۱۳۸۵ آذر ۷, سه‌شنبه

آپارتمان هاي متري 6 ميليون توماني و مديران سياسي نظام (؟!)0

*رييس و نایب رييس مجلس فعلی, فرمانده سابق سپاه, مشاور (والي فقيه!) در امور سياست خارجی و رئيس سابق شورای اصولگرايان چه رابطه ای با آپارتمان های متری شش ميليون تومانی شمال تهران دارنــــــــد ؟0

اين گزارش به آپارتمان های فرمانيه و نياوران, اقدسيه و زعفرانيه اشاره کرده است, اما ننوشته است که سازندگان اين آپارتمان ها چه نهادهايی هستند؟ و آيا مثلا کميته امداد خمينی در ساختن بخشی از آنها چه نقشی داشته است؟
گزارش به شکاف طبقاتی در زمينه مسکن اشاره می کند, اما پنهان می کند که باعث و بانی اين وضع کيست به جز رژيم جمهوری اسلامي؟
گزارش به سر وقت صاحبان قصرهای رويائی نمی رود و به وابستگی های آنها به حکومت کار ندارد. در گزارش آمده است: "كسانى ..حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند." ولی شرح نمی دهد که آيا اين کسان در شرايطی که قدرت و ثروت در انحصار طبقه حکومتی قرار گرفته است و بدون وابستگی به دستگاه فساد دولتی نمی توان سری در ميان سرها درآورد و يکشبه ره صد ساله رفت, از کجا آورده اند که متری 6 ميليون تومان بابت يک آپارتمان می دهند؟0
گزارش به طور کلی از ساکنان اين آپارتمان ها تحت عنوان "افراد پولدار، بازاري، كارخانه‌دار، مديران سياسى و حتى كارمندان" نام می برد, در حالی که حداقل می دانيم که نایب رييس مجلس فعلی در فرمانيه زندگی می کند و از سهام داران شهرك هاى جديد پرند و هشتگرد است, محل استراحت سردار(!) سابق " دبیر مصلحت نظام!!" در قصر فيروزه حدود 2 ميليارد تومان برآورد شده است, حداد عادل رييس مجلس فعلی صاحب قصری پنج ميلياردی در شميرانات است, ناطق نوری نيز در خانه ای که حداقل ده ميليارد برآورد شده در زعفرانيه زندگی می کند و علی اکبر ولايتی مشاور خامنه ای در زمينه سياست خارجی صاحب کاخ در سعدآباد است.0
گزارش اگر به جای اشاره گذرا به "مديران سياسی" اسامی برخی از اين مديران را ذکر می کرد, معلوم می شد که در واقع آنها که از محل غارت دلارهای نفتی و ثروت ملی مردم ايران کاخ ها برافراشته اند و همزمان دم از مردمی بودن و "اصولگرايی" می زنند, مسوولان و دانه درشت های همين رژيم هستند*
گزارش خبرگزاری فارس: اينجا آپارتمان، مترى 6 ميليون تومان است !! اينجا تهران است، فرمانيه و دزاشيب ، نياوران ، اقدسيه و زعفرانيه، تا به حال سرى به بنگاههاى مسكن اين مناطق زده‌ايد؟ از قيمت مسكن در اين مناطق پرسيده‌ايد؟ اگر نرفته‌ايد براى تفريح هم كه شده سرى بزنيد حتماً متعجب خواهيد شد. فقط مواظب باشيد نااميد نشويد. باورتان مي‌شود كه در همين شهر تهران، شهرى كه برخى براى گرفتن يك سرپناه كوچك به هر درى كه مي‌زنند پول پيش و اجاره پيدا نمي‌كنند، هستند كسانى كه حاضرند براى يك آپارتمان 3 ميليارد تومان پرداخت كنند؟ بله 3 ميليارد تومان.!0
اما چه باور كنيد و چه باور نكنيد چنين آپارتمانها و چنين مشتريانى وجود دارد.آپارتمانهايى كه به قول ظريفى انسان در آن جوان مى شود.آپارتمانهايى كه ديگردر آن استخر و سونا و جكوزى دمده شده ، در وصف آنها بايد از كارواش و پشت بامهاى به شكل بوستان طراحى شده سخن گفت.بله در همين تهران در كنار خانوارهايى كه به نان شبشان محتاج اند و خريد يك واحد 40_50مترى در پايين ترين نقطه شهر و حتى فرسنگها دور از شهر را هم در مخيله و خواب هاى خود نمى بينند هستند كسانى كه حاضرند ميلياردها تومان براى خريد يك واحد آپارتمانى پرداخت كنند.0
*اينجا آپارتمان مترى 6 ميليون تومان است0
به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، داوود خدابنده دارنده يك بنگاه املاك در ميرداماد در مورد آپارتمانهاى گران قيمت به خبرنگار فارس، گفت:آپارتمانهاى شيك به قيمت بالاتر از 5/2 ميليون تومان در هر متر مربع فروخته مي‌شوند كه در آن هر امكاناتى مانند پاركينگ، انباري، استخر، سونا و جكوزى وجود دارد. وى علت قيمت بالاى اين آپارتمانها را به كار بردن مصالح خوب، نماى شيك ساختمان، استفاده از شيرآلات، دستگيره در و شيشه‌هاى خارجى دانست و گفت: فقط آشپزخانه اين آپارتمانها بيش از 50 ميليون تومان مي‌ارزد كه با اين پول مي‌توان يك آپارتمان معمولى براى يك خانواده متوسط تهيه كرد. *‌آپارتمانهاى شيك بزرگ هستند خدابنده بنگاهدار گفت: آپارتمانهاى شيك معمولا دست كم 150 متر مربع و بيشتر وسعت دارند، تعداد اتاق خوابهاى آنها هم 2، 3 و 4 اتاق است. وى گفت: سازندگان اين آپارتمانها، معماران به نام و مهندسان مشهور هستند، ولى خريداران آن افراد پولدار، بازاري، كارخانه‌دار، مديران سياسى و حتى كارمندان مي‌باشند. آپارتمانهايى كه در آن سنگهاى بسيار شيك 60 در 60 سانتي‌متر با ماركهاى مختلف خارجي، كليد و پريزهاى خارجي، سنگ گرانيتى بسيار شيك براى نماى ساختمان به كار رفته است.0
*رهن آپارتمانهاى اينجا100ميليون تومان است0
خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا آپارتمانهاى لوكس فقط به فروش مي‌رسد يا رهن هم داده مي‌شود، گفت: رهن اين آپارتمانهاى 4- 3 خوابه 100 ميليون تومان است. وى گفت:مالكان آپارتمانهاى شيك حتى مشاوران ويژه در بنگاه املاك دارند، اين مشاوران مشتريان را چندين بار براى بازديد از ساختمان مي‌برند تا اگر مورد پسند بود، بخرند. خدابنده در پاسخ به اين پرسش كه آيا ما را براى ديدن آپارتمانهاى لوكس راهنمايى مي‌كنيد، گفت: ما قدم برداريم بايد كنتور درآمد بيندازد، بيهوده كسى را براى ديدن آپارتمان نمي‌بريم.!0
*دوگانگى ويژگى كشورهاى در حال توسعه در حالى كه در همين پايتخت بسيارى از خانواده ها هرسال براى پيدا كردن يك دستگاه آپارتمان كوچك و جابجايى محل سكونت يكى دو ماه در اضطراب تهيه مكان و پول پيش وديعه) بيشتر باشند، عده اى هم در خريدن آپارتمانهاى گرانقيمت با هم مسابقه مى گذارند.0
شبها كه از خيابانهاي پايتخت مى گذري، افراد فراوانى مى بينى كه در زباله هاى شهر به ويژه زباله هاى رستورانها و اداره ها در جست و جوى يك لقمه پس مانده غذا هستند كه شكم خود را سير كنند، برخى از ساكنان برجهاى عاج در بزمهاى شبانه و پارتى هاى خود ميليون ميليون هزينه مى كنند. 0
*آپارتمان 8/1 ميليارد تومانى در طبقه 54
گزارش خبرنگار فارس از مسئول فروش برج بين‌الملل حاكى است، برج 54 طبقه بين‌الملل تهران در تقاطع بزرگراههاى كردستان و حكيم از طبقه نخست با پايه قيمت مترى 2 ميليون و 370 هزار تومان شروع مي‌شود و به ازاى هر طبقه كه اضافه مي‌شود، بين 40 تا 60 هزار تومان به قيمت هر متر مربع اضافه مي‌شود. بنابراين گزارش، كوچكترين آپارتمان برج ياد شده 160 متر مربع و آپارتمانهاى بالاتر با متراژ‌هاى بالاى 200 تا سيصد متر مي‌باشند. بنابراين گزارش، قيمت هر متر مربع آپارتمان در طبقه 54 برج بلندمرتبه ايران با احتساب قيمت پايه 73/2 ميليون تومان و افزايش 40 تا 60 هزار تومان به ازاى هر طبقه در نهايت مترى 5 ميليون و 970 هزار تومان يعنى نزديك به 6 ميليون تومان خواهد بود.!0
براساس اين گزارش، خريد يك آپارتمان 300 مترى بر فراز برج 54 طبقه حدود 8/1 ميليارد تومان هزينه در بردارد
اكبريان يك جوان بنگاهدار نيز به خبرنگار فارس گفت: آپارتمانهاى 2 و 3 خوابه معروف به (پن هاوس) با متراژ‌هاى 200 تا 300 مترى هستند كه به قيمت (هرمتر)3 تا 5/3 ميليون تومان به فروش مي‌رسند. وى گفت: در اين آپارتمانها همه گونه امكانات رفاهى مانند درهاى التكرونيك، كليد برق حساس كه خود به خود با حضور انسان روشن مي‌شوند، آشپزخانه با سرويس كامل، يخچال دو در سايد باى سايد (پهلو به پهلو)، گازهاى فر، سرخ كن، ماشين لباسشويى ، ماشين ظرفشويي، مايكروفر و هودهاى خارجى آشپزخانه هستند.0

شاگرد بنگاهى كه در خيابان نياوران مشغول كار است، در پاسخ به مشترى كه گفت: ببخشيد آقا آپارتمان با قيمت صد ميليون تومان سراغ داريد، گفت: ارزانترين آپارتمان اين منطقه 150 ميليون تومان است. اين جوان كه از ترس دعواى صاحبكارش حاضر نشد نام خود را بازگو كند و يا مصاحبه اى داشته باشد، با حسرت در پاسخ به اين پرسش خبرنگار فارس كه ويژگى آپارتمانهاى شيك چيست و نرخ خريد آنها چقدر است، گفت: اين آپارتمانها همه امكانات رفاهى را دارند و قيمت آنها بين مترى 3تا 5 ميليون تومان است. وى ادامه داد: چه فايده ما كه همه اش كار مى كنيم و آخر ماه 400 هزار تومان بيشتر نمى گيريم!، ولى افراد پولدار هرچه بخواهند با پول تهيه مى كنند، اين آپارتمانها را فقط پولدارها مى خرند

۱۳۸۵ آذر ۵, یکشنبه

دارند " زن ايراني " را چنين معرفي ميكنند


ره پویان از راهی که در این سالها ، پیش پایشان گذاشته اند، و......"حامیان مولا " با کارنامه ای که از خودشان نشان داده اند ، چقدر و تا کجا و تا کی به " تحقیر و تمسخر " ادامه خواهند داد ؟؟۰

۱۳۸۵ آذر ۱, چهارشنبه

كنفرانس علمي !!0





درتهران (چند روزقبل) كنفرانسي علمي(!) با حضور متخصصين سرطان تشكيل شده و گويا از چند كشور آسيائي نيز (اساتيدي!) دعوت داشته اند و سخنراني كرده اند......از جمله اين (شرکت کنندگان!) يكي هم مردك پر ريش و پشمي است كه با استفاده از فرصت (علمي!) كه بدست آورده سرگرم ورق بازي كامپيوتري است!!0
شخصي كه اين عكس را گرفته مي گويدچیزی که برايم خیلی جالب بود این بود که این دوستمون که میبینید آنقدر غرق در تفکر(!)بازي بود که اصلآ متوجه حضور من در هنگام عکاسی نشد0
******************
از نقطه (دید) حضرات ناب !، این نوع (آشفتگی های اداری) اصلا مهم نیستند و اهمیت ندارند !! - آنچه که باید همواره مراقب بود و توجه داشت (جدائی زنان از مردان) و رعایت حجاب اسلامی ( استفاده از روسری و مقنعه) است

۱۳۸۵ آبان ۲۷, شنبه

چراغي كه به خانه رواست ... به مسجد حرام است

بذل وبخشش هائي كه (ازكيسه مردم نيازمند)صرف ميشود

رجاء نيوز - تهران: گزارش میدهد، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفت: همه اموالي كه تاكنون براي اجاره منزل موقت و تهيه لوازم منزل به آسيب ديدگان لبناني در جنگ اخير اين كشور پرداخت شده،اموال شرعي(!!!) واز طرف (خلافت اسلامی ایران) بوده است0

وي اين موضوع را دوشنبه شب در ديدار غير منتظره اي با برخي خانواده هاي آسيب ديده از جنگ اخير اسراييل عليه لبنان در مركز خيريه «خديجه» در حومه جنوبي بيروت عنوان كرد


به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار دیگر به دولت حماس کمک کرده است0
محمود ظهار، وزیر امور خارجه دولت افراطی حماس امروز پس از دیدار با علی لاریجانی، دبیر شورایعالی جمهوری اسلامی در تهران اعلام کرد "جمهوری اسلامی 120 میلیون دلار به دولت حماس کمک کرده و قول داده است در آینده کمکهای بیشتری در اختیار ما قرار دهد."وی گفت "جمهوری اسلامی نقش مهمی در منطقه ایفا می کند و حمایت های مالی آن از اهمیت زیادی برای ما برخوردار است."محمود ظهار گفت "کشورهای عرب و مسلمان دیگر نیز باید همانند رژیم تهران از ما حمایت كنند!0

۱۳۸۵ آبان ۲۲, دوشنبه

پدر جان ! سياست چيست ؟!0




یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی0
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه
فردا صبح باباش ازش می پرسه
: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه!!0

این متن توسط دوستی به نام آرش برای من فرستاده شد، من بخش هایی از متن را دستکاری كردم0
ابراهيم خان نبوي . طنز پرداز

۱۳۸۵ آبان ۲۰, شنبه

دلالي ( كار چاق كني) درايران 8 برابر " صنعت " بازدهي دارد !!0

در ايران گزارش شده که ميزان بازدهی دلالی در اين کشور ۸ برابر بخش صنعت و ۱۱ برابر بخش کشاورزی است.!0
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، مسئول امور شهرستانهای خانه کارگر ضمن اعلام اين مطلب گفت: "در چنين وضعيتی بخش خدمات و دلالی گسترش و مرگ برای صنعت و توليد رخ خواهد داد."وی که اين مطلب را در طی سخنانی در مورد خصوصی سازی عنوان می کرد، افزود: "از يک سو دولت وظايف حاکميتی خود را فراموش کرده و در ديگر سو در خصوصی سازی به جای مديريت مالکيت را خصوصی کرده و آن را ترويج نموده ايم." خبرنگار اقتصادی در تهران در خصوص اين خبر به بی بی سی گفت:"اقتصاد ايران بويژه در بخش توليد با موانع متعددی روبروست که اعم اين مشکلات برمی گردد به بی ثباتی قوانين و مقررات و دخالت بی حد و حصر دولت در اقتصاد کشور و نداشتن امنيت اقتصادي.....0 .....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ایران اسلامی " تولید " یعنی " شعار" - آنچه که نیاز جامعه بهم ریخته و(نظر) حاکمان "عدالت پرور!!" هست از چار گوشه ی بی در ودروازه میهن توسط خودی و غیر خودی وارد میشود و بشکرانه " جاذبه های" انقلاب ، و " مدیران انقلابی!!" رسيدن به خود کفائی در امر تامین انرژی هسته ای " يعني خريد و مونتاژ" که حق مسلم ماست با سرعت بسیار " بالائی" ادامه دارد.....00

۱۳۸۵ آبان ۱۸, پنجشنبه

كيست آن كس كه در اين دايره سرگردان نيست ؟

داشتم نشريه پر بار " بيداري " را مرور ميكردم . رسيدم باين مطلب (كه ميخوانيد). خواندم و ديدم "بحث بسيار جالبي است . گفتم خوب است تا براي استفاده ديگر دوستان نيز آنرانقل كنم 0
نويسنده نوشته است
با خانم به مهماني دوستي رفته بوديم . چند لحظه اي گذشته بود كه آقا و خانم آمريكائي به ما نزديك شدند و پرسيدند اجازه ميدهيد كنارتان بنشينيم . گفتم بفرمائيد .....
پس از چند دقيقه خانم آمريكائي بعد از خوش وبشي مختصر پرسيد : بنظر آمريكائي نيستيد . گفتيم بله ! . پرسيد عرب هستيد ؟ گفتيم خير ما ايراني هستيم .0
پرسيدند حتما مسلمان هم هستيد ؟
هر دو (من و خانم همصدا پاسخ داديم - نه !) و اين نه را با چنان شدت و غلظتي گفتيم كه بيچاره خانم آمريكائي حسابي جا خورد - ناچارا به توضيح بر آمدم و گفتم كه : البته ما در خانواده اي مسلمان بدنيا آمده ايم . اما از زماني كه " مدعيان نوادگان امام زمان " در مملكت ما صاحب قدرت و مسند و رياست و پول و زور و چماق و زندان شده اند و هر روضه خوان و شمع فروشي وزير و وكيل و فقيه و امام و جانشين خدا شده است ما از مسلماني استعفا داده ايم !0
اين بار مرد آمريكائي پرسيد : حالا چه مذهبي داريد ؟!0 آيا مسيحي شده ايد ؟ و من آن گفته نغز " ابوالعلا معري شاعر نا بيناي عرب " را مو به مو برايش ترجمه كردم كه گفته است - مردم دنيا دو گروه هستند . آنها كه دين دارند و عقل ندارند ! و آنها كه عقل دارند و دين ندارند . و اضافه كردم البته ما - فكر ميكنيم از گروه دوم هستيم !!0
آقاي " رابرت " آمريكائي كه تا اين لحظه سكوت كرده بود گفت : اگر به دين مقدس مسيح مشرف بشويم همه گناهان ما آمرزيده شده و يك راست به بهشت خواهيم رفت !0
هنگامي كه سخنان آقاي رابرت به پايان رسيد . گفتم . ميدانيد يكي از مردان بزرگ ميهن من "ابوسعيد گناوه اي " از رهبران جنبش " قرامطه " چه تعريف و تعبيري از اديان دارد ؟
سري بالا انداخت و گفت نه نميدانم !0
برايش ترجمه كردم كه ابوسعيد گفته است
. سه كس زندگي مردمان جهان را تباه كردند . يكي آن شبان مشهور . يكي آن طبيب مصلوب . و يكي هم آن شتر بان معروف !0
وقتي حرفم به پايان رسيد آقاي رابرت كه از روي كارت اش متوجه شدم كشيش ميباشد . آدرس مرا خواست تا چند حلقه فيلم زندگي مسيح را برايم بفرستد كه شايد تغيير عقيده بدهم و اين بار دانسته به چاه ديگري سرنگون شويم !!0
بيچاره آقاي " رابرت " فكر ميكند با مسيحي كردن ما كه از مسلماني خود خيري نديده ايم . كوره راهمان را به بهشت . آسفالت خواهد كرد !0

۱۳۸۵ آبان ۱۶, سه‌شنبه

ترس همگاني در جامعه اسلامي !!0

مطلب كمي طولاني . اما خواندني است

مي‌ترسيم كه شغل خود را از دست بدهيم . مي‌ترسيم كه مال خود را از دست بدهيم. مي‌ترسيم كه عزيزان خود را از دست بدهيم. مي‌ترسيم كه سلامت خود را از دست بدهيم. مي‌ترسيم كه تصادف كنيم. مي‌ترسيم دير برسيم. مي‌ترسيم كه زود بميريم0

مي‌ترسيم كه هر لحظه در خيابان به هر علتي دستگير شويم. مي‌ترسيم كه هر لحظه ماموران به خانه‌ي ما بريزند. مي‌ترسيم كه در جمع با يكي دعوا كنيم يا وسط دعوايي گير بيفتيم و چاقو و گلوله بخوريم. مي‌ترسيم كه با يا بدون علت ناگهان از ماشيني عده‌اي پياده شوند و ما را به ناكجا ببرند. مي‌ترسيم كه در خيابان ماموران با باتوم‌ به ما حمله‌ور شوند.
جدا از فوبياها يا ترس‌هاي رواني بيمارگونه‌ي شخصي مانند ترس از تاريكي، ارتفاع، آب، آتش، خون، حيوانات و ديگر ترس‌ها، علت‌هاي اجتماعي بسياري نيز دارند. اين جنبه‌هاي اجتماعي در محيط‌ها و جوامع ناامن براي افراد بيشتر مي‌شود و چه بسا حادتر و شديدتر از فوبياهاي شخصي باشد.
بسياري از اينها ترس‌هاي اكتسابي است. يعني مساله‌اي فطري و رواني نيست و با فوبياهاي رواني و فطري هم تفاوت دارد چون مربوط به محيط و جامعه‌ي ماست و نه نهاد و روان ما. ترس‌ها هميشه وجود دارند اما برخي نظير اينها از ناامني جامعه ناشي مي‌شود. «ترس‌هاي جمعي» که درد مشترک همه‌ي ماست.
تقريباً بسياري زنان و دختران ما در محيط خارج از خانه مي‌ترسند و امنيت ندارند و مدام در معرض تهديد و آسيب و استرس هستند. خيابان‌هاي شهرها مملو از عوامل تهديدكننده و ترس‌آفرين است. به ترس از غريبه‌ها، مردان ناشناسي كه متلك مي‌گويند، ترس از سوار شدن تنها به ماشين افراد غريبه يا رفتن به محل‌هاي ناشناس، ترس از خشونت و دعوا و آسيب جسمي و فرهنگ پايين برخي از مردان در برخورد با زنان، ترس از تذكرات پليس‌ها و گشت‌هاي متعدد نيز اضافه شده است.
اين منحصر به زنان نيست و مردان سالم نيز مانند همان زنان سالم به نحوي اين ترس‌ها را دارند اگر چه در بحث آزارهاي اجتماعي با آن يكي نيست اما در هر دو جنس يك ديدگاه مشترك است: بيرون امن نيست.
بسياري از آزادي، تعبير و برداشت‌هاي فردي و گوناگون دارند و چهارچوب‌هاي بسياري براي آن در انديشه دارند و شعارهاي رنگارنگي در مورد مفهوم آزادي نيز همه‌ي ما شنيده‌ايم.به نظر مي‌رسد كه تعريف نزديك به واقعيت و «محلي» آزادي در جامعه‌ي امروز ايران، «احساس امنيت» باشد. ما مي‌ترسيم چون در جوامعي ناامن قرار داريم: ناامني سياسي، ناامني اجتماعي، ناامني شغلي و اقتصادي، ناامني رواني و تمام اينها هر گونه شعار آزادي را نفي مي‌كند و ناقض آن است. در چنين جامعه‌اي واقعاً آزادي جز در شعار سطحي و رقيق چه مفهومي مي‌تواند داشته باشد و كدامين جنبه‌ي عملي آن رعايت مي‌شود؟
مهم‌ترين عامل اين است كه آدم‌ها از دست و زبان يكديگر امنيت ندارند. مردم از دست حكومت‌ها امنيت ندارند، بعد در درجه‌اي پايين‌تر مي‌بينيم كه مردم از دست خودشان نيز امنيت ندارند. يعني فرهنگ انساني «آرامش براي همه» به مفهوم كامل آن وجود ندارد و در نتيجه بسياري از مردم بيشتر مشكلات خود را به حكومت‌ها نيز تعميم مي‌دهند. در محيط‌هاي پر از استرس و فشار اقتصادي نظير شهرهاي بزرگ، مردم گوشت همديگر را مي‌خورند و پوست همديگر را به انحاء مختلف مي‌كنند تا «گذران» زندگي كنند. هر فرد براي ديگري منبع بالقوه‌ي «استفاده» است استفاده مالي و معنوي. و اينجاست كه روابط انساني و همكاري و احساس امنيت در پناه يكديگر به ترس و گمان از يكديگر منجر مي‌شود.
با تغيير دولت‌ها، قوانين تغيير مي‌كنند. يكباره خادمين ديروز خائن شمرده مي‌شوند و بالعكس. اين امري است كه در ايران هميشه اتفاق مي‌افتد و تاريخچه‌ي زندگي افراد يك منطق و روال عادي و ثابتي ندارد.
نمونه و مصداق بارز آن همين دولت جديد است كه چهره‌ي ايران ظرف يك سال گذشته در مناسبات و عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي بسيار دگرگون شده است و قوانين جديدي كه تغيير آن نيز بسيار هزينه‌بر است، جايگزين قوانين قبلي شده است.
برخي مديران دولتي، به اصطلاح عاميانه در دو روزه‌ي سمت‌شان سعي مي‌كنند بيشتر جمع كنند و پشتوانه‌اي مالي و شغلي براي فرداي خود بسازند چون معلوم نيست فردا كه دولت‌ها عوض مي‌شوند آيا شغل و سمتي خواهند داشت يا نه؟ قوانين بر اساس سياست‌هاي روز و بيشتر منافع و ديدگاه‌هاي شخصي و فردي و گروهي به شدت تغيير مي‌كنند و اين واقعيت است، اگر چه مخالفيني هم داشته باشد: ما در ايران «قانون» به مفهوم مطلق و مورد احترام همگان و داراي پايداري نداريم. همه چيز پا در هوا و معلق است. همه چيز نسبي است نه قانوني. همه چيز مي‌تواند به اشاره يا سخن فرد يا افرادي و منافع يا ذائقه و سليقه‌اي فرد يا گروهي تغيير كند و اين بزرگ‌ترين و مهم‌ترين مشكل ايرانيان تا به حال بوده است.
تمام اينها موجب «ترس از آينده» يا ترس از دست دادن شغل مي‌شود كه آدم‌ها را ناگزير به چاپلوسي، تزوير و چشم‌پوشي از حق ديگران مي‌كشاند. ناامني شغلي تقريباً ميان تمام اقشار و اصناف وجود دارد و به مديران منحصر نمي شود. ناامني اقتصادي و ترس از دست دادن سرمايه نيز از مهم‌ترين عوامل ركود و روزمرگي ما ايرانيان در اين بخش است كه اكثر افراد در اين زمينه نقطه مشترك دارند.
شايد بسياري از ترس‌هاي جمعي ما به دليل اين است كه كه هميشه ملتي در معرض تهاجم بوده‌ايم. شايد آركي‌تايپي يا كهن‌الگوهايي در ذهن همه‌ي ما از حمله‌ي ‌اعراب و مغول و افغان و ترك و تاتار گرفته تا عثماني و پرتغال و روس و انگليس و عراق و آمريکا و ديگر حملات مختلف به ميراث مانده باشد. شايد «بيگانه‌هراسي» شديد بسياري از ما از همين مساله ناشي شود كه پدران ما در طول ده‌ها قرن گذشته مدام در معرض حمله و هجوم اقوام بيگانه بوده و با تغيير حاكميت‌هاي بيگانه مجبور به تطبيق خود با آنان مي‌شدند. شهرهاي داراي حصار با ديوارها و باروهاي محكم و قايم كردن هر چيز شخصي و باارزش در پس ديوارها و زيرزمين‌ها و تاريخي سراسر جنگ و هجوم چهره‌ي دائماً تدافعي ايرانيان را نشان مي‌دهد.
اگر هم در برهه‌هايي از تاريخ، حمله‌اي در كار نبوده اين سرزمين به جاي صلح و آرامش، شاهد جنگ‌هاي داخلي و اختلافات و انقلاب‌ها و كشمكش‌هاي متعدد بوده است. تمام اينها ما را بيشتر به اين يقين مي‌رساند كه هراس‌هاي كهن‌‌الگويي در اين زمينه در ذهن اغلب ما وجود دارد. ترس‌هاي تاريخي ناشي از حمله‌ها و دسيسه‌ها كه گاه ما را به بيگانه‌ستيزي شديد و بدبيني و ضديت با ديگران وادار مي‌كند. متاسفانه عامل ناگزير «جغرافيا» به وجود آورنده‌ي چنين تاريخ پر از تنازعي است.
امضاي اكثر ما ايرانيان با بسياري نقاط دنيا متفاوت است: هرگز نام خود را نمي‌نويسيم! يك خط كج و معوج دايره‌اي يا بيضي شكل كه مال بسياري به هم شبيه و در يك قالب است. ما به اين خط كج و معوج كه قرار است نشان دهنده هويت ما و به اصطلاح Signature ما باشد، امضا مي‌گوييم!
شايد «ترس از شناخته شدن» و روحيه‌ي جمعي مخفي‌كاري كه در نهاد ما هست عامل چنين فرهنگي باشد. هر چه هست اين نوع فرهنگ به نظر منطقي و درست نمي‌آيد. امضا يعني نام و نام خانوادگي يك فرد و نشان دهنده‌ي هويت او كه با دستخطش نوشته مي شود و مابقي خطوط كج و معوج به نظر تزئيني و نمادين مي‌آيد.
استفاده‌ي مفرط از اسم مستعار نيز يكي از اين جنبه‌هاي مخفي‌كاري ماست. از يك طرف با همين اسم مستعار كلي شعار سياسي و «آزادي» مي‌دهيم و از طرف ديگر همين استفاده از اسم مستعار به معني اين است كه خود حاضر نيستيم حتي براي شخص خود هزينه‌اي بابت اين شعارها بدهيم! چيزي به اين معنا كه فلاني تو برو جلو لنگش كن نترس من اينجا هستم و در امنيت به سر مي‌برم! تو هزينه بده اما خودم حاضر نيستم اين هزينه را بدهم. يا: من كه بالاي منبر مشغول سخنراني هستم، اين نيستم كه مي‌نمايانم

ترس از شناخته شدن، ولو فرد عمل خلافي هم مرتكب نشده و حق را بگويد، يكي از ده‌ها ترس جمعي ما ايرانيان است. دليل آن نيز روشن است: استبداد و استبدادزدگي و ترس هزينه دادن. خيلي‌ها در اين مورد حق
دارند چون در امنيت نيستند

www.peiknet.com/

۱۳۸۵ آبان ۱۵, دوشنبه

خشونت در عمق جامعه ي اسلامي !!0

خشونت اینگونه تا اعماق جامعه رسوخ کرده است. این حاصل آن موعظه های مهربانی و انسان دوستی و جشن عاطفه هاست که در نماز جمعه ها و بيست وهفت سال گذشته در تلویزیون تکرارشده 0

دیشب کانال 5 صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ساعت 10 شب شخصی را روی صفحه تلویزیون آورده که بازپرس ویژه قتل تهران بود. اصغر زاده و بازپرس ویژه معرفی اش كردند0

آقای بازپرس در خلال شرح شاهکارهای قضائی اش به واقعیاتی اشاره کرد که برای اعضای خانواده ما که پای تلویزیون نشسته بودیم حیرت آور بود. در حقیقت آنچه که دراین برنامه جلب توجه کرد همین نکات بود و نه نوحه ها و رجزخوانی های آلوده به درس های اسلامی ايشان !0
می گفت : در تهران قتل های ناموسی و عشقی رتبه اول را دارند. بعد از ناموس و عشق نوبت پول و مال است و قتل بر سر اختلافات مالی و پولی در رتبه دوم است 0

می گفت: ما قتل هائی داریم که در جایگاه های بنزین و فقط بر سر اینکه چه کسی اول بنزین بزند روی داده است!!0
می گفت: سن قتل به 9 سال و 10 سال رسیده. مثلا پرونده داریم که دو پسر بچه 9 ساله و 10 و یا دو نوجوان سيزده و چهارده ساله، مثلا بر سر دوچرخه سواری با چاقو به جان هم افتاده اند و قتل اتفاق افتاده است!!0
خشونت اینگونه تا اعماق جامعه رسوخ کرده است. این حاصل آن موعظه های مهربانی و انسان دوستی و جشن عاطفه هاست که در نماز جمعه ها و بيست و هفت سال گذشته در تلویزیون تکرار شده
www.peiknet.com

۱۳۸۵ آبان ۱۴, یکشنبه

خفاش ها از نور و از روشنائي وحشت دارند؟!0

ملاها " بلاگر " را در ايران فيلتر كردند
قبلا بسياري از وبلاگ هائي را كه تحت سرويس بلاگر قرار داشتند در ايران فيلتر كرده بودند !0
خفاش ها از نور و از روشنائي وحشت دارند . 0


بچه هاي ايران طريق (كام) گرفتن از (معشوق) را ميدانند
گزمه ها هر قدر بيشتر خودشان را به آب و آتش بزنند - بيشترمورد نفرت قرار ميگيرند0

۱۳۸۵ آبان ۱۲, جمعه

فضا از انتظاري دلهره آور و نگران كننده آكنده است

رژيم در حالی که (دست اندر كارانش) با لاقيدی وحشتناکی در برابر عواقب تحريم ها فرافکنی می کنند, در ائتلاف منفی با سياست های آمريکا و اسرائيل قدم به قدم مردم ايران را که هيچ نفعی در کشيده شدن به گرداب هولناک تحريم های جهانی ندارند, به سمت اين گرداب می كشاند0

طنابی را که جمهوری اسلامی در همسويئ با سياست های آمريکا لحظه به لحظه به گردن اين ملت تنگ تر می کند, بايد به گردن خودش انداخت تا بشود از کابوس هولناک فعلی خلاص شد. فضا از انتظاری دلهره آور و بشدت نگران کننده آکنده است.0
در همسايگی عراق, کشوری که از سراسر آن خون می ريزد و تعداد اجساد قربانی اش, قتل عام شدگانش, بی خانمانانش, و آواره هايش, تمامی ندارد, ملتی را قدم به قدم به سمت قربانگاهی بزرگ می برند تا سلاخی کنند و به همان سرنوشت شوم دچارش كنند0
آيا قبل از اين که با بمب های هسته ای کوچک به سر وقت مان بيايند, مثل عراق نيم ميليون زن و کودک و پير و جوان اين ملت را با تحريم ها از پای درخواهند آورد؟.. بر سر اقتصاد کشور که در اثر برخورد دائمی رقابت های منفعت جويانه جناح های فاسد و مافيائی اين رژيم نای ايستادن بر سر پای خويش ندارد با تحريم مالی و بانکی چه خواهد آمد؟ برای اين پرسش ها پاسخی نداريم و
اگر تحريم ها متوقف نشود و راهی برای منجمد کردن بحران از طريق گفتگوها يافت نشود, بيم آن است که حتی پس از به جريان افتادن تحريم ها نيز همدستی دو طرف در پنهان کردن خسارات انسانی تحريم ها امکان مستند سازی ابعاد حقيقی آن را بشدت محدود سازد0
www.roshangari.net

۱۳۸۵ آبان ۹, سه‌شنبه

شعر نيست .... واقعيت دارد ؟!0

اينجا انگاري منطقه 5/19 شهرداري تهران است !!0

شهرك صالح آباد..... چسبيده به دم و دستگاه پر خرج و هزينه اي كه " حرم " امام ميخوانند


من بچه جنوب شهرم / جنوب تهران / جنوب خاكي / كوچه هاي خاكي/ پارك هاي خاكي / اسباب بازي هاي خاكي/ هم بازي هايم كودكان يتيم / فرزند شهيد/فرزند..... وسط حرفم پريد و گفت :0
اگه داري شعر ميخوني .. اينكه شعر نيست
باو پاسخ دادم : ميدانم شعر نيست اما واقعيت دارد0

مردم محل دزدي رامي گيرند كه هرشب يكي از خانه هاي محل را مورد سرقت قرار مي داد؛با خوشحالي از گرفتن دزد،خيلي مودبانه او را جهت تحويل دادن به ماموران قانون،به نزديك ترين كلانتري محل مي برند.افسر نگهبان نخست با ديدن دزد و مطلع شدن از شكايت- با زدن چند ضربه جانانه به شكم و صورت دزد، خودي نشان مي دهد؛ در ادامه، پس از كلي بررسي نقشه اي كه به ديوار اتاقش نصب شده بود،مي گويد
اينجا منطقه نوزده است، محله ي شما در محدوده استحفاظي ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود؛ اين آقا را ببريدش منطقه 20".- اهالي ،‌دزد را تا پاسگاه بعدي همراهي مي كنند. افسرنگهبان نخست با ديدن دزد و پي بردن به مسئله شكايت با چند ضربه جانانه به او خوش آمد مي گويد؛اما در ادامه،‌ با نگاهي به نقشه روي ديوار كلانتري،مي گويد:0
شرمنده هستم . محله ي شما در محدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود. نگه داشتن اين دزد هم براي ما مسئوليت دارد. ببريدش كلانتري منطقه بيست و يك".-!!0
اهالي محله همچنان خونسرد با رعايت تمام نكات قانوني! درمورد يك اسير، دزد را با خود به پاسگاه بعدي مي برند و مي گويند:دو پاسگاه منطقه 19 و 20 گفته اند،محله ما در حوزه استحفاظي شما قراردارد.اين دزد را آورده ايم تحويل بدهيم. افسر نگهبان كلانتري منطقه 21 پس از كلي زيرورو كردن نقشه روي ميزش و گفتن چند بدوبيراه جانانه به دزد،‌مي گويد:0
متاسفانه،محله ي شما درمحدوده ما نيست و به پاسگاه ما مربوط نمي شود!. ما نمي توانيم مسووليت تحويل گرفتن اين دزد را بپذيريم. ببريدش منطقه 19" اهالي نااميد، ازهرجا شروع به تحقيق مي كنندكه ببينند متعلق به كدام منطقه هستند. پس از كلي تحقيق و تفحص متوجه مي شوند كه وقتي بزرگترها(!!) در حال مرزبندي مناطق بوده اند آنها را فراموش كرده اند و محله شان در خط مرزي قراردارد و در محدوده هيچ پاسگاهي نيستند. به همين دليل همه پاسگاه ها به راحتي از زير بارمسووليت خود شانه خالي مي كردند و هراتفاقي كه در اين منطقه مي افتاد،به گردن ديگري مي انداختند!!...و.اهالي محله هاج و واج مانده بودند كه با دزد بايد چه كرد!؟" 0
به خودم كه مي آيم مي بينم حالا 33 سال سن دارم و يك خبرنگار شده ام و در محلي هستم كه بين منطقه 19 و بيست گير كرده است. محله اي كه نه در آن چاه نفت است و نه محلي باستاني كه شهرداري براي داشتنش بخواهد علاقه اي نشان دهد. محله اي كه قديمي ترين يادگاري اش، گندآب نهري30 ساله اي است كه روز به روز متعفن تر و عريض تر مي شود،‌و حالا رسيده است به زير خانه ها و مدارس. شايد بهتر باشد بگويم اينجا منطقه 5/19 تهران است و من قرار است از مصائب مردم شهرك صالح آباد(آباد؟) تهران گزارش تهيه كنم. محله اي كه به دليل بي توجهي به آن اكنون از ناامن ترين مناطق در كنار حرم امن(!!) امام خميني شده اســـــــت 0


fars news
*****************

فرصت طلب ها.....سرگرم غارت و تاراج ثروت ملي و مردم هستند
و ... اينها كه امروز در شهرك ( صالح آباد) و ( صالح آباد هاي بي شمار ديگر) به حال خودشان رها شده اند . از بقاياي همان هائي هستند كه فريب شعار هاي بي اســــــاس سردمداران و باقيمانده هاي " انقلاب " را
" خوردند و بسياري از آبادي ها را به اميد رسيدن به " وعده ها !!" ويران كردند و امروز بر ويرانه هاي " خوش باوري " خويش به عزاي ديروز . نشسته اند ...
0

۱۳۸۵ آبان ۸, دوشنبه

در سر زمين فعلا ( خرافه ) همچنان فيلتريم !!0


بيشتر از يكسال است كه اين " وبلاگ " و اين سلسله يادداشت ها . در ايران . در سر زمين اجدادي ام
كه آلوده به آفت آخونديسم شده است . "" فيلتر‌"" است و مانند بسياري از سايت ها و وبلاگ هاي روشنگر ديگر از انتشار آن بر روي شبكه اينترنت جلو گيري ميكنند!0
در رژيم و يا بهتر بگويم در خلافتي كه اساس حركت اش بر مبنا و پايه خرافات گذاشته شده است . بسيار بديهي و طبيعي خواهد بود كه از هر آوائي ولو اندك كه نداي بيداري و آگاهي ميدهد. واهمه داشته باشند وهمانند جن كه از بسم الله مي ترسد - بترسند!0
خرافه گران كه بدبختانه در لايه هاي مختلفي از جامعه همواره مشتريان ساده لوح و مقلد هاي بي اراده دارند . در عصر ارتباطات همچنان خويشتن را در دوران بيابان گردي و شتر سواري مي بينند و همواره به عنوان پشتوانه وسرمايه (پدري) خود . اين شترسواري و شرايط حاكم بر آنرا كه در آن روزگاران شكل و شمايل بياباني خودش را داشته است به مقلدان و به فرصت طلبان ساده انگار خود تبليغ و ترويج هم ميكنند!0
نكته اي كه بايد در اينجا بآن اشاره كنم اينست كه :0
يادداشت هاي من ( همانطوركه در آرشيو5 ساله آن در دسترس هست) همواره حكايت آينه اي را داشته و دارد كه مقابل چهره بد منظر و بد شگون (خرافه) گرفته ام تا اهل خرد و بخصوص جوانان و خاصه آنها كه مورد نظرم هستند ببينند و بخوانند و بدانند كه براي غارت و چپاول فر و فرهنگ و ثروت و سرمايه مادي و معنوي يك كشور كهن چگونه دام گستري ميكنند و به بهانه دين و ايمان" مسلماني". آنان را در راه رسيدن به تعالي و توفيق و رهائي از دام تزوير و تقليد و عقب ماندگي - باز ميدارند0
فيلتر كردن وبلاگ من . و نيز جلوگيري از هر نامه و ندائي كه خرافه گر و خرافه پرداز را نفي ميكند . توسط خلافتي كه بنيادش بر پايه سخن بيهوده گفتن و غير قابل اثبات و بي پايه و اساس هست .... كار غير قابل توجيهي نيست !0
فرخ
دهم آبانماه 1385
تصوير: اتوبوس شهري خط چيتگر به نمايشگاه كتاب‏ (تهران) - ارديبهشت 850

۱۳۸۵ آبان ۴, پنجشنبه

سه شنبه (فطر)- 4و5شنبه باضافه جمعه تعطيل!!0

انرژی " هسته ای " حق مسلم ماست !!0

براساس اظهارات مسئولان!، ایران باید به زودی به یکی از قدرت های علمی، فرهنگی و... جهان تبدیل شـــــود !!0

چهار روز تعطیلی ، هشتاد میلیارد تومان خسارت؟

بازتاب» تهران - اقدام ناگهاني دولت در اعلام تعطيلي دو روز متوالي در هفته جاري، منجر به تعطيلي نيم بيشتر اين هفته شد و اين در حالي است كه بسياري از مردم، حتي برنامه‌‌ريزي براي استفاده از اين تعطيلي بلندمدت نداشتند.0
همچنين تعطيلي بانك‌ها به مدت چهار روز پياپي، هم‌زمان با اخلال در سيستم شبكه شتاب و عابربانك‌ها، موجب نارضايتي بسياري از مردم و فعالان اقتصادي شد كه نيازمند پول نقد بودند و يا قصد انتقال مبالغي به نقاط ديگر داشتند.0
فرودگاه مهرآباد نيز روز گذشته، شاهد شلوغي و جمعيت بسياري بود كه مشغول كنسل كردن بليت سفرهاي مأموريتي و يا سفرهاي (غیر اداری) بودند.همچنين محورهاي مختلف كشور،‌ به ويژه اتوبان كرج، روز گذشته ترافيك سنگيني را پشت سر گذاشت و با توجه به عدم اطلاع قبلي پليس راه از تعطيلي چهار روزه، احتمال افزايش تلفات جاده‌اي در اين ايام نيز هست.اكنون پرسش اينجاست، آيا دولتي كه وزراي آن از نخستين ساعات صبح تا پاسي از شب مشغول فعاليت(!!) هستند، با تعطيلي اين دو روز و جلوگيري از سرويس‌دهي ادارات دولتي و برخي بخش‌‌هاي خدمات عمومي، به مردم خدمت كرده است؟!0
در اين حال، كارشناسان با اشاره به بودجه سي هزار ميلياردي جاري دولت، تعطيلي چهارشنبه و پنجشنبه جاري را مستلزم زيان هشتاد ميليارد توماني براي دولت ارزيابي مي‌كنند، چراكه بودجه هر روز كاري، تقريبا صد ميليارد تومان است كه حدود نيمي از آن، مربوط به حقوق كاركنان دولت است و با احتساب فعاليت روز پنجشنبه مدارس و نيز بخش‌هاي دولتي همه استان‌ها به جز تهران، به نظر مي‌رسد اين اقدام در مجموع هشتاد ميليارد تومان زيان را متوجه دولت كرده است !!0
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۳۸۵ آبان ۳, چهارشنبه

چهارم آبان .. زاد روز پادشاه فقيد ايران

*


او ... آزادي اجتماعي و امنيت و آرامش را تاكيد و ترويج ميكرد و همواره براي سربلندي ايران و ايراني همت نمود0
با خروج (او) ازايران .... روزگار سياه و دوران اختناق و دلهره آغاز شد و در تمام اين سالها .... نا امني و جنگ و برادركشي ... ادامه داشت....0

۱۳۸۵ آبان ۱, دوشنبه

هوچي گريهاي " چيز" نويسان ؟!0

در اجتماعی که « تفکّر و فلسفیدن! » هنوز به ابتدائی ترین امکانهای آغازین خود برای « نشر » دست نیافته است، افراد آن اجتماع نخواهند دریافت و فهمید که « فلسفیدن » چیست و چگونه می توان با مغزخويـــــش فلسفيـــــد !!0
جامعه ای که پیشینه شمار تحصیل کرده گان و فعّالین قدرتگرا و جاه طلب آن در فکر سهیم شدن یا غارت تمام و کمال « قدرت » می باشند به تنها گستره ای که هرگز ارزش نمی دهند همانا « اندیشیدن و فلسفیدن بر شالوده ی فرهنگ مایه ای و تجربیات اصیل ملّت خود » می باشد. اینگونه طیفهای قدرتگرا و جاه طلب و شارلاتان و صد نبش به « چیز نویسانی » محتاجند که سائقه ی « قدرتخواهی و جاه طلبی » آنها را بتوانند توجیه و مدد کنند، درست بسان همانانی که حاکم وقت هستند و برای استمرار قدرت – اجرایی خود به ایدئولوگهائی محتاجند « هوچیگران روشنفکر نما » در دامنه ی اجتماع تحصیل کرده گان ما با فروپاشی بلوک کمونیستی و رنگ باختن ایدئولوژی مارکسیسم و سیطره یافتن (خشونت) اسلامیّت به دنبال « چیز نویسانی » افتاده اند که به جای « انگیخته شدن برای به خود آمدن » فقط در صدد غالب کردن و مطرح کردن آن چیز نویسان به افکار عمومی می باشند0
بالطّبع، تمام رسانه ها نیز برای چنان « چیز نویسانی » با سرمایه گذاریهای مستقیم و نامستقیم حکومتگران یا جاه طلبان خواهنده ی قدرت به هوچیگریهای مطبوعاتی – رسانه ای مشغول می شوند.
ضعف کلیدی یک حکومت مقتدر را و آنانی را که خواهنده ی قدرت؛ ولی فاقد آن می باشند، می توان فقط در دامنه ای « کشف کرد و شناخت » که بیشترین مبارزه ی پنهان را و وسیع ترین و سنگین ترین سکوت را در باره ی آن دامنه ی فکری و اشخاص مستقل می کنند
برای کشف سنجش گران اصیل حکومتگران بی لیاقت و مُتعه گان مذاهب تحمیلی در این باره بیندیشید که رسانه های دستگاههای تبلیغاتی « حُکّام بر وطن و مُدّعیان اپوزیسیون برونمرز » از مطرح کردن افکار و ایده های « چه کسانی » می گریزند و هرگز هیچ سخنی نمی گویند

http://archives.keyhangasht.com

۱۳۸۵ مهر ۲۶, چهارشنبه

اينجا . " ايران " . ام القراي اسلام ؟؟!!0

*
وضعيت ايران در آستانه تحريم ها

تصاوير: صحنه هاي تکان دهنده از معتادان جنوب تهران

تصاوير اين صفحه روز گذشته در خبرگزاری فارس انتشار يافت و البته به سرعت از صفحه اين خبرگزاری "ناپديد" شد. علت آن هم روشن است. رژيمی که شب و روز ادعا می کند که يک قدرت بزرگ منطقه ای است و مشغول لافزنی در باره قدرت خود, و خود را ام القرا جهان اسلامی می خواند, نمی تواند عکس های فجيع معتادان تزريقی جنوب تهران را همزمان با اجلاس اتحاديه اروپا برای تصميم گيری در باره تحريم اقتصادی ايران منتشر کند؛ چرا که پاسخی برای اين پرسش نخواهد داشت که با وجود ميليونها معتاد در جامعه ايران که از درون زيربنای اين جامعه را فرو می پاشند, به چه حقی بر سر فن آوری هسته ای, هست و نيست اين ملت را به گروگان سلطه گران آزمند بين المللی درآورده و به گرداب تحريم های مرگبار می کشاند؟.
چنين است وضعيت ايران در آستانه تحريم های اقتصادی به روايت آمارهای رسمی رژيم. - تعداد مبتلايان به ايدز هفتاد تاهشتاد هزار نفر -شمار معتادان تزريقی: چهارصد هزار نفر - تعداد کل جمعيت درگير با معضل اعتياد در ايران. 20 ميليون نفر -ميزان مرگ و مير در ميان معتادان. هر دو ساعت يک نفر -نسبت رشد اعتياد به مواد مخدر نسبت به رشد جمعيت. 3 به يک -جايگاه ايران در سطح دنيا از نظر تعداد معتادان: مقام اول -تعداد معتادان تهران: 137 هزار - شمار افراد مبتلا به بيماری مزمن روانی 21 درصد - جايگاه از نظر شاخص های سلامت در سطح جهانی 106 - شمار مدارس دوشيفته سي وچهار درصد کل مدارس کشور - تعداد دانش آموزان محروم از عدالت آموزشی 9 ميليون نفر - تعداد کلاس های درس مخروبه درسراسر ايران:صد وبيست سه هزار - تعداد کل بيسوادان: 8 ميليون نفر - درصد کودکان دچار کوتاهی قد و کمی وزن: ‪ ۴/۷‬درصد كودكان زير شش سال كشور - درصد کاهش عمومی قد ايرانيان در اثر فقر حركتي، عدم وجود محرك‌هاى رشدي، كمبود فضاهاى ورزشى در محيط هاى آموزشى و گرانى موادغذايى, . - جمعيت زير خط فقر: 13 ميليون نفر - جمعيت زير خط فقر مطلق: 8 ميليون نفر - جمعيت آسيب پذير: 15 ميليون نفر - شمار حاشيه نشينان: 6 ميليون نفر - جايگاه آسيب پذيری در سطح دنيا: هفتم - جايگاه از نظر خسارت ناشى از حوادث در دنيا: مقام اول - شمار بيکاران: 10 ميليون نفر - تعداد کارگرانی که حقوق معوقه دارند: يک چهارم کل نيروی کار کشور - تعداد کارگران اخراج شده از اول سال جاری تاکنون: 150 هزار نفر - تعداد واحدهای توليدی بحران زده در سال جاری: 400 واحد - رتبه جهانی از نظر تعداد زندانيان از بين 140 کشور جهان: 20 - تعداد زندانيان کل کشور: 135 هزار (تعداد زندانيان در ژاپن با دو برابر جمعيت ايران نصف ايران است) - تعداد قربانيان در اثر انفجار مين های جنگ با عراق: هر روز يک نفر - تعداد کشته شده گان حوادث جاده ای در ازای هر پنج ميليون خودرو: 77 هزار نفر - ميزان قاچاق سالانه کالا به داخل کشور 11 ميليون دلار - ميزان تقريبی واردات کالا در سال گذشته حدود 40 ميليارد دلار - ميزان ذخاير غذايی انبار شده در انبارها و سيلوها (طبق آمار معاون وزير بازرگانی در 24 مهرامسال ) شش ماه - ميزان بدهی خارجی ايران: 24 ميليارد دلار0
آمارهای فوق که تماما از منابع حکومتی استخراج شده اند, بخشی از تصوير وضعيت ايران در آستانه تحريم های اقتصادی را توصيف می کنند. درست در همين وضعيت است که رژيم مردم ايران را که زير بار اين همه مشکلات کمر خم کرده اند به مسلخ تحريم می کشاند

۱۳۸۵ مهر ۲۴, دوشنبه

انرژي هسته اي . همچنان حق مسلم ماست !0

*
اين گزارش كمي طولاني است ... اما حتما بخوانيد


آدم های این گزارش واقعی هستند, رنج هايشان واقعی است, يکی دو تا هم نيستند, به شهادت آمارهای رسمی، يک لشکر 13 ميليونی را در جامعه ايران تشکيل می دهند,0
لشکر فقرا و تهيدستان را؛ که در اوج فقر, چنانچه در لابه لای گزارش می توان ديد از شرافت و همبستگی طبيعی با هم سرنوشتان خود سرشارند و روزانه باری را به دوش می کشند که هرکول ها را از پا می اندازد
خط به خط شرح دردناک زندگی آدم های ( این گزارش )، يک کشيده محکم به گوش احمدی نژاد ها و همه ی ریز و درشت های دست اندر کار در ايران است که ميلياردها دلار درآمدهای نفتی کشور را به جای هزينه کردن در مسير بهبود زندگی مردم و ايجاد نظام جامع تامين اجتماعی, به غارت برده اند و حالا هم به جای اين که رفع فوری نيازهای جامعه 13 ميليونی فقرای کشور را در زمينه بهداشت, درمان, آموزش, تامين اجتماعی و مسکن اولويت اصلی و مطلق قرار دهند, با بی شرمی می گويند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست
از اول ماه رمضان تنها غذايى كه توانسته ام براى فرزندانم تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. چند شب است كه چون همان سيب زمينى تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده آنها نباشم قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز. هرچه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود. دلم مى سوزد اما وقتى براى خرج زندگى مانده ام چه طور مى توانم خرج تحصيل او را بدهم از سر ندارى دختر 14 ساله ام را از سر كلاس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد حداقل دخترم گرسنه سر بر زمين نمى گذارد پسرم 4 روز است كه از زندان آزاد شده و اكنون اعتيادش عوض شده است و به جاى ترياك، كريستال مصرف مى كند. گاهى من و دو فرزندش را آن قدر مى زند تا پول موادش را به او بدهيم دو نوه ام از پدرشان فرارى هستند چون جز كتك و تحقير روى خوشى از زندگى نديده اند هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگران نگاهم مى كردند و گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم صداى لباسشويى كهنه، شرشر آب، لگن حلبى و انبوه لباس هايى كه شسته شده اند و يا هنوز بايد شسته شوند و سرخى دست هاى زن جوانى كه رنگ به رو ندارد، تمام آن چيزى است كه در بدو ورودم به خانه اى نيمه مخروبه با ديوارهاى كاه گلى توجهم را به خود جلب مى كند. انواع لباس هاى بچگانه، مردانه و زنانه را بر طناب هايى كه در طول وعرض حياط كشيده شده پهن كرده است، مى بينم. مى پرسم چند تا بچه دارى سرى تكان مى دهد و مى گويد: ندارم و نگاهم بر روى لباس ها مى ماند. مى پرسم اين لباس ها! رويش را برمى گرداند و مشغول آب كشيدن لباس هايى مى شود كه تازه از لباسشويى خارج كرده است. اين حقيقت در ذهنم جان مى گيرد كه لباس ها مال خودش نيست و او... سوالم را دوباره مى پرسم و او همان طور كه از زمين بلند مى شود تا لباس ها را بر طناب ها پهن كند، مى گويد: خودت كه مى دانى چرا مى پرسى. بعد هم اضافه مى كند: براى كمك خرج زندگى ام لباس هاى چند خانواده را به خانه مى آورم و مى شويم. مى پرسم: شوهرت چه كاره است مى گويد: چه فرقى مى كند كه چه كاره است. يك آدم بدبخت و مريضى كه نمى تواند خرج زندگى من و پدر و مادر پيرش را فراهم كند، از صبح تا شب جان مى كند اما... مى گويم: براى همين تو كار مى كنى مى گويد: بله كار مى كنم. پيراهن مردانه را به طرفم مى گيرد و تكان مى دهد و مى گويد: مگه كار عار است مى گويم: نه، اما اين كار براى تو سخت.... حرفم را قطع مى كند و با تندى مى گويد: اما واگر ندارد. كار، كار است. حالا هم برو و بگذار به كارم برسم. شستن اين لباس ها، بايد قبل از افطار تمام شود، فردا مى آيند كه اينها را ببرند. لباس هايى را از ميان انبوه لباس ها برمى دارد و در لباسشويى مى اندازد. انگار مطلبى را به ياد مى آورد؛ برمى گردد و به من كه عازم رفتنم، مى گويد: دلم نمى خواهد از من اسمى بياورى من نه محتاجم، نه نيازمند. از من بدتر هم هستند، من خدا را شكر مى كنم كه قوت بازو دارم و كار مى كنم. روى پله مى نشيند، چادرش را از كمرش باز مى كند و قطرات اشكى كه در چشمانش حلقه زده را پاك مى كند و با صدايى بغض آلود مى گويد: آن كه آن بالاست از همه چيز خبر داد، اما از من نيازمندتر هم هست كه براى نان شبش محتاج است. بايد از آنها دستگيرى شود!! نگاهش مى كنم.او را در عين نيازمندي، بى نياز مى يابم، بى نياز از خلق واميد بسته به رحمت خدا. ظاهرش خسته و چهره اش زرد و زار است اما نگاهش پر از اميد و پراز بى نيازى است. او را با انبوه لباس هايى كه تا افطار بايد شسته شود، تنها مى گذارم اما اين باور در من غوغايى به پا كرده است. تاكنون مثل اويى نديده ام كه ديگران را از خود نيازمندتر بداند! روزه هاى بى سحرى دستم را مى گيرد. كنارش مى نشينم. مى گويد: ماه رمضان است و بچه هايم روزه مى گيرند؛ اما از اول ماه مبارك تنها غذايى كه توانسته ام برايشان تهيه كنم سيب زمينى براى سحر و نان و پنير و خرما براى افطار است. باور مى كنيد چند شب، چون همان سيب زمينى هم تمام شده بود بچه ها را براى خوردن سحرى بيدار نكردم تا شرمنده شان نباشم. اشك هايش رابا پشت دست پاك مى كند و مى گويد: فرداى آن روز هم به هر درى زدم و پيش هر كسى رو انداختم تا شايد حداقل براى افطارشان برنج تهيه كنم، نشد كه نشد. دست آخر از همسايه كنارى مان چند تا تخم مرغ قرض گرفتم تا... بلند بلند گريه مى كند و صدايش در ميان ناله هايش گم مى شود. من هم نمى توانم از سرازير شدن اشك هايم جلوگيرى كنم. من مى گريم اما نه بر او، كه بر خود و بر تمام كسانى كه اين طور از زنى بى پناه و چند بچه يتيم و روزه دار غافل مانده ايم. درست در كنارمان، در فاصله بى تفاوتى هايمان، در روستايى كه زياد هم از شهر ما و خودخواهى هايمان دور نيست، جايى كه فاصله چندانى با تجملات سفره هاى افطارمان ندارد، جايى كه فقر و ندارى در آن سر به آسمان كشيده است، اين زن را مى يابم، زنى كه سال هاى سال است سايه شوهر و نان آور خانه اش را بر سر ندارد و به قول خودش اگر كمك هاى ماهانه فرد خيرى نبود معلوم نبود كه سرنوشتش چه مى شد. باور مى كنيد اين زن و اين بچه هاى يتيم را همانى به من نشان داد كه بايد با دست هاى سرخ از شستن لباس ها و تنى خسته افطار كند و با اين وجود اين زن و بچه هايش را محتاج تر از خود مى داند. باور مى كنيد او گفت: اگر مى توانيد و اگر كسى هست كه دست نيازمندى را بگيرد، بهتر است به كمك اين زن كه نه توان كار كردن دارد و نه كسى به او كار مى دهد بيايد و مى دانم باورش سخت است كه بدانيم كسى كه به او تخم مرغ قرض داده است تا افطار بچه هاى يتيمش لنگ نماند همين زن است كه هنوز به گفته خودش قوت بازو دارد و به لطف خدا اميدوارتر است. بگذاريد شما را يك افطار ميهمان سفره خالى او و غصه هايش كنم، شايد اين تنها كارى باشد كه بتوان براى او كرد. شايد اين كار تلنگرى باشد براى من، براى شما و براى آنهايى كه گرفتارند؛ گرفتار دنيا. مادرى كه مرگ را آرزو مى كند فاطمه سال هاست كه سرپرست خانوار است و سال هاست در خانه ها، در مزارع در زير آفتاب كارگرى كرده است تا خرج بچه هايش را بدهد. آن هم يك پسر و سه دختر را. در ميان اشك و آه مى گويد: از سر ندارى و بيچارگى دختر نازنينم را در حالى كه هنوز 14 سالگى اش به پايان نرسيده بود، از سر كلاس درس بر سر سفره عقد نشاندم و تنها دلخوشى ام اين است كه اگر شوهرش دست بزن دارد واگر مى خواهد سرش هوو بياورد، حداقل بچه ام گرسنه سر بر زمين نمى گذارد اما حالا من مانده ام و دو دختر و يك پسر كه براى خرج آنها هم لنگ مانده ام با چشمان غم دارش نگاهم مى كند و مى گويد: يك فرد خير كه نمى دانم خدا از كجا و چه طور او را به كمكم فرستاده است ماهى 40 گاهى هم 50 هزار تومان به ما مى دهد اما خودتان مى دانيد كه با اين پول چه طور مى توان خرج چهار نفر را داد. مكثى مى كند و بعد اضافه مى كند: خانم جان سرتان را به درد آوردم اما تازگى قبولى پسرم در دانشگاه شده قوز بالاى قوز پسرم درسش خيلى خوب است امسال هم دانشگاه قبول شده و پايش را توى يك كفش كرده است كه برود دانشگاه. هر چه مى گويم ندارم به گوشش نمى رود كه نمى رود. مى گويد: نمى خواهد سرنوشتش مثل ما بشود. اما من چه كار مى توانم بكنم. دلم مى سوزد براى خرج و مخارج زندگى مانده ام آن وقت چه طور مى توانم خرج درسش را بدهم. دخترش صدايش مى زند، اما او آهسته مى گريد و مى گويد: باور مى كنيد كه خسته شده ام و آرزوى مرگ دارم. تا به اين سن رسيده ام هيچ وقت ناشكرى نكرده ام اما حالا ديگر نمى توانم اين وضعيت را تحمل كنم. خرج زندگى كمرم را شكسته است وهيچ راهى ندارم. اينها هم بچه اند اما من ديگر نمى توانم, بريده ام و ناله هايى كه در ميان هق هق گريه اش گم مى شود. مادرى را پيش روى خود مى بينم كه مثل هر مادرى حاضر است كه خار به چشم خودش برود اما بچه اش سختى نبيند او هم نمى خواهد بچه هايش گرسنه سر بر بالين بگذارند. اما مى بينيد كه اين اتفاق مى افتد. فرزندش مى خواهد درس بخواند و آينده را از گذشته اش جدا كند. اما مادر توان فراهم كردن خرج تحصيلش را ندارد و چون نمى تواند و در حد توانش نيست آرزوى مرگ دارد. من حتم مى دانم كسانى كه مادرند اين را به خوبى درك مى كنند كه ديدن گرسنگى بچه ها و روزه گرفتن بى سحرى شان چه طاقتى مى طلبد وخط كشيدن بر تنها خواسته فرزند چه صبرى مى خواهد و فاطمه حال به انتهاى اين صبر و طاقت رسيده است. فاطمه اسطوره استقامت است كه تا به اينجا صبورى كرده و از جان مايه گذاشته است تا به جايى نرسد كه اكنون رسيده است؛ آرزوهايى كه براى او دست نيافتنى شده است. ما و شما اما ذره اى از لحظات مشقت بار او را در مواجهه با طبيعى ترين نيازهاى فرزندان مان تجربه نكرده ايم. اما باور كنيد سخت است مادرى از فرط فقر و ندارى فرزندانش را براى سحر بيدار نكند چون توان چشم در چشم آنها انداختن را ندارد. توان اين را ندارد كه به آنها بگويد امشب هم مثل شب هاى ديگر سفره سحرمان خالى از نان است. فاطمه حال به انتهاى صبر و طاقت رسيده كه حاضر است ديگر نباشد تا غم فرزندان را نبيند. آرزوهاى برباد رفته يك مادر پير - سياره را هم در همان محله مى يابم. براى ساعتى ميهمانش مى شوم و پاى درد دلش مى نشينم. اما درد او درد ندارى و فقر و گرسنگى نيست، گرچه مى شود فقر را بر در و ديوار خانه اش و در اتاق هاى نمور آن به وضوح ديد. درد او درد ديگرى است كه سال ها با آن استخوان سوزانده و حال به انتها رسيده است. درد او اعتياد جوان 34 ساله اش است. اومى بيند كه اعتياد، خانه و كاشانه فرزندش را همراه تمام آرزوهايى كه براى او در سر مى پرورانده بر باد داده است، عروس جوانش رفتن و طلاق را بر ماندن ترجيح داده است. اكنون او عصاكش تمام اين غصه ها و دو نوه اى است كه هر روز به واسطه اعتياد پدر تحقير مى شوند. مى گويد: شوهرم كارگر است و با هر بدبختى خرج خانه را مى دهد اما ده سالى مى شود كه تنها پسرم كه برايش هزاران آرزو داشتم و فكر مى كردم سر پيرى عصاى دستم مى شود، معتاد و وبال گردنم شده است. اشك هايش را از چهره برمى گيرد و مى گويد: تازه 4 روز است از زندان آزاد شده است اما اين آزادى با عوض شدن نوع اعتيادش همراه بود. قبل از زندان معتاد به ترياك بود و حالا كريستال. هر دو روز كارش اين شده كه من و بچه ها را به باد كتك مى گيرد آنقدر ما را مى زند تا پول موادش را كه آن پيرمرد به بدبختى و كارگرى درمى آورد بگيرد و مى رود تا روز بعد... باور مى كنيد كه نمى دانم چه كنم. رفته ام بهزيستى و نامه گرفته ام اما براى خواباندن و ترك اعتياد پول مى خواهد كه ندارم. اى كاش يكى پيدا شود پول تركش را بدهد يا اين بچه هاى بى گناه را به فرزندى قبول كند تا اين ها كه از اول زندگى جز كتك و تحقير نديده اند روى خوش زندگى را ببينند. باور مى كنيد از پدرشان فرارى هستند وقتى اورا مى بينند خود را پنهان مى كنند كه از كتك هايش در امان باشند

من هنوز نمى توانم چشمان معصوم آن دو كودك كه با صورتى كبود و نگرانى نگاهم مى كردند، گريه هاى آن پيرزن دردمند و قامت خسته آن زن جوان را فراموش كنم

۱۳۸۵ مهر ۲۰, پنجشنبه

حراج كليه در ايران !!0

اين . هزار و بيست و سومين . يادداشت من در اينجاست

*يکی از مسئولين به سهيلا گفت با قيافه ای که تو داری ميتوانی خيلی پول به دست بياوری


تلويزيون سوئد، (دوشب قبل) , فيلم مستندی از فروش کليه در ايران به نمايش گذاشت. فيلم جريان فروش کليه توسط دو جوان به نام های سهيلا و مهرداد رااز آغاز تا هنگام عمل بطور مستند به نمايش ميگذارد.
هيچيک از آندو به طيب خاطر کليه خود را به فروش نمی رسانند، بلکه به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی ، به فروش ارگان بدن خود متوسل شده اند. آن ها ناچاري خود را در فيلم بيان کرده و حتی اشک ميريزند. سهيلا بايد دو خواهر کوچک خود را تامين کند و به پول برای تامين مسکن و پرداخت قروض خود نياز دارد. مهرداد بيکار است و او نيز برای پرداخت قروض و همچنين تامين هزينه سقط جنين غيرقانونی همسر خود نيازمند است
سهيلا ميگويد تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته و از او توقعات جنسی داشته اند و حتی يکی از مسئولين به او ميگويد با قيافه ای که تو داری ميتوانی پول زيادی به دست بياوری...0
آ نچه در فيلم تکان دهنده است، ,عادی, بودن تبديل پيکر انسان به کالا برای همه طرف های ماجراست. آن ها با هم چانه ميزنند و ,کليه, مورد بحث فقط کالايی است مثل کالاهای ديگر، و عمل اهدا و گرفتن کليه، مبادله ای است مثل هر مبادله ديگر. عليرغم اين، مهرداد و سهيلا و گيرندگان کليه های آن ها تلاش ميکنند رابطه انسانی خود را از زير فشار اين مبادله اجباری و بازاری رها کنند. در فيلم می بينيم که يک ميليون تومان از طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده پرداخت ميشود. تلويزيون سوئد می گويد ايران از نادر کشورهايی است که فروش ارگان های بدن در آن قانونی است و دولت هم به اينکار کمک ميکند. البته تلويزيون نيازی به آن نداشت که بگويد ايران دارای يکی از بزرگ ترين مخازن نفت و گاز جهان است. . اما گرفتار رژيمی شده که قادر به تامین نیاز های مبرم جامعه جوانش نیست و اکنون جوانان آن تلاش ميکنند تا با فروش ارگان و تن خود بقای زندگی خويش را تامين کنند. بنا بر گزارش تلويزيون سوئد در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد.موسسه تهيه کننده گزارش ميدهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود ميشود.
بسياری از فروشنگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی مصائب اجتماعی شده اند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليه ها توسط واسطه ها در خارج به بهايی چند برابر فروخته ميشود. بيهوده نيست که بنا برگزارش مزبوردر برخی از کشورهای جهان، از جمله آمريکا پيشنهاد شده است که خريد و فروش قانونی کليه امتحان شود. به هر حال ترديدی نيست که بخش اعظم کسانی که کليه خود را ميفروشند از کشورهايی مثل ايران می آيند که حاکمان آن ها نه پاسخگوی نيازهای مردم اند و نه پاسخگوی اعمال خود0


ــــــــــــــــــــــــــــــ۲ـــــــــــــــــــــــــــــــ

۵شنبه بیستم مهرماه۸۵

هزار اصفهاني كليه خود را فروختند!!0

مسئول پيگيري و هماهنگ ‌كننده پيوند اعضاي استان اصفهان گفت: در شش ماه اول سال جاري هزار نفر انسان زنده در اصفهان به فروش كليه خود اقدام كردند كه علت اصلي اين معضل، مشكلات اقتصادي و مالي اين افراد است. جعفر اسفندياري در گفت‌وگو با فارس با بيان اينكه امروز اهداي كليه به مبادله پول تبديل شده افزود: وجود تقاضا براي خريد كليه در بيماران دياليزي و قيمت بالاي فروش كليه و نياز برخي افراد و خانواده‌هاي فقير با اين پول منجر به رونق فروش كليه شده است.
******************
سهم سرمایه ملی (کلیه فروش ها) بخاطر (رضای خدا!!) صرف مردم غیر ایرانی در بیرون از (میهن اسلامی!!) ميشود .... صرف تربيت افرادي كه بخود بمب مي بندند و در ميان مردم منفجر ميكنند. .. صرف بمب و موشك و كشتار زن و بچه هاي بي گناه .....و صرف .....؟!0

۱۳۸۵ مهر ۱۷, دوشنبه

كودكان ايران زمين . در سايه رژيم ولايت فقيه ؟!0

نام کودک درايران امروز,بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی به کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است0

شانزدهم مهر روز جهانی کودک است. کودکان؛ بشرطی که در پی آن باشيم تا آنان را آنطور که می خواهيم و نه آنطور که می بينيم, يعنی به شکل آرمانی توصيف کنيم, مترادف شادی, صداقت, لطافت و شگفتگی هستند. اما نام کودک در ايران امروز که يک استبداد سياه مذهبی بر آن حکومت می کند, بلافاصله با کار کودکان, محروميت تحصيلی کودکان, آزار کودکان, خشونت عليه کودکان, سوءتغذيه کودکان, تجاوز جنسی عليه کودکان, ازدواج کودکان, اعدام کودکان, فروش کودکان و در يک کلام: سرکوب گسترده و خاموش کودکان در پهندشتی به وسعت سراسر ايران مترادف است. کودکان طلاق, اعتياد, فقر و تهيدستی, مفاهيم رايج و شناخته شده جامعه امروز ما هستند. و اين بی علت نيست. نظام اقتصادی حاکم که با حکومتی قرون وسطايی پيوند خورده است, سيستم جامعی از تبعيض ساختاری ايجاد کرده است که مانند هر ساختار تبعيض گرا در آن بی پناه ترين بخش جامعه, يعنی کودکان بيشتر از همه سرکوب می شوند و کمتر از همه از حمايت اجتماعی در برابر انواع تبعيض برخوردار می گردند. بار همه مصائب و آسيب های اجتماعی بر سر آنان آوار می شود, بدون اين که خود نقشی در آن داشته باشند
. بيکاری و اعتياد پدر, تن فروشی مادر, پراولاد بودن خانواده, و فقر کودکان را قربانی خشونت خانگی می کند و چون مطابق قوانين شرعی و عرفی اسلامی و فرهنگ حاکم کودک ملک خصوصی والدين به شمار می آيد که به آنها اجازه هر نوعی رفتاری را می دهد, بخش مهمی از کودک آزاری ها پنهان می ماند
همين قوانين اسلامی ازدواج دختران 9 ساله را به عنوان بالغ مجاز می شمرد و در جامعه ای که فرهنگ پيشگيری از تولدهای ناخواسته در آن جا نيافتاده است, زمينه ای برای خريد و فروش کودکان در خانواده های فقير و پراولاد, فرار کودکان از خشونت خانگی و قرار گرفتن در معرض خشونت اجتماعی ايجاد می کند و بازاری نيز در حوزه صادرات جنسی برای باندهای قاچاق فراهم می سازد. کودکان در اثر فقر و تهيدستی خانواده ها, طعمه باندهای تبهکار می شوند؛ به بزه کاری رو می آورند, دستگير و اعدام می شوند, در چهارراه ها و خيابان ها و ميادين شهرهای بزرگ به تکدی گری و مشاغل کاذب ديگر ناگزير می گردند, يا به طرزی ظالمانه و غير انسانی در مزارع, کوره پزخانه ها و کارگاههای تاريک قالی باقی استثمار می شوند0

http://www.roshangari.net/

۱۳۸۵ مهر ۱۴, جمعه

سالي 600 هزار ايراني از 130 زندان عبور ميكنند !!0

رئيس سازمان زندان‌ها در گفت‌وگو با خبرگزاری ايسنا:0

ايران جزو 10 كشور اول جهان در داشتن بيشترين جمعيت كيفری است. حدود 50 هزار نفر در ماه وارد زندان‌های ايران مي‌شوند. از اين تعداد بيش از 35 هزار نفر به خاطر عجز از سپردن قرار وثيقه و معرفی كفيل به زندان مي‌آيند
زندان يك واقعيت در كشور است و اگر درزندان70 نفره،پانصد نفر نگهداری شوند، دودش به چشم جامعه مي‌رود..0
ما حدود 130 زندان داريم كه واقعا مخروبه است و شرايط‌ش مطلوب نيست . هم‌اكنون برای بيش از400 عنوان مجرمانه در قوانين، مجازات حبس پيش‌بينی شده است. بيش از80 درصد زندانيان موادمخدر به دليل عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان‌ به سر مي‌برند. حدود 50 درصد از زندانيان ما مواد مخدری هستند و از اين پنجاه درصد بيش از 80 درصد محكومان به جزای نقدی هستند!.0
چگونه مي‌شود به ما بگويند شما يك زندان داشته باشيد كه ظرفيت اسمي‌اش 70 نفر است اما 500 نفر را نگهداری كنيد. در چنين شرايطی سخن گفتن از اصلاح و تربيت بي‌جاست
امروز ثابت شده راهكار برخورد با اعتياد، به زندان انداختن معتاد نيست. اين‌كه معتاد را به زندان بفرستيم، شلاق بزنيم، ‌كارساز نيست. تجربه 27 سال گذشته نشان داد كه به اين شكل قضيه حل نمي‌شود. اگر معتادان جرايم مالی و غيرعمدی را استثنا كنيم عناوينی مثل چاقوكشی، سرقت مسلحانه، اخلال در نظم عمومی، اقدام عليه امنيت داخلی و خارجی (!) باقی مي‌ماند كه در مجموع 10 درصد زندانيان را تشكيل مي‌دهند يعنی اگر به طور ميانگين صد و سي هزار زندانی داشته باشيم قطعا با حذف آن موارد به كمتر از 13 هزار نفر مي‌رسد.
وقتی در سال . 600 هزار نفر وارد زندان‌های ايران مي‌شوند يعنی كيان 600 هزار خانواده مورد تهديد واقع مي‌شود. اگر واحد خانواده 5 نفر باشد يعنی 3 ميليون نفر و.... كسی درك مي‌كند زندان افتادن سرپرست خانواده يعنی چه كه اين اتفاق در مورد خود او افتاده باشد0

**********************
جامعه ايران و ايراني به بهانه (انقلاب اسلامي!) دستخوش شديد ترين آسيب هاي ناشي از عدم وجود قوانين و رعايت ضوابط اصولي و قواعد شناخته شده امروز شده است ..... و بهمين جهت رفتار خلاف - فقر و فساد در جاي جاي كشور بيداد ميكند0

۱۳۸۵ مهر ۱۳, پنجشنبه

سوء استفاده از عوام ؟!0

سه نماینده عقب ماندگی و ارتجاع در کنار هم متحد ایستادند؛ هوگو چاوز، فیدل کاسترو و احمدی نژاد. این هر سه، در کشورهایی که قابلیت دموکراسی و عدالت را دارند، برآنند تا با ماجراجویی های زیان بار، جامعه ای را که بر آن حکم می رانند، از تمدن و فرهنگ و عدالت و پیشرفت دور نگه دارند

فيدل کاسترو، قهرمانی که مرگش سالها پيش از رفتن به بيمارستان فرارسيده بود، هنوز زنده است و سايه سنگين و آزاردهنده اش مانع زندگی ملت کوباست. زندگی در کوبا با فاصله جغرافيايی اندکی با مکزيک و ايالات متحده، يک زندگی عقب مانده و بی فرهنگ است. فحشاء و فقر و فلاکت قانون اول اين کشور است و شاهد آن هزاران کوبايی که هر ساله از اين کشور می گريزند تا در جهان آزاد سرنوشت خويش را رنگين تر کنند. چيزی به نام آزادی بيان و آزادی سياسی سالهاست در کوبا مرده است و اسطوره مردم کسی است که با وراجی های هفت هشت ساعته اش به جای همه مردم کوبا حرف می زند. براساس آمارهای سازمان های بين المللی چيزی به اسم رشد اقتصادی و آزادی سياسی و آزادی بيان سالهاست که در کوبا مرده است0

هوگو چاوز، يک نظامی پوپوليست شارلاتان و ماجراجوست. وی بر امواج عوامزدگی طبقات فرودست جامعه سوار است و در سنت ليبرال دموکرات ونزوئلا، يک نظامی قدرت طلب است که برای حفظ موقعيت بين المللی اش در کنار هر ديکتاتوری که عليه آمريکا بجنگد می ايستد. وی در شرايطی که تمام جهان می دانست صدام حسين جنايتکار جنگی است، در کنار وی ايستاد تا بتواند بر امواج ضد جنگ- ضد آمريکايی چپ های ورشکسته آن روزها سوار شود. چاوز در کنار صدام ايستاد تا لشگر شکست خورده پير چپ هايی که هنوز نفس می کشند را متحد کند. چاوز نه مانند چه گوارا و فيدل کاسترو برآمده از انقلاب است و نه مانند واسلاو هاول و ماندلا از گروه فرهيختگان و خردمندان به شمار می آيد. اخلاقش در منش اجتماعی بيشتر شبيه مارادوناست، موجودی نيازمند توجه ديگران و شديدا خودخواه و افتخارش اينکه مانند بسياری از افسران دنيای سرهنگ های آمريکای لاتين هيچ شبی را مانند شب قبل خوشگذرانی نمی کند. او مردی با نشاط است. هوگو چاوز با کودتا سرکار آمد. پس از کودتا به زندان رفت و سپس در يک انتخابات با تبليغات پوپوليستی در شرايطی که بيش از شصت درصد مردم در انتخابات شرکت نکرده بودند، برنده انتخابات شد0

محمود احمدی نژاد، مرد باغبانی که امروز مثل چنسی گاردنر رمان «حضور» يرژی کازينسکی عوضی گرفته شده است، از بازی چپ ها خوشش آمده است. وی که در دوران جوانی معتقد بود انقلاب ايران بايد به جای مبارزه با آمريکا با کمونيزم بجنگد، حالا در جلو لبخند و در عقب کيف ختنه و مسلمان کردن رهبران چپ را به همراه دارد. محمود احمدی نژاد، نشسته بر کشتی تايتانيک ميلياردی که با پول نفت حرکت می کند، چنان غرق در ثروت بحران آورده نفت است که می تواند برای ۶۵ محافظش عينک دودی ۲۰۰ دلاری بخرد و هفتاد درصد هيات دولتش را با اعضای خانواده دائما به حج بفرستد. او نيز مانند چاوز برخاسته از انتخاباتی(حتما) مشکوک است، انتخاباتی که راديکال های عقب مانده تحريمش کردند، تا نظاميان ماجراجو در آن پيروز شوند. احمدی نژاد، امروز ميلياردها پول نفت را به کمک گرفته است تا نکبت چپ سياسی- و نه سوسياليسم و سوسيال دموکراسی- را در دنيا زنده کند تا به کمک آن سوار بر بمب های اتمی آقای دکتر استرنج لاو به سوی زمين پرواز کند و فرياد شادمانی نابودی دشمن سردهد و به اين اميد باشد که تا قبل از اصابتش بر زمين، امام زمان ظهور کند و وی را نجات دهد!!0

از نظر من داستان زندگی آنها توسط يک رمان نويس نوشته شده، فقط در اين ميان مکان واقعه و سن شخصيت ها کمی متفاوت است. از نظر من نشانه های مشترک اين سه نفر چنين است:0
ضديت با تمدن و فرهنگ دنيای جديد- پوپوليزم و سوء استفاده از عوام در مقابل خردمندان- برآمدن از کودتا و نظامی گری و انتخابات غير دموکراتيک- مخالفت با حقوق بشر و دموکراسی- ماجراجويی در صحنه بين المللی- گرايش به سوسياليزم غير دموکراتيک- ضديت با آمريکا و جنون آمريکا ستيزي....0
برگرفته از نوشته اول مهرابراهيم نبوي

۱۳۸۵ مهر ۱۲, چهارشنبه

پرونده " زمين خواري " به ارزش 680 ميليارد تومان !!0

در خلافت هاي خيلي (شرعي!) كه خودشان را (ناب) هم ميخوانند. معمولا شتربا بارش گم ميشود....0

سرپرست دادسراى حفظ حقوق بيت‌المال اراضى ملى(!) ومنابع طبيعى ازتشکيل بزرگترين پرونده زمين‌خوارى درسال 85 به ارزش 680 ميليارد تومان دراين دادسرا خبرداد0
به گزارش فارس، احمد قاسمى درخصوص اين پرونده که بزرگترين پرونده زمين خوارى درسال 85 است گفت: قطعه زمينى به مساحت 17 ميليون مترمربع درنقطه مناسبى درمحدوده شهرجديد پرديس(تهران) به ارزش680 ميليارد تومان توسط 8 نفر(!)مورد تصرف واقع شده بود که پس ازتصرف به 3 متراژجداگانه درحال واگذارى بود که با شکايت(!) مجموعه شهرجديد پرديس اين پرونده در دادسراى ويژه حفظ حقوق بيت‌المال تشکيل شده است. وى ادامه داد: اين پرونده 8 (!)متهم دارد که براى بعضى ازمتهمان قراروثيقه صادرشد که اين افراد به دليل عدم توديع وثيقه دربازداشت هستند و1 نفرهم با قراربازداشت موقت درزندان بسرمى‌برد0
قاسمى گفت: قسمتى ازاين زمين درمنطقه حفاظت شده محيط زيست واقع شده وکاربرى قسمت ديگرى ازآن نيزفضاى سبزاست که شهردارى درسال 80 اين اراضى را دراختياروزارت مسکن وشهرسازى قرارداد.!!۰

روزنامه رسالت - تهران . ۱۲مهرماه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گر حکم شود که " مست " گیرند
در شهر ، هر آنچه هست، گیرند

۱۳۸۵ مهر ۵, چهارشنبه

فقر و فساد در خلافت آخوندي هر روز بيشتر از پيش بوده است0

اعتراف شهردار رژیم در تهران به گسترش فقر و بیکاری

پاسدار قالیباف، شهردار رژیم در تهران به گسترش فقر و بیکاری در حاکمیت آخوندی اعتراف کرد و گفت "ما نمی توانیم فقیر باشیم و شعار مبارزه با آمریکا سر دهیم
قالیباف که در مراسم افتتاح طرح عمرانی مناطق 2 و 22 تهران سحنرانی می کرد، گفت "با این همه درآمد ناشی از نفت و جمعیت 70 میلیونی، نباید وضعیت اشتغال و بیکاری در کشورمان چنین باشد. چرا تعارف می کنیم و به یکدیگر نان قرض می دهیم. بر چه اساسی می گوئیم فعال هستیم. با نگاهی به دنیا می توان به این نتیجه رسید که فرصتی برای حرف زدن نداریم. شهروندان تهرانی امروز به جای آسفالت خیابانها در شهر، از من برای خود و فرزندانشان، کار می خواهند
وی گفت "نزدیک به 85 درصد زنانی که به تن فروشی مشغولند، از روی فقر و بیکاری دست به این کار زده اند0

************
در خلافت (شعار) و در روزگار (ريا) , هر روز كه ميگذرد فقر و فساد و غارت ثروت ملي بيشتر وبيشتر شده است 0


۱۳۸۵ مهر ۳, دوشنبه

تا اين خلافت هست . (نون) غربي ها توي روغنه !!0

احمدی نژاد: در مورد همه چيز می توان مذاکره کرد


رییس جمهور(خلافت) ایران به روزنامه واشنگتن پست گفته اگر آمريکائی ها رفتارشان را تغيير دهند يعني بگذارند همچنان باقی بمانیم "'می توان در مورد همه چيز مذاکره كرد!0
در مصاحبه احمدی نژاد با روزنامه واشنگتن پست وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر داشتن روابط عادی با آمریکا در جهت منافع ایران گفته است که کشورش به گفتگو و مذاکره با همه کشورها علاقه مند است و ایران بر این باور است که مذاکره(!)" منظورتجديد معامله " بهتر از تهدید و برخورد است

رییس جمهور(خلافت) ایران ، خاطر نشان ساخته که در مقطع فعلی ایران با بسیاری از کشورها در حال مذاکره و گفتگو است!!0
**********
" کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من "

۱۳۸۵ مهر ۱, شنبه

هر ساعت يک شهروند تهرانی در آلودگی هوا مرده است

به گزارش خبرگزاری دانشجويان فتح الله امی مدير طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران گفته است
سالانه بيش از ۵۰۰ گرم ذرات آلاينده معلق وارد بدن هر تهرانی می شود در حالی که بدن تنها توانايی پالايش دويست و سي گرم آلاينده را در سال دارد

در تهران هنگام عبور از خيابان خود را در ميان انبوهي از دود و سياهي مي بيني بطوريكه قادر نيستي صد متر جلوتر از خودت را تشخيص دهي !0

در حاليکه پزشکان و متخصصان ايرانی هر بار به هنگام افزايش گازهای آلاينده و آلودگی هوا، کودکان را از بيرون رفتن از خانه منع می کنند، دانش آموزان ايرانی پايتخت ايران امسال مجبورند در شرايط هوايی نا سالم سال تحصيلی جديد را آغاز کنند.
بر اساس پيش بينی شرکت کنترل کيفيت هوا، ممکن است آلودگی شديد هوا موجب تعطيلی مدارس در روزهای آغازين مهر ماه شود. در آستانه آغاز مدارس، والدين دانش آموزان شهرهای بزرگ ايران به ويژه تهران، به شدت نگران ابتلای آنها به انواع بيماری های ناشی از آلودگی هوا هستند.
آمار رسمی که درباره شمار قربانبان آلودگی هوا، از سوی مسئولان اعلام می شود، بر اين نگرانيها می افزايد0

آنچه در سالهای اخير مدام تکرار شده بی اينکه محل بحث و اختلاف باشد؛ موضوع آلودگی شديد هواست که هرساله در چند موعد خاص ازجمله فصل آغاز مدارس ،به موضوع مشترک همه رسانه های خبری ايران تبديل می شود
در اين مورد همه دست اندر کاران هم عقيده اند. همگی معتقدند هوا آلوده است اما اينکه چه بايد کرد و چه نبايد، موضوع ديگريست که بر اساس اخبار و گزارشهای موجود، (هيچ دست اندر كار و مسئول و مدير و وزير و مفت خور و دروغگوئي) در فكر چاره و حتي تسكين آن نيست !0

.

۱۳۸۵ شهریور ۲۹, چهارشنبه

پرواز انوشه ايراني و پاره كردن زنجير سرنوشت ؟!0

انوشه انصاري اولين زن فضانورد ايراني‌صبح روز دوشنبه با سفينه "سايوز تي ام آ - ‪ "۹‬از پايگاه فضانوردي "بايكانور" واقع دراستان " قزيل اوردا" در جنوب غربي قزاقستان به فضا رفت
" ميخايل تيورين" از روسيه، " مايكل لوپيس آليگريئو" ازآمريكا و "انوشه انصاري " سرنشينان اين فضاپيما هستند



انوشه انصاری با پروازش. تار و پود همه انگاشتهای آیت‌الله‌های رنگ و وارنگ را که در گوش زنان ایرانی می‌خوانند: «جای زن مسلمان ایرانی در آشپزخانه هست» را در هم پیچید



سه‌شنبه ٢٨ شهريور ١٣٨٥انوشه انصاری، امریکائی ایرانی‌تبار در پهنای بی‌پایان کهکشان پرگشود و بهانه‌ای شد تا ایرانیان در چهارگوشه جهان از اینکه زنی از هم تبارشان بسوی آسمان پرگشاده است، شادمان شوند و بر خود ببالند.0
انوشه انصاری هنگامی که دختری هفده ساله بود به امریکا رفت. پرواز بلند و شکوهمند امروز او، پی آمد بلندپروازیهای زنی است، برخاسته از زمین نفرین شده خاورمیانه، زمینی که در هزار و اندی سال گذشته برای زنان چیزی جز سرکوب و خواری ببار نیاورده است، پس بیهوده بر خود نبالیم و دستآوردهای انسانی پرتلاش و بلندپرواز را بپای خاک و خون خود ننویسیم.انوشه انصاری اگر که در ايران " آخوند زده " مانده بود، با همه توانائی‌هایش، توانائی‌هایی که در بودنشان امروز دیگر جای گمان و دودلی نیست، هر روز و هر شب مزه‌خواری و زبونی را می‌چشید، روزی هزار بار بیادش می‌آوردند که "زن" است، نیمه انسان است، "ناقص‌العقل" است و پایش را نمی‌بایست از گلیمش فراتر نهد، چه برسد به آنکه آرزوی نشستن بر تخت کیکاووس و پریدن با آسمان را در سر بپرورد!0
انوشه انصاری اگر که در ایران مانده بود، پای از خانه بی‌پروانه شوهرش نمی‌توانست گذاشت، شاید که به دانشگاه راه نمی‌یافت و اگر هم که می‌یافت، نمی‌توانست رشته‌ای را که خود خواسته بود بیاموزد
.من نمی‌دانم چه کسی اندیشه رفتن از ایران را به سر او انداخت، نمی‌دانم آیا خواست خودش و یا خانواده ه‌اش بود، ولی اینرا می‌دانم که انوشه با رفتن به کشوری که در آن آزادی هست و نابرابری جنسی نیست، همه زنجیرهائی را که سرنوشت از همان دم زاده شدنش در خاک ایران برایش بافته بود، از هم گسست0
.انوشه انصاری با پروازش تاروپود همه انگاشتهای آیت‌الله‌های رنگ و وارنگ را که در گوش زنان ایرانی می‌خوانند : «جای زن مسلمان ایرانی در آشپزخانه است» را در هم پیچید. سرنوشت او برای چندمین بار نشان داد که سرزمین زیبا، ولی نفرین شده ما بذرهای نیکوئی را در خود می‌پرورد که همگی در شوره زارهای ناآگاهی و پی ورزی و سخت سری این کشور ِ یکسر "مردانه" ناشکفته می‌پژمُرند و همین بذرها اگر که در خاکی پربار بیفتند، درختانی ستُرگ و پر شاخ و برگ بَرمی آورند و جهانی را به شگفتی وا می‌دارند0
.من از پرواز انوشه بر خود نمی‌بالم، من بر روزگار هزاران هزار انوشه‌ای افسوس می‌خورم که در این آب و خاک ببار می‌آیند و فرهنگ آزادی کش این سرزمین بالهایشان را پیش از آنکه به پرواز بیندیشند در هم می‌شکند. به آن هزاران هزاری که نخست آرزوهایشان را و سپس جان و روانشان را می‌کُشند، 0
بااینهمه این پرواز شکوهمند را پیام باریکی نیز هست. انوشه انصاری با دوختن پرچم سه رنگ بر جامه اش نشان داد که هنوز از سرزمین مادری اش دل نبریده است و گوشه چشمی به آن و به مردمان آن دارد، پس می‌توان گفت که پرواز او را پیامی نیز هست، برای خواهران همخون و همزبانش، برای زنان ایران زمین

به پـــــای خود مزن زنجــــــــــــیر تقدیر
،ته این گـــنبد گردون رهـــــی هست
اگـــــر باور نداری خیـــــــــــز و دریاب
که چون پا واکنی، جولانگهی هست
!0


mazdakbamdadan@arcor.de

۱۳۸۵ شهریور ۲۰, دوشنبه

یازده سپتامبر: زخم های ماندگار يک مصيبت




یازده سپتامبر زندگی همه مردم آمریکا را برای همیشه تحت تاثیر قرار داده است. همه چیز در این کشور از نحوه سفر کردن تا بانکداری به گونه عمیقی تغییر کرده است

ساعت هشت و چهل و شش دقیقه بامداد سه شنبه یازده سپتامبر 2001 یک فروند هواپیمای بوئینگ 767 متعلق به شرکت هوایی آمریکن ایرلاین با 81 مسافر و 91 هزار لیتر سوخت به برج شمالی مرکزتجارت جهانی نیویورک اصابت می کند. شانزده دقیقه بعد در ساعت نه و دو دقیقه هواپیمای دیگری با 56 مسافر به برج جنوبی می خورد
سی و پنج دقیقه بعد پرواز شماره 77 با 58 مسافر به ساختمان پنج ضلعی وزارت دفاع آمریکا در واشنگتن اصابت می کند
و سرانجام در ساعت ده و 10 دقیقه صبح یک بوئینگ دیگر با 38 مسافر در شنکسویل ایالت پنسیلوانیا واقع در دويست و چهل كيلو متري شمال غربی شهر واشنگتن در اثر درگیری مسافرین با تروریست ها سقوط می کند

۱۳۸۵ شهریور ۱۷, جمعه

بیست و هفت سال است " دم " خروس پیداست




وقت آن است که ايران انتخابش را مشخص کند. ما راه خود را انتخاب کرده ايم. به همکاری نزديک با متحدان خود ادامه می دهيم تا راه حلی ديپلماتيک پيدا کنيم، اما سرپيچی ايران بايد پيامدهايی داشته باشد و نبايد به ايران اجازه دهيم سلاح اتمی توسعه دهد
جورج بوش

ملت ايران هرگز در طول تاريخ به حقوق ملت های ديگر تجاوز نکرده. اما همه بايد بدانند که ملت(!) ايران تحت فشار و ارعاب. ذره ای از حقوق خود کوتاه نخواهد آمد
احمدي نژاد

بوش در آخرین سخنرانی اش میگوید < وقت آن است که ایران انتخابش را مشخص کند >> اما نمی گوید که انتخاب سیاست دولت آمریکا با دادن ویزا به (خاتمی) و فراهم کردن امکان سخنرانی های متعددش در مجامع شناخته شده آمریکا معنا و مفهوم (چه انتخابی) هست ؟!0
پس....... در تمام این سالها (دم خروس) کاملا (پیدا) و ....دیده شده است

کاخ سفيد: 'ايران فعالترين حامی تروريسم'


آمريکا، نگران کننده ترين خطر از جانب ايران را احتمال(!) پيوند تروريسم و سلاحهای کشتارجمعی از طريق اين کشور خوانده است0
***********************
بعد از این همه سال یکبار دیگر.... ( شیره) را خورده اند و میگویند ، ( شیرین ) است!0

بلاي ما . هميشه خامي ماست
كزاين خامي . همه ناكامي ماست

۱۳۸۵ شهریور ۸, چهارشنبه

اتوکردن پستان برای حفظ نجابت دختران

توحش . در كنار تمدن . همچنان جا خوش كرده است !!0


در اکثر جوامع سنتی مسئولیت رابطه جنسی بطور عمده بر عهده زن است. در جامعه ‏سنتی باور عمومی بر این است که زن با زیبایی و جذابیت جنسی خود اشتهای جنسی ‏مرد را تحریک می‌کند و این زن است که باید "نجیب" بماند تا مرد تحریک نشود و به او ‏تعرض نکند.
یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی‌ ‏اندام‌های زنانه است. در کشور ما برمبنای همین تفکر سنتی، اندام زنانه توسط چادر و ‏مانتو پوشیده می‌شود تا مردان تحریک نشوند!، ولی در کشور افریقائی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی پستان دختران نابود گردد!- ‏به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن پستان» توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی پسران و مردان را جلب نکنند. از آنجائي که رشد ‏پستانها نشانه بلوغ جنسی است، صاف کردن پستانها به این منظور صورت می‌گیرد که ‏دختر کم سن و سال‌تر جلوه کند و جذابیت جنسی او کاهش یابد!0
‏به گزارش بی‌بی‌سی، سنت اتوکردن پستان در کامرون رایج است بطوریکه ٢٦ درصد ‏دختران کامرونی در سنین بلوغ، یعنی حدود ٤ میلیون دختر، تحت خشونت «اتوکردن ‏پستان» قرار می‌گیرند. این کار عموما توسط مادر دختر انجام می‌گیرد. وسایلی که برای ‏اتوی پستان استفاده می‌شود، از جمله کفگیر، موز، گوشت‌کوب چوبی، و پوسته نارگیل ‏است که ابتدا روی آتش داغ می‌شود و سپس برای ضربه و مالش پستان مورد استفاده ‏قرار می‌گیرد.0
گرچه هنوز تحقیقات علمی درباره عوارض مشخص این عمل در دراز مدت ‏انجام نگرفته است، اما این روش که بسیار دردناک است به بافت پستان آسیب ‏می‌رساند.‏اخیرا یک سازمان غیردولتی بنام «شبکه خاله‌ها» پیکاری را برعلیه ‏سنت اتوکردن پستان دختران آغاز نموده و با کمک يك سازمان آلمانی ‏‏ که به توسعه ‏پایدار کشورهای درحال رشد کمک می‌کند، این پیکار کم کم به یک کارزار بین‌المللی علیه ‏اتوکردن پستان دختران در افریقا تبدیل شده است. مهمترین هدف این کارزار، رشد آگاهی ‏زنان و دختران و ترک این سنت‌ خشونت‌زا و زن ستیز است.‏

۱۳۸۵ شهریور ۴, شنبه

كينه ديرينه جماعت تازي صفت ؟!0




با آثار بجا مانده از فخر و فر ایرانیان همان رفتار را میکنند که در تاریخ ، هنگام حمله اعراب به ایران کردند

در "سایت بازتاب " که متعلق به حکومت اسلامیون ناب هست، شخصی نامه بلند بالائی برای رئیس سازمان میراث فرهنگی ایران اسلامی نوشته و به پاره ای از آبرو ریزی ها و" کینه دیرینه " که در منطقه پرس پليس" آثارباستانی تخت جمشید " توسط مسئولین مربوطه صورت گرفته اشاره میکند و از جمله می نویسد
آقا!. شما فكر مي‌كنيد وقتي يك ايراني برود آن دم و دستگاه را ببيند و با وضعيت كنوني مقايسه كند، خيلي خوش ‌به حالش مي‌شود؟!.. ابداً اين‌طور نيست. در اين رابطه اجازه بدهيد –رويم به ديوار- مثالي بزنم: فرض كنيد يك هم‌وطن برود آنجا و بفهمد كه شهرهاي ما چند هزار سال پيش سيستم آب و فاضلابِ شهري داشته‌اند و بعد برود دستشوييِ همان مجموعه و ببيند از سي، چهل توالتي كه آنجا هست، 29 تايش خراب است و بقيه هم آب ندارد و اگر هم آب باشد،‌ شيلنگ‌ها پاره است و شير دستشويي‌ها از جا درآمده و همه جا كثيف است و... چه حالي پيدا مي‌كند؟! خود من چند هفته پيش دقيقا اين بلا سرم آمد و حالم از دو جهت خيلي بد شد؛ جهت اول را بالاخره رفع (و دفع!) كردم!.. اما بدي حالم از جهت دوم همچنان پابرجاست. دليلش را كه مي‌دانيد؟ (راستي حالا كه حرف اين جور چيزها شد، هيچ مي‌دانستيد يكي از معضلات توريست‌ها در كشور ما، همين «توالت رفتن» است؟ و اين خارجي‌هاي فلك‌زده به خاطر اين‌كه بلد نيستند از توالت‌‌هاي ايراني استفاده كنند، چه مكافاتي مي‌كشند؟ تا جايي كه به همين دليل ساده، رغبتي به مسافرت به ايران ندارند. تازه اينها وقتي است كه آب باشد و شيرها خراب نباشد و صابون باشد و... !) توضيح ضروري: واقعا عذر مي‌خواهم كه به عنوان نمونه سيستم بهداشتي را مثال زدم. مي‌توانستم در مورد «منشور كورش» هم مثال بزنم، منتها ديدم ممكن است باعث سوءتفاهمِ شديد شود0

۱۳۸۵ شهریور ۳, جمعه

اگر...... به چشم نمی دیدم ، باور نمی کردم


.
وقتي جامعه اي بهم ريخت . معناي (اميران كلام) نيز بهم مي ريزد ؟!0


این روزها به شدت بر روی در و دیوار "ام‌القرای اسلام!!" به دنبال پارچه نوشته‌ی کلاسی برای آموزش انسانیت ، ملیت، مروت ، معرفت ، راستی، آگاهی و بینائی و خلاصه تمام اخلاق و عاداتی که قبل از تشریف فرمائی (انقلاب!!) داشتیم و بدست خودمان (نابودش) کردیم ، میگردم !! .. شما چنین پلاکارت و تابلو و نوشته ای، سراغ دارید؟؟۰

۱۳۸۵ شهریور ۱, چهارشنبه

نوميد و خسته .پشت قاب اين پنجره ها .بايد پير شد؟0




فلسطين - لبنان

به شمار اين گلوله ها آرزو در خاك خفته است

در قاب اين دو پنجره، هزار اميد و آرزو آينده را انتظار می كشد، اگر آخرين شليك از قاب پنجره عبور نكرده و اين دو قلب را از حركت باز ندارد. اگر صلح شود و همزيستی ممكن. وای از آرزوهای درخاك خفته در فلسطين و لبنان. دختران چرا بايد نوميد و خسته، پشت قاب اين پنجره ها پير شوند؟

۱۳۸۵ مرداد ۲۶, پنجشنبه

خلفاي خرافه . از آگاهي مردم وحشت دارند



ايسنا،{ خبرگزاری حکومتی} در حالي كه جمع‌آوري تجهيزات ماهواره تا پيش از اين بر عهده عوامل اطلاعات پليس بود، از پنج‌شنبه هفته گذشته ماموران يگان ويژه در اين رابطه وارد عمل شده و با شدت بيشتري اقدام به جمع‌آوري ديشهاي ماهواره‌ مي‌كنند و به اين ترتيب تا كنون عمليات هايي! (تصاویری که می بینید!) در شهرك غرب، ونك، مجتمع بهجت‌آباد خيابان زرتشت، الهيه و تجريش به اجرا در آمده است
در جريان پيگيري‌هاي پلیسی!(حمله به ساختمانها و منازل!) ، ماموران يگان ويژه از جمله، در منطقه الهيه به مجتمع مسكوني «هاله» و آپارتمان‌هايي كه تجهيزات ماهواره آن مشهود بود، وارد شدند و تا ساعت 13 بيش از پنجاه50 بشقاب و (ال.ام . بي) ماهواره را از پشت‌بام منازل جمع‌آوري کردند !- بهم ریختند و شكستند
حالا ، مسخره ترین بخش از این (خبر!) را به نقل از گزارش (ایسنا!!) بخوانید0
رييس مركز اطلاع‌رساني(!) فرماندهي انتظامي تهران بزرگ افزود: اين ماهواره‌ها ابتدا به معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعي (فاتب!!) و سپس به انبار صدا و سيما منتقل خواهند شد!!0
ملاحظه می کنید که چه چیزهائی به انبار صدا وسیما منتقل ميشود؟!0

۱۳۸۵ مرداد ۲۵, چهارشنبه

كوه ها . هرگز بلند تر نميشوند ؟!0

مایلم داستانی را برایتان تعریف کنم که از قول رهبر سابق چین گفته شده است، امروزه به هر جای چین که بروید مردم این کشور (آنرا) برایتان نقل خواهند کرد

روزگاری در شمال سرزمین چین پیرمردی می زیست که "آقای بی سواد" نام داشت. خانه پیرمرد رو به سمت جنوب بود و درآن جانب ، در ست مقابل خانه ، دو کوه سترگ قرار گرفته بودند. روزی او فرزندان خود را فرا خواند و به آنان گفت که باید دست به کار کندن و برداشتن کوهها شوند. همسایه او که نامش "آقای هوشمند" بود به همسایه کم عقل خود گفت : " میدانستم که تو پیرمردی سبک مغزی ولی نه آنقدر که بخواهی با دست کوه را صاف کنی." پیرمرد پاسخ داد 0
راست می گویی دوست من ، ولی بیاد داشته باش که اگر من بمیرم فرزندانم کارم را ادامه خواهند داد. وقتی که آنها هم بمیرند ، فرزندان آنان جایشان را خواهند گرفت و با مرگ ایشان فرزندان آنها هم همین کار را پی خواهند گرفت. به همین ترتیب این تلاش همچنان ادامه خواهد یافت. کوهها هرگز بلندتر نمی شوند ولی ما هر روز آنها را می تراشیم و از ابعادشان می کاهیم و این امید را در دل می پرورانیم که روزی این دغدغه از پیشگاه منزلمان زدوده شود0
جامعه ما نیز با دغدغه ای همچون آن دو کوه بلند دست به گریبان است. همت کنید تا با شکیبایی آن را از محیط خود بزدائیم

۱۳۸۵ مرداد ۲۲, یکشنبه

ما .. مجبور به تهديد تركيه و جنگ با آمريكا خواهيم شد!!0

می خواهند بمب به خودشان ببندند و بپرند توی مراكز آمريكائی- اسرائيلی

خبرنگار تركيه با خانمی بنام "افروز رجائی» در تهران مصاحبه كرده كه ظاهرا فرمانده زنان انتحاری است! نه حرف های "افروز" خانم و نه دخترخانم های مدل شده برای عكس های استشهادی را در ايران كسی جدی نمی گيرد0

افروز خانم می گويد: در صورتی كه آمريكا قصد حمله به ايران را داشته باشد و تركيه هم به عنوان پايگاه نيروهای آمريكايی عمل كند، ما مجبور به تهديد تركيه خواهيم شد!. ما مي‌خواهيم به عنوان كماندوهای شهادت طلب(!) با آمريكا، انگليس و رژيم اشغالگر قدس بجنگيم!.. قصد ديگر ما كشتن سلمان رشدی " نويسنده‌ای است كه به ساحت خداوند اهانت كرده است !!0 "


يك روزنامه چاپ تركيه بنام "صاباح تركيه"، گزارشی را در باره گروه زنان انتحاری در ايران منتشر كرده است. اين گزارش نتيجه مشاهدات و مصاحبه خبرنگار اين روزنامه در ستاد كماندوهای استشهادی در تهران است.0
همزمانی انتشار اين گزارش و تهديدهائی كه بويژه عليه تركيه شده، با جنگ در لبنان و در آستانه ماجرای طرح انفجارهواپيماهای مسافر بری انگلستان- امريكا (موضوع روز) بسيار سئوال برانگيز است. در دولت بی در و پيكر( خلافت آخوندها) كه هر كس اهل قتل و ترور باشد جواز ابراز نظر و حتی تشكل دارد، همين مواضع و اخبار و گزارش هائی كه درباره آنها منتشر می شود، زمينه های معرفی شدن ايران به كانون اصلی ترور جهانی شده است.(كه... شده است) چنان، كه محافل در تدارك حمله به ايران، می توانند خود حادثه ای را(مانند ماجرای هواپيمای عازم امريكا از لندن) سازمان بدهند و سپس به آسانی و مستند به همين حرف ها و حركات ايران را بعنوان كانون اين عمليات نشان بدهند0
*************
وقتي كه امور مملكت داري بدست عده اي (حجره نشين) و بازاري و ميداني بيفتد ..در نهايت راهي ندارند جز اين كه بزنند به سيم آخر....!0
كه مي بينيد دارند ..... ميزنند 0

۱۳۸۵ مرداد ۲۱, شنبه

خشونت در جامعه آخوندي ايران همچنان - بيداد ميكند

ايران، قتلگاه دگرانديشان

خمينی در سخنرانی اش در پاريس (۱۷ و ۲۹ مهرماه ۱۳۵۷) خطاب به رژيم شاه گفت: "... مرتب دم از آزادی می زنند. مردم آزادی قلم دارند؟ آزادی بيان دارند؟ مردم کجا آزادی دارند که ايشان دم از آزادی می زنند... از اساس دمکراسی اين است که مردم آزاد باشند... کدام يک از اين روزنامه هايی که ما داريم آزاد بوده است؟..." اما کمتر از يک سال شمشيرش را برای ذبح شرعی اهل قلم از رو بست

لايحه ی قصاص، دستاورد انديشه ی خمينی و پيروان اش نيز بذر خشونت آفرينی در جامعه پاشيد ن آغاز کرد. اين لايحه که با استفاده از قوانين اسلامی ۱۴ قرن پيش و در ۱۰۰ ماده به تصويب خمينی و پيروانش رسيد، همه افراد جامعه را جلادان بالقوه می خواهد و خشونت را به امری عادی در جامعه بدل ساخت0

حاکميت اسلامی به رهبری خمينی از همان فردای "انقلاب بهمن" کشتار دگرانديشان ، دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی را آغاز کرد.0
کشتارها در گوشه و کنار شهرها و روستاها آغاز شد , اما گونه ی رسمی و حکومتی اش بر بام های "مدرسه ی رفاه و علوی" رقم خورد. روزانه تعدادی از مسؤلين , عوامل و هواداران رژيم سلطنتی و فرماندهان ارتش بی گناه و گناهکار در بيدادگاه های حکومتی محکوم و بر بام اين دو مدرسه تيرباران می شدند."روح خدا" به قولی که در پاريس و برخی از سخنرانی هايش داده بود نيز وفا نکرد . گفته بود:«آقای سرهنگ، آقای سرلشکر نمی خواهی آقا باشی؟ می خواهی نوکر باشی و بمانی؟ شما فکر کرده ايد ما چوبه دار گذاشته ايم که همه را بکشيم و...»کشتار دگر انديشان و مخالفين سياسی و عقيدتی در کردستان و ترکمن صحرا و ديگر استان ها ی ميهنمان گام بعدی خمينی بود. در کردستان حاکم شرع خمينی، صادق خلخالی ، حتی پزشکان و پرستارانی را که برای کمک به مجروحين به آن منطقه رفته بودند، تيرباران کرد.!!0
هنوزحال و هوای" بهار آزادی "بود که زندان هايی که در انقلاب خالی شده بودند، دوباره پر شدند و بساط شکنجه و تسويه حساب های سياسی وعقيدتی، و اعدام پهن تر شد.سازماندهی گروه های " فشار و کشتار" به گونه ای گسترده آغاز شد. حمله به کتابفروشی ها، کتاب سوزان ها، ضرب و شتم دگرانديشان و مخالفين سياسی و عقيدتی کار هر روزه ی اين گروه ها شد .0
از همان هنگام نيز ماشين کشتار حکومت اسلامی برای کشتن دگرانديشان و مخالفان سياسی و عقيدتی در خارج از کشور به راه افتاد وطی چند سال ده ها تن از برجسته ترين روشنفکران و روشنگران و چهره های مخالف حکومت اسلامی را در خارج از کشور به قتل رساند. با قتل علی اکبر طباطبايی در واشنگتن دی. سی به سال پنجاه و هشت - کشتار ها در خارج از کشور آغاز شد.سال ۱۳۵۸،عباس امير انتظام معاون نخست وزير دولت مهدی بازرگان به اتهام "جاسوسی" برای امريکا بازداشت و بعد از محاکمه ای کوتاه و غيرقانونی در دادگاه های اسلامی به حبس ابد محکوم شد. 0
خمينی به نزديکانش نيز چنگ و دندان نشان می داد.لايحه ی قصاص، دستاورد انديشه ی خمينی و پيروان اش نيز بذر خشونت آفرينی در جامعه پاشيد ن آغاز کرد. اين لايحه که با استفاده از قوانين اسلامی ۱۴ قرن پيش و در ۱۰۰ ماده به تصويب خمينی و پيروانش رسيد، همه ی افراد جامعه را جلادان بالقوه می خواهد و خشونت را به امری عادی در جامعه بدل می سازد. اين لايحه بر حق زندگی به عنوان حق ذاتی انسان، که می بايد به موجب قانون حمايت شود با اعمال شکنجه و اعدام خط بطلان می کشد . بسا ط قطع کردن دست و پا, گردن زدن, سنگسار و اعدام در ملا عام , بساط شريعت مداران شد.!0

۱۳۸۵ مرداد ۱۵, یکشنبه

نگاه شان به همه چيز . نگاه منبري است !!0

قايق‌ 22 نفره بانوان لرستاني واژگون شد

اعضای تیم ، که اکثرشان شنا بلد نبودند، هنگام واژگون شدن قایق، فاقد جلیقه نجات بودند

امروز در مسابقات 1000 متر" دراگون بوت " هنگامي كه 3 تيم، تهران، توابع تهران و استان لرستان به مرحله پاياني رسيدند، تيم استان لرستان كنترل قايق خود را از دست داد و تمامي سرنشينان آن به داخل آب سقوط كردند. !!عمق محلي كه قايق استان لرستان در آن واژگون شد، بيش از 4 متر بود و تمامي اعضاي اين تيم فاقد جليقه نجات بودند.!!۰
جلیقه نجات ؟، یعنی چی؟ ، شال یاسر عرفاتی دور گردن مهمه !!0

همچنين تعدادي از اعضاي تيم نيز شنا بلد نبودند!!0
روسری تو، بکش جلو! ، شنا یاد گرفتن و ژاکت نجات داشتن ، یعنی چی ؟
خبر ميافزايد . بلافاصله ! قايق غريق نجات به كمك حادثه ديدگان شتافت و تمامي اعضاي تيم بيست و دو نفره استان لرستان را نجات دادند.!! ( چقدر زحمت کشیدند!!)اعضاي تيم به شدت ترسيده و تا حدودي(!) كنترل خود را از دست داده بودند، ولي خوشبختانه در اين حادثه هيچ فردي آسيب نديد و در حال حاضر(!) حال تمامي اعضاي تيم مساعد است
كمك داور اين دوره از مسابقات به خبرنگار اجتماعي فارس گفت:بايد قبل از اينكه اين افراد در اين دوره از مسابقات شركت كنند، از تمامي آنها تست شنا گرفته ميشد، ولي متاسفانه از اين افراد و چند تيم ديگر(!!) تست شنا گرفته نشده بود!0
لال از دنیا نری . بلند صلوات بفرست

۱۳۸۵ مرداد ۱۲, پنجشنبه

پست محرميت !!- (تا بحال شنيده بوديد؟؟)0

سايت حكومتي بازتاب مي نويسد:0

خواهر(!) ارجمندي را كه از اساتيد(!) محترم دانشگاه است، براي تصدي مسئوليتي فرهنگي در يكي از كشورهاي اروپايي تعيين كرده‌اند0
تا اينجاي كار حرفي نيست و از قضا شايد براي وجهه بيروني نظام، سپردن مسئوليت‌هاي مهمي چون رايزني فرهنگي و حتي سفارت و وزارت زنان، مفيد فايده هم باشد، اما نكته جالب در اين ميان آن است كه سركار خانم مورد نظر با مسئولان سازمان اعزام‌كننده خود استدلال كرده است كه چون در محيط كار جديد در خارج، به يك فرد محرم(!) نياز دارد كه از طريق او كارهايش را انجام دهد، اجازه دهند پسرش را هم با خود در پست جديد مشغول به كار كند و مسئولان امر هم موافقت كرده‌اند!0
نكته لطيف ‌تر(!) اينجاست كه مگر قرار است خانم‌هايي كه به مسئوليت مي‌رسند، كارهاي جاري خود را از طريق يك محرم ـ فرزند يا شوهر ـ انجام دهند؟ 0مثلا راننده آنان محرم آنان باشد. منشي آنان، همسر يا دختر يا... آنان باشد؟!آيا در محيط جديد چنين مديري براي رعايت مسائل شرعي(!) تصميم دارد تنها از طريق پسرش با مردان زيرمجموعه‌اش كه همه با او نامحرم هستند، ارتباط و تعامل برقرار كند؟0
از اقتضائات(وظايف اش) در خارج، ديدار و ملاقات با مسئولان رده‌هاي مختلف كشور مقصد است كه بر حسب شرايط موجود، بيشتر مرد و نامحرم هستند. در چنين مواردي و با چنين استدلال‌هايي اين ديدارها و تعامل‌ها و روابط چگونه برقرار خواهد شد؟!0
**************
ببينيد - اين تحفه هاي متحجر چه مسخره بازي هائي از خود نشان ميدهند و چگونه با آبروي يك ملت بازي ميكنند؟0
آنها كه با شروع به اصطلاح " انقلاب ! " و آمدن " بزرگ آخوندان انقلابي!! " به ايران - نعره سر ميدادند كه " خورشيد اين بار - از غرب طلوع كرده است !! " حالا بايد به اثرات و ثمرات و مفتخرات اين طلوع پر غروب از ته دل گريه كنند ....... 0
حالا كار مملكت داري و اداره امور جاري آن بدست تاريك انديش ترين موجودات باقي مانده از عهد ماضي!افتاده است 0

۱۳۸۵ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

سي درصد زن و شوهرها، سال اول ازدواج جدا می شوند

تهران - كرمانشاه و قم پيشتازان طلاق زن و شوهر ها هستند

معاون دفتر آسيب‌ديدگان اجتماعی سازمان بهزيستی اعلام داشت
تهران در سال گذشته و در مقايسه با ساير استان های كشور با 19 درصد، بالاترين شاخص طلاق در كشور را داشته است. پس از تهران و با 7/14 درصد كرمانشاه قرار دارد و سپس قم با 8/12 درصد در رتبه‌های بعدی بوده است0
درصد طلاق‌ها در سال اول ازدواج رخ مي‌دهد و متوسط سال‌های زندگی مشترك مطلقه‌ها، 5 سال است0ايلام با چهار درصد، و يزد با 5 درصد، پايين‌ترين شاخص طلاق را در كشور دارند0

اعتياد، بيكاری و بخصوص دسترسی آسان اينترنتی به صيغه و دوست يابی از جمله عوامل تشديد كننده رشد طلاق در ايران ذكر شده است !0

۱۳۸۵ مرداد ۷, شنبه

'اگر به دختران درس بدهی، تو را مي كشيم!0



همسايه شرقي ايران

دهه نخست. هزاره سوم !!0

در يادداشتی بر روی يک درخت خطاب به سر معلم مکتب (ناظم مدرسه) نوشته اند 'ما تو را می شناسيم می دانيم که دختران را آموزش می دهی اگر از اين کار صرف نظر نکنی تو و دخترانت را می كشيم

و معلم . بر روی همان يادداشت روی درخت می نويسد: هرکاری که می خواهی بکن، ما هم کاری که بايد بکنيم می كنيم0

چند روز بعد مکتب مورد اصابت سه راکت قرار می گيرد، همچنين در اطراف مکتب مواد منفجره کار گذاری می شود0
اين حادثه چند هفته قبل در ولايت وردک که درهمسايگی کابل واقع است اتفاق افتاد. اما در جنوب کشور وضيعت از اين هم بدتر است !0
در هشت ماه گذشته در ولايت " هلمند " تقريبا نصف مکاتب يا سوزانده شده اند و يا آموزگاران از ترس مکاتب شان را بسته اند0
اوضاع به طور قابل ملاحظه ای خاطرات رژيم " طالبان " را در ذهن ها زنده می کند. اما امروز هدف بيشتر ايجاد ناامنی است تا افراط گرايی مذهبی0

آنها به خوبی می دانند که کسانی که سواد دارند به آنها گوش نخواهند داد و برای خودشان فکر خواهند کرد
مکتب ها هدفهای دائمی اين افراد است. شب نامه های تهديد آميز به منظور ايجاد ترس در مردم پخش می شود و هدف نهايی اين است که قدرت حکومت محلی، که توسط انتخابات دموکراتيک به قدرت رسيده از بين برود!!0
******************
جهل و خرافه و تحمل درد و رنج ناشي از آن . ابزار و اسباب خوبي براي سواري دادن مسلمان هاي افراطي و سواري گرفتن . بيگانگان غارتگر در هر لباس و نام و شهرتي خواهد بود0

۱۳۸۵ مرداد ۴, چهارشنبه

بمناسبت سالروز درگذشت پادشاهان پهلوي


اين هزارمين يادداشت من در اينجاست

تاريخ به نيكي و راستي . از آنان ياد ميكند

چه شتابي در ناسپاسي ها . داشتيم


چهارم و پنجم مرداد. روزهای درگذشت رضاشاه کبیر و محمدرضا شاه پهلوی است که حالا به لطف دشمنان و غارتگران ايران حتی دل مخالفان پادشاهی در ایران را به درد میاورد.0
این پدر و پسر به ترتيب یک ایران پرازبیماری و فقرو بدبختی را از پادشاهان فاسد قاجارو دخالت هاي مستقيم بيگانگان تحویل گرفتند و در طول 50 سال هر باانصاف با شعوري ديد و دريافت که چه خدماتی به ایران و ايراني كردند 0
رضا شاه بزرگ بنيان گذار ايران نوين و محمد رضا شاه خدمتگذارسر زميني بود كه همواره مورد طمع و نظر غارتگران بين الملي قرار داشته است ... كه اگر ميگذاشتند و اگر مردم فريب نمي خوردند و حق شناس بودند اين چنين ساقط نمي شديم و اكنون در رديف كشور هاي معروف و مهم دنيا قرار داشتيم0
تاريخ درباره اين پدر و پسر همواره به نيكي و راستي ياد خواهد كرد0

۱۳۸۵ مرداد ۱, یکشنبه

جنگ جهاني سوم . آغاز شده است !0

"نيوت گينگريچ رئيس سابق مجلس نمايندگان آمريکا و از کانديداهای اصلی جمهوری خواهان در انتخابات رياست جمهوری آتی آمريکا، اخيرا طی سخنانی از آغاز "جنگ جهانی سوم" صحبت کرده است0
.او معتقد است که اوج گيری فعاليتهای تروريستی در سطح بين المللی نشانگر آغاز "جنگ جهانی سوم" است.0

آقای گينگريچ در مصاحبه با برنامه نيوزنايت بی بی سی گفت: " آزمايشهای موشکی کره شمالی، بمبگذاری های بمبئی هند، جنگ افغانستان و پيکارجويانی که در پاکستان پناه گرفته اند، درگيری های خاورميانه و ائتلاف تروريستی ايران، سوريه، حزب الله و حماس که هدف آن نابودی اسراييل است، حملات تروريستی عليه مردم عراق که با حمايت سوريه، ايران و تا حدی عربستان سعودی صورت می گيرد، دستگيری ۱۸ کانادايی برای طرح ريزی حملات تروريستی و توطئه چينی برای سر بريدن نخست وزير کانادا و اعلام وجود حدود ۱۲۰۰ تروريست از ۲۰ سازمان مختلف در بريتانيا توسط وزارت خارجه اين کشور، اينها همه و همه شواهدی هستند از وجود نبردی در سطح جهانی که بر عليه تمدن بشری و حکومت قانون در جريان است0

۱۳۸۵ تیر ۲۸, چهارشنبه

دوباره ( اول) شديم ؟!!0

رئيس سازمان بهزيستى كشور

در ميان كشورهاى همسايه، ايران از بابت تعداد معتادان رتبه اول است و متاسفانه تعداد معتادانمان بسيار بالا است 0
. تعداد معتادان كشور افغانستان از تعداد معتادان ما كمتر است در حالى كه افغانستان محل كشت خشخاش است.0
در واقع در ميان كشورهاى همسايه، ايران از بابت تعداد معتادان رتبه اول است!0
متاسفانه اعتياد جدى ترين آسيب هاى اجتماعى در كشور ما هستند يعنى فعلاً به خط بحران بسيار نزديك هستيم…مثلاً آن خانواده اى كه ۹ فرزند معلول دارد. با فرماندار شهرى صحبت مى كردم كه براى بازديد به يكى از روستاهاى توابع رفته بود. پيرزنى را ديده، همراهان از پيرزن پرسيده اند كه اين آقا فرماندار است تو چه خواسته اى دارى كه برايت انجام بدهد؟ پيرزن گفته فرماندار دستور بدهد يك قبر بكنند و همه ما را در آن چال كنند تا از اين زندگى نجات پيدا كنيم0
info@sharghnewspaper.com