم همين بس که اين الگوها در جامعه ايران مطلقا خريداری ندارد و اگر فقط يک روز سرنيزه رژيم نباشد, اين قوانين کهنه مانند توده شنی سست و بی بنياد فرو خواهد ريخت
۱۳۸۵ آذر ۱۸, شنبه
خريد و فروش نوار و سي دي زندگي خصوصي افراد در جامعه اسلامي!!0
اين حاصل (حجاب باتومي) و روسري شلاقي است0
اين گوشه اي از (درد بزرگ)جامعه دو گانه اي است كه ملا ها به ضرب زوربخورد (بخصوص) جوانها داده اند0
اين مايه شرم و خجالت دست اندركاران و مدعيان اسلام ناب است 0
حرمت شکنی حريم خصوصی آدم ها از طريق تلويزيون با تمسخر آن ها و نگه نداشتن حريم قوميت ها، و حرمت شکنی آن ها با وارد شدن نيروهای دولتی به حريم خصوصی مردم، با حرمت نگه نداشتن عروسی ها و مراسم خصوصی مردم و ارتباط جنس های مخالف در خيابان ها، نتيجه اش بی توجهی جامعه به اين حريم است
"رئيس پليس(!) ايران، هشدار داده برای اينکه تصاوير خصوصی زنان، به بازار تصاوير ويدئويی غيرمجاز راه نيابد، بانوان بايد جانب احتياط را رعايت کنند."
سارا دختری بيست و پنج ساله، از شنيدن اين جمله از زبان يک مقام امنيتی، متعجب می شود: "اگر رييس پليس هشدار داده که مواظب باشيد، يعنی شعور اجتماعی مان پايين است. معنی ديگرش هم اين است که برای جلوگيری از اين کارها، نمی شود قانونی صادرکرد؛ انگار انتظار داريم اين اتفاقات بيافتند، پس تذکر می دهيم که مردم خودشان مواظب باشند0
وقتی از او می پرسم که در استخرها يا مهمانی هايی که بوده، به سوء استفاده از فيلم برداری يا عکاسی فکر کرده يا نه، بدون اين که معطل کند می گويد: "تا به حال بهش فکر نکردم. چون خيلی برايم مهم نبوده 0با اين حال کافی است به يکی از دست فروش های کنار ميادين اصلی شهر مراجعه کنيد و از او بخواهيد سی دی منسوب به بازيگر سريال نرگس را در اختيارتان بگذارد
جامعه ي بسته
"کدوم رو می گی؟ فيلم دختر شوکت يا بهنوش ب؟ هر دو را دارم. با چند تا فيلم ديگر روی يک سی دی. هر سی دی ۲۰۰۰ تومان
می پرسم: "فيلم پورنو چی داری؟""چی می خوای؟ اروپايی؟ آمريکايی؟ آسيای مرکزی؟"می پرسم فيلم اين بازيگر ها طرفدار هم دارد؟" صبح يک سری آوردم، الان ديگه ندارم. بخوای بايد سفارش بدی برات نگه دارم."
مهسا ۲۱ ساله، فيلم منسوب به هنرپيشه سريال تلويزيونی نرگس را نديده ... او ميگويد:0
"من اين موضوع را در دانشگاه شنيدم و اولين حسی که داشتم دلسوزی برای آن دختر بود. به اين فکر کردم که خيلی از همکلاسی های من با دوست پسرشون سکس داشته اند و اين موضوع بين نوجوان ها و جوان ها ديگر عادی شده است، ولی فيلم اين دختر پخش شده و اين همه هم راجع بهش صحبت می شود. چقدر جامعه ما بسته است و چه اندازه بيکار که اين جور مسايل، اين قدر حساسيت برانگيز است و اين قدر به سرعت پخش می شـــــود0
مادري مي گويد : موضوع پخش فيلم هم آغوشی يک بازيگر را از دخترانم شنيدم، برای چندمين بار احساس کردم حرمت نيم بند حريم خصوصی افراد، از بين رفت. اتفاقی که افتاده، يک موضوع کاملا شخصی بوده، نه اجتماعی. اما اينکه چرا به اين شکل وارد حوزه های عمومی شد، سئوالی است که مسئولان بايد جواب بدهنـــد!0 "مسئولان خود عامل چنين ننگي هستند0
به نظر بابک: "حرمت شکنی حريم خصوصی آدم ها از طريق تلويزيون با تمسخر آن ها و نگه نداشتن حريم قوميت ها، و حرمت شکنی آن ها با وارد شدن نيروهای دولتی به حريم خصوصی مردم، با حرمت نگه نداشتن عروسی ها و مراسم خصوصی مردم و ارتباط جنس های مخالف در خيابان ها، نتيجه اش بی توجهی جامعه به اين حريم است0
"خيلی مهم است در حالی که افراد به راحتی می توانند فيلم های پورنو را از طريق ماهواره ببينند، يا از خيابان تهيه کنند، چرا به ديدن فيلم های ايرانی گرايش پيدا می کنند. جامعه ما به وارد شوندگان به حريم خصوصی افراد مجوز می دهد. به نظر من، پخش چنين فيلم هايی از سر لذت نيست، نشانه وجود خشونت اجتماعی است
او نگران دخترهای خودش هم هست: "دو تا دختر دارم و باور کنيد که نگران شان هستم. من اخبار مربوط به پخش فيلم استخر ها يا اعمال خشونت های جنسی در اتاق های پرو را در روزنامه ها می خوانم؛ آنهم وقتی که ماجرا تمام شده است. اين ها مرا وحشت زده می کند. من از از تجاوزهای نگاهی، دستی و واقعی می ترسم. متاسفانه مرتب هم بايد دخترهايم را با اين خطرات آشنا كنم0
** اين مايه شرم و خجالت دست اندركاران و مدعيان اسلام ناب است
اين گوشه اي از (درد بزرگ)جامعه دو گانه اي است كه ملا ها به ضرب زوربخورد (بخصوص) جوانها داده اند0
اين مايه شرم و خجالت دست اندركاران و مدعيان اسلام ناب است 0
حرمت شکنی حريم خصوصی آدم ها از طريق تلويزيون با تمسخر آن ها و نگه نداشتن حريم قوميت ها، و حرمت شکنی آن ها با وارد شدن نيروهای دولتی به حريم خصوصی مردم، با حرمت نگه نداشتن عروسی ها و مراسم خصوصی مردم و ارتباط جنس های مخالف در خيابان ها، نتيجه اش بی توجهی جامعه به اين حريم است
"رئيس پليس(!) ايران، هشدار داده برای اينکه تصاوير خصوصی زنان، به بازار تصاوير ويدئويی غيرمجاز راه نيابد، بانوان بايد جانب احتياط را رعايت کنند."
سارا دختری بيست و پنج ساله، از شنيدن اين جمله از زبان يک مقام امنيتی، متعجب می شود: "اگر رييس پليس هشدار داده که مواظب باشيد، يعنی شعور اجتماعی مان پايين است. معنی ديگرش هم اين است که برای جلوگيری از اين کارها، نمی شود قانونی صادرکرد؛ انگار انتظار داريم اين اتفاقات بيافتند، پس تذکر می دهيم که مردم خودشان مواظب باشند0
وقتی از او می پرسم که در استخرها يا مهمانی هايی که بوده، به سوء استفاده از فيلم برداری يا عکاسی فکر کرده يا نه، بدون اين که معطل کند می گويد: "تا به حال بهش فکر نکردم. چون خيلی برايم مهم نبوده 0با اين حال کافی است به يکی از دست فروش های کنار ميادين اصلی شهر مراجعه کنيد و از او بخواهيد سی دی منسوب به بازيگر سريال نرگس را در اختيارتان بگذارد
جامعه ي بسته
"کدوم رو می گی؟ فيلم دختر شوکت يا بهنوش ب؟ هر دو را دارم. با چند تا فيلم ديگر روی يک سی دی. هر سی دی ۲۰۰۰ تومان
می پرسم: "فيلم پورنو چی داری؟""چی می خوای؟ اروپايی؟ آمريکايی؟ آسيای مرکزی؟"می پرسم فيلم اين بازيگر ها طرفدار هم دارد؟" صبح يک سری آوردم، الان ديگه ندارم. بخوای بايد سفارش بدی برات نگه دارم."
مهسا ۲۱ ساله، فيلم منسوب به هنرپيشه سريال تلويزيونی نرگس را نديده ... او ميگويد:0
"من اين موضوع را در دانشگاه شنيدم و اولين حسی که داشتم دلسوزی برای آن دختر بود. به اين فکر کردم که خيلی از همکلاسی های من با دوست پسرشون سکس داشته اند و اين موضوع بين نوجوان ها و جوان ها ديگر عادی شده است، ولی فيلم اين دختر پخش شده و اين همه هم راجع بهش صحبت می شود. چقدر جامعه ما بسته است و چه اندازه بيکار که اين جور مسايل، اين قدر حساسيت برانگيز است و اين قدر به سرعت پخش می شـــــود0
مادري مي گويد : موضوع پخش فيلم هم آغوشی يک بازيگر را از دخترانم شنيدم، برای چندمين بار احساس کردم حرمت نيم بند حريم خصوصی افراد، از بين رفت. اتفاقی که افتاده، يک موضوع کاملا شخصی بوده، نه اجتماعی. اما اينکه چرا به اين شکل وارد حوزه های عمومی شد، سئوالی است که مسئولان بايد جواب بدهنـــد!0 "مسئولان خود عامل چنين ننگي هستند0
به نظر بابک: "حرمت شکنی حريم خصوصی آدم ها از طريق تلويزيون با تمسخر آن ها و نگه نداشتن حريم قوميت ها، و حرمت شکنی آن ها با وارد شدن نيروهای دولتی به حريم خصوصی مردم، با حرمت نگه نداشتن عروسی ها و مراسم خصوصی مردم و ارتباط جنس های مخالف در خيابان ها، نتيجه اش بی توجهی جامعه به اين حريم است0
"خيلی مهم است در حالی که افراد به راحتی می توانند فيلم های پورنو را از طريق ماهواره ببينند، يا از خيابان تهيه کنند، چرا به ديدن فيلم های ايرانی گرايش پيدا می کنند. جامعه ما به وارد شوندگان به حريم خصوصی افراد مجوز می دهد. به نظر من، پخش چنين فيلم هايی از سر لذت نيست، نشانه وجود خشونت اجتماعی است
او نگران دخترهای خودش هم هست: "دو تا دختر دارم و باور کنيد که نگران شان هستم. من اخبار مربوط به پخش فيلم استخر ها يا اعمال خشونت های جنسی در اتاق های پرو را در روزنامه ها می خوانم؛ آنهم وقتی که ماجرا تمام شده است. اين ها مرا وحشت زده می کند. من از از تجاوزهای نگاهی، دستی و واقعی می ترسم. متاسفانه مرتب هم بايد دخترهايم را با اين خطرات آشنا كنم0
** اين مايه شرم و خجالت دست اندركاران و مدعيان اسلام ناب است
۱۳۸۵ آذر ۱۶, پنجشنبه
درخواست ممنوعيت "بيكيني " براي زنان ايراني در سواحل تركيه !0
ايران بنا به خواست ترکيه وعده داده پرواز هواپيمايی جمهوری اسلامی به شهر توريستی آنتاليا تركيه از سر گرفته شود..0
.رسانه های ترکيه روز پنج شنبه گزارش داده اند که مقامات ايرانی گفته اند، درصورتی که گردشگران زن ايرانی از شنا در کنار سواحل آنتاليا منع شوند، در هتل هايی که جمهوری اسلامی تعيين می کند اقامت کنند و نيز حجاب را رعايت کنند، پرواز به آنتاليا از سر گرفته می شود!!0
.آژانس خبرترک و روزنامه اکشام با انتشار گزارشی از ديدار روز يکشنبه هفته گذشته رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه با مقام های ایرانی نوشته است: «آقای اردوغان وهیأت همراهش در حين گفتگو با پرويز داوودی معاون اول ریيس " خلافت!" جمهوری ايران در ضيافتی که به افتخار وی ترتيب داده بودند، با گفت و گوی عجيبی روبرو شد!»بنا به این گزارش در ابتدای نشست رجب طيب اردوغان گفته است: «ميزان واردات ترکيه از ايران بسيار بيشتر از صادرات به ايران است. به همين دليل از شما می خواهيم ميزان واردات از ترکيه را افزايش دهيد.» پرويز داودی معادن اول ریيس جمهوری نیز در پاسخ می گويد: «در عوض ساليانه يک ميليون گردشگر ايرانی به کشور شما می روند و به اين ترتيب توازن در مبادلات طرفين برقرار می شود.»این گزارش می افزاید که در اين هنگام، یکی از اعضای هیات ترکیه، موضوع لغو پرواز هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران به شهر توريستی آنتاليا را مطرح کرده و خواستار ازسرگيری پرواز تهران- آنتاليا شده است. به نوشته این رسانه ها، پرویز داودی در برابر این سئوال آقای اردوغان که چرا پروازها را دوباره بر قرار نمی کنید، گفته است: «به اين دليل که تصاوير زنان و دختران ايرانی بدون پوشش اسلامی در حال شنا کردن در کنار دريا و يا در بارهای مشروب فروشی، در مطبوعات و رسانه های ترکيه منتشر شده اند0
بهار سال ۲۰۰۵ رسانههای ترکيه نوشتند که محمود احمدی نژاد ریيس جمهور جديد ايران پس از پخش تصاوير تفريح زنان ايرانی در کنار دريای مديترانه در تلويزيون های ترکيه، پرواز هوايی تهران- آنتاليا را لغو کرده است. به گفته اين رسانه ها، زنان ايرانی برای تفريحاتی که در ايران از آن محرومند به آنتاليا و ديگر مراکز توريستی ترکيه سفر می كنند0
***************
خلافتي كه خودش هم سر خودش را كلاه ميگذارد !!0
*
.رسانه های ترکيه روز پنج شنبه گزارش داده اند که مقامات ايرانی گفته اند، درصورتی که گردشگران زن ايرانی از شنا در کنار سواحل آنتاليا منع شوند، در هتل هايی که جمهوری اسلامی تعيين می کند اقامت کنند و نيز حجاب را رعايت کنند، پرواز به آنتاليا از سر گرفته می شود!!0
.آژانس خبرترک و روزنامه اکشام با انتشار گزارشی از ديدار روز يکشنبه هفته گذشته رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه با مقام های ایرانی نوشته است: «آقای اردوغان وهیأت همراهش در حين گفتگو با پرويز داوودی معاون اول ریيس " خلافت!" جمهوری ايران در ضيافتی که به افتخار وی ترتيب داده بودند، با گفت و گوی عجيبی روبرو شد!»بنا به این گزارش در ابتدای نشست رجب طيب اردوغان گفته است: «ميزان واردات ترکيه از ايران بسيار بيشتر از صادرات به ايران است. به همين دليل از شما می خواهيم ميزان واردات از ترکيه را افزايش دهيد.» پرويز داودی معادن اول ریيس جمهوری نیز در پاسخ می گويد: «در عوض ساليانه يک ميليون گردشگر ايرانی به کشور شما می روند و به اين ترتيب توازن در مبادلات طرفين برقرار می شود.»این گزارش می افزاید که در اين هنگام، یکی از اعضای هیات ترکیه، موضوع لغو پرواز هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران به شهر توريستی آنتاليا را مطرح کرده و خواستار ازسرگيری پرواز تهران- آنتاليا شده است. به نوشته این رسانه ها، پرویز داودی در برابر این سئوال آقای اردوغان که چرا پروازها را دوباره بر قرار نمی کنید، گفته است: «به اين دليل که تصاوير زنان و دختران ايرانی بدون پوشش اسلامی در حال شنا کردن در کنار دريا و يا در بارهای مشروب فروشی، در مطبوعات و رسانه های ترکيه منتشر شده اند0
بهار سال ۲۰۰۵ رسانههای ترکيه نوشتند که محمود احمدی نژاد ریيس جمهور جديد ايران پس از پخش تصاوير تفريح زنان ايرانی در کنار دريای مديترانه در تلويزيون های ترکيه، پرواز هوايی تهران- آنتاليا را لغو کرده است. به گفته اين رسانه ها، زنان ايرانی برای تفريحاتی که در ايران از آن محرومند به آنتاليا و ديگر مراکز توريستی ترکيه سفر می كنند0
***************
خلافتي كه خودش هم سر خودش را كلاه ميگذارد !!0
*
۱۳۸۵ آذر ۱۴, سهشنبه
ورزش در مدرسهها غايب است
متحجرها و مدعيان اسلامي به عمد نمي خواهند بپذيرند كه با گذشت 1500 سال از دوران بيابان گردي و چادر نشيني . نميشود احكام آن روزگاران را در جامعه تزريق كرد و با زور و با اصراربه پنهان كاري . به حفظ رعايت صورت ظاهر. پرداخت0
ورزش صبحگاهي با مانتوي بلند و شلوار گشاد و مقنعه بلند عذاب آور است 0
ساعت ۷ صبح است، دانش آموزان مدرسه راهنمايی دخترانه نرگس يکی يکی از راه میرسند و در حياط کوچک مدرسه جمع میشوند. همه دانش آموزان مانتوهای سرمهای بلند و يک شکلی دارند با مقنعههای مشکی بلندی که از سر تا کمی بالاتر از آرنج دست را میپوشاند. نزديک ساعت ۸، دانش آموزان آرام آرام به صف میشوند و کيفهای سنگينشان را روی زمين میگذارند. ناظم مدرسه صبح به خير میگويد، يکی از دانش آموزان بالای سکو کنار ناظم میرود و ورزش صبح گاهی آغاز میشود !0
"ورزش صبحگاهی با مانتوی بلند، شلوار گشاد و مقنعههای بلند عذاب آور است، مخصوصا اگر تازه صبحانه خورده باشی" اين را معلم ورزش مدرسه میگويد. او ورزش صبحگاهی را با اين وضع بیفايده میداند، چون دانش آموزان نه لباس مناسب! دارند، نه آمادگی ورزش کردن!، تازه صبحانه خوردهاند و حرکتهای ورزشی نصفه نيمهای که برای رفع تکليف انجام میدهند هم سودی به حالشان ندارد
ورزش صبحگاهي با مانتوي بلند و شلوار گشاد و مقنعه بلند عذاب آور است 0
ساعت ۷ صبح است، دانش آموزان مدرسه راهنمايی دخترانه نرگس يکی يکی از راه میرسند و در حياط کوچک مدرسه جمع میشوند. همه دانش آموزان مانتوهای سرمهای بلند و يک شکلی دارند با مقنعههای مشکی بلندی که از سر تا کمی بالاتر از آرنج دست را میپوشاند. نزديک ساعت ۸، دانش آموزان آرام آرام به صف میشوند و کيفهای سنگينشان را روی زمين میگذارند. ناظم مدرسه صبح به خير میگويد، يکی از دانش آموزان بالای سکو کنار ناظم میرود و ورزش صبح گاهی آغاز میشود !0
"ورزش صبحگاهی با مانتوی بلند، شلوار گشاد و مقنعههای بلند عذاب آور است، مخصوصا اگر تازه صبحانه خورده باشی" اين را معلم ورزش مدرسه میگويد. او ورزش صبحگاهی را با اين وضع بیفايده میداند، چون دانش آموزان نه لباس مناسب! دارند، نه آمادگی ورزش کردن!، تازه صبحانه خوردهاند و حرکتهای ورزشی نصفه نيمهای که برای رفع تکليف انجام میدهند هم سودی به حالشان ندارد
۱۳۸۵ آذر ۱۰, جمعه
روزنامه تند رو " جمهوري اسلامي " مي نويسد:0
عقب نشيني در زمينه اجراي حكم سنگسار موجب شد غربي ها سطح مطالبات خود را تا جدائي دين از حكومت بالا ببرند. راديو فرانسه ميگويد :0
« بدنبال سخنان وزير دادگستري ايران مبني بر عدم اجراي حكم سنگسار(!!) در اين كشور سازمان هاي مبارزه با قانون سنگسار اكنون خواستار حذف اين بند از قانون جزاي اسلامي هستند » . همين راديو از زبان فردي كه وي را جامعه شناس و كارشناس امور زنان معرفي كرده اضافه مي كند : « طبعا براي اينكه چنين قانوني وجود نداشته باشد بايد حكومت از دين جدا شود »
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
شواهد انکار ناپذير در سنگسار زنان
اظهارات آقای جمال کريميراد، سخنگوی قوه قضاييه و وزير دادگستری در نشست خبری سه شنبه، ٣٠ آبان ٨٥ نخستين واکنش رسمی مقامات قضايی ايران به خواسته هايی است که در قالب کمپين بين المللی قانون بيسنگسار مطرح شده است. اين اظهارات نشان ميدهد که موضع رسمی قوه قضائيه انكار مجازات سنگسار بوده است . زیرا :0
عليرغم انکار مقامات قضايی و پارلمانی ايران مبنی بر اجرای مجازات سنگسار در ايران، شواهد و اسناد غيرقابل انکاری در دست است که نشان می دهد صبح روز ١٧ ارديبشهت ١٣٨٥ (امسال) دو نفر به نامهای محبوبه، م. و عباس، ح. در بهشت رضای مشهد سنگسار شده اند. همچنين زنی به نام معصومه، محکوم به رجم، مرداد ماه امسال پس از انتقال از زندان رجايی شهر به زندان اوين، در يک اتاق در بسته حلق آويز شده است. زن ديگری نيز در اسفند ماه سال گذشته به جرم زنای محصنه در قزوين در ملاء عام به دار آويخته شده است. مقامات قضايی ايران نيک می دانند که طبق قواعد فقهی حاکم بر قوانين مجازات ايران، تبديل حدود به مجازاتهای ديگر جايز نيست و عمل مقامات اجرای احکام در اعدام زنان به جای جاری کردن حکم رجم، خلاف مسلم قانون است. 0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی نیست از این (آستین سرخود های ) اسلامی بپرسد ،(صرفنظر از اظهارات کذب) حکمی که شما برای قتل شهروندان دیگر کشور ها صادر می کنید و انگ و اتهاماتی که مرتب باین و آن میزنید ، جای اعتراض ندارد ؟ - اما اگر سازمان هائی باشند که عمل ننگین و وحشیانه (سنگسار) را مورد سئوال قرار بدهند و خواستار حذف آن از پیکره آلوده ی جامعه امروز ایران باشند ، " سطح مطالبات شان " بالا رفته است ؟!!...0
« بدنبال سخنان وزير دادگستري ايران مبني بر عدم اجراي حكم سنگسار(!!) در اين كشور سازمان هاي مبارزه با قانون سنگسار اكنون خواستار حذف اين بند از قانون جزاي اسلامي هستند » . همين راديو از زبان فردي كه وي را جامعه شناس و كارشناس امور زنان معرفي كرده اضافه مي كند : « طبعا براي اينكه چنين قانوني وجود نداشته باشد بايد حكومت از دين جدا شود »
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *
شواهد انکار ناپذير در سنگسار زنان
اظهارات آقای جمال کريميراد، سخنگوی قوه قضاييه و وزير دادگستری در نشست خبری سه شنبه، ٣٠ آبان ٨٥ نخستين واکنش رسمی مقامات قضايی ايران به خواسته هايی است که در قالب کمپين بين المللی قانون بيسنگسار مطرح شده است. اين اظهارات نشان ميدهد که موضع رسمی قوه قضائيه انكار مجازات سنگسار بوده است . زیرا :0
عليرغم انکار مقامات قضايی و پارلمانی ايران مبنی بر اجرای مجازات سنگسار در ايران، شواهد و اسناد غيرقابل انکاری در دست است که نشان می دهد صبح روز ١٧ ارديبشهت ١٣٨٥ (امسال) دو نفر به نامهای محبوبه، م. و عباس، ح. در بهشت رضای مشهد سنگسار شده اند. همچنين زنی به نام معصومه، محکوم به رجم، مرداد ماه امسال پس از انتقال از زندان رجايی شهر به زندان اوين، در يک اتاق در بسته حلق آويز شده است. زن ديگری نيز در اسفند ماه سال گذشته به جرم زنای محصنه در قزوين در ملاء عام به دار آويخته شده است. مقامات قضايی ايران نيک می دانند که طبق قواعد فقهی حاکم بر قوانين مجازات ايران، تبديل حدود به مجازاتهای ديگر جايز نيست و عمل مقامات اجرای احکام در اعدام زنان به جای جاری کردن حکم رجم، خلاف مسلم قانون است. 0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی نیست از این (آستین سرخود های ) اسلامی بپرسد ،(صرفنظر از اظهارات کذب) حکمی که شما برای قتل شهروندان دیگر کشور ها صادر می کنید و انگ و اتهاماتی که مرتب باین و آن میزنید ، جای اعتراض ندارد ؟ - اما اگر سازمان هائی باشند که عمل ننگین و وحشیانه (سنگسار) را مورد سئوال قرار بدهند و خواستار حذف آن از پیکره آلوده ی جامعه امروز ایران باشند ، " سطح مطالبات شان " بالا رفته است ؟!!...0
۱۳۸۵ آذر ۸, چهارشنبه
خوب است - كمي بيشتر بدانيم ؟!0
واقعيتي كه بر بسيار كسان پوشيده مانده است اين است كه اصل ولايت فقيه ريشه در دين يهود "پيغمبران پادشاه " دارد كه " شائول سليمان " نمونه هاي آن هستند0
مورخ و نويسنده و انديشمند معاصر ايراني (شجاع الدين شفا) در مقاله اي نسبتا كوتاه زير عنــــوان " ولي فقيه اسلام و خاخام اعظم يهودي" مي نويسد:0
در ميان 188 كشور امروز جهان . ايران تنها كشوري است كه مردم آن بطور رسمي در يك قيموميت قانوني بسر ميبرند ...0
خميني براي اين كه در قيموميت شرعي " قيم بر صغير " شبهه اي باقي نماند لزوم اين قيموميت را چنين توجيه كرده است 0
مردم جاهل و ناقص اند و نا آگاه اند و نيازمند كمال اند و شرعا احتياج به قيم دارند !!0
فرضيه پرداز بزرگ اين ولايت ! . علي شريعتي مي نويسد :0
جهل توده هاي عوام مقلد و منحط بنده واري كه راي شان را به يك شكم آبگوشت به هر كه باني شود اهدا مي كنند . براي آنان در رديف آراء الاغ ها و گاو ها است !!.... و در جاي ديگري نوشته " حساب وجود امت مستلزم روحي به نام امام و انساني كه امام خود را نمي شناسد به مثابه گوسفندي است كه چوپان خود را گم كرده باشد "!!0
و.... آن ديگري . يعني اولين نخست وزير(!) همين ولي فقيه در كتاب (انقلاب در دو حركت) مي نويسد :0
حضرت امام . جمهوري اسلامي را به رژيمي توصيف ميكند كه در آن ولي فقيه قيم بلا عزل مردم صغير است . بنابراين همانطور كه صغير حق عزل ولي خود را ندارد . مردم نيز حق چون وچرا در مقابل ولي فقيه را ندارند !!0
خميني در رساله اي به قلم " آل كاشف الغطاء " كه با تائيد خود خميني منتشر شد ضرورت اين ضابطه قيم و صغير را چنين توجيه ميكند0
طبيعي است كه مردم همواره يكي از دو دسته اند - عالم و عامي . مطلع و بي اطلاع . بنابراين هميشه بايد عده اي مجتهد و عده اي ديگر (مقلد) باشند.... يعني از مجتهد تقليد كنند. لزوم تبعيت جاهل از عالم يك حكم عقلي و فطري و وجداني نيز هست !!0
ده قرن پيش . (كليني) در (كافي) معروف خود . مقلدان را شيعيان ضعيف العقلي توصيف كرده است كه خودشان تشخيص مصلحت خويش را ندارند ...0
واقعيتي كه بر بسيار كسان پوشيده است اين است كه اصل ولايت فقيه ريشه در دين يهود " پيغمبران پادشاه" دارد كه شائول و داود سليمان نمونه هاي آن هستند0
يكي از سرشناس ترين مراجع مذهبي يهود (خاخام اعظم مناخيم فرومن) ميگويد :0
انقلاب شايان ستايش خميني در ايران درست بر همان مباني ايدئولوژيك تكيه دارد كه ايدئولوژي امروزي ما در اسرائيل بر آن تكيه دارد !!0..... مفهومي كه ما براي يهوه خداي واحد غيرتمند و بي گذشت خود قائليم همان مفهومي است كه خميني از خداي اسلام دارد . من وقتي شعار الله و اكبر را مي شنوم همانقدر احساس رضايت ميكنم كه اسلام راستين از شنيدن شعار " جلال يهوه متبارك باد " خرسند ميشود... من ساعت هاي متوالي مجذوب موعظه هاي مذهبي خبرگان ولايت فقيه مانده ام . ميخواهم بدانان پيام دهم كه بنياد گرايان روي زمين متحد شويد !!0
مورخ و نويسنده و انديشمند معاصر ايراني (شجاع الدين شفا) در مقاله اي نسبتا كوتاه زير عنــــوان " ولي فقيه اسلام و خاخام اعظم يهودي" مي نويسد:0
در ميان 188 كشور امروز جهان . ايران تنها كشوري است كه مردم آن بطور رسمي در يك قيموميت قانوني بسر ميبرند ...0
خميني براي اين كه در قيموميت شرعي " قيم بر صغير " شبهه اي باقي نماند لزوم اين قيموميت را چنين توجيه كرده است 0
مردم جاهل و ناقص اند و نا آگاه اند و نيازمند كمال اند و شرعا احتياج به قيم دارند !!0
فرضيه پرداز بزرگ اين ولايت ! . علي شريعتي مي نويسد :0
جهل توده هاي عوام مقلد و منحط بنده واري كه راي شان را به يك شكم آبگوشت به هر كه باني شود اهدا مي كنند . براي آنان در رديف آراء الاغ ها و گاو ها است !!.... و در جاي ديگري نوشته " حساب وجود امت مستلزم روحي به نام امام و انساني كه امام خود را نمي شناسد به مثابه گوسفندي است كه چوپان خود را گم كرده باشد "!!0
و.... آن ديگري . يعني اولين نخست وزير(!) همين ولي فقيه در كتاب (انقلاب در دو حركت) مي نويسد :0
حضرت امام . جمهوري اسلامي را به رژيمي توصيف ميكند كه در آن ولي فقيه قيم بلا عزل مردم صغير است . بنابراين همانطور كه صغير حق عزل ولي خود را ندارد . مردم نيز حق چون وچرا در مقابل ولي فقيه را ندارند !!0
خميني در رساله اي به قلم " آل كاشف الغطاء " كه با تائيد خود خميني منتشر شد ضرورت اين ضابطه قيم و صغير را چنين توجيه ميكند0
طبيعي است كه مردم همواره يكي از دو دسته اند - عالم و عامي . مطلع و بي اطلاع . بنابراين هميشه بايد عده اي مجتهد و عده اي ديگر (مقلد) باشند.... يعني از مجتهد تقليد كنند. لزوم تبعيت جاهل از عالم يك حكم عقلي و فطري و وجداني نيز هست !!0
ده قرن پيش . (كليني) در (كافي) معروف خود . مقلدان را شيعيان ضعيف العقلي توصيف كرده است كه خودشان تشخيص مصلحت خويش را ندارند ...0
واقعيتي كه بر بسيار كسان پوشيده است اين است كه اصل ولايت فقيه ريشه در دين يهود " پيغمبران پادشاه" دارد كه شائول و داود سليمان نمونه هاي آن هستند0
يكي از سرشناس ترين مراجع مذهبي يهود (خاخام اعظم مناخيم فرومن) ميگويد :0
انقلاب شايان ستايش خميني در ايران درست بر همان مباني ايدئولوژيك تكيه دارد كه ايدئولوژي امروزي ما در اسرائيل بر آن تكيه دارد !!0..... مفهومي كه ما براي يهوه خداي واحد غيرتمند و بي گذشت خود قائليم همان مفهومي است كه خميني از خداي اسلام دارد . من وقتي شعار الله و اكبر را مي شنوم همانقدر احساس رضايت ميكنم كه اسلام راستين از شنيدن شعار " جلال يهوه متبارك باد " خرسند ميشود... من ساعت هاي متوالي مجذوب موعظه هاي مذهبي خبرگان ولايت فقيه مانده ام . ميخواهم بدانان پيام دهم كه بنياد گرايان روي زمين متحد شويد !!0
۱۳۸۵ آذر ۷, سهشنبه
آپارتمان هاي متري 6 ميليون توماني و مديران سياسي نظام (؟!)0
*رييس و نایب رييس مجلس فعلی, فرمانده سابق سپاه, مشاور (والي فقيه!) در امور سياست خارجی و رئيس سابق شورای اصولگرايان چه رابطه ای با آپارتمان های متری شش ميليون تومانی شمال تهران دارنــــــــد ؟0
اين گزارش به آپارتمان های فرمانيه و نياوران, اقدسيه و زعفرانيه اشاره کرده است, اما ننوشته است که سازندگان اين آپارتمان ها چه نهادهايی هستند؟ و آيا مثلا کميته امداد خمينی در ساختن بخشی از آنها چه نقشی داشته است؟
گزارش به شکاف طبقاتی در زمينه مسکن اشاره می کند, اما پنهان می کند که باعث و بانی اين وضع کيست به جز رژيم جمهوری اسلامي؟
گزارش به سر وقت صاحبان قصرهای رويائی نمی رود و به وابستگی های آنها به حکومت کار ندارد. در گزارش آمده است: "كسانى ..حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند." ولی شرح نمی دهد که آيا اين کسان در شرايطی که قدرت و ثروت در انحصار طبقه حکومتی قرار گرفته است و بدون وابستگی به دستگاه فساد دولتی نمی توان سری در ميان سرها درآورد و يکشبه ره صد ساله رفت, از کجا آورده اند که متری 6 ميليون تومان بابت يک آپارتمان می دهند؟0
گزارش به طور کلی از ساکنان اين آپارتمان ها تحت عنوان "افراد پولدار، بازاري، كارخانهدار، مديران سياسى و حتى كارمندان" نام می برد, در حالی که حداقل می دانيم که نایب رييس مجلس فعلی در فرمانيه زندگی می کند و از سهام داران شهرك هاى جديد پرند و هشتگرد است, محل استراحت سردار(!) سابق " دبیر مصلحت نظام!!" در قصر فيروزه حدود 2 ميليارد تومان برآورد شده است, حداد عادل رييس مجلس فعلی صاحب قصری پنج ميلياردی در شميرانات است, ناطق نوری نيز در خانه ای که حداقل ده ميليارد برآورد شده در زعفرانيه زندگی می کند و علی اکبر ولايتی مشاور خامنه ای در زمينه سياست خارجی صاحب کاخ در سعدآباد است.0
گزارش اگر به جای اشاره گذرا به "مديران سياسی" اسامی برخی از اين مديران را ذکر می کرد, معلوم می شد که در واقع آنها که از محل غارت دلارهای نفتی و ثروت ملی مردم ايران کاخ ها برافراشته اند و همزمان دم از مردمی بودن و "اصولگرايی" می زنند, مسوولان و دانه درشت های همين رژيم هستند*
گزارش خبرگزاری فارس: اينجا آپارتمان، مترى 6 ميليون تومان است !! اينجا تهران است، فرمانيه و دزاشيب ، نياوران ، اقدسيه و زعفرانيه، تا به حال سرى به بنگاههاى مسكن اين مناطق زدهايد؟ از قيمت مسكن در اين مناطق پرسيدهايد؟ اگر نرفتهايد براى تفريح هم كه شده سرى بزنيد حتماً متعجب خواهيد شد. فقط مواظب باشيد نااميد نشويد. باورتان ميشود كه در همين شهر تهران، شهرى كه برخى براى گرفتن يك سرپناه كوچك به هر درى كه ميزنند پول پيش و اجاره پيدا نميكنند، هستند كسانى كه حاضرند براى يك آپارتمان 3 ميليارد تومان پرداخت كنند؟ بله 3 ميليارد تومان.!0
اما چه باور كنيد و چه باور نكنيد چنين آپارتمانها و چنين مشتريانى وجود دارد.آپارتمانهايى كه به قول ظريفى انسان در آن جوان مى شود.آپارتمانهايى كه ديگردر آن استخر و سونا و جكوزى دمده شده ، در وصف آنها بايد از كارواش و پشت بامهاى به شكل بوستان طراحى شده سخن گفت.بله در همين تهران در كنار خانوارهايى كه به نان شبشان محتاج اند و خريد يك واحد 40_50مترى در پايين ترين نقطه شهر و حتى فرسنگها دور از شهر را هم در مخيله و خواب هاى خود نمى بينند هستند كسانى كه حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند.0
*اينجا آپارتمان مترى 6 ميليون تومان است0
به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، داوود خدابنده دارنده يك بنگاه املاك در ميرداماد در مورد آپارتمانهاى گران قيمت به خبرنگار فارس، گفت:آپارتمانهاى شيك به قيمت بالاتر از 5/2 ميليون تومان در هر متر مربع فروخته ميشوند كه در آن هر امكاناتى مانند پاركينگ، انباري، استخر، سونا و جكوزى وجود دارد. وى علت قيمت بالاى اين آپارتمانها را به كار بردن مصالح خوب، نماى شيك ساختمان، استفاده از شيرآلات، دستگيره در و شيشههاى خارجى دانست و گفت: فقط آشپزخانه اين آپارتمانها بيش از 50 ميليون تومان ميارزد كه با اين پول ميتوان يك آپارتمان معمولى براى يك خانواده متوسط تهيه كرد. *آپارتمانهاى شيك بزرگ هستند خدابنده بنگاهدار گفت: آپارتمانهاى شيك معمولا دست كم 150 متر مربع و بيشتر وسعت دارند، تعداد اتاق خوابهاى آنها هم 2، 3 و 4 اتاق است. وى گفت: سازندگان اين آپارتمانها، معماران به نام و مهندسان مشهور هستند، ولى خريداران آن افراد پولدار، بازاري، كارخانهدار، مديران سياسى و حتى كارمندان ميباشند. آپارتمانهايى كه در آن سنگهاى بسيار شيك 60 در 60 سانتيمتر با ماركهاى مختلف خارجي، كليد و پريزهاى خارجي، سنگ گرانيتى بسيار شيك براى نماى ساختمان به كار رفته است.0
*رهن آپارتمانهاى اينجا100ميليون تومان است0
خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا آپارتمانهاى لوكس فقط به فروش ميرسد يا رهن هم داده ميشود، گفت: رهن اين آپارتمانهاى 4- 3 خوابه 100 ميليون تومان است. وى گفت:مالكان آپارتمانهاى شيك حتى مشاوران ويژه در بنگاه املاك دارند، اين مشاوران مشتريان را چندين بار براى بازديد از ساختمان ميبرند تا اگر مورد پسند بود، بخرند. خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا ما را براى ديدن آپارتمانهاى لوكس راهنمايى ميكنيد، گفت: ما قدم برداريم بايد كنتور درآمد بيندازد، بيهوده كسى را براى ديدن آپارتمان نميبريم.!0
*دوگانگى ويژگى كشورهاى در حال توسعه در حالى كه در همين پايتخت بسيارى از خانواده ها هرسال براى پيدا كردن يك دستگاه آپارتمان كوچك و جابجايى محل سكونت يكى دو ماه در اضطراب تهيه مكان و پول پيش وديعه) بيشتر باشند، عده اى هم در خريدن آپارتمانهاى گرانقيمت با هم مسابقه مى گذارند.0
شبها كه از خيابانهاي پايتخت مى گذري، افراد فراوانى مى بينى كه در زباله هاى شهر به ويژه زباله هاى رستورانها و اداره ها در جست و جوى يك لقمه پس مانده غذا هستند كه شكم خود را سير كنند، برخى از ساكنان برجهاى عاج در بزمهاى شبانه و پارتى هاى خود ميليون ميليون هزينه مى كنند. 0
*آپارتمان 8/1 ميليارد تومانى در طبقه 54
گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بينالملل حاكى است، برج 54 طبقه بينالملل تهران در تقاطع بزرگراههاى كردستان و حكيم از طبقه نخست با پايه قيمت مترى 2 ميليون و 370 هزار تومان شروع ميشود و به ازاى هر طبقه كه اضافه ميشود، بين 40 تا 60 هزار تومان به قيمت هر متر مربع اضافه ميشود. بنابراين گزارش، كوچكترين آپارتمان برج ياد شده 160 متر مربع و آپارتمانهاى بالاتر با متراژهاى بالاى 200 تا سيصد متر ميباشند. بنابراين گزارش، قيمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ايران با احتساب قيمت پايه 73/2 ميليون تومان و افزايش 40 تا 60 هزار تومان به ازاى هر طبقه در نهايت مترى 5 ميليون و 970 هزار تومان يعنى نزديك به 6 ميليون تومان خواهد بود.!0
براساس اين گزارش، خريد يك آپارتمان 300 مترى بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 ميليارد تومان هزينه در بردارد
اكبريان يك جوان بنگاهدار نيز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهاى 2 و 3 خوابه معروف به (پن هاوس) با متراژهاى 200 تا 300 مترى هستند كه به قيمت (هرمتر)3 تا 5/3 ميليون تومان به فروش ميرسند. وى گفت: در اين آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهى مانند درهاى التكرونيك، كليد برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن ميشوند، آشپزخانه با سرويس كامل، يخچال دو در سايد باى سايد (پهلو به پهلو)، گازهاى فر، سرخ كن، ماشين لباسشويى ، ماشين ظرفشويي، مايكروفر و هودهاى خارجى آشپزخانه هستند.0
شاگرد بنگاهى كه در خيابان نياوران مشغول كار است، در پاسخ به مشترى كه گفت: ببخشيد آقا آپارتمان با قيمت صد ميليون تومان سراغ داريد، گفت: ارزانترين آپارتمان اين منطقه 150 ميليون تومان است. اين جوان كه از ترس دعواى صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و يا مصاحبه اى داشته باشد، با حسرت در پاسخ به اين پرسش خبرنگار فارس كه ويژگى آپارتمانهاى شيك چيست و نرخ خريد آنها چقدر است، گفت: اين آپارتمانها همه امكانات رفاهى را دارند و قيمت آنها بين مترى 3تا 5 ميليون تومان است. وى ادامه داد: چه فايده ما كه همه اش كار مى كنيم و آخر ماه 400 هزار تومان بيشتر نمى گيريم!، ولى افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهيه مى كنند، اين آپارتمانها را فقط پولدارها مى خرند
اين گزارش به آپارتمان های فرمانيه و نياوران, اقدسيه و زعفرانيه اشاره کرده است, اما ننوشته است که سازندگان اين آپارتمان ها چه نهادهايی هستند؟ و آيا مثلا کميته امداد خمينی در ساختن بخشی از آنها چه نقشی داشته است؟
گزارش به شکاف طبقاتی در زمينه مسکن اشاره می کند, اما پنهان می کند که باعث و بانی اين وضع کيست به جز رژيم جمهوری اسلامي؟
گزارش به سر وقت صاحبان قصرهای رويائی نمی رود و به وابستگی های آنها به حکومت کار ندارد. در گزارش آمده است: "كسانى ..حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند." ولی شرح نمی دهد که آيا اين کسان در شرايطی که قدرت و ثروت در انحصار طبقه حکومتی قرار گرفته است و بدون وابستگی به دستگاه فساد دولتی نمی توان سری در ميان سرها درآورد و يکشبه ره صد ساله رفت, از کجا آورده اند که متری 6 ميليون تومان بابت يک آپارتمان می دهند؟0
گزارش به طور کلی از ساکنان اين آپارتمان ها تحت عنوان "افراد پولدار، بازاري، كارخانهدار، مديران سياسى و حتى كارمندان" نام می برد, در حالی که حداقل می دانيم که نایب رييس مجلس فعلی در فرمانيه زندگی می کند و از سهام داران شهرك هاى جديد پرند و هشتگرد است, محل استراحت سردار(!) سابق " دبیر مصلحت نظام!!" در قصر فيروزه حدود 2 ميليارد تومان برآورد شده است, حداد عادل رييس مجلس فعلی صاحب قصری پنج ميلياردی در شميرانات است, ناطق نوری نيز در خانه ای که حداقل ده ميليارد برآورد شده در زعفرانيه زندگی می کند و علی اکبر ولايتی مشاور خامنه ای در زمينه سياست خارجی صاحب کاخ در سعدآباد است.0
گزارش اگر به جای اشاره گذرا به "مديران سياسی" اسامی برخی از اين مديران را ذکر می کرد, معلوم می شد که در واقع آنها که از محل غارت دلارهای نفتی و ثروت ملی مردم ايران کاخ ها برافراشته اند و همزمان دم از مردمی بودن و "اصولگرايی" می زنند, مسوولان و دانه درشت های همين رژيم هستند*
گزارش خبرگزاری فارس: اينجا آپارتمان، مترى 6 ميليون تومان است !! اينجا تهران است، فرمانيه و دزاشيب ، نياوران ، اقدسيه و زعفرانيه، تا به حال سرى به بنگاههاى مسكن اين مناطق زدهايد؟ از قيمت مسكن در اين مناطق پرسيدهايد؟ اگر نرفتهايد براى تفريح هم كه شده سرى بزنيد حتماً متعجب خواهيد شد. فقط مواظب باشيد نااميد نشويد. باورتان ميشود كه در همين شهر تهران، شهرى كه برخى براى گرفتن يك سرپناه كوچك به هر درى كه ميزنند پول پيش و اجاره پيدا نميكنند، هستند كسانى كه حاضرند براى يك آپارتمان 3 ميليارد تومان پرداخت كنند؟ بله 3 ميليارد تومان.!0
اما چه باور كنيد و چه باور نكنيد چنين آپارتمانها و چنين مشتريانى وجود دارد.آپارتمانهايى كه به قول ظريفى انسان در آن جوان مى شود.آپارتمانهايى كه ديگردر آن استخر و سونا و جكوزى دمده شده ، در وصف آنها بايد از كارواش و پشت بامهاى به شكل بوستان طراحى شده سخن گفت.بله در همين تهران در كنار خانوارهايى كه به نان شبشان محتاج اند و خريد يك واحد 40_50مترى در پايين ترين نقطه شهر و حتى فرسنگها دور از شهر را هم در مخيله و خواب هاى خود نمى بينند هستند كسانى كه حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند.0
*اينجا آپارتمان مترى 6 ميليون تومان است0
به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، داوود خدابنده دارنده يك بنگاه املاك در ميرداماد در مورد آپارتمانهاى گران قيمت به خبرنگار فارس، گفت:آپارتمانهاى شيك به قيمت بالاتر از 5/2 ميليون تومان در هر متر مربع فروخته ميشوند كه در آن هر امكاناتى مانند پاركينگ، انباري، استخر، سونا و جكوزى وجود دارد. وى علت قيمت بالاى اين آپارتمانها را به كار بردن مصالح خوب، نماى شيك ساختمان، استفاده از شيرآلات، دستگيره در و شيشههاى خارجى دانست و گفت: فقط آشپزخانه اين آپارتمانها بيش از 50 ميليون تومان ميارزد كه با اين پول ميتوان يك آپارتمان معمولى براى يك خانواده متوسط تهيه كرد. *آپارتمانهاى شيك بزرگ هستند خدابنده بنگاهدار گفت: آپارتمانهاى شيك معمولا دست كم 150 متر مربع و بيشتر وسعت دارند، تعداد اتاق خوابهاى آنها هم 2، 3 و 4 اتاق است. وى گفت: سازندگان اين آپارتمانها، معماران به نام و مهندسان مشهور هستند، ولى خريداران آن افراد پولدار، بازاري، كارخانهدار، مديران سياسى و حتى كارمندان ميباشند. آپارتمانهايى كه در آن سنگهاى بسيار شيك 60 در 60 سانتيمتر با ماركهاى مختلف خارجي، كليد و پريزهاى خارجي، سنگ گرانيتى بسيار شيك براى نماى ساختمان به كار رفته است.0
*رهن آپارتمانهاى اينجا100ميليون تومان است0
خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا آپارتمانهاى لوكس فقط به فروش ميرسد يا رهن هم داده ميشود، گفت: رهن اين آپارتمانهاى 4- 3 خوابه 100 ميليون تومان است. وى گفت:مالكان آپارتمانهاى شيك حتى مشاوران ويژه در بنگاه املاك دارند، اين مشاوران مشتريان را چندين بار براى بازديد از ساختمان ميبرند تا اگر مورد پسند بود، بخرند. خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا ما را براى ديدن آپارتمانهاى لوكس راهنمايى ميكنيد، گفت: ما قدم برداريم بايد كنتور درآمد بيندازد، بيهوده كسى را براى ديدن آپارتمان نميبريم.!0
*دوگانگى ويژگى كشورهاى در حال توسعه در حالى كه در همين پايتخت بسيارى از خانواده ها هرسال براى پيدا كردن يك دستگاه آپارتمان كوچك و جابجايى محل سكونت يكى دو ماه در اضطراب تهيه مكان و پول پيش وديعه) بيشتر باشند، عده اى هم در خريدن آپارتمانهاى گرانقيمت با هم مسابقه مى گذارند.0
شبها كه از خيابانهاي پايتخت مى گذري، افراد فراوانى مى بينى كه در زباله هاى شهر به ويژه زباله هاى رستورانها و اداره ها در جست و جوى يك لقمه پس مانده غذا هستند كه شكم خود را سير كنند، برخى از ساكنان برجهاى عاج در بزمهاى شبانه و پارتى هاى خود ميليون ميليون هزينه مى كنند. 0
*آپارتمان 8/1 ميليارد تومانى در طبقه 54
گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بينالملل حاكى است، برج 54 طبقه بينالملل تهران در تقاطع بزرگراههاى كردستان و حكيم از طبقه نخست با پايه قيمت مترى 2 ميليون و 370 هزار تومان شروع ميشود و به ازاى هر طبقه كه اضافه ميشود، بين 40 تا 60 هزار تومان به قيمت هر متر مربع اضافه ميشود. بنابراين گزارش، كوچكترين آپارتمان برج ياد شده 160 متر مربع و آپارتمانهاى بالاتر با متراژهاى بالاى 200 تا سيصد متر ميباشند. بنابراين گزارش، قيمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ايران با احتساب قيمت پايه 73/2 ميليون تومان و افزايش 40 تا 60 هزار تومان به ازاى هر طبقه در نهايت مترى 5 ميليون و 970 هزار تومان يعنى نزديك به 6 ميليون تومان خواهد بود.!0
براساس اين گزارش، خريد يك آپارتمان 300 مترى بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 ميليارد تومان هزينه در بردارد
اكبريان يك جوان بنگاهدار نيز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهاى 2 و 3 خوابه معروف به (پن هاوس) با متراژهاى 200 تا 300 مترى هستند كه به قيمت (هرمتر)3 تا 5/3 ميليون تومان به فروش ميرسند. وى گفت: در اين آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهى مانند درهاى التكرونيك، كليد برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن ميشوند، آشپزخانه با سرويس كامل، يخچال دو در سايد باى سايد (پهلو به پهلو)، گازهاى فر، سرخ كن، ماشين لباسشويى ، ماشين ظرفشويي، مايكروفر و هودهاى خارجى آشپزخانه هستند.0
شاگرد بنگاهى كه در خيابان نياوران مشغول كار است، در پاسخ به مشترى كه گفت: ببخشيد آقا آپارتمان با قيمت صد ميليون تومان سراغ داريد، گفت: ارزانترين آپارتمان اين منطقه 150 ميليون تومان است. اين جوان كه از ترس دعواى صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و يا مصاحبه اى داشته باشد، با حسرت در پاسخ به اين پرسش خبرنگار فارس كه ويژگى آپارتمانهاى شيك چيست و نرخ خريد آنها چقدر است، گفت: اين آپارتمانها همه امكانات رفاهى را دارند و قيمت آنها بين مترى 3تا 5 ميليون تومان است. وى ادامه داد: چه فايده ما كه همه اش كار مى كنيم و آخر ماه 400 هزار تومان بيشتر نمى گيريم!، ولى افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهيه مى كنند، اين آپارتمانها را فقط پولدارها مى خرند
۱۳۸۵ آذر ۵, یکشنبه
دارند " زن ايراني " را چنين معرفي ميكنند
ره پویان از راهی که در این سالها ، پیش پایشان گذاشته اند، و......"حامیان مولا " با کارنامه ای که از خودشان نشان داده اند ، چقدر و تا کجا و تا کی به " تحقیر و تمسخر " ادامه خواهند داد ؟؟۰
۱۳۸۵ آذر ۱, چهارشنبه
كنفرانس علمي !!0
درتهران (چند روزقبل) كنفرانسي علمي(!) با حضور متخصصين سرطان تشكيل شده و گويا از چند كشور آسيائي نيز (اساتيدي!) دعوت داشته اند و سخنراني كرده اند......از جمله اين (شرکت کنندگان!) يكي هم مردك پر ريش و پشمي است كه با استفاده از فرصت (علمي!) كه بدست آورده سرگرم ورق بازي كامپيوتري است!!0
شخصي كه اين عكس را گرفته مي گويدچیزی که برايم خیلی جالب بود این بود که این دوستمون که میبینید آنقدر غرق در تفکر(!)بازي بود که اصلآ متوجه حضور من در هنگام عکاسی نشد0
******************
از نقطه (دید) حضرات ناب !، این نوع (آشفتگی های اداری) اصلا مهم نیستند و اهمیت ندارند !! - آنچه که باید همواره مراقب بود و توجه داشت (جدائی زنان از مردان) و رعایت حجاب اسلامی ( استفاده از روسری و مقنعه) است
۱۳۸۵ آبان ۲۷, شنبه
چراغي كه به خانه رواست ... به مسجد حرام است
بذل وبخشش هائي كه (ازكيسه مردم نيازمند)صرف ميشود
رجاء نيوز - تهران: گزارش میدهد، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفت: همه اموالي كه تاكنون براي اجاره منزل موقت و تهيه لوازم منزل به آسيب ديدگان لبناني در جنگ اخير اين كشور پرداخت شده،اموال شرعي(!!!) واز طرف (خلافت اسلامی ایران) بوده است0
وي اين موضوع را دوشنبه شب در ديدار غير منتظره اي با برخي خانواده هاي آسيب ديده از جنگ اخير اسراييل عليه لبنان در مركز خيريه «خديجه» در حومه جنوبي بيروت عنوان كرد
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار دیگر به دولت حماس کمک کرده است0
محمود ظهار، وزیر امور خارجه دولت افراطی حماس امروز پس از دیدار با علی لاریجانی، دبیر شورایعالی جمهوری اسلامی در تهران اعلام کرد "جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار به دولت حماس کمک کرده و قول داده است در آینده کمکهای بیشتری در اختیار ما قرار دهد."وی گفت "جمهوری اسلامی نقش مهمی در منطقه ایفا می کند و حمایت های مالی آن از اهمیت زیادی برای ما برخوردار است."محمود ظهار گفت "کشورهای عرب و مسلمان دیگر نیز باید همانند رژیم تهران از ما حمایت كنند!0
رجاء نيوز - تهران: گزارش میدهد، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفت: همه اموالي كه تاكنون براي اجاره منزل موقت و تهيه لوازم منزل به آسيب ديدگان لبناني در جنگ اخير اين كشور پرداخت شده،اموال شرعي(!!!) واز طرف (خلافت اسلامی ایران) بوده است0
وي اين موضوع را دوشنبه شب در ديدار غير منتظره اي با برخي خانواده هاي آسيب ديده از جنگ اخير اسراييل عليه لبنان در مركز خيريه «خديجه» در حومه جنوبي بيروت عنوان كرد
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار دیگر به دولت حماس کمک کرده است0
محمود ظهار، وزیر امور خارجه دولت افراطی حماس امروز پس از دیدار با علی لاریجانی، دبیر شورایعالی جمهوری اسلامی در تهران اعلام کرد "جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار به دولت حماس کمک کرده و قول داده است در آینده کمکهای بیشتری در اختیار ما قرار دهد."وی گفت "جمهوری اسلامی نقش مهمی در منطقه ایفا می کند و حمایت های مالی آن از اهمیت زیادی برای ما برخوردار است."محمود ظهار گفت "کشورهای عرب و مسلمان دیگر نیز باید همانند رژیم تهران از ما حمایت كنند!0
۱۳۸۵ آبان ۲۲, دوشنبه
پدر جان ! سياست چيست ؟!0
یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی0
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه!!0
این متن توسط دوستی به نام آرش برای من فرستاده شد، من بخش هایی از متن را دستکاری كردم0
ابراهيم خان نبوي . طنز پرداز
۱۳۸۵ آبان ۲۰, شنبه
دلالي ( كار چاق كني) درايران 8 برابر " صنعت " بازدهي دارد !!0
در ايران گزارش شده که ميزان بازدهی دلالی در اين کشور ۸ برابر بخش صنعت و ۱۱ برابر بخش کشاورزی است.!0
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، مسئول امور شهرستانهای خانه کارگر ضمن اعلام اين مطلب گفت: "در چنين وضعيتی بخش خدمات و دلالی گسترش و مرگ برای صنعت و توليد رخ خواهد داد."وی که اين مطلب را در طی سخنانی در مورد خصوصی سازی عنوان می کرد، افزود: "از يک سو دولت وظايف حاکميتی خود را فراموش کرده و در ديگر سو در خصوصی سازی به جای مديريت مالکيت را خصوصی کرده و آن را ترويج نموده ايم." خبرنگار اقتصادی در تهران در خصوص اين خبر به بی بی سی گفت:"اقتصاد ايران بويژه در بخش توليد با موانع متعددی روبروست که اعم اين مشکلات برمی گردد به بی ثباتی قوانين و مقررات و دخالت بی حد و حصر دولت در اقتصاد کشور و نداشتن امنيت اقتصادي.....0 .....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ایران اسلامی " تولید " یعنی " شعار" - آنچه که نیاز جامعه بهم ریخته و(نظر) حاکمان "عدالت پرور!!" هست از چار گوشه ی بی در ودروازه میهن توسط خودی و غیر خودی وارد میشود و بشکرانه " جاذبه های" انقلاب ، و " مدیران انقلابی!!" رسيدن به خود کفائی در امر تامین انرژی هسته ای " يعني خريد و مونتاژ" که حق مسلم ماست با سرعت بسیار " بالائی" ادامه دارد.....00
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، مسئول امور شهرستانهای خانه کارگر ضمن اعلام اين مطلب گفت: "در چنين وضعيتی بخش خدمات و دلالی گسترش و مرگ برای صنعت و توليد رخ خواهد داد."وی که اين مطلب را در طی سخنانی در مورد خصوصی سازی عنوان می کرد، افزود: "از يک سو دولت وظايف حاکميتی خود را فراموش کرده و در ديگر سو در خصوصی سازی به جای مديريت مالکيت را خصوصی کرده و آن را ترويج نموده ايم." خبرنگار اقتصادی در تهران در خصوص اين خبر به بی بی سی گفت:"اقتصاد ايران بويژه در بخش توليد با موانع متعددی روبروست که اعم اين مشکلات برمی گردد به بی ثباتی قوانين و مقررات و دخالت بی حد و حصر دولت در اقتصاد کشور و نداشتن امنيت اقتصادي.....0 .....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ایران اسلامی " تولید " یعنی " شعار" - آنچه که نیاز جامعه بهم ریخته و(نظر) حاکمان "عدالت پرور!!" هست از چار گوشه ی بی در ودروازه میهن توسط خودی و غیر خودی وارد میشود و بشکرانه " جاذبه های" انقلاب ، و " مدیران انقلابی!!" رسيدن به خود کفائی در امر تامین انرژی هسته ای " يعني خريد و مونتاژ" که حق مسلم ماست با سرعت بسیار " بالائی" ادامه دارد.....00
۱۳۸۵ آبان ۱۸, پنجشنبه
كيست آن كس كه در اين دايره سرگردان نيست ؟
داشتم نشريه پر بار " بيداري " را مرور ميكردم . رسيدم باين مطلب (كه ميخوانيد). خواندم و ديدم "بحث بسيار جالبي است . گفتم خوب است تا براي استفاده ديگر دوستان نيز آنرانقل كنم 0
نويسنده نوشته است
با خانم به مهماني دوستي رفته بوديم . چند لحظه اي گذشته بود كه آقا و خانم آمريكائي به ما نزديك شدند و پرسيدند اجازه ميدهيد كنارتان بنشينيم . گفتم بفرمائيد .....
پس از چند دقيقه خانم آمريكائي بعد از خوش وبشي مختصر پرسيد : بنظر آمريكائي نيستيد . گفتيم بله ! . پرسيد عرب هستيد ؟ گفتيم خير ما ايراني هستيم .0
پرسيدند حتما مسلمان هم هستيد ؟
هر دو (من و خانم همصدا پاسخ داديم - نه !) و اين نه را با چنان شدت و غلظتي گفتيم كه بيچاره خانم آمريكائي حسابي جا خورد - ناچارا به توضيح بر آمدم و گفتم كه : البته ما در خانواده اي مسلمان بدنيا آمده ايم . اما از زماني كه " مدعيان نوادگان امام زمان " در مملكت ما صاحب قدرت و مسند و رياست و پول و زور و چماق و زندان شده اند و هر روضه خوان و شمع فروشي وزير و وكيل و فقيه و امام و جانشين خدا شده است ما از مسلماني استعفا داده ايم !0
اين بار مرد آمريكائي پرسيد : حالا چه مذهبي داريد ؟!0 آيا مسيحي شده ايد ؟ و من آن گفته نغز " ابوالعلا معري شاعر نا بيناي عرب " را مو به مو برايش ترجمه كردم كه گفته است - مردم دنيا دو گروه هستند . آنها كه دين دارند و عقل ندارند ! و آنها كه عقل دارند و دين ندارند . و اضافه كردم البته ما - فكر ميكنيم از گروه دوم هستيم !!0
آقاي " رابرت " آمريكائي كه تا اين لحظه سكوت كرده بود گفت : اگر به دين مقدس مسيح مشرف بشويم همه گناهان ما آمرزيده شده و يك راست به بهشت خواهيم رفت !0
هنگامي كه سخنان آقاي رابرت به پايان رسيد . گفتم . ميدانيد يكي از مردان بزرگ ميهن من "ابوسعيد گناوه اي " از رهبران جنبش " قرامطه " چه تعريف و تعبيري از اديان دارد ؟
سري بالا انداخت و گفت نه نميدانم !0
برايش ترجمه كردم كه ابوسعيد گفته است . سه كس زندگي مردمان جهان را تباه كردند . يكي آن شبان مشهور . يكي آن طبيب مصلوب . و يكي هم آن شتر بان معروف !0
وقتي حرفم به پايان رسيد آقاي رابرت كه از روي كارت اش متوجه شدم كشيش ميباشد . آدرس مرا خواست تا چند حلقه فيلم زندگي مسيح را برايم بفرستد كه شايد تغيير عقيده بدهم و اين بار دانسته به چاه ديگري سرنگون شويم !!0
بيچاره آقاي " رابرت " فكر ميكند با مسيحي كردن ما كه از مسلماني خود خيري نديده ايم . كوره راهمان را به بهشت . آسفالت خواهد كرد !0
نويسنده نوشته است
با خانم به مهماني دوستي رفته بوديم . چند لحظه اي گذشته بود كه آقا و خانم آمريكائي به ما نزديك شدند و پرسيدند اجازه ميدهيد كنارتان بنشينيم . گفتم بفرمائيد .....
پس از چند دقيقه خانم آمريكائي بعد از خوش وبشي مختصر پرسيد : بنظر آمريكائي نيستيد . گفتيم بله ! . پرسيد عرب هستيد ؟ گفتيم خير ما ايراني هستيم .0
پرسيدند حتما مسلمان هم هستيد ؟
هر دو (من و خانم همصدا پاسخ داديم - نه !) و اين نه را با چنان شدت و غلظتي گفتيم كه بيچاره خانم آمريكائي حسابي جا خورد - ناچارا به توضيح بر آمدم و گفتم كه : البته ما در خانواده اي مسلمان بدنيا آمده ايم . اما از زماني كه " مدعيان نوادگان امام زمان " در مملكت ما صاحب قدرت و مسند و رياست و پول و زور و چماق و زندان شده اند و هر روضه خوان و شمع فروشي وزير و وكيل و فقيه و امام و جانشين خدا شده است ما از مسلماني استعفا داده ايم !0
اين بار مرد آمريكائي پرسيد : حالا چه مذهبي داريد ؟!0 آيا مسيحي شده ايد ؟ و من آن گفته نغز " ابوالعلا معري شاعر نا بيناي عرب " را مو به مو برايش ترجمه كردم كه گفته است - مردم دنيا دو گروه هستند . آنها كه دين دارند و عقل ندارند ! و آنها كه عقل دارند و دين ندارند . و اضافه كردم البته ما - فكر ميكنيم از گروه دوم هستيم !!0
آقاي " رابرت " آمريكائي كه تا اين لحظه سكوت كرده بود گفت : اگر به دين مقدس مسيح مشرف بشويم همه گناهان ما آمرزيده شده و يك راست به بهشت خواهيم رفت !0
هنگامي كه سخنان آقاي رابرت به پايان رسيد . گفتم . ميدانيد يكي از مردان بزرگ ميهن من "ابوسعيد گناوه اي " از رهبران جنبش " قرامطه " چه تعريف و تعبيري از اديان دارد ؟
سري بالا انداخت و گفت نه نميدانم !0
برايش ترجمه كردم كه ابوسعيد گفته است . سه كس زندگي مردمان جهان را تباه كردند . يكي آن شبان مشهور . يكي آن طبيب مصلوب . و يكي هم آن شتر بان معروف !0
وقتي حرفم به پايان رسيد آقاي رابرت كه از روي كارت اش متوجه شدم كشيش ميباشد . آدرس مرا خواست تا چند حلقه فيلم زندگي مسيح را برايم بفرستد كه شايد تغيير عقيده بدهم و اين بار دانسته به چاه ديگري سرنگون شويم !!0
بيچاره آقاي " رابرت " فكر ميكند با مسيحي كردن ما كه از مسلماني خود خيري نديده ايم . كوره راهمان را به بهشت . آسفالت خواهد كرد !0
۱۳۸۵ آبان ۱۶, سهشنبه
ترس همگاني در جامعه اسلامي !!0
مطلب كمي طولاني . اما خواندني است
ميترسيم كه شغل خود را از دست بدهيم . ميترسيم كه مال خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه عزيزان خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه سلامت خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه تصادف كنيم. ميترسيم دير برسيم. ميترسيم كه زود بميريم0
ميترسيم كه هر لحظه در خيابان به هر علتي دستگير شويم. ميترسيم كه هر لحظه ماموران به خانهي ما بريزند. ميترسيم كه در جمع با يكي دعوا كنيم يا وسط دعوايي گير بيفتيم و چاقو و گلوله بخوريم. ميترسيم كه با يا بدون علت ناگهان از ماشيني عدهاي پياده شوند و ما را به ناكجا ببرند. ميترسيم كه در خيابان ماموران با باتوم به ما حملهور شوند.
جدا از فوبياها يا ترسهاي رواني بيمارگونهي شخصي مانند ترس از تاريكي، ارتفاع، آب، آتش، خون، حيوانات و ديگر ترسها، علتهاي اجتماعي بسياري نيز دارند. اين جنبههاي اجتماعي در محيطها و جوامع ناامن براي افراد بيشتر ميشود و چه بسا حادتر و شديدتر از فوبياهاي شخصي باشد.
بسياري از اينها ترسهاي اكتسابي است. يعني مسالهاي فطري و رواني نيست و با فوبياهاي رواني و فطري هم تفاوت دارد چون مربوط به محيط و جامعهي ماست و نه نهاد و روان ما. ترسها هميشه وجود دارند اما برخي نظير اينها از ناامني جامعه ناشي ميشود. «ترسهاي جمعي» که درد مشترک همهي ماست.
تقريباً بسياري زنان و دختران ما در محيط خارج از خانه ميترسند و امنيت ندارند و مدام در معرض تهديد و آسيب و استرس هستند. خيابانهاي شهرها مملو از عوامل تهديدكننده و ترسآفرين است. به ترس از غريبهها، مردان ناشناسي كه متلك ميگويند، ترس از سوار شدن تنها به ماشين افراد غريبه يا رفتن به محلهاي ناشناس، ترس از خشونت و دعوا و آسيب جسمي و فرهنگ پايين برخي از مردان در برخورد با زنان، ترس از تذكرات پليسها و گشتهاي متعدد نيز اضافه شده است.
اين منحصر به زنان نيست و مردان سالم نيز مانند همان زنان سالم به نحوي اين ترسها را دارند اگر چه در بحث آزارهاي اجتماعي با آن يكي نيست اما در هر دو جنس يك ديدگاه مشترك است: بيرون امن نيست.
بسياري از آزادي، تعبير و برداشتهاي فردي و گوناگون دارند و چهارچوبهاي بسياري براي آن در انديشه دارند و شعارهاي رنگارنگي در مورد مفهوم آزادي نيز همهي ما شنيدهايم.به نظر ميرسد كه تعريف نزديك به واقعيت و «محلي» آزادي در جامعهي امروز ايران، «احساس امنيت» باشد. ما ميترسيم چون در جوامعي ناامن قرار داريم: ناامني سياسي، ناامني اجتماعي، ناامني شغلي و اقتصادي، ناامني رواني و تمام اينها هر گونه شعار آزادي را نفي ميكند و ناقض آن است. در چنين جامعهاي واقعاً آزادي جز در شعار سطحي و رقيق چه مفهومي ميتواند داشته باشد و كدامين جنبهي عملي آن رعايت ميشود؟
مهمترين عامل اين است كه آدمها از دست و زبان يكديگر امنيت ندارند. مردم از دست حكومتها امنيت ندارند، بعد در درجهاي پايينتر ميبينيم كه مردم از دست خودشان نيز امنيت ندارند. يعني فرهنگ انساني «آرامش براي همه» به مفهوم كامل آن وجود ندارد و در نتيجه بسياري از مردم بيشتر مشكلات خود را به حكومتها نيز تعميم ميدهند. در محيطهاي پر از استرس و فشار اقتصادي نظير شهرهاي بزرگ، مردم گوشت همديگر را ميخورند و پوست همديگر را به انحاء مختلف ميكنند تا «گذران» زندگي كنند. هر فرد براي ديگري منبع بالقوهي «استفاده» است استفاده مالي و معنوي. و اينجاست كه روابط انساني و همكاري و احساس امنيت در پناه يكديگر به ترس و گمان از يكديگر منجر ميشود.
با تغيير دولتها، قوانين تغيير ميكنند. يكباره خادمين ديروز خائن شمرده ميشوند و بالعكس. اين امري است كه در ايران هميشه اتفاق ميافتد و تاريخچهي زندگي افراد يك منطق و روال عادي و ثابتي ندارد.
نمونه و مصداق بارز آن همين دولت جديد است كه چهرهي ايران ظرف يك سال گذشته در مناسبات و عرصههاي سياسي و اجتماعي بسيار دگرگون شده است و قوانين جديدي كه تغيير آن نيز بسيار هزينهبر است، جايگزين قوانين قبلي شده است.
برخي مديران دولتي، به اصطلاح عاميانه در دو روزهي سمتشان سعي ميكنند بيشتر جمع كنند و پشتوانهاي مالي و شغلي براي فرداي خود بسازند چون معلوم نيست فردا كه دولتها عوض ميشوند آيا شغل و سمتي خواهند داشت يا نه؟ قوانين بر اساس سياستهاي روز و بيشتر منافع و ديدگاههاي شخصي و فردي و گروهي به شدت تغيير ميكنند و اين واقعيت است، اگر چه مخالفيني هم داشته باشد: ما در ايران «قانون» به مفهوم مطلق و مورد احترام همگان و داراي پايداري نداريم. همه چيز پا در هوا و معلق است. همه چيز نسبي است نه قانوني. همه چيز ميتواند به اشاره يا سخن فرد يا افرادي و منافع يا ذائقه و سليقهاي فرد يا گروهي تغيير كند و اين بزرگترين و مهمترين مشكل ايرانيان تا به حال بوده است.
تمام اينها موجب «ترس از آينده» يا ترس از دست دادن شغل ميشود كه آدمها را ناگزير به چاپلوسي، تزوير و چشمپوشي از حق ديگران ميكشاند. ناامني شغلي تقريباً ميان تمام اقشار و اصناف وجود دارد و به مديران منحصر نمي شود. ناامني اقتصادي و ترس از دست دادن سرمايه نيز از مهمترين عوامل ركود و روزمرگي ما ايرانيان در اين بخش است كه اكثر افراد در اين زمينه نقطه مشترك دارند.
شايد بسياري از ترسهاي جمعي ما به دليل اين است كه كه هميشه ملتي در معرض تهاجم بودهايم. شايد آركيتايپي يا كهنالگوهايي در ذهن همهي ما از حملهي اعراب و مغول و افغان و ترك و تاتار گرفته تا عثماني و پرتغال و روس و انگليس و عراق و آمريکا و ديگر حملات مختلف به ميراث مانده باشد. شايد «بيگانههراسي» شديد بسياري از ما از همين مساله ناشي شود كه پدران ما در طول دهها قرن گذشته مدام در معرض حمله و هجوم اقوام بيگانه بوده و با تغيير حاكميتهاي بيگانه مجبور به تطبيق خود با آنان ميشدند. شهرهاي داراي حصار با ديوارها و باروهاي محكم و قايم كردن هر چيز شخصي و باارزش در پس ديوارها و زيرزمينها و تاريخي سراسر جنگ و هجوم چهرهي دائماً تدافعي ايرانيان را نشان ميدهد.
اگر هم در برهههايي از تاريخ، حملهاي در كار نبوده اين سرزمين به جاي صلح و آرامش، شاهد جنگهاي داخلي و اختلافات و انقلابها و كشمكشهاي متعدد بوده است. تمام اينها ما را بيشتر به اين يقين ميرساند كه هراسهاي كهنالگويي در اين زمينه در ذهن اغلب ما وجود دارد. ترسهاي تاريخي ناشي از حملهها و دسيسهها كه گاه ما را به بيگانهستيزي شديد و بدبيني و ضديت با ديگران وادار ميكند. متاسفانه عامل ناگزير «جغرافيا» به وجود آورندهي چنين تاريخ پر از تنازعي است.
امضاي اكثر ما ايرانيان با بسياري نقاط دنيا متفاوت است: هرگز نام خود را نمينويسيم! يك خط كج و معوج دايرهاي يا بيضي شكل كه مال بسياري به هم شبيه و در يك قالب است. ما به اين خط كج و معوج كه قرار است نشان دهنده هويت ما و به اصطلاح Signature ما باشد، امضا ميگوييم!
شايد «ترس از شناخته شدن» و روحيهي جمعي مخفيكاري كه در نهاد ما هست عامل چنين فرهنگي باشد. هر چه هست اين نوع فرهنگ به نظر منطقي و درست نميآيد. امضا يعني نام و نام خانوادگي يك فرد و نشان دهندهي هويت او كه با دستخطش نوشته مي شود و مابقي خطوط كج و معوج به نظر تزئيني و نمادين ميآيد.
استفادهي مفرط از اسم مستعار نيز يكي از اين جنبههاي مخفيكاري ماست. از يك طرف با همين اسم مستعار كلي شعار سياسي و «آزادي» ميدهيم و از طرف ديگر همين استفاده از اسم مستعار به معني اين است كه خود حاضر نيستيم حتي براي شخص خود هزينهاي بابت اين شعارها بدهيم! چيزي به اين معنا كه فلاني تو برو جلو لنگش كن نترس من اينجا هستم و در امنيت به سر ميبرم! تو هزينه بده اما خودم حاضر نيستم اين هزينه را بدهم. يا: من كه بالاي منبر مشغول سخنراني هستم، اين نيستم كه مينمايانم
ترس از شناخته شدن، ولو فرد عمل خلافي هم مرتكب نشده و حق را بگويد، يكي از دهها ترس جمعي ما ايرانيان است. دليل آن نيز روشن است: استبداد و استبدادزدگي و ترس هزينه دادن. خيليها در اين مورد حق
دارند چون در امنيت نيستند
www.peiknet.com/
ميترسيم كه شغل خود را از دست بدهيم . ميترسيم كه مال خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه عزيزان خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه سلامت خود را از دست بدهيم. ميترسيم كه تصادف كنيم. ميترسيم دير برسيم. ميترسيم كه زود بميريم0
ميترسيم كه هر لحظه در خيابان به هر علتي دستگير شويم. ميترسيم كه هر لحظه ماموران به خانهي ما بريزند. ميترسيم كه در جمع با يكي دعوا كنيم يا وسط دعوايي گير بيفتيم و چاقو و گلوله بخوريم. ميترسيم كه با يا بدون علت ناگهان از ماشيني عدهاي پياده شوند و ما را به ناكجا ببرند. ميترسيم كه در خيابان ماموران با باتوم به ما حملهور شوند.
جدا از فوبياها يا ترسهاي رواني بيمارگونهي شخصي مانند ترس از تاريكي، ارتفاع، آب، آتش، خون، حيوانات و ديگر ترسها، علتهاي اجتماعي بسياري نيز دارند. اين جنبههاي اجتماعي در محيطها و جوامع ناامن براي افراد بيشتر ميشود و چه بسا حادتر و شديدتر از فوبياهاي شخصي باشد.
بسياري از اينها ترسهاي اكتسابي است. يعني مسالهاي فطري و رواني نيست و با فوبياهاي رواني و فطري هم تفاوت دارد چون مربوط به محيط و جامعهي ماست و نه نهاد و روان ما. ترسها هميشه وجود دارند اما برخي نظير اينها از ناامني جامعه ناشي ميشود. «ترسهاي جمعي» که درد مشترک همهي ماست.
تقريباً بسياري زنان و دختران ما در محيط خارج از خانه ميترسند و امنيت ندارند و مدام در معرض تهديد و آسيب و استرس هستند. خيابانهاي شهرها مملو از عوامل تهديدكننده و ترسآفرين است. به ترس از غريبهها، مردان ناشناسي كه متلك ميگويند، ترس از سوار شدن تنها به ماشين افراد غريبه يا رفتن به محلهاي ناشناس، ترس از خشونت و دعوا و آسيب جسمي و فرهنگ پايين برخي از مردان در برخورد با زنان، ترس از تذكرات پليسها و گشتهاي متعدد نيز اضافه شده است.
اين منحصر به زنان نيست و مردان سالم نيز مانند همان زنان سالم به نحوي اين ترسها را دارند اگر چه در بحث آزارهاي اجتماعي با آن يكي نيست اما در هر دو جنس يك ديدگاه مشترك است: بيرون امن نيست.
بسياري از آزادي، تعبير و برداشتهاي فردي و گوناگون دارند و چهارچوبهاي بسياري براي آن در انديشه دارند و شعارهاي رنگارنگي در مورد مفهوم آزادي نيز همهي ما شنيدهايم.به نظر ميرسد كه تعريف نزديك به واقعيت و «محلي» آزادي در جامعهي امروز ايران، «احساس امنيت» باشد. ما ميترسيم چون در جوامعي ناامن قرار داريم: ناامني سياسي، ناامني اجتماعي، ناامني شغلي و اقتصادي، ناامني رواني و تمام اينها هر گونه شعار آزادي را نفي ميكند و ناقض آن است. در چنين جامعهاي واقعاً آزادي جز در شعار سطحي و رقيق چه مفهومي ميتواند داشته باشد و كدامين جنبهي عملي آن رعايت ميشود؟
مهمترين عامل اين است كه آدمها از دست و زبان يكديگر امنيت ندارند. مردم از دست حكومتها امنيت ندارند، بعد در درجهاي پايينتر ميبينيم كه مردم از دست خودشان نيز امنيت ندارند. يعني فرهنگ انساني «آرامش براي همه» به مفهوم كامل آن وجود ندارد و در نتيجه بسياري از مردم بيشتر مشكلات خود را به حكومتها نيز تعميم ميدهند. در محيطهاي پر از استرس و فشار اقتصادي نظير شهرهاي بزرگ، مردم گوشت همديگر را ميخورند و پوست همديگر را به انحاء مختلف ميكنند تا «گذران» زندگي كنند. هر فرد براي ديگري منبع بالقوهي «استفاده» است استفاده مالي و معنوي. و اينجاست كه روابط انساني و همكاري و احساس امنيت در پناه يكديگر به ترس و گمان از يكديگر منجر ميشود.
با تغيير دولتها، قوانين تغيير ميكنند. يكباره خادمين ديروز خائن شمرده ميشوند و بالعكس. اين امري است كه در ايران هميشه اتفاق ميافتد و تاريخچهي زندگي افراد يك منطق و روال عادي و ثابتي ندارد.
نمونه و مصداق بارز آن همين دولت جديد است كه چهرهي ايران ظرف يك سال گذشته در مناسبات و عرصههاي سياسي و اجتماعي بسيار دگرگون شده است و قوانين جديدي كه تغيير آن نيز بسيار هزينهبر است، جايگزين قوانين قبلي شده است.
برخي مديران دولتي، به اصطلاح عاميانه در دو روزهي سمتشان سعي ميكنند بيشتر جمع كنند و پشتوانهاي مالي و شغلي براي فرداي خود بسازند چون معلوم نيست فردا كه دولتها عوض ميشوند آيا شغل و سمتي خواهند داشت يا نه؟ قوانين بر اساس سياستهاي روز و بيشتر منافع و ديدگاههاي شخصي و فردي و گروهي به شدت تغيير ميكنند و اين واقعيت است، اگر چه مخالفيني هم داشته باشد: ما در ايران «قانون» به مفهوم مطلق و مورد احترام همگان و داراي پايداري نداريم. همه چيز پا در هوا و معلق است. همه چيز نسبي است نه قانوني. همه چيز ميتواند به اشاره يا سخن فرد يا افرادي و منافع يا ذائقه و سليقهاي فرد يا گروهي تغيير كند و اين بزرگترين و مهمترين مشكل ايرانيان تا به حال بوده است.
تمام اينها موجب «ترس از آينده» يا ترس از دست دادن شغل ميشود كه آدمها را ناگزير به چاپلوسي، تزوير و چشمپوشي از حق ديگران ميكشاند. ناامني شغلي تقريباً ميان تمام اقشار و اصناف وجود دارد و به مديران منحصر نمي شود. ناامني اقتصادي و ترس از دست دادن سرمايه نيز از مهمترين عوامل ركود و روزمرگي ما ايرانيان در اين بخش است كه اكثر افراد در اين زمينه نقطه مشترك دارند.
شايد بسياري از ترسهاي جمعي ما به دليل اين است كه كه هميشه ملتي در معرض تهاجم بودهايم. شايد آركيتايپي يا كهنالگوهايي در ذهن همهي ما از حملهي اعراب و مغول و افغان و ترك و تاتار گرفته تا عثماني و پرتغال و روس و انگليس و عراق و آمريکا و ديگر حملات مختلف به ميراث مانده باشد. شايد «بيگانههراسي» شديد بسياري از ما از همين مساله ناشي شود كه پدران ما در طول دهها قرن گذشته مدام در معرض حمله و هجوم اقوام بيگانه بوده و با تغيير حاكميتهاي بيگانه مجبور به تطبيق خود با آنان ميشدند. شهرهاي داراي حصار با ديوارها و باروهاي محكم و قايم كردن هر چيز شخصي و باارزش در پس ديوارها و زيرزمينها و تاريخي سراسر جنگ و هجوم چهرهي دائماً تدافعي ايرانيان را نشان ميدهد.
اگر هم در برهههايي از تاريخ، حملهاي در كار نبوده اين سرزمين به جاي صلح و آرامش، شاهد جنگهاي داخلي و اختلافات و انقلابها و كشمكشهاي متعدد بوده است. تمام اينها ما را بيشتر به اين يقين ميرساند كه هراسهاي كهنالگويي در اين زمينه در ذهن اغلب ما وجود دارد. ترسهاي تاريخي ناشي از حملهها و دسيسهها كه گاه ما را به بيگانهستيزي شديد و بدبيني و ضديت با ديگران وادار ميكند. متاسفانه عامل ناگزير «جغرافيا» به وجود آورندهي چنين تاريخ پر از تنازعي است.
امضاي اكثر ما ايرانيان با بسياري نقاط دنيا متفاوت است: هرگز نام خود را نمينويسيم! يك خط كج و معوج دايرهاي يا بيضي شكل كه مال بسياري به هم شبيه و در يك قالب است. ما به اين خط كج و معوج كه قرار است نشان دهنده هويت ما و به اصطلاح Signature ما باشد، امضا ميگوييم!
شايد «ترس از شناخته شدن» و روحيهي جمعي مخفيكاري كه در نهاد ما هست عامل چنين فرهنگي باشد. هر چه هست اين نوع فرهنگ به نظر منطقي و درست نميآيد. امضا يعني نام و نام خانوادگي يك فرد و نشان دهندهي هويت او كه با دستخطش نوشته مي شود و مابقي خطوط كج و معوج به نظر تزئيني و نمادين ميآيد.
استفادهي مفرط از اسم مستعار نيز يكي از اين جنبههاي مخفيكاري ماست. از يك طرف با همين اسم مستعار كلي شعار سياسي و «آزادي» ميدهيم و از طرف ديگر همين استفاده از اسم مستعار به معني اين است كه خود حاضر نيستيم حتي براي شخص خود هزينهاي بابت اين شعارها بدهيم! چيزي به اين معنا كه فلاني تو برو جلو لنگش كن نترس من اينجا هستم و در امنيت به سر ميبرم! تو هزينه بده اما خودم حاضر نيستم اين هزينه را بدهم. يا: من كه بالاي منبر مشغول سخنراني هستم، اين نيستم كه مينمايانم
ترس از شناخته شدن، ولو فرد عمل خلافي هم مرتكب نشده و حق را بگويد، يكي از دهها ترس جمعي ما ايرانيان است. دليل آن نيز روشن است: استبداد و استبدادزدگي و ترس هزينه دادن. خيليها در اين مورد حق
دارند چون در امنيت نيستند
www.peiknet.com/
۱۳۸۵ آبان ۱۵, دوشنبه
خشونت در عمق جامعه ي اسلامي !!0
خشونت اینگونه تا اعماق جامعه رسوخ کرده است. این حاصل آن موعظه های مهربانی و انسان دوستی و جشن عاطفه هاست که در نماز جمعه ها و بيست وهفت سال گذشته در تلویزیون تکرارشده 0
دیشب کانال 5 صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ساعت 10 شب شخصی را روی صفحه تلویزیون آورده که بازپرس ویژه قتل تهران بود. اصغر زاده و بازپرس ویژه معرفی اش كردند0
آقای بازپرس در خلال شرح شاهکارهای قضائی اش به واقعیاتی اشاره کرد که برای اعضای خانواده ما که پای تلویزیون نشسته بودیم حیرت آور بود. در حقیقت آنچه که دراین برنامه جلب توجه کرد همین نکات بود و نه نوحه ها و رجزخوانی های آلوده به درس های اسلامی ايشان !0
می گفت : در تهران قتل های ناموسی و عشقی رتبه اول را دارند. بعد از ناموس و عشق نوبت پول و مال است و قتل بر سر اختلافات مالی و پولی در رتبه دوم است 0
می گفت: ما قتل هائی داریم که در جایگاه های بنزین و فقط بر سر اینکه چه کسی اول بنزین بزند روی داده است!!0
می گفت: سن قتل به 9 سال و 10 سال رسیده. مثلا پرونده داریم که دو پسر بچه 9 ساله و 10 و یا دو نوجوان سيزده و چهارده ساله، مثلا بر سر دوچرخه سواری با چاقو به جان هم افتاده اند و قتل اتفاق افتاده است!!0
خشونت اینگونه تا اعماق جامعه رسوخ کرده است. این حاصل آن موعظه های مهربانی و انسان دوستی و جشن عاطفه هاست که در نماز جمعه ها و بيست و هفت سال گذشته در تلویزیون تکرار شده
www.peiknet.com
دیشب کانال 5 صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ساعت 10 شب شخصی را روی صفحه تلویزیون آورده که بازپرس ویژه قتل تهران بود. اصغر زاده و بازپرس ویژه معرفی اش كردند0
آقای بازپرس در خلال شرح شاهکارهای قضائی اش به واقعیاتی اشاره کرد که برای اعضای خانواده ما که پای تلویزیون نشسته بودیم حیرت آور بود. در حقیقت آنچه که دراین برنامه جلب توجه کرد همین نکات بود و نه نوحه ها و رجزخوانی های آلوده به درس های اسلامی ايشان !0
می گفت : در تهران قتل های ناموسی و عشقی رتبه اول را دارند. بعد از ناموس و عشق نوبت پول و مال است و قتل بر سر اختلافات مالی و پولی در رتبه دوم است 0
می گفت: ما قتل هائی داریم که در جایگاه های بنزین و فقط بر سر اینکه چه کسی اول بنزین بزند روی داده است!!0
می گفت: سن قتل به 9 سال و 10 سال رسیده. مثلا پرونده داریم که دو پسر بچه 9 ساله و 10 و یا دو نوجوان سيزده و چهارده ساله، مثلا بر سر دوچرخه سواری با چاقو به جان هم افتاده اند و قتل اتفاق افتاده است!!0
خشونت اینگونه تا اعماق جامعه رسوخ کرده است. این حاصل آن موعظه های مهربانی و انسان دوستی و جشن عاطفه هاست که در نماز جمعه ها و بيست و هفت سال گذشته در تلویزیون تکرار شده
www.peiknet.com
۱۳۸۵ آبان ۱۴, یکشنبه
خفاش ها از نور و از روشنائي وحشت دارند؟!0
ملاها " بلاگر " را در ايران فيلتر كردند
قبلا بسياري از وبلاگ هائي را كه تحت سرويس بلاگر قرار داشتند در ايران فيلتر كرده بودند !0
خفاش ها از نور و از روشنائي وحشت دارند . 0
بچه هاي ايران طريق (كام) گرفتن از (معشوق) را ميدانند
گزمه ها هر قدر بيشتر خودشان را به آب و آتش بزنند - بيشترمورد نفرت قرار ميگيرند0
قبلا بسياري از وبلاگ هائي را كه تحت سرويس بلاگر قرار داشتند در ايران فيلتر كرده بودند !0
خفاش ها از نور و از روشنائي وحشت دارند . 0
بچه هاي ايران طريق (كام) گرفتن از (معشوق) را ميدانندگزمه ها هر قدر بيشتر خودشان را به آب و آتش بزنند - بيشترمورد نفرت قرار ميگيرند0
۱۳۸۵ آبان ۱۲, جمعه
فضا از انتظاري دلهره آور و نگران كننده آكنده است
رژيم در حالی که (دست اندر كارانش) با لاقيدی وحشتناکی در برابر عواقب تحريم ها فرافکنی می کنند, در ائتلاف منفی با سياست های آمريکا و اسرائيل قدم به قدم مردم ايران را که هيچ نفعی در کشيده شدن به گرداب هولناک تحريم های جهانی ندارند, به سمت اين گرداب می كشاند0
طنابی را که جمهوری اسلامی در همسويئ با سياست های آمريکا لحظه به لحظه به گردن اين ملت تنگ تر می کند, بايد به گردن خودش انداخت تا بشود از کابوس هولناک فعلی خلاص شد. فضا از انتظاری دلهره آور و بشدت نگران کننده آکنده است.0
در همسايگی عراق, کشوری که از سراسر آن خون می ريزد و تعداد اجساد قربانی اش, قتل عام شدگانش, بی خانمانانش, و آواره هايش, تمامی ندارد, ملتی را قدم به قدم به سمت قربانگاهی بزرگ می برند تا سلاخی کنند و به همان سرنوشت شوم دچارش كنند0
آيا قبل از اين که با بمب های هسته ای کوچک به سر وقت مان بيايند, مثل عراق نيم ميليون زن و کودک و پير و جوان اين ملت را با تحريم ها از پای درخواهند آورد؟.. بر سر اقتصاد کشور که در اثر برخورد دائمی رقابت های منفعت جويانه جناح های فاسد و مافيائی اين رژيم نای ايستادن بر سر پای خويش ندارد با تحريم مالی و بانکی چه خواهد آمد؟ برای اين پرسش ها پاسخی نداريم و اگر تحريم ها متوقف نشود و راهی برای منجمد کردن بحران از طريق گفتگوها يافت نشود, بيم آن است که حتی پس از به جريان افتادن تحريم ها نيز همدستی دو طرف در پنهان کردن خسارات انسانی تحريم ها امکان مستند سازی ابعاد حقيقی آن را بشدت محدود سازد0
www.roshangari.net
طنابی را که جمهوری اسلامی در همسويئ با سياست های آمريکا لحظه به لحظه به گردن اين ملت تنگ تر می کند, بايد به گردن خودش انداخت تا بشود از کابوس هولناک فعلی خلاص شد. فضا از انتظاری دلهره آور و بشدت نگران کننده آکنده است.0
در همسايگی عراق, کشوری که از سراسر آن خون می ريزد و تعداد اجساد قربانی اش, قتل عام شدگانش, بی خانمانانش, و آواره هايش, تمامی ندارد, ملتی را قدم به قدم به سمت قربانگاهی بزرگ می برند تا سلاخی کنند و به همان سرنوشت شوم دچارش كنند0
آيا قبل از اين که با بمب های هسته ای کوچک به سر وقت مان بيايند, مثل عراق نيم ميليون زن و کودک و پير و جوان اين ملت را با تحريم ها از پای درخواهند آورد؟.. بر سر اقتصاد کشور که در اثر برخورد دائمی رقابت های منفعت جويانه جناح های فاسد و مافيائی اين رژيم نای ايستادن بر سر پای خويش ندارد با تحريم مالی و بانکی چه خواهد آمد؟ برای اين پرسش ها پاسخی نداريم و اگر تحريم ها متوقف نشود و راهی برای منجمد کردن بحران از طريق گفتگوها يافت نشود, بيم آن است که حتی پس از به جريان افتادن تحريم ها نيز همدستی دو طرف در پنهان کردن خسارات انسانی تحريم ها امکان مستند سازی ابعاد حقيقی آن را بشدت محدود سازد0
www.roshangari.net
۱۳۸۵ آبان ۹, سهشنبه
شعر نيست .... واقعيت دارد ؟!0
اينجا انگاري منطقه 5/19 شهرداري تهران است !!0
شهرك صالح آباد..... چسبيده به دم و دستگاه پر خرج و هزينه اي كه " حرم " امام ميخوانند
من بچه جنوب شهرم / جنوب تهران / جنوب خاكي / كوچه هاي خاكي/ پارك هاي خاكي / اسباب بازي هاي خاكي/ هم بازي هايم كودكان يتيم / فرزند شهيد/فرزند..... وسط حرفم پريد و گفت :0
اگه داري شعر ميخوني .. اينكه شعر نيست
باو پاسخ دادم : ميدانم شعر نيست اما واقعيت دارد0
مردم محل دزدي رامي گيرند كه هرشب يكي از خانه هاي محل را مورد سرقت قرار مي داد؛با خوشحالي از گرفتن دزد،خيلي مودبانه او را جهت تحويل دادن به ماموران قانون،به نزديك ترين كلانتري محل مي برند.افسر نگهبان نخست با ديدن دزد و مطلع شدن از شكايت- با زدن چند ضربه جانانه به شكم و صورت دزد، خودي نشان مي دهد؛ در ادامه، پس از كلي بررسي نقشه اي كه به ديوار اتاقش نصب شده بود،مي گويد
اينجا منطقه نوزده است، محله ي شما در محدوده استحفاظي ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود؛ اين آقا را ببريدش منطقه 20".- اهالي ،دزد را تا پاسگاه بعدي همراهي مي كنند. افسرنگهبان نخست با ديدن دزد و پي بردن به مسئله شكايت با چند ضربه جانانه به او خوش آمد مي گويد؛اما در ادامه، با نگاهي به نقشه روي ديوار كلانتري،مي گويد:0
شرمنده هستم . محله ي شما در محدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود. نگه داشتن اين دزد هم براي ما مسئوليت دارد. ببريدش كلانتري منطقه بيست و يك".-!!0
اهالي محله همچنان خونسرد با رعايت تمام نكات قانوني! درمورد يك اسير، دزد را با خود به پاسگاه بعدي مي برند و مي گويند:دو پاسگاه منطقه 19 و 20 گفته اند،محله ما در حوزه استحفاظي شما قراردارد.اين دزد را آورده ايم تحويل بدهيم. افسر نگهبان كلانتري منطقه 21 پس از كلي زيرورو كردن نقشه روي ميزش و گفتن چند بدوبيراه جانانه به دزد،مي گويد:0
متاسفانه،محله ي شما درمحدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود!. ما نمي توانيم مسووليت تحويل گرفتن اين دزد را بپذيريم. ببريدش منطقه 19" اهالي نااميد، ازهرجا شروع به تحقيق مي كنندكه ببينند متعلق به كدام منطقه هستند. پس از كلي تحقيق و تفحص متوجه مي شوند كه وقتي بزرگترها(!!) در حال مرزبندي مناطق بوده اند آنها را فراموش كرده اند و محله شان در خط مرزي قراردارد و در محدوده هيچ پاسگاهي نيستند. به همين دليل همه پاسگاه ها به راحتي از زير بارمسووليت خود شانه خالي مي كردند و هراتفاقي كه در اين منطقه مي افتاد،به گردن ديگري مي انداختند!!...و.اهالي محله هاج و واج مانده بودند كه با دزد بايد چه كرد!؟" 0
به خودم كه مي آيم مي بينم حالا 33 سال سن دارم و يك خبرنگار شده ام و در محلي هستم كه بين منطقه 19 و بيست گير كرده است. محله اي كه نه در آن چاه نفت است و نه محلي باستاني كه شهرداري براي داشتنش بخواهد علاقه اي نشان دهد. محله اي كه قديمي ترين يادگاري اش، گندآب نهري30 ساله اي است كه روز به روز متعفن تر و عريض تر مي شود،و حالا رسيده است به زير خانه ها و مدارس. شايد بهتر باشد بگويم اينجا منطقه 5/19 تهران است و من قرار است از مصائب مردم شهرك صالح آباد(آباد؟) تهران گزارش تهيه كنم. محله اي كه به دليل بي توجهي به آن اكنون از ناامن ترين مناطق در كنار حرم امن(!!) امام خميني شده اســـــــت 0
fars news
*****************
فرصت طلب ها.....سرگرم غارت و تاراج ثروت ملي و مردم هستند
و ... اينها كه امروز در شهرك ( صالح آباد) و ( صالح آباد هاي بي شمار ديگر) به حال خودشان رها شده اند . از بقاياي همان هائي هستند كه فريب شعار هاي بي اســــــاس سردمداران و باقيمانده هاي " انقلاب " را
" خوردند و بسياري از آبادي ها را به اميد رسيدن به " وعده ها !!" ويران كردند و امروز بر ويرانه هاي " خوش باوري " خويش به عزاي ديروز . نشسته اند ...0
شهرك صالح آباد..... چسبيده به دم و دستگاه پر خرج و هزينه اي كه " حرم " امام ميخوانند
من بچه جنوب شهرم / جنوب تهران / جنوب خاكي / كوچه هاي خاكي/ پارك هاي خاكي / اسباب بازي هاي خاكي/ هم بازي هايم كودكان يتيم / فرزند شهيد/فرزند..... وسط حرفم پريد و گفت :0
اگه داري شعر ميخوني .. اينكه شعر نيست
باو پاسخ دادم : ميدانم شعر نيست اما واقعيت دارد0
مردم محل دزدي رامي گيرند كه هرشب يكي از خانه هاي محل را مورد سرقت قرار مي داد؛با خوشحالي از گرفتن دزد،خيلي مودبانه او را جهت تحويل دادن به ماموران قانون،به نزديك ترين كلانتري محل مي برند.افسر نگهبان نخست با ديدن دزد و مطلع شدن از شكايت- با زدن چند ضربه جانانه به شكم و صورت دزد، خودي نشان مي دهد؛ در ادامه، پس از كلي بررسي نقشه اي كه به ديوار اتاقش نصب شده بود،مي گويد
اينجا منطقه نوزده است، محله ي شما در محدوده استحفاظي ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود؛ اين آقا را ببريدش منطقه 20".- اهالي ،دزد را تا پاسگاه بعدي همراهي مي كنند. افسرنگهبان نخست با ديدن دزد و پي بردن به مسئله شكايت با چند ضربه جانانه به او خوش آمد مي گويد؛اما در ادامه، با نگاهي به نقشه روي ديوار كلانتري،مي گويد:0
شرمنده هستم . محله ي شما در محدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود. نگه داشتن اين دزد هم براي ما مسئوليت دارد. ببريدش كلانتري منطقه بيست و يك".-!!0
اهالي محله همچنان خونسرد با رعايت تمام نكات قانوني! درمورد يك اسير، دزد را با خود به پاسگاه بعدي مي برند و مي گويند:دو پاسگاه منطقه 19 و 20 گفته اند،محله ما در حوزه استحفاظي شما قراردارد.اين دزد را آورده ايم تحويل بدهيم. افسر نگهبان كلانتري منطقه 21 پس از كلي زيرورو كردن نقشه روي ميزش و گفتن چند بدوبيراه جانانه به دزد،مي گويد:0
متاسفانه،محله ي شما درمحدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود!. ما نمي توانيم مسووليت تحويل گرفتن اين دزد را بپذيريم. ببريدش منطقه 19" اهالي نااميد، ازهرجا شروع به تحقيق مي كنندكه ببينند متعلق به كدام منطقه هستند. پس از كلي تحقيق و تفحص متوجه مي شوند كه وقتي بزرگترها(!!) در حال مرزبندي مناطق بوده اند آنها را فراموش كرده اند و محله شان در خط مرزي قراردارد و در محدوده هيچ پاسگاهي نيستند. به همين دليل همه پاسگاه ها به راحتي از زير بارمسووليت خود شانه خالي مي كردند و هراتفاقي كه در اين منطقه مي افتاد،به گردن ديگري مي انداختند!!...و.اهالي محله هاج و واج مانده بودند كه با دزد بايد چه كرد!؟" 0
به خودم كه مي آيم مي بينم حالا 33 سال سن دارم و يك خبرنگار شده ام و در محلي هستم كه بين منطقه 19 و بيست گير كرده است. محله اي كه نه در آن چاه نفت است و نه محلي باستاني كه شهرداري براي داشتنش بخواهد علاقه اي نشان دهد. محله اي كه قديمي ترين يادگاري اش، گندآب نهري30 ساله اي است كه روز به روز متعفن تر و عريض تر مي شود،و حالا رسيده است به زير خانه ها و مدارس. شايد بهتر باشد بگويم اينجا منطقه 5/19 تهران است و من قرار است از مصائب مردم شهرك صالح آباد(آباد؟) تهران گزارش تهيه كنم. محله اي كه به دليل بي توجهي به آن اكنون از ناامن ترين مناطق در كنار حرم امن(!!) امام خميني شده اســـــــت 0
fars news
*****************
فرصت طلب ها.....سرگرم غارت و تاراج ثروت ملي و مردم هستند
و ... اينها كه امروز در شهرك ( صالح آباد) و ( صالح آباد هاي بي شمار ديگر) به حال خودشان رها شده اند . از بقاياي همان هائي هستند كه فريب شعار هاي بي اســــــاس سردمداران و باقيمانده هاي " انقلاب " را
" خوردند و بسياري از آبادي ها را به اميد رسيدن به " وعده ها !!" ويران كردند و امروز بر ويرانه هاي " خوش باوري " خويش به عزاي ديروز . نشسته اند ...0
۱۳۸۵ آبان ۸, دوشنبه
در سر زمين فعلا ( خرافه ) همچنان فيلتريم !!0
بيشتر از يكسال است كه اين " وبلاگ " و اين سلسله يادداشت ها . در ايران . در سر زمين اجدادي ام
كه آلوده به آفت آخونديسم شده است . "" فيلتر"" است و مانند بسياري از سايت ها و وبلاگ هاي روشنگر ديگر از انتشار آن بر روي شبكه اينترنت جلو گيري ميكنند!0
در رژيم و يا بهتر بگويم در خلافتي كه اساس حركت اش بر مبنا و پايه خرافات گذاشته شده است . بسيار بديهي و طبيعي خواهد بود كه از هر آوائي ولو اندك كه نداي بيداري و آگاهي ميدهد. واهمه داشته باشند وهمانند جن كه از بسم الله مي ترسد - بترسند!0
خرافه گران كه بدبختانه در لايه هاي مختلفي از جامعه همواره مشتريان ساده لوح و مقلد هاي بي اراده دارند . در عصر ارتباطات همچنان خويشتن را در دوران بيابان گردي و شتر سواري مي بينند و همواره به عنوان پشتوانه وسرمايه (پدري) خود . اين شترسواري و شرايط حاكم بر آنرا كه در آن روزگاران شكل و شمايل بياباني خودش را داشته است به مقلدان و به فرصت طلبان ساده انگار خود تبليغ و ترويج هم ميكنند!0
نكته اي كه بايد در اينجا بآن اشاره كنم اينست كه :0
يادداشت هاي من ( همانطوركه در آرشيو5 ساله آن در دسترس هست) همواره حكايت آينه اي را داشته و دارد كه مقابل چهره بد منظر و بد شگون (خرافه) گرفته ام تا اهل خرد و بخصوص جوانان و خاصه آنها كه مورد نظرم هستند ببينند و بخوانند و بدانند كه براي غارت و چپاول فر و فرهنگ و ثروت و سرمايه مادي و معنوي يك كشور كهن چگونه دام گستري ميكنند و به بهانه دين و ايمان" مسلماني". آنان را در راه رسيدن به تعالي و توفيق و رهائي از دام تزوير و تقليد و عقب ماندگي - باز ميدارند0
فيلتر كردن وبلاگ من . و نيز جلوگيري از هر نامه و ندائي كه خرافه گر و خرافه پرداز را نفي ميكند . توسط خلافتي كه بنيادش بر پايه سخن بيهوده گفتن و غير قابل اثبات و بي پايه و اساس هست .... كار غير قابل توجيهي نيست !0
فرخ
دهم آبانماه 1385
تصوير: اتوبوس شهري خط چيتگر به نمايشگاه كتاب (تهران) - ارديبهشت 850
۱۳۸۵ آبان ۴, پنجشنبه
سه شنبه (فطر)- 4و5شنبه باضافه جمعه تعطيل!!0
انرژی " هسته ای " حق مسلم ماست !!0
براساس اظهارات مسئولان!، ایران باید به زودی به یکی از قدرت های علمی، فرهنگی و... جهان تبدیل شـــــود !!0
چهار روز تعطیلی ، هشتاد میلیارد تومان خسارت؟
بازتاب» تهران - اقدام ناگهاني دولت در اعلام تعطيلي دو روز متوالي در هفته جاري، منجر به تعطيلي نيم بيشتر اين هفته شد و اين در حالي است كه بسياري از مردم، حتي برنامهريزي براي استفاده از اين تعطيلي بلندمدت نداشتند.0
همچنين تعطيلي بانكها به مدت چهار روز پياپي، همزمان با اخلال در سيستم شبكه شتاب و عابربانكها، موجب نارضايتي بسياري از مردم و فعالان اقتصادي شد كه نيازمند پول نقد بودند و يا قصد انتقال مبالغي به نقاط ديگر داشتند.0
فرودگاه مهرآباد نيز روز گذشته، شاهد شلوغي و جمعيت بسياري بود كه مشغول كنسل كردن بليت سفرهاي مأموريتي و يا سفرهاي (غیر اداری) بودند.همچنين محورهاي مختلف كشور، به ويژه اتوبان كرج، روز گذشته ترافيك سنگيني را پشت سر گذاشت و با توجه به عدم اطلاع قبلي پليس راه از تعطيلي چهار روزه، احتمال افزايش تلفات جادهاي در اين ايام نيز هست.اكنون پرسش اينجاست، آيا دولتي كه وزراي آن از نخستين ساعات صبح تا پاسي از شب مشغول فعاليت(!!) هستند، با تعطيلي اين دو روز و جلوگيري از سرويسدهي ادارات دولتي و برخي بخشهاي خدمات عمومي، به مردم خدمت كرده است؟!0
در اين حال، كارشناسان با اشاره به بودجه سي هزار ميلياردي جاري دولت، تعطيلي چهارشنبه و پنجشنبه جاري را مستلزم زيان هشتاد ميليارد توماني براي دولت ارزيابي ميكنند، چراكه بودجه هر روز كاري، تقريبا صد ميليارد تومان است كه حدود نيمي از آن، مربوط به حقوق كاركنان دولت است و با احتساب فعاليت روز پنجشنبه مدارس و نيز بخشهاي دولتي همه استانها به جز تهران، به نظر ميرسد اين اقدام در مجموع هشتاد ميليارد تومان زيان را متوجه دولت كرده است !!0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
براساس اظهارات مسئولان!، ایران باید به زودی به یکی از قدرت های علمی، فرهنگی و... جهان تبدیل شـــــود !!0
چهار روز تعطیلی ، هشتاد میلیارد تومان خسارت؟
بازتاب» تهران - اقدام ناگهاني دولت در اعلام تعطيلي دو روز متوالي در هفته جاري، منجر به تعطيلي نيم بيشتر اين هفته شد و اين در حالي است كه بسياري از مردم، حتي برنامهريزي براي استفاده از اين تعطيلي بلندمدت نداشتند.0
همچنين تعطيلي بانكها به مدت چهار روز پياپي، همزمان با اخلال در سيستم شبكه شتاب و عابربانكها، موجب نارضايتي بسياري از مردم و فعالان اقتصادي شد كه نيازمند پول نقد بودند و يا قصد انتقال مبالغي به نقاط ديگر داشتند.0
فرودگاه مهرآباد نيز روز گذشته، شاهد شلوغي و جمعيت بسياري بود كه مشغول كنسل كردن بليت سفرهاي مأموريتي و يا سفرهاي (غیر اداری) بودند.همچنين محورهاي مختلف كشور، به ويژه اتوبان كرج، روز گذشته ترافيك سنگيني را پشت سر گذاشت و با توجه به عدم اطلاع قبلي پليس راه از تعطيلي چهار روزه، احتمال افزايش تلفات جادهاي در اين ايام نيز هست.اكنون پرسش اينجاست، آيا دولتي كه وزراي آن از نخستين ساعات صبح تا پاسي از شب مشغول فعاليت(!!) هستند، با تعطيلي اين دو روز و جلوگيري از سرويسدهي ادارات دولتي و برخي بخشهاي خدمات عمومي، به مردم خدمت كرده است؟!0
در اين حال، كارشناسان با اشاره به بودجه سي هزار ميلياردي جاري دولت، تعطيلي چهارشنبه و پنجشنبه جاري را مستلزم زيان هشتاد ميليارد توماني براي دولت ارزيابي ميكنند، چراكه بودجه هر روز كاري، تقريبا صد ميليارد تومان است كه حدود نيمي از آن، مربوط به حقوق كاركنان دولت است و با احتساب فعاليت روز پنجشنبه مدارس و نيز بخشهاي دولتي همه استانها به جز تهران، به نظر ميرسد اين اقدام در مجموع هشتاد ميليارد تومان زيان را متوجه دولت كرده است !!0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۳۸۵ آبان ۳, چهارشنبه
چهارم آبان .. زاد روز پادشاه فقيد ايران
*

او ... آزادي اجتماعي و امنيت و آرامش را تاكيد و ترويج ميكرد و همواره براي سربلندي ايران و ايراني همت نمود0
با خروج (او) ازايران .... روزگار سياه و دوران اختناق و دلهره آغاز شد و در تمام اين سالها .... نا امني و جنگ و برادركشي ... ادامه داشت....0
او ... آزادي اجتماعي و امنيت و آرامش را تاكيد و ترويج ميكرد و همواره براي سربلندي ايران و ايراني همت نمود0
با خروج (او) ازايران .... روزگار سياه و دوران اختناق و دلهره آغاز شد و در تمام اين سالها .... نا امني و جنگ و برادركشي ... ادامه داشت....0
۱۳۸۵ آبان ۱, دوشنبه
هوچي گريهاي " چيز" نويسان ؟!0
در اجتماعی که « تفکّر و فلسفیدن! » هنوز به ابتدائی ترین امکانهای آغازین خود برای « نشر » دست نیافته است، افراد آن اجتماع نخواهند دریافت و فهمید که « فلسفیدن » چیست و چگونه می توان با مغزخويـــــش فلسفيـــــد !!0
جامعه ای که پیشینه شمار تحصیل کرده گان و فعّالین قدرتگرا و جاه طلب آن در فکر سهیم شدن یا غارت تمام و کمال « قدرت » می باشند به تنها گستره ای که هرگز ارزش نمی دهند همانا « اندیشیدن و فلسفیدن بر شالوده ی فرهنگ مایه ای و تجربیات اصیل ملّت خود » می باشد. اینگونه طیفهای قدرتگرا و جاه طلب و شارلاتان و صد نبش به « چیز نویسانی » محتاجند که سائقه ی « قدرتخواهی و جاه طلبی » آنها را بتوانند توجیه و مدد کنند، درست بسان همانانی که حاکم وقت هستند و برای استمرار قدرت – اجرایی خود به ایدئولوگهائی محتاجند « هوچیگران روشنفکر نما » در دامنه ی اجتماع تحصیل کرده گان ما با فروپاشی بلوک کمونیستی و رنگ باختن ایدئولوژی مارکسیسم و سیطره یافتن (خشونت) اسلامیّت به دنبال « چیز نویسانی » افتاده اند که به جای « انگیخته شدن برای به خود آمدن » فقط در صدد غالب کردن و مطرح کردن آن چیز نویسان به افکار عمومی می باشند0
بالطّبع، تمام رسانه ها نیز برای چنان « چیز نویسانی » با سرمایه گذاریهای مستقیم و نامستقیم حکومتگران یا جاه طلبان خواهنده ی قدرت به هوچیگریهای مطبوعاتی – رسانه ای مشغول می شوند.
ضعف کلیدی یک حکومت مقتدر را و آنانی را که خواهنده ی قدرت؛ ولی فاقد آن می باشند، می توان فقط در دامنه ای « کشف کرد و شناخت » که بیشترین مبارزه ی پنهان را و وسیع ترین و سنگین ترین سکوت را در باره ی آن دامنه ی فکری و اشخاص مستقل می کنند
برای کشف سنجش گران اصیل حکومتگران بی لیاقت و مُتعه گان مذاهب تحمیلی در این باره بیندیشید که رسانه های دستگاههای تبلیغاتی « حُکّام بر وطن و مُدّعیان اپوزیسیون برونمرز » از مطرح کردن افکار و ایده های « چه کسانی » می گریزند و هرگز هیچ سخنی نمی گویند
http://archives.keyhangasht.com
جامعه ای که پیشینه شمار تحصیل کرده گان و فعّالین قدرتگرا و جاه طلب آن در فکر سهیم شدن یا غارت تمام و کمال « قدرت » می باشند به تنها گستره ای که هرگز ارزش نمی دهند همانا « اندیشیدن و فلسفیدن بر شالوده ی فرهنگ مایه ای و تجربیات اصیل ملّت خود » می باشد. اینگونه طیفهای قدرتگرا و جاه طلب و شارلاتان و صد نبش به « چیز نویسانی » محتاجند که سائقه ی « قدرتخواهی و جاه طلبی » آنها را بتوانند توجیه و مدد کنند، درست بسان همانانی که حاکم وقت هستند و برای استمرار قدرت – اجرایی خود به ایدئولوگهائی محتاجند « هوچیگران روشنفکر نما » در دامنه ی اجتماع تحصیل کرده گان ما با فروپاشی بلوک کمونیستی و رنگ باختن ایدئولوژی مارکسیسم و سیطره یافتن (خشونت) اسلامیّت به دنبال « چیز نویسانی » افتاده اند که به جای « انگیخته شدن برای به خود آمدن » فقط در صدد غالب کردن و مطرح کردن آن چیز نویسان به افکار عمومی می باشند0
بالطّبع، تمام رسانه ها نیز برای چنان « چیز نویسانی » با سرمایه گذاریهای مستقیم و نامستقیم حکومتگران یا جاه طلبان خواهنده ی قدرت به هوچیگریهای مطبوعاتی – رسانه ای مشغول می شوند.
ضعف کلیدی یک حکومت مقتدر را و آنانی را که خواهنده ی قدرت؛ ولی فاقد آن می باشند، می توان فقط در دامنه ای « کشف کرد و شناخت » که بیشترین مبارزه ی پنهان را و وسیع ترین و سنگین ترین سکوت را در باره ی آن دامنه ی فکری و اشخاص مستقل می کنند
برای کشف سنجش گران اصیل حکومتگران بی لیاقت و مُتعه گان مذاهب تحمیلی در این باره بیندیشید که رسانه های دستگاههای تبلیغاتی « حُکّام بر وطن و مُدّعیان اپوزیسیون برونمرز » از مطرح کردن افکار و ایده های « چه کسانی » می گریزند و هرگز هیچ سخنی نمی گویند
http://archives.keyhangasht.com
۱۳۸۵ مهر ۲۶, چهارشنبه
اينجا . " ايران " . ام القراي اسلام ؟؟!!0
وضعيت ايران در آستانه تحريم ها
تصاوير: صحنه هاي تکان دهنده از معتادان جنوب تهران
تصاوير اين صفحه روز گذشته در خبرگزاری فارس انتشار يافت و البته به سرعت از صفحه اين خبرگزاری "ناپديد" شد. علت آن هم روشن است. رژيمی که شب و روز ادعا می کند که يک قدرت بزرگ منطقه ای است و مشغول لافزنی در باره قدرت خود, و خود را ام القرا جهان اسلامی می خواند, نمی تواند عکس های فجيع معتادان تزريقی جنوب تهران را همزمان با اجلاس اتحاديه اروپا برای تصميم گيری در باره تحريم اقتصادی ايران منتشر کند؛ چرا که پاسخی برای اين پرسش نخواهد داشت که با وجود ميليونها معتاد در جامعه ايران که از درون زيربنای اين جامعه را فرو می پاشند, به چه حقی بر سر فن آوری هسته ای, هست و نيست اين ملت را به گروگان سلطه گران آزمند بين المللی درآورده و به گرداب تحريم های مرگبار می کشاند؟.
چنين است وضعيت ايران در آستانه تحريم های اقتصادی به روايت آمارهای رسمی رژيم. - تعداد مبتلايان به ايدز هفتاد تاهشتاد هزار نفر -شمار معتادان تزريقی: چهارصد هزار نفر - تعداد کل جمعيت درگير با معضل اعتياد در ايران. 20 ميليون نفر -ميزان مرگ و مير در ميان معتادان. هر دو ساعت يک نفر -نسبت رشد اعتياد به مواد مخدر نسبت به رشد جمعيت. 3 به يک -جايگاه ايران در سطح دنيا از نظر تعداد معتادان: مقام اول -تعداد معتادان تهران: 137 هزار - شمار افراد مبتلا به بيماری مزمن روانی 21 درصد - جايگاه از نظر شاخص های سلامت در سطح جهانی 106 - شمار مدارس دوشيفته سي وچهار درصد کل مدارس کشور - تعداد دانش آموزان محروم از عدالت آموزشی 9 ميليون نفر - تعداد کلاس های درس مخروبه درسراسر ايران:صد وبيست سه هزار - تعداد کل بيسوادان: 8 ميليون نفر - درصد کودکان دچار کوتاهی قد و کمی وزن: ۴/۷درصد كودكان زير شش سال كشور - درصد کاهش عمومی قد ايرانيان در اثر فقر حركتي، عدم وجود محركهاى رشدي، كمبود فضاهاى ورزشى در محيط هاى آموزشى و گرانى موادغذايى, . - جمعيت زير خط فقر: 13 ميليون نفر - جمعيت زير خط فقر مطلق: 8 ميليون نفر - جمعيت آسيب پذير: 15 ميليون نفر - شمار حاشيه نشينان: 6 ميليون نفر - جايگاه آسيب پذيری در سطح دنيا: هفتم - جايگاه از نظر خسارت ناشى از حوادث در دنيا: مقام اول - شمار بيکاران: 10 ميليون نفر - تعداد کارگرانی که حقوق معوقه دارند: يک چهارم کل نيروی کار کشور - تعداد کارگران اخراج شده از اول سال جاری تاکنون: 150 هزار نفر - تعداد واحدهای توليدی بحران زده در سال جاری: 400 واحد - رتبه جهانی از نظر تعداد زندانيان از بين 140 کشور جهان: 20 - تعداد زندانيان کل کشور: 135 هزار (تعداد زندانيان در ژاپن با دو برابر جمعيت ايران نصف ايران است) - تعداد قربانيان در اثر انفجار مين های جنگ با عراق: هر روز يک نفر - تعداد کشته شده گان حوادث جاده ای در ازای هر پنج ميليون خودرو: 77 هزار نفر - ميزان قاچاق سالانه کالا به داخل کشور 11 ميليون دلار - ميزان تقريبی واردات کالا در سال گذشته حدود 40 ميليارد دلار - ميزان ذخاير غذايی انبار شده در انبارها و سيلوها (طبق آمار معاون وزير بازرگانی در 24 مهرامسال ) شش ماه - ميزان بدهی خارجی ايران: 24 ميليارد دلار0
آمارهای فوق که تماما از منابع حکومتی استخراج شده اند, بخشی از تصوير وضعيت ايران در آستانه تحريم های اقتصادی را توصيف می کنند. درست در همين وضعيت است که رژيم مردم ايران را که زير بار اين همه مشکلات کمر خم کرده اند به مسلخ تحريم می کشاند
۱۳۸۵ مهر ۲۴, دوشنبه
انرژي هسته اي . همچنان حق مسلم ماست !0
*
اين گزارش كمي طولاني است ... اما حتما بخوانيد
آدم های این گزارش واقعی هستند, رنج هايشان واقعی است, يکی دو تا هم نيستند, به شهادت آمارهای رسمی، يک لشکر 13 ميليونی را در جامعه ايران تشکيل می دهند,0
لشکر فقرا و تهيدستان را؛ که در اوج فقر, چنانچه در لابه لای گزارش می توان ديد از شرافت و همبستگی طبيعی با هم سرنوشتان خود سرشارند و روزانه باری را به دوش می کشند که هرکول ها را از پا می اندازد
خط به خط شرح دردناک زندگی آدم های ( این گزارش )، يک کشيده محکم به گوش احمدی نژاد ها و همه ی ریز و درشت های دست اندر کار در ايران است که ميلياردها دلار درآمدهای نفتی کشور را به جای هزينه کردن در مسير بهبود زندگی مردم و ايجاد نظام جامع تامين اجتماعی, به غارت برده اند و حالا هم به جای اين که رفع فوری نيازهای جامعه 13 ميليونی فقرای کشور را در زمينه بهداشت, درمان, آموزش, تامين اجتماعی و مسکن اولويت اصلی و مطلق قرار دهند, با بی شرمی می گويند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست
از اول ماه رمضان تنها غذايى كه توانسته ام براى فرزندانم تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. چند شب است كه چون همان سيب زمينى تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده آنها نباشم قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز. هرچه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود. دلم مى سوزد اما وقتى براى خرج زندگى مانده ام چه طور مى توانم خرج تحصيل او را بدهم از سر ندارى دختر 14 ساله ام را از سر كلاس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد حداقل دخترم گرسنه سر بر زمين نمى گذارد پسرم 4 روز است كه از زندان آزاد شده و اكنون اعتيادش عوض شده است و به جاى ترياك، كريستال مصرف مى كند. گاهى من و دو فرزندش را آن قدر مى زند تا پول موادش را به او بدهيم دو نوه ام از پدرشان فرارى هستند چون جز كتك و تحقير روى خوشى از زندگى نديده اند هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگران نگاهم مى كردند و گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم صداى لباسشويى كهنه، شرشر آب، لگن حلبى و انبوه لباس هايى كه شسته شده اند و يا هنوز بايد شسته شوند و سرخى دست هاى زن جوانى كه رنگ به رو ندارد، تمام آن چيزى است كه در بدو ورودم به خانه اى نيمه مخروبه با ديوارهاى كاه گلى توجهم را به خود جلب مى كند. انواع لباس هاى بچگانه، مردانه و زنانه را بر طناب هايى كه در طول وعرض حياط كشيده شده پهن كرده است، مى بينم. مى پرسم چند تا بچه دارى سرى تكان مى دهد و مى گويد: ندارم و نگاهم بر روى لباس ها مى ماند. مى پرسم اين لباس ها! رويش را برمى گرداند و مشغول آب كشيدن لباس هايى مى شود كه تازه از لباسشويى خارج كرده است. اين حقيقت در ذهنم جان مى گيرد كه لباس ها مال خودش نيست و او... سوالم را دوباره مى پرسم و او همان طور كه از زمين بلند مى شود تا لباس ها را بر طناب ها پهن كند، مى گويد: خودت كه مى دانى چرا مى پرسى. بعد هم اضافه مى كند: براى كمك خرج زندگى ام لباس هاى چند خانواده را به خانه مى آورم و مى شويم. مى پرسم: شوهرت چه كاره است مى گويد: چه فرقى مى كند كه چه كاره است. يك آدم بدبخت و مريضى كه نمى تواند خرج زندگى من و پدر و مادر پيرش را فراهم كند، از صبح تا شب جان مى كند اما... مى گويم: براى همين تو كار مى كنى مى گويد: بله كار مى كنم. پيراهن مردانه را به طرفم مى گيرد و تكان مى دهد و مى گويد: مگه كار عار است مى گويم: نه، اما اين كار براى تو سخت.... حرفم را قطع مى كند و با تندى مى گويد: اما واگر ندارد. كار، كار است. حالا هم برو و بگذار به كارم برسم. شستن اين لباس ها، بايد قبل از افطار تمام شود، فردا مى آيند كه اينها را ببرند. لباس هايى را از ميان انبوه لباس ها برمى دارد و در لباسشويى مى اندازد. انگار مطلبى را به ياد مى آورد؛ برمى گردد و به من كه عازم رفتنم، مى گويد: دلم نمى خواهد از من اسمى بياورى من نه محتاجم، نه نيازمند. از من بدتر هم هستند، من خدا را شكر مى كنم كه قوت بازو دارم و كار مى كنم. روى پله مى نشيند، چادرش را از كمرش باز مى كند و قطرات اشكى كه در چشمانش حلقه زده را پاك مى كند و با صدايى بغض آلود مى گويد: آن كه آن بالاست از همه چيز خبر داد، اما از من نيازمندتر هم هست كه براى نان شبش محتاج است. بايد از آنها دستگيرى شود!! نگاهش مى كنم.او را در عين نيازمندي، بى نياز مى يابم، بى نياز از خلق واميد بسته به رحمت خدا. ظاهرش خسته و چهره اش زرد و زار است اما نگاهش پر از اميد و پراز بى نيازى است. او را با انبوه لباس هايى كه تا افطار بايد شسته شود، تنها مى گذارم اما اين باور در من غوغايى به پا كرده است. تاكنون مثل اويى نديده ام كه ديگران را از خود نيازمندتر بداند! روزه هاى بى سحرى دستم را مى گيرد. كنارش مى نشينم. مى گويد: ماه رمضان است و بچه هايم روزه مى گيرند؛ اما از اول ماه مبارك تنها غذايى كه توانسته ام برايشان تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. باور مى كنيد چند شب، چون همان سيب زمينى هم تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده شان نباشم. اشك هايش رابا پشت دست پاك مى كند و مى گويد: فرداى آن روز هم به هر درى زدم و پيش هر كسى رو انداختم تا شايد حداقل براى افطارشان برنج تهيه كنم، نشد كه نشد. دست آخر از همسايه كنارى مان چند تا تخم مرغ قرض گرفتم تا... بلند بلند گريه مى كند و صدايش در ميان ناله هايش گم مى شود. من هم نمى توانم از سرازير شدن اشك هايم جلوگيرى كنم. من مى گريم اما نه بر او، كه بر خود و بر تمام كسانى كه اين طور از زنى بى پناه و چند بچه يتيم و روزه دار غافل مانده ايم. درست در كنارمان، در فاصله بى تفاوتى هايمان، در روستايى كه زياد هم از شهر ما و خودخواهى هايمان دور نيست، جايى كه فاصله چندانى با تجملات سفره هاى افطارمان ندارد، جايى كه فقر و ندارى در آن سر به آسمان كشيده است، اين زن را مى يابم، زنى كه سال هاى سال است سايه شوهر و نان آور خانه اش را بر سر ندارد و به قول خودش اگر كمك هاى ماهانه فرد خيرى نبود معلوم نبود كه سرنوشتش چه مى شد. باور مى كنيد اين زن و اين بچه هاى يتيم را همانى به من نشان داد كه بايد با دست هاى سرخ از شستن لباس ها و تنى خسته افطار كند و با اين وجود اين زن و بچه هايش را محتاج تر از خود مى داند. باور مى كنيد او گفت: اگر مى توانيد و اگر كسى هست كه دست نيازمندى را بگيرد، بهتر است به كمك اين زن كه نه توان كار كردن دارد و نه كسى به او كار مى دهد بيايد و مى دانم باورش سخت است كه بدانيم كسى كه به او تخم مرغ قرض داده است تا افطار بچه هاى يتيمش لنگ نماند همين زن است كه هنوز به گفته خودش قوت بازو دارد و به لطف خدا اميدوارتر است. بگذاريد شما را يك افطار ميهمان سفره خالى او و غصه هايش كنم، شايد اين تنها كارى باشد كه بتوان براى او كرد. شايد اين كار تلنگرى باشد براى من، براى شما و براى آنهايى كه گرفتارند؛ گرفتار دنيا. مادرى كه مرگ را آرزو مى كند فاطمه سال هاست كه سرپرست خانوار است و سال هاست در خانه ها، در مزارع در زير آفتاب كارگرى كرده است تا خرج بچه هايش را بدهد. آن هم يك پسر و سه دختر را. در ميان اشك و آه مى گويد: از سر ندارى و بيچارگى دختر نازنينم را در حالى كه هنوز 14 سالگى اش به پايان نرسيده بود، از سر كلاس درس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد واگر مى خواهد سرش هوو بياورد، حداقل بچه ام گرسنه سر بر زمين نمى گذارد اما حالا من مانده ام و دو دختر و يك پسر كه براى خرج آنها هم لنگ مانده ام با چشمان غم دارش نگاهم مى كند و مى گويد: يك فرد خير كه نمى دانم خدا از كجا و چه طور او را به كمكم فرستاده است ماهى 40 گاهى هم 50 هزار تومان به ما مى دهد اما خودتان مى دانيد كه با اين پول چه طور مى توان خرج چهار نفر را داد. مكثى مى كند و بعد اضافه مى كند: خانم جان سرتان را به درد آوردم اما تازگى قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز پسرم درسش خيلى خوب است امسال هم دانشگاه قبول شده و پايش را توى يك كفش كرده است كه برود دانشگاه. هر چه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود كه نمى رود. مى گويد: نمى خواهد سرنوشتش مثل ما بشود. اما من چه كار مى توانم بكنم. دلم مى سوزد براى خرج و مخارج زندگى مانده ام آن وقت چه طور مى توانم خرج درسش را بدهم. دخترش صدايش مى زند، اما او آهسته مى گريد و مى گويد: باور مى كنيد كه خسته شده ام و آرزوى مرگ دارم. تا به اين سن رسيده ام هيچ وقت ناشكرى نكرده ام اما حالا ديگر نمى توانم اين وضعيت را تحمل كنم. خرج زندگى كمرم را شكسته است وهيچ راهى ندارم. اينها هم بچه اند اما من ديگر نمى توانم, بريده ام و ناله هايى كه در ميان هق هق گريه اش گم مى شود. مادرى را پيش روى خود مى بينم كه مثل هر مادرى حاضر است كه خار به چشم خودش برود اما بچه اش سختى نبيند او هم نمى خواهد بچه هايش گرسنه سر بر بالين بگذارند. اما مى بينيد كه اين اتفاق مى افتد. فرزندش مى خواهد درس بخواند و آينده را از گذشته اش جدا كند. اما مادر توان فراهم كردن خرج تحصيلش را ندارد و چون نمى تواند و در حد توانش نيست آرزوى مرگ دارد. من حتم مى دانم كسانى كه مادرند اين را به خوبى درك مى كنند كه ديدن گرسنگى بچه ها و روزه گرفتن بى سحرى شان چه طاقتى مى طلبد وخط كشيدن بر تنها خواسته فرزند چه صبرى مى خواهد و فاطمه حال به انتهاى اين صبر و طاقت رسيده است. فاطمه اسطوره استقامت است كه تا به اينجا صبورى كرده و از جان مايه گذاشته است تا به جايى نرسد كه اكنون رسيده است؛ آرزوهايى كه براى او دست نيافتنى شده است. ما و شما اما ذره اى از لحظات مشقت بار او را در مواجهه با طبيعى ترين نيازهاى فرزندان مان تجربه نكرده ايم. اما باور كنيد سخت است مادرى از فرط فقر و ندارى فرزندانش را براى سحر بيدار نكند چون توان چشم در چشم آنها انداختن را ندارد. توان اين را ندارد كه به آنها بگويد امشب هم مثل شب هاى ديگر سفره سحرمان خالى از نان است. فاطمه حال به انتهاى صبر و طاقت رسيده كه حاضر است ديگر نباشد تا غم فرزندان را نبيند. آرزوهاى برباد رفته يك مادر پير - سياره را هم در همان محله مى يابم. براى ساعتى ميهمانش مى شوم و پاى درد دلش مى نشينم. اما درد او درد ندارى و فقر و گرسنگى نيست، گرچه مى شود فقر را بر در و ديوار خانه اش و در اتاق هاى نمور آن به وضوح ديد. درد او درد ديگرى است كه سال ها با آن استخوان سوزانده و حال به انتها رسيده است. درد او اعتياد جوان 34 ساله اش است. اومى بيند كه اعتياد، خانه و كاشانه فرزندش را همراه تمام آرزوهايى كه براى او در سر مى پرورانده بر باد داده است، عروس جوانش رفتن و طلاق را بر ماندن ترجيح داده است. اكنون او عصاكش تمام اين غصه ها و دو نوه اى است كه هر روز به واسطه اعتياد پدر تحقير مى شوند. مى گويد: شوهرم كارگر است و با هر بدبختى خرج خانه را مى دهد اما ده سالى مى شود كه تنها پسرم كه برايش هزاران آرزو داشتم و فكر مى كردم سر پيرى عصاى دستم مى شود، معتاد و وبال گردنم شده است. اشك هايش را از چهره برمى گيرد و مى گويد: تازه 4 روز است از زندان آزاد شده است اما اين آزادى با عوض شدن نوع اعتيادش همراه بود. قبل از زندان معتاد به ترياك بود و حالا كريستال. هر دو روز كارش اين شده كه من و بچه ها را به باد كتك مى گيرد آنقدر ما را مى زند تا پول موادش را كه آن پيرمرد به بدبختى و كارگرى درمى آورد بگيرد و مى رود تا روز بعد... باور مى كنيد كه نمى دانم چه كنم. رفته ام بهزيستى و نامه گرفته ام اما براى خواباندن و ترك اعتياد پول مى خواهد كه ندارم. اى كاش يكى پيدا شود پول تركش را بدهد يا اين بچه هاى بى گناه را به فرزندى قبول كند تا اين ها كه از اول زندگى جز كتك و تحقير نديده اند روى خوش زندگى را ببينند. باور مى كنيد از پدرشان فرارى هستند وقتى اورا مى بينند خود را پنهان مى كنند كه از كتك هايش در امان باشند
من هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگرانى نگاهم مى كردند، گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم
اين گزارش كمي طولاني است ... اما حتما بخوانيد
آدم های این گزارش واقعی هستند, رنج هايشان واقعی است, يکی دو تا هم نيستند, به شهادت آمارهای رسمی، يک لشکر 13 ميليونی را در جامعه ايران تشکيل می دهند,0
لشکر فقرا و تهيدستان را؛ که در اوج فقر, چنانچه در لابه لای گزارش می توان ديد از شرافت و همبستگی طبيعی با هم سرنوشتان خود سرشارند و روزانه باری را به دوش می کشند که هرکول ها را از پا می اندازد
خط به خط شرح دردناک زندگی آدم های ( این گزارش )، يک کشيده محکم به گوش احمدی نژاد ها و همه ی ریز و درشت های دست اندر کار در ايران است که ميلياردها دلار درآمدهای نفتی کشور را به جای هزينه کردن در مسير بهبود زندگی مردم و ايجاد نظام جامع تامين اجتماعی, به غارت برده اند و حالا هم به جای اين که رفع فوری نيازهای جامعه 13 ميليونی فقرای کشور را در زمينه بهداشت, درمان, آموزش, تامين اجتماعی و مسکن اولويت اصلی و مطلق قرار دهند, با بی شرمی می گويند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست
از اول ماه رمضان تنها غذايى كه توانسته ام براى فرزندانم تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. چند شب است كه چون همان سيب زمينى تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده آنها نباشم قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز. هرچه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود. دلم مى سوزد اما وقتى براى خرج زندگى مانده ام چه طور مى توانم خرج تحصيل او را بدهم از سر ندارى دختر 14 ساله ام را از سر كلاس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد حداقل دخترم گرسنه سر بر زمين نمى گذارد پسرم 4 روز است كه از زندان آزاد شده و اكنون اعتيادش عوض شده است و به جاى ترياك، كريستال مصرف مى كند. گاهى من و دو فرزندش را آن قدر مى زند تا پول موادش را به او بدهيم دو نوه ام از پدرشان فرارى هستند چون جز كتك و تحقير روى خوشى از زندگى نديده اند هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگران نگاهم مى كردند و گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم صداى لباسشويى كهنه، شرشر آب، لگن حلبى و انبوه لباس هايى كه شسته شده اند و يا هنوز بايد شسته شوند و سرخى دست هاى زن جوانى كه رنگ به رو ندارد، تمام آن چيزى است كه در بدو ورودم به خانه اى نيمه مخروبه با ديوارهاى كاه گلى توجهم را به خود جلب مى كند. انواع لباس هاى بچگانه، مردانه و زنانه را بر طناب هايى كه در طول وعرض حياط كشيده شده پهن كرده است، مى بينم. مى پرسم چند تا بچه دارى سرى تكان مى دهد و مى گويد: ندارم و نگاهم بر روى لباس ها مى ماند. مى پرسم اين لباس ها! رويش را برمى گرداند و مشغول آب كشيدن لباس هايى مى شود كه تازه از لباسشويى خارج كرده است. اين حقيقت در ذهنم جان مى گيرد كه لباس ها مال خودش نيست و او... سوالم را دوباره مى پرسم و او همان طور كه از زمين بلند مى شود تا لباس ها را بر طناب ها پهن كند، مى گويد: خودت كه مى دانى چرا مى پرسى. بعد هم اضافه مى كند: براى كمك خرج زندگى ام لباس هاى چند خانواده را به خانه مى آورم و مى شويم. مى پرسم: شوهرت چه كاره است مى گويد: چه فرقى مى كند كه چه كاره است. يك آدم بدبخت و مريضى كه نمى تواند خرج زندگى من و پدر و مادر پيرش را فراهم كند، از صبح تا شب جان مى كند اما... مى گويم: براى همين تو كار مى كنى مى گويد: بله كار مى كنم. پيراهن مردانه را به طرفم مى گيرد و تكان مى دهد و مى گويد: مگه كار عار است مى گويم: نه، اما اين كار براى تو سخت.... حرفم را قطع مى كند و با تندى مى گويد: اما واگر ندارد. كار، كار است. حالا هم برو و بگذار به كارم برسم. شستن اين لباس ها، بايد قبل از افطار تمام شود، فردا مى آيند كه اينها را ببرند. لباس هايى را از ميان انبوه لباس ها برمى دارد و در لباسشويى مى اندازد. انگار مطلبى را به ياد مى آورد؛ برمى گردد و به من كه عازم رفتنم، مى گويد: دلم نمى خواهد از من اسمى بياورى من نه محتاجم، نه نيازمند. از من بدتر هم هستند، من خدا را شكر مى كنم كه قوت بازو دارم و كار مى كنم. روى پله مى نشيند، چادرش را از كمرش باز مى كند و قطرات اشكى كه در چشمانش حلقه زده را پاك مى كند و با صدايى بغض آلود مى گويد: آن كه آن بالاست از همه چيز خبر داد، اما از من نيازمندتر هم هست كه براى نان شبش محتاج است. بايد از آنها دستگيرى شود!! نگاهش مى كنم.او را در عين نيازمندي، بى نياز مى يابم، بى نياز از خلق واميد بسته به رحمت خدا. ظاهرش خسته و چهره اش زرد و زار است اما نگاهش پر از اميد و پراز بى نيازى است. او را با انبوه لباس هايى كه تا افطار بايد شسته شود، تنها مى گذارم اما اين باور در من غوغايى به پا كرده است. تاكنون مثل اويى نديده ام كه ديگران را از خود نيازمندتر بداند! روزه هاى بى سحرى دستم را مى گيرد. كنارش مى نشينم. مى گويد: ماه رمضان است و بچه هايم روزه مى گيرند؛ اما از اول ماه مبارك تنها غذايى كه توانسته ام برايشان تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. باور مى كنيد چند شب، چون همان سيب زمينى هم تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده شان نباشم. اشك هايش رابا پشت دست پاك مى كند و مى گويد: فرداى آن روز هم به هر درى زدم و پيش هر كسى رو انداختم تا شايد حداقل براى افطارشان برنج تهيه كنم، نشد كه نشد. دست آخر از همسايه كنارى مان چند تا تخم مرغ قرض گرفتم تا... بلند بلند گريه مى كند و صدايش در ميان ناله هايش گم مى شود. من هم نمى توانم از سرازير شدن اشك هايم جلوگيرى كنم. من مى گريم اما نه بر او، كه بر خود و بر تمام كسانى كه اين طور از زنى بى پناه و چند بچه يتيم و روزه دار غافل مانده ايم. درست در كنارمان، در فاصله بى تفاوتى هايمان، در روستايى كه زياد هم از شهر ما و خودخواهى هايمان دور نيست، جايى كه فاصله چندانى با تجملات سفره هاى افطارمان ندارد، جايى كه فقر و ندارى در آن سر به آسمان كشيده است، اين زن را مى يابم، زنى كه سال هاى سال است سايه شوهر و نان آور خانه اش را بر سر ندارد و به قول خودش اگر كمك هاى ماهانه فرد خيرى نبود معلوم نبود كه سرنوشتش چه مى شد. باور مى كنيد اين زن و اين بچه هاى يتيم را همانى به من نشان داد كه بايد با دست هاى سرخ از شستن لباس ها و تنى خسته افطار كند و با اين وجود اين زن و بچه هايش را محتاج تر از خود مى داند. باور مى كنيد او گفت: اگر مى توانيد و اگر كسى هست كه دست نيازمندى را بگيرد، بهتر است به كمك اين زن كه نه توان كار كردن دارد و نه كسى به او كار مى دهد بيايد و مى دانم باورش سخت است كه بدانيم كسى كه به او تخم مرغ قرض داده است تا افطار بچه هاى يتيمش لنگ نماند همين زن است كه هنوز به گفته خودش قوت بازو دارد و به لطف خدا اميدوارتر است. بگذاريد شما را يك افطار ميهمان سفره خالى او و غصه هايش كنم، شايد اين تنها كارى باشد كه بتوان براى او كرد. شايد اين كار تلنگرى باشد براى من، براى شما و براى آنهايى كه گرفتارند؛ گرفتار دنيا. مادرى كه مرگ را آرزو مى كند فاطمه سال هاست كه سرپرست خانوار است و سال هاست در خانه ها، در مزارع در زير آفتاب كارگرى كرده است تا خرج بچه هايش را بدهد. آن هم يك پسر و سه دختر را. در ميان اشك و آه مى گويد: از سر ندارى و بيچارگى دختر نازنينم را در حالى كه هنوز 14 سالگى اش به پايان نرسيده بود، از سر كلاس درس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد واگر مى خواهد سرش هوو بياورد، حداقل بچه ام گرسنه سر بر زمين نمى گذارد اما حالا من مانده ام و دو دختر و يك پسر كه براى خرج آنها هم لنگ مانده ام با چشمان غم دارش نگاهم مى كند و مى گويد: يك فرد خير كه نمى دانم خدا از كجا و چه طور او را به كمكم فرستاده است ماهى 40 گاهى هم 50 هزار تومان به ما مى دهد اما خودتان مى دانيد كه با اين پول چه طور مى توان خرج چهار نفر را داد. مكثى مى كند و بعد اضافه مى كند: خانم جان سرتان را به درد آوردم اما تازگى قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز پسرم درسش خيلى خوب است امسال هم دانشگاه قبول شده و پايش را توى يك كفش كرده است كه برود دانشگاه. هر چه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود كه نمى رود. مى گويد: نمى خواهد سرنوشتش مثل ما بشود. اما من چه كار مى توانم بكنم. دلم مى سوزد براى خرج و مخارج زندگى مانده ام آن وقت چه طور مى توانم خرج درسش را بدهم. دخترش صدايش مى زند، اما او آهسته مى گريد و مى گويد: باور مى كنيد كه خسته شده ام و آرزوى مرگ دارم. تا به اين سن رسيده ام هيچ وقت ناشكرى نكرده ام اما حالا ديگر نمى توانم اين وضعيت را تحمل كنم. خرج زندگى كمرم را شكسته است وهيچ راهى ندارم. اينها هم بچه اند اما من ديگر نمى توانم, بريده ام و ناله هايى كه در ميان هق هق گريه اش گم مى شود. مادرى را پيش روى خود مى بينم كه مثل هر مادرى حاضر است كه خار به چشم خودش برود اما بچه اش سختى نبيند او هم نمى خواهد بچه هايش گرسنه سر بر بالين بگذارند. اما مى بينيد كه اين اتفاق مى افتد. فرزندش مى خواهد درس بخواند و آينده را از گذشته اش جدا كند. اما مادر توان فراهم كردن خرج تحصيلش را ندارد و چون نمى تواند و در حد توانش نيست آرزوى مرگ دارد. من حتم مى دانم كسانى كه مادرند اين را به خوبى درك مى كنند كه ديدن گرسنگى بچه ها و روزه گرفتن بى سحرى شان چه طاقتى مى طلبد وخط كشيدن بر تنها خواسته فرزند چه صبرى مى خواهد و فاطمه حال به انتهاى اين صبر و طاقت رسيده است. فاطمه اسطوره استقامت است كه تا به اينجا صبورى كرده و از جان مايه گذاشته است تا به جايى نرسد كه اكنون رسيده است؛ آرزوهايى كه براى او دست نيافتنى شده است. ما و شما اما ذره اى از لحظات مشقت بار او را در مواجهه با طبيعى ترين نيازهاى فرزندان مان تجربه نكرده ايم. اما باور كنيد سخت است مادرى از فرط فقر و ندارى فرزندانش را براى سحر بيدار نكند چون توان چشم در چشم آنها انداختن را ندارد. توان اين را ندارد كه به آنها بگويد امشب هم مثل شب هاى ديگر سفره سحرمان خالى از نان است. فاطمه حال به انتهاى صبر و طاقت رسيده كه حاضر است ديگر نباشد تا غم فرزندان را نبيند. آرزوهاى برباد رفته يك مادر پير - سياره را هم در همان محله مى يابم. براى ساعتى ميهمانش مى شوم و پاى درد دلش مى نشينم. اما درد او درد ندارى و فقر و گرسنگى نيست، گرچه مى شود فقر را بر در و ديوار خانه اش و در اتاق هاى نمور آن به وضوح ديد. درد او درد ديگرى است كه سال ها با آن استخوان سوزانده و حال به انتها رسيده است. درد او اعتياد جوان 34 ساله اش است. اومى بيند كه اعتياد، خانه و كاشانه فرزندش را همراه تمام آرزوهايى كه براى او در سر مى پرورانده بر باد داده است، عروس جوانش رفتن و طلاق را بر ماندن ترجيح داده است. اكنون او عصاكش تمام اين غصه ها و دو نوه اى است كه هر روز به واسطه اعتياد پدر تحقير مى شوند. مى گويد: شوهرم كارگر است و با هر بدبختى خرج خانه را مى دهد اما ده سالى مى شود كه تنها پسرم كه برايش هزاران آرزو داشتم و فكر مى كردم سر پيرى عصاى دستم مى شود، معتاد و وبال گردنم شده است. اشك هايش را از چهره برمى گيرد و مى گويد: تازه 4 روز است از زندان آزاد شده است اما اين آزادى با عوض شدن نوع اعتيادش همراه بود. قبل از زندان معتاد به ترياك بود و حالا كريستال. هر دو روز كارش اين شده كه من و بچه ها را به باد كتك مى گيرد آنقدر ما را مى زند تا پول موادش را كه آن پيرمرد به بدبختى و كارگرى درمى آورد بگيرد و مى رود تا روز بعد... باور مى كنيد كه نمى دانم چه كنم. رفته ام بهزيستى و نامه گرفته ام اما براى خواباندن و ترك اعتياد پول مى خواهد كه ندارم. اى كاش يكى پيدا شود پول تركش را بدهد يا اين بچه هاى بى گناه را به فرزندى قبول كند تا اين ها كه از اول زندگى جز كتك و تحقير نديده اند روى خوش زندگى را ببينند. باور مى كنيد از پدرشان فرارى هستند وقتى اورا مى بينند خود را پنهان مى كنند كه از كتك هايش در امان باشند
من هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگرانى نگاهم مى كردند، گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم
۱۳۸۵ مهر ۲۰, پنجشنبه
حراج كليه در ايران !!0
اين . هزار و بيست و سومين . يادداشت من در اينجاست
*يکی از مسئولين به سهيلا گفت با قيافه ای که تو داری ميتوانی خيلی پول به دست بياوری
تلويزيون سوئد، (دوشب قبل) , فيلم مستندی از فروش کليه در ايران به نمايش گذاشت. فيلم جريان فروش کليه توسط دو جوان به نام های سهيلا و مهرداد رااز آغاز تا هنگام عمل بطور مستند به نمايش ميگذارد.
هيچيک از آندو به طيب خاطر کليه خود را به فروش نمی رسانند، بلکه به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی ، به فروش ارگان بدن خود متوسل شده اند. آن ها ناچاري خود را در فيلم بيان کرده و حتی اشک ميريزند. سهيلا بايد دو خواهر کوچک خود را تامين کند و به پول برای تامين مسکن و پرداخت قروض خود نياز دارد. مهرداد بيکار است و او نيز برای پرداخت قروض و همچنين تامين هزينه سقط جنين غيرقانونی همسر خود نيازمند است
سهيلا ميگويد تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته و از او توقعات جنسی داشته اند و حتی يکی از مسئولين به او ميگويد با قيافه ای که تو داری ميتوانی پول زيادی به دست بياوری...0
آ نچه در فيلم تکان دهنده است، ,عادی, بودن تبديل پيکر انسان به کالا برای همه طرف های ماجراست. آن ها با هم چانه ميزنند و ,کليه, مورد بحث فقط کالايی است مثل کالاهای ديگر، و عمل اهدا و گرفتن کليه، مبادله ای است مثل هر مبادله ديگر. عليرغم اين، مهرداد و سهيلا و گيرندگان کليه های آن ها تلاش ميکنند رابطه انسانی خود را از زير فشار اين مبادله اجباری و بازاری رها کنند. در فيلم می بينيم که يک ميليون تومان از طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده پرداخت ميشود. تلويزيون سوئد می گويد ايران از نادر کشورهايی است که فروش ارگان های بدن در آن قانونی است و دولت هم به اينکار کمک ميکند. البته تلويزيون نيازی به آن نداشت که بگويد ايران دارای يکی از بزرگ ترين مخازن نفت و گاز جهان است. . اما گرفتار رژيمی شده که قادر به تامین نیاز های مبرم جامعه جوانش نیست و اکنون جوانان آن تلاش ميکنند تا با فروش ارگان و تن خود بقای زندگی خويش را تامين کنند. بنا بر گزارش تلويزيون سوئد در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد.موسسه تهيه کننده گزارش ميدهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود ميشود.
بسياری از فروشنگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی مصائب اجتماعی شده اند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليه ها توسط واسطه ها در خارج به بهايی چند برابر فروخته ميشود. بيهوده نيست که بنا برگزارش مزبوردر برخی از کشورهای جهان، از جمله آمريکا پيشنهاد شده است که خريد و فروش قانونی کليه امتحان شود. به هر حال ترديدی نيست که بخش اعظم کسانی که کليه خود را ميفروشند از کشورهايی مثل ايران می آيند که حاکمان آن ها نه پاسخگوی نيازهای مردم اند و نه پاسخگوی اعمال خود0
ــــــــــــــــــــــــــــــ۲ـــــــــــــــــــــــــــــــ
۵شنبه بیستم مهرماه۸۵
هزار اصفهاني كليه خود را فروختند!!0
مسئول پيگيري و هماهنگ كننده پيوند اعضاي استان اصفهان گفت: در شش ماه اول سال جاري هزار نفر انسان زنده در اصفهان به فروش كليه خود اقدام كردند كه علت اصلي اين معضل، مشكلات اقتصادي و مالي اين افراد است. جعفر اسفندياري در گفتوگو با فارس با بيان اينكه امروز اهداي كليه به مبادله پول تبديل شده افزود: وجود تقاضا براي خريد كليه در بيماران دياليزي و قيمت بالاي فروش كليه و نياز برخي افراد و خانوادههاي فقير با اين پول منجر به رونق فروش كليه شده است.
******************
سهم سرمایه ملی (کلیه فروش ها) بخاطر (رضای خدا!!) صرف مردم غیر ایرانی در بیرون از (میهن اسلامی!!) ميشود .... صرف تربيت افرادي كه بخود بمب مي بندند و در ميان مردم منفجر ميكنند. .. صرف بمب و موشك و كشتار زن و بچه هاي بي گناه .....و صرف .....؟!0
*يکی از مسئولين به سهيلا گفت با قيافه ای که تو داری ميتوانی خيلی پول به دست بياوری
تلويزيون سوئد، (دوشب قبل) , فيلم مستندی از فروش کليه در ايران به نمايش گذاشت. فيلم جريان فروش کليه توسط دو جوان به نام های سهيلا و مهرداد رااز آغاز تا هنگام عمل بطور مستند به نمايش ميگذارد.
هيچيک از آندو به طيب خاطر کليه خود را به فروش نمی رسانند، بلکه به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی ، به فروش ارگان بدن خود متوسل شده اند. آن ها ناچاري خود را در فيلم بيان کرده و حتی اشک ميريزند. سهيلا بايد دو خواهر کوچک خود را تامين کند و به پول برای تامين مسکن و پرداخت قروض خود نياز دارد. مهرداد بيکار است و او نيز برای پرداخت قروض و همچنين تامين هزينه سقط جنين غيرقانونی همسر خود نيازمند است
سهيلا ميگويد تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته و از او توقعات جنسی داشته اند و حتی يکی از مسئولين به او ميگويد با قيافه ای که تو داری ميتوانی پول زيادی به دست بياوری...0
آ نچه در فيلم تکان دهنده است، ,عادی, بودن تبديل پيکر انسان به کالا برای همه طرف های ماجراست. آن ها با هم چانه ميزنند و ,کليه, مورد بحث فقط کالايی است مثل کالاهای ديگر، و عمل اهدا و گرفتن کليه، مبادله ای است مثل هر مبادله ديگر. عليرغم اين، مهرداد و سهيلا و گيرندگان کليه های آن ها تلاش ميکنند رابطه انسانی خود را از زير فشار اين مبادله اجباری و بازاری رها کنند. در فيلم می بينيم که يک ميليون تومان از طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده پرداخت ميشود. تلويزيون سوئد می گويد ايران از نادر کشورهايی است که فروش ارگان های بدن در آن قانونی است و دولت هم به اينکار کمک ميکند. البته تلويزيون نيازی به آن نداشت که بگويد ايران دارای يکی از بزرگ ترين مخازن نفت و گاز جهان است. . اما گرفتار رژيمی شده که قادر به تامین نیاز های مبرم جامعه جوانش نیست و اکنون جوانان آن تلاش ميکنند تا با فروش ارگان و تن خود بقای زندگی خويش را تامين کنند. بنا بر گزارش تلويزيون سوئد در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد.موسسه تهيه کننده گزارش ميدهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود ميشود.
بسياری از فروشنگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی مصائب اجتماعی شده اند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليه ها توسط واسطه ها در خارج به بهايی چند برابر فروخته ميشود. بيهوده نيست که بنا برگزارش مزبوردر برخی از کشورهای جهان، از جمله آمريکا پيشنهاد شده است که خريد و فروش قانونی کليه امتحان شود. به هر حال ترديدی نيست که بخش اعظم کسانی که کليه خود را ميفروشند از کشورهايی مثل ايران می آيند که حاکمان آن ها نه پاسخگوی نيازهای مردم اند و نه پاسخگوی اعمال خود0
ــــــــــــــــــــــــــــــ۲ـــــــــــــــــــــــــــــــ
۵شنبه بیستم مهرماه۸۵
هزار اصفهاني كليه خود را فروختند!!0
مسئول پيگيري و هماهنگ كننده پيوند اعضاي استان اصفهان گفت: در شش ماه اول سال جاري هزار نفر انسان زنده در اصفهان به فروش كليه خود اقدام كردند كه علت اصلي اين معضل، مشكلات اقتصادي و مالي اين افراد است. جعفر اسفندياري در گفتوگو با فارس با بيان اينكه امروز اهداي كليه به مبادله پول تبديل شده افزود: وجود تقاضا براي خريد كليه در بيماران دياليزي و قيمت بالاي فروش كليه و نياز برخي افراد و خانوادههاي فقير با اين پول منجر به رونق فروش كليه شده است.
******************
سهم سرمایه ملی (کلیه فروش ها) بخاطر (رضای خدا!!) صرف مردم غیر ایرانی در بیرون از (میهن اسلامی!!) ميشود .... صرف تربيت افرادي كه بخود بمب مي بندند و در ميان مردم منفجر ميكنند. .. صرف بمب و موشك و كشتار زن و بچه هاي بي گناه .....و صرف .....؟!0
۱۳۸۵ مهر ۱۷, دوشنبه
كودكان ايران زمين . در سايه رژيم ولايت فقيه ؟!0
نام کودک درايران امروز,بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی به کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است0
شانزدهم مهر روز جهانی کودک است. کودکان؛ بشرطی که در پی آن باشيم تا آنان را آنطور که می خواهيم و نه آنطور که می بينيم, يعنی به شکل آرمانی توصيف کنيم, مترادف شادی, صداقت, لطافت و شگفتگی هستند. اما نام کودک در ايران امروز که يک استبداد سياه مذهبی بر آن حکومت می کند, بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی عليه کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است. کودکان طلاق, اعتياد, فقر و تهيدستی, مفاهيم رايج و شناخته شده جامعه امروز ما هستند. و اين بی علت نيست. نظام اقتصادی حاکم که با حکومتی قرون وسطايی پيوند خورده است, سيستم جامعی از تبعيض ساختاری ايجاد کرده است که مانند هر ساختار تبعيض گرا در آن بی پناه ترين بخش جامعه, يعنی کودکان بيشتر از همه سرکوب می شوند و کمتر از همه از حمايت اجتماعی در برابر انواع تبعيض برخوردار می گردند. بار همه مصائب و آسيب های اجتماعی بر سر آنان آوار می شود, بدون اين که خود نقشی در آن داشته باشند
. بيکاری و اعتياد پدر, تن فروشی مادر, پراولاد بودن خانواده, و فقر کودکان را قربانی خشونت خانگی می کند و چون مطابق قوانين شرعی و عرفی اسلامی و فرهنگ حاکم کودک ملک خصوصی والدين به شمار می آيد که به آنها اجازه هر نوعی رفتاری را می دهد, بخش مهمی از کودک آزاری ها پنهان می ماند
همين قوانين اسلامی ازدواج دختران 9 ساله را به عنوان بالغ مجاز می شمرد و در جامعه ای که فرهنگ پيشگيری از تولدهای ناخواسته در آن جا نيافتاده است, زمينه ای برای خريد و فروش کودکان در خانواده های فقير و پراولاد, فرار کودکان از خشونت خانگی و قرار گرفتن در معرض خشونت اجتماعی ايجاد می کند و بازاری نيز در حوزه صادرات جنسی برای باندهای قاچاق فراهم می سازد. کودکان در اثر فقر و تهيدستی خانواده ها, طعمه باندهای تبهکار می شوند؛ به بزه کاری رو می آورند, دستگير و اعدام می شوند, در چهارراه ها و خيابان ها و ميادين شهرهای بزرگ به تکدی گری و مشاغل کاذب ديگر ناگزير می گردند, يا به طرزی ظالمانه و غير انسانی در مزارع, کوره پزخانه ها و کارگاههای تاريک قالی باقی استثمار می شوند0
http://www.roshangari.net/
شانزدهم مهر روز جهانی کودک است. کودکان؛ بشرطی که در پی آن باشيم تا آنان را آنطور که می خواهيم و نه آنطور که می بينيم, يعنی به شکل آرمانی توصيف کنيم, مترادف شادی, صداقت, لطافت و شگفتگی هستند. اما نام کودک در ايران امروز که يک استبداد سياه مذهبی بر آن حکومت می کند, بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی عليه کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است. کودکان طلاق, اعتياد, فقر و تهيدستی, مفاهيم رايج و شناخته شده جامعه امروز ما هستند. و اين بی علت نيست. نظام اقتصادی حاکم که با حکومتی قرون وسطايی پيوند خورده است, سيستم جامعی از تبعيض ساختاری ايجاد کرده است که مانند هر ساختار تبعيض گرا در آن بی پناه ترين بخش جامعه, يعنی کودکان بيشتر از همه سرکوب می شوند و کمتر از همه از حمايت اجتماعی در برابر انواع تبعيض برخوردار می گردند. بار همه مصائب و آسيب های اجتماعی بر سر آنان آوار می شود, بدون اين که خود نقشی در آن داشته باشند
. بيکاری و اعتياد پدر, تن فروشی مادر, پراولاد بودن خانواده, و فقر کودکان را قربانی خشونت خانگی می کند و چون مطابق قوانين شرعی و عرفی اسلامی و فرهنگ حاکم کودک ملک خصوصی والدين به شمار می آيد که به آنها اجازه هر نوعی رفتاری را می دهد, بخش مهمی از کودک آزاری ها پنهان می ماند
همين قوانين اسلامی ازدواج دختران 9 ساله را به عنوان بالغ مجاز می شمرد و در جامعه ای که فرهنگ پيشگيری از تولدهای ناخواسته در آن جا نيافتاده است, زمينه ای برای خريد و فروش کودکان در خانواده های فقير و پراولاد, فرار کودکان از خشونت خانگی و قرار گرفتن در معرض خشونت اجتماعی ايجاد می کند و بازاری نيز در حوزه صادرات جنسی برای باندهای قاچاق فراهم می سازد. کودکان در اثر فقر و تهيدستی خانواده ها, طعمه باندهای تبهکار می شوند؛ به بزه کاری رو می آورند, دستگير و اعدام می شوند, در چهارراه ها و خيابان ها و ميادين شهرهای بزرگ به تکدی گری و مشاغل کاذب ديگر ناگزير می گردند, يا به طرزی ظالمانه و غير انسانی در مزارع, کوره پزخانه ها و کارگاههای تاريک قالی باقی استثمار می شوند0
http://www.roshangari.net/
۱۳۸۵ مهر ۱۴, جمعه
سالي 600 هزار ايراني از 130 زندان عبور ميكنند !!0
رئيس سازمان زندانها در گفتوگو با خبرگزاری ايسنا:0
ايران جزو 10 كشور اول جهان در داشتن بيشترين جمعيت كيفری است. حدود 50 هزار نفر در ماه وارد زندانهای ايران ميشوند. از اين تعداد بيش از 35 هزار نفر به خاطر عجز از سپردن قرار وثيقه و معرفی كفيل به زندان ميآيند
زندان يك واقعيت در كشور است و اگر درزندان70 نفره،پانصد نفر نگهداری شوند، دودش به چشم جامعه ميرود..0
ما حدود 130 زندان داريم كه واقعا مخروبه است و شرايطش مطلوب نيست . هماكنون برای بيش از400 عنوان مجرمانه در قوانين، مجازات حبس پيشبينی شده است. بيش از80 درصد زندانيان موادمخدر به دليل عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان به سر ميبرند. حدود 50 درصد از زندانيان ما مواد مخدری هستند و از اين پنجاه درصد بيش از 80 درصد محكومان به جزای نقدی هستند!.0
چگونه ميشود به ما بگويند شما يك زندان داشته باشيد كه ظرفيت اسمياش 70 نفر است اما 500 نفر را نگهداری كنيد. در چنين شرايطی سخن گفتن از اصلاح و تربيت بيجاست
امروز ثابت شده راهكار برخورد با اعتياد، به زندان انداختن معتاد نيست. اينكه معتاد را به زندان بفرستيم، شلاق بزنيم، كارساز نيست. تجربه 27 سال گذشته نشان داد كه به اين شكل قضيه حل نميشود. اگر معتادان جرايم مالی و غيرعمدی را استثنا كنيم عناوينی مثل چاقوكشی، سرقت مسلحانه، اخلال در نظم عمومی، اقدام عليه امنيت داخلی و خارجی (!) باقی ميماند كه در مجموع 10 درصد زندانيان را تشكيل ميدهند يعنی اگر به طور ميانگين صد و سي هزار زندانی داشته باشيم قطعا با حذف آن موارد به كمتر از 13 هزار نفر ميرسد.
وقتی در سال . 600 هزار نفر وارد زندانهای ايران ميشوند يعنی كيان 600 هزار خانواده مورد تهديد واقع ميشود. اگر واحد خانواده 5 نفر باشد يعنی 3 ميليون نفر و.... كسی درك ميكند زندان افتادن سرپرست خانواده يعنی چه كه اين اتفاق در مورد خود او افتاده باشد0
**********************
جامعه ايران و ايراني به بهانه (انقلاب اسلامي!) دستخوش شديد ترين آسيب هاي ناشي از عدم وجود قوانين و رعايت ضوابط اصولي و قواعد شناخته شده امروز شده است ..... و بهمين جهت رفتار خلاف - فقر و فساد در جاي جاي كشور بيداد ميكند0
ايران جزو 10 كشور اول جهان در داشتن بيشترين جمعيت كيفری است. حدود 50 هزار نفر در ماه وارد زندانهای ايران ميشوند. از اين تعداد بيش از 35 هزار نفر به خاطر عجز از سپردن قرار وثيقه و معرفی كفيل به زندان ميآيند
زندان يك واقعيت در كشور است و اگر درزندان70 نفره،پانصد نفر نگهداری شوند، دودش به چشم جامعه ميرود..0
ما حدود 130 زندان داريم كه واقعا مخروبه است و شرايطش مطلوب نيست . هماكنون برای بيش از400 عنوان مجرمانه در قوانين، مجازات حبس پيشبينی شده است. بيش از80 درصد زندانيان موادمخدر به دليل عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان به سر ميبرند. حدود 50 درصد از زندانيان ما مواد مخدری هستند و از اين پنجاه درصد بيش از 80 درصد محكومان به جزای نقدی هستند!.0
چگونه ميشود به ما بگويند شما يك زندان داشته باشيد كه ظرفيت اسمياش 70 نفر است اما 500 نفر را نگهداری كنيد. در چنين شرايطی سخن گفتن از اصلاح و تربيت بيجاست
امروز ثابت شده راهكار برخورد با اعتياد، به زندان انداختن معتاد نيست. اينكه معتاد را به زندان بفرستيم، شلاق بزنيم، كارساز نيست. تجربه 27 سال گذشته نشان داد كه به اين شكل قضيه حل نميشود. اگر معتادان جرايم مالی و غيرعمدی را استثنا كنيم عناوينی مثل چاقوكشی، سرقت مسلحانه، اخلال در نظم عمومی، اقدام عليه امنيت داخلی و خارجی (!) باقی ميماند كه در مجموع 10 درصد زندانيان را تشكيل ميدهند يعنی اگر به طور ميانگين صد و سي هزار زندانی داشته باشيم قطعا با حذف آن موارد به كمتر از 13 هزار نفر ميرسد.
وقتی در سال . 600 هزار نفر وارد زندانهای ايران ميشوند يعنی كيان 600 هزار خانواده مورد تهديد واقع ميشود. اگر واحد خانواده 5 نفر باشد يعنی 3 ميليون نفر و.... كسی درك ميكند زندان افتادن سرپرست خانواده يعنی چه كه اين اتفاق در مورد خود او افتاده باشد0
**********************
جامعه ايران و ايراني به بهانه (انقلاب اسلامي!) دستخوش شديد ترين آسيب هاي ناشي از عدم وجود قوانين و رعايت ضوابط اصولي و قواعد شناخته شده امروز شده است ..... و بهمين جهت رفتار خلاف - فقر و فساد در جاي جاي كشور بيداد ميكند0
۱۳۸۵ مهر ۱۳, پنجشنبه
سوء استفاده از عوام ؟!0
فيدل کاسترو، قهرمانی که مرگش سالها پيش از رفتن به بيمارستان فرارسيده بود، هنوز زنده است و سايه سنگين و آزاردهنده اش مانع زندگی ملت کوباست. زندگی در کوبا با فاصله جغرافيايی اندکی با مکزيک و ايالات متحده، يک زندگی عقب مانده و بی فرهنگ است. فحشاء و فقر و فلاکت قانون اول اين کشور است و شاهد آن هزاران کوبايی که هر ساله از اين کشور می گريزند تا در جهان آزاد سرنوشت خويش را رنگين تر کنند. چيزی به نام آزادی بيان و آزادی سياسی سالهاست در کوبا مرده است و اسطوره مردم کسی است که با وراجی های هفت هشت ساعته اش به جای همه مردم کوبا حرف می زند. براساس آمارهای سازمان های بين المللی چيزی به اسم رشد اقتصادی و آزادی سياسی و آزادی بيان سالهاست که در کوبا مرده است0
هوگو چاوز، يک نظامی پوپوليست شارلاتان و ماجراجوست. وی بر امواج عوامزدگی طبقات فرودست جامعه سوار است و در سنت ليبرال دموکرات ونزوئلا، يک نظامی قدرت طلب است که برای حفظ موقعيت بين المللی اش در کنار هر ديکتاتوری که عليه آمريکا بجنگد می ايستد. وی در شرايطی که تمام جهان می دانست صدام حسين جنايتکار جنگی است، در کنار وی ايستاد تا بتواند بر امواج ضد جنگ- ضد آمريکايی چپ های ورشکسته آن روزها سوار شود. چاوز در کنار صدام ايستاد تا لشگر شکست خورده پير چپ هايی که هنوز نفس می کشند را متحد کند. چاوز نه مانند چه گوارا و فيدل کاسترو برآمده از انقلاب است و نه مانند واسلاو هاول و ماندلا از گروه فرهيختگان و خردمندان به شمار می آيد. اخلاقش در منش اجتماعی بيشتر شبيه مارادوناست، موجودی نيازمند توجه ديگران و شديدا خودخواه و افتخارش اينکه مانند بسياری از افسران دنيای سرهنگ های آمريکای لاتين هيچ شبی را مانند شب قبل خوشگذرانی نمی کند. او مردی با نشاط است. هوگو چاوز با کودتا سرکار آمد. پس از کودتا به زندان رفت و سپس در يک انتخابات با تبليغات پوپوليستی در شرايطی که بيش از شصت درصد مردم در انتخابات شرکت نکرده بودند، برنده انتخابات شد0
محمود احمدی نژاد، مرد باغبانی که امروز مثل چنسی گاردنر رمان «حضور» يرژی کازينسکی عوضی گرفته شده است، از بازی چپ ها خوشش آمده است. وی که در دوران جوانی معتقد بود انقلاب ايران بايد به جای مبارزه با آمريکا با کمونيزم بجنگد، حالا در جلو لبخند و در عقب کيف ختنه و مسلمان کردن رهبران چپ را به همراه دارد. محمود احمدی نژاد، نشسته بر کشتی تايتانيک ميلياردی که با پول نفت حرکت می کند، چنان غرق در ثروت بحران آورده نفت است که می تواند برای ۶۵ محافظش عينک دودی ۲۰۰ دلاری بخرد و هفتاد درصد هيات دولتش را با اعضای خانواده دائما به حج بفرستد. او نيز مانند چاوز برخاسته از انتخاباتی(حتما) مشکوک است، انتخاباتی که راديکال های عقب مانده تحريمش کردند، تا نظاميان ماجراجو در آن پيروز شوند. احمدی نژاد، امروز ميلياردها پول نفت را به کمک گرفته است تا نکبت چپ سياسی- و نه سوسياليسم و سوسيال دموکراسی- را در دنيا زنده کند تا به کمک آن سوار بر بمب های اتمی آقای دکتر استرنج لاو به سوی زمين پرواز کند و فرياد شادمانی نابودی دشمن سردهد و به اين اميد باشد که تا قبل از اصابتش بر زمين، امام زمان ظهور کند و وی را نجات دهد!!0
از نظر من داستان زندگی آنها توسط يک رمان نويس نوشته شده، فقط در اين ميان مکان واقعه و سن شخصيت ها کمی متفاوت است. از نظر من نشانه های مشترک اين سه نفر چنين است:0
ضديت با تمدن و فرهنگ دنيای جديد- پوپوليزم و سوء استفاده از عوام در مقابل خردمندان- برآمدن از کودتا و نظامی گری و انتخابات غير دموکراتيک- مخالفت با حقوق بشر و دموکراسی- ماجراجويی در صحنه بين المللی- گرايش به سوسياليزم غير دموکراتيک- ضديت با آمريکا و جنون آمريکا ستيزي....0
برگرفته از نوشته اول مهرابراهيم نبوي
۱۳۸۵ مهر ۱۲, چهارشنبه
پرونده " زمين خواري " به ارزش 680 ميليارد تومان !!0
در خلافت هاي خيلي (شرعي!) كه خودشان را (ناب) هم ميخوانند. معمولا شتربا بارش گم ميشود....0
سرپرست دادسراى حفظ حقوق بيتالمال اراضى ملى(!) ومنابع طبيعى ازتشکيل بزرگترين پرونده زمينخوارى درسال 85 به ارزش 680 ميليارد تومان دراين دادسرا خبرداد0
به گزارش فارس، احمد قاسمى درخصوص اين پرونده که بزرگترين پرونده زمين خوارى درسال 85 است گفت: قطعه زمينى به مساحت 17 ميليون مترمربع درنقطه مناسبى درمحدوده شهرجديد پرديس(تهران) به ارزش680 ميليارد تومان توسط 8 نفر(!)مورد تصرف واقع شده بود که پس ازتصرف به 3 متراژجداگانه درحال واگذارى بود که با شکايت(!) مجموعه شهرجديد پرديس اين پرونده در دادسراى ويژه حفظ حقوق بيتالمال تشکيل شده است. وى ادامه داد: اين پرونده 8 (!)متهم دارد که براى بعضى ازمتهمان قراروثيقه صادرشد که اين افراد به دليل عدم توديع وثيقه دربازداشت هستند و1 نفرهم با قراربازداشت موقت درزندان بسرمىبرد0
قاسمى گفت: قسمتى ازاين زمين درمنطقه حفاظت شده محيط زيست واقع شده وکاربرى قسمت ديگرى ازآن نيزفضاى سبزاست که شهردارى درسال 80 اين اراضى را دراختياروزارت مسکن وشهرسازى قرارداد.!!۰
روزنامه رسالت - تهران . ۱۲مهرماه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گر حکم شود که " مست " گیرند
در شهر ، هر آنچه هست، گیرند
سرپرست دادسراى حفظ حقوق بيتالمال اراضى ملى(!) ومنابع طبيعى ازتشکيل بزرگترين پرونده زمينخوارى درسال 85 به ارزش 680 ميليارد تومان دراين دادسرا خبرداد0
به گزارش فارس، احمد قاسمى درخصوص اين پرونده که بزرگترين پرونده زمين خوارى درسال 85 است گفت: قطعه زمينى به مساحت 17 ميليون مترمربع درنقطه مناسبى درمحدوده شهرجديد پرديس(تهران) به ارزش680 ميليارد تومان توسط 8 نفر(!)مورد تصرف واقع شده بود که پس ازتصرف به 3 متراژجداگانه درحال واگذارى بود که با شکايت(!) مجموعه شهرجديد پرديس اين پرونده در دادسراى ويژه حفظ حقوق بيتالمال تشکيل شده است. وى ادامه داد: اين پرونده 8 (!)متهم دارد که براى بعضى ازمتهمان قراروثيقه صادرشد که اين افراد به دليل عدم توديع وثيقه دربازداشت هستند و1 نفرهم با قراربازداشت موقت درزندان بسرمىبرد0
قاسمى گفت: قسمتى ازاين زمين درمنطقه حفاظت شده محيط زيست واقع شده وکاربرى قسمت ديگرى ازآن نيزفضاى سبزاست که شهردارى درسال 80 اين اراضى را دراختياروزارت مسکن وشهرسازى قرارداد.!!۰
روزنامه رسالت - تهران . ۱۲مهرماه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گر حکم شود که " مست " گیرند
در شهر ، هر آنچه هست، گیرند